شما اینجا هستید: خانهفرهنگچرا باغ موزه‌ی بزرگ لرستان؟ چرا موزه‌ی آب خرم‌آباد؟

چرا باغ موزه‌ی بزرگ لرستان؟ چرا موزه‌ی آب خرم‌آباد؟ مطلب ویژه

سه شنبه, 12 تیر 1397 ساعت 18:13 شناسه خبر: 3661 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

 

 

 

صادق سیفی / روزنامه‌نگار

1- آیین معرفی موزه‌های برتر، در هفته‌ی میراث‌فرهنگی در خانه‌ی هنرمندان تهران برگزار شد تا موزه‌هایی که توانسته‌بودند در مسیر تحقق 12 شاخص جهانی تعیین شده در کمیته‌ی ملی موزه‌های ایران (ایکوم) گام بردارند، معرفی شود و این در حالی است که در این آیین، هیچ نام و نشانی از لرستان نبود؛ استانی که در معروف‌ترین موزه‌های جهان برای گفتن، حرف بسیار دارد آن‌گونه که در موزه‌ای چون «لوور» دارای جایگاه ویژه است.
این که لرستان به‌رغم توانایی‌های بالا در عرصه‌‌های میراثی، در این‌جا غایب میدان است، شاید هم عجیب نباشد؛ چرا که از اساس، این استان، فاقد یک موزه‌ی متناسب با داشته‌های خود است و بخش عمده‌ی آن‌چه در گنجینه‌ی این استان از مفرغ، طلا و نقره نگه‌داری می‌شود ثروت‌هایی کنز شده‌اند که با این‌که پری‌رویانی هستند که تاب مهجوری ندارند ولی هم در، بر روی آن‌ها بسته شده، هم روزن و در نتیجه، حق هرگونه جلوه‌گری از آن‌ها گرفته شده است!.
به گفته‌ی مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان لرستان، «با وجود تعداد زیاد اشیای تاریخی که در لرستان وجود دارد، تنها بخش محدودی از اشیای بی‌نظیر تاریخی در موزه‌ی قلعه‌ی فلک‌الافلاک به نمایش گذاشته می‌شود.»


این در وضعیتی است که ساخت موزه‌ی لرستان از مصوبه‌های سفر اول دولت نهم به این استان بود که طرح لازم نیز از سوی مشاور تهیه شد ولی کار در همان گام متوقف ماند.
2- در جهان، هرجا سخن از مفرغ به میان آید بی‌فاصله نام لرستان بر صدر نشیند و... این قصه‌ی کهن، هر روز نمودی نو می‌یابد از جمله:  در سال 90 مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان از یکی از بزرگ‌ترین کاوش‌های باستان‌شناسی کشور و بزرگ‌ترین دفینه‌ی مفرغی جهان در «سنگ‌تراشان» خرم‌آباد خبر داد. وی در تشریح سخن خود می‌افزاید: در این سایت، با کاوش‌های علمی، لایه‌های معماری که برای اولین‌بار پیدا شد، به اثبات رساند که خاستگاه مفرغ، استان لرستان بوده است. (بامدادلرستان- 30 فروردن90)؛ هم‌چنین در حالی که چندسال پیش، یک تابوت مفرغی در روستای «چوب‌تراش» خرم‌آباد کشف شد، اینک مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان از آغاز فصل نخست مرمت این تابوت مفرغی خبر داده است. وی در این مورد می‌گوید:«برای جذب اعتبار لازم جهت انجام مطالعه و پژوهش بر روی این اثر ارزشمند اقدام شده است. بدین منظور، برای ویترین مناسب و اختصاص سالن ویژه جهت نمایش این تابوت، پی‌گیری‌های لازم با اداره‌کل موزه‌های سازمان میراث‌فرهنگی کشور در حال انجام است تا اعتبار مورد نیاز تامین شود؛ این تابوت مفرغی در زمستان سال 83 در پی کاوشی اضطراری کشف شد و شامل تابوت برنزی و اسکلت انسانی با یک ورقه‌ی طلا بر چشم و یک ورقه‌ی طلا بر دهان است.»(همشهری-2 خرداد97) و ... بر پایه‌ی اعلام «سایت جام»(میراث‌فرهنگی) حدود 12 هزار شئ در حال حاضر موجودیِ اغلب، انبار شده در گنجینه‌ی میراثی استان است که ... این همه، بر ضرورت ساخت موزه‌ی بزرگ ‌لرستان تاکید دارد؛ اندیشه‌ای که نباید بیش از این در آن تعلل شود.
3- برای ساخت موزه‌ی بزرگ لرستان دو نظر وجود دارد:
دیدگاه نخست که بیش‌تر، بازتاب دهنده‌ي نظر مسئولان است، بر ایجاد موزه در حریم قلعه‌ی فلک‌الافلاک تاکید دارد؛ مدیرکل میراث‌فرهنگی استان در این زمینه می‌گوید: برای احداث موزه‌ی بزرگ لرستان از ظرفیت تاریخی ساختمان‌ها و فضاهای مجموعه‌های ارتش و سپاه استفاده خواهیم کرد. (همشهری- اول اردی‌بهشت 97) وی اضافه می‌کند: به محض این که حریم قلعه‌ي فلک‌الافلاک به‌طور کامل تخلیه شود، از فضاهایی مانند باشگاه افسران می‌توانیم برای ایجاد موزه‌ی بزرگ لرستان استفاده کنیم.
نظر دوم، ایجاد باغ موزه در فضای کنار باغ تاریخی کشاورزی، هم‌جوار با باغ گیاه‌شناسی زاگرس و مجموعه‌ی سبز‌آبی کیو که از سوی«NGO»‌های منطقه مطرح شده است.
یک کارشناس میراث در خصوص مکان ساخت موزه اظهار می‌دارد: وجود موزه‌های تاریخی و مردم‌شناسی در همان محل و مکان آثار تاریخی، استقلال هویتی محل و مکان تاریخی را تحت‌الشعاع‌ وجود موزه قرار داده و نوعی هم‌پوشانی نادرست و اشتباه ایجاد می‌کند. بدین ترتیب، موزه بایستی خودش یک ساختمان مستقل از محل و مکان و ساختمان آثار تاریخی داشته باشد. (همشهری- همان)
بر این اساس، موزه فقط یک ساختمان نیست بلکه یک فضاست؛ در واقع، ساختمان موزه باید به عنوان یک اثر معمارانه‌ی ارزشمند، آن‌گونه که «براندی» در تشریح آن می‌گوید: در برگیرنده‌ی تدابیر فنی و هنری در سه زمینه‌ی: موجودیت زیبایی‌شناختی، موجودیت تاریخی(زمانی- مکانی) و موجودیت ساختاری باشد و بنابراین نمی‌توان با تغییر کاربری هر بنایی، آن را به موزه تبدیل کرد چرا که فرم‌های ساده انگارانه با پیچیدگی‌های کم، کاربرد لازم را برای موزه ندارند. افزون بر آن، برخی ساختمان‌ها، فاقد ایمنی لازم برای نگه‌داری شئ‌های منحصربه‌فرد و ذی‌قیمت میراثی هستند که تخریب بخشی از ساختمان باشگاه افسران سابق به هر علت، مؤید این امر است و بی‌جهت نیست که یک صاحب‌نظر توسعه‌ی فضایی می‌گوید: به همان اندازه که لازم است بدانیم چه باید کرد شاید به همان اندازه نیز ضروری است بدانیم که چه نباید کرد.
از سویی بر پایه‌ی نظر «دیوید گِبهارد»: معماری موزه باید با هدف پاسخ‌گویی به نیازها و آرزوهای مردم، به جای انطباق با هنر عوام‌پسندانه، از ارزش‌های هنری والا و مکان و فضای والا برخوردار باشد؛ فضایی که با بنای موزه، به زیبایی سخن گوید و چنین است که تاکید شده است: «موزه‌ها در میان یک محوطه‌ی سرسبز احداث شود. چرا که درختان باتصفیه‌ی هوای پیرامون و ایجاد رطوبت لازم برای مقابله با گرد و غبار و دود و سروصدا، به منزله‌ی حفاظ عمل می‌کنند.»
 بدین قرار، به نظر می‌رسد ساخت موزه‌ی بزرگ لرستان، در مجموعه‌ی باغ تاریخی کشاورزی، در کنار باغ گیاه‌شناسی و در جوار مجموعه‌ی زیباکنار و پارک و دریاچه‌ی کیو که هریک به تنهایی یک موزه‌ی طبیعت‌اند، اتصالی آهنگین و جدا‌ناشدنی بین این بنا با محیط پیرامون ایجاد خواهد کرد؛ باغ موزه‌ای که می‌تواند به تعبیر آمایش‌گران با راه‌اندازی یک جریان قوی و چند طرفه‌ی گردشگری تبدیل به یک برند نمونه در کشور شود.
4- ساخت موزه و باغ موزه در دره‌ی طبیعی- تاریخی خرم‌آباد، از نظر اقتصادی نیز در خور نگاه ویژه است. در این حیطه، به گفته‌ی«دیوید هاروی» اقتصاددانی که به طرح دیدگاه‌های اقتصاد شهری شهرت دارد: فضا را می‌شود تولید کرد و از آن، ارزش افزوده‌، ایجاد نمود؛ چنین نگاهی به فضا، آن هم بر بستری آماده برای منطقه‌ای که در کوران عدم تعادل‌های موجود جغرافیایی کشور، رشد اقتصادی لازم را نداشته و اینک تنها راه باقی‌مانده برای توسعه‌اش، تمرکز بر عرصه‌های فراوان گردشگری است، ضرورتی غیرقابل چشم‌پوشی است.
از دیگر سو، در وضعیتی که طی ده‌ها سال، بیش‌تر فضاهای عمومی شهر به تاراج ندانم‌کاری‌ها و تصمیم‌های غیرکارشناسی رفته است، با ساخت موزه‌ی بزرگ لرستان تنگاتنگ با باغ‌ها و بوستان‌های پیش‌گفته، دریچه‌ی جدیدی بر روی تولید فضا و توسعه‌ی بخش گردشگری منطقه در فضای ارزشمند و بی‌جایگزین پیرامون قلعه‌ی فلک‌الافلاک باز خواهد شد و بدین ترتیب، پس از یک بی‌توجهی دراز مدت نسبت به سراب‌های شهری خرم‌آباد به عنوان عنصرهایی بی‌بدیل در مجموعه‌ي شهری کشور، اینک می‌شود به جای بارگذاری‌های نامتناسب جدید، از فضای آبی کم مانند دامنه‌ی این دژ تاریخی، برای ایجاد موزه‌ یا بوستان آب خرم‌آباد بهره برد؛ بی درنگ اضافه شود که آن‌چه در بام خرم‌آباد به عنوان گنجینه‌ی آب لرستان در حال شکل‌گیری است مقوله‌ای به کلی متفاوت و جدا از بهره‌گیری از آب چشمه‌ی گلستان در کنار دژ شاپورخواست و همنشینی هموژنیستی این دو میراث طبیعی و تاریخی با هم  است که در آن صورت به قول « چارلز. مور.»: تلفیق آب و معماری در این فضا، اعجاب و شگفتی خواهد آفرید و چنین است که گفته شده است: « باید از خود محیط پرسید که با آن، چه باید کرد.»
در این زمینه گفتنی است که در شرایطی که در شهرهای فاقد منبع‌های آبی شهری، موزه‌ی آب ایجاد شده در خرم‌آباد با وجود چند سراب و آبشار طبیعی شهری، تا کنون هیچ طرحی برای ساخت موزه یا بوستان آب در این دره‌ی پر آب نه تنها شکل نگرفته، حتا اندیشه‌ی آن هم مطرح نشده است که این نیز به روشنی از شگفتی‌های آمایش گردشگری کشور و اوج پرواز نگاه توسعه‌گرا و خلاقیت‌های مدیریتی در این استان است!؟ و دکتر ده‌مرده به درستی گفته بودند: از ویژگی‌های اصلی لرستان استعدادهای پنهان و محرومیت‌های آشکار است و در چنین قابی است که این دیار به قول «کلیم کاشانی»... چون دیوار باغ/ گُل به دامان دارد اما خار بر سر می‌زند؛ تصویری تکمیل شده با این بیت سهراب :... و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی/ خاک از شیشه‌ی آن پیدا بود!.
درخور یادآوریست که اولین توجه توسعه‌محور به آب‌های دره‌ی خرم‌آباد مربوط به برگزاری« همایش بین‌المللی کارست» با محوریت گرداب‌سنگی زیر عنوان«نخستین مخزن بهداشتی آب جهان» از سوی دانشگاه لرستان در خرم‌آباد بود، توقع این بود پس از این همایش نگاه مسئولان این دیار نسبت به سراب‌های دره‌ی خرم‌‌آباد و بهره‌گیری از سینه‌ریز آبی این دره، در جهت توسعه‌ي بخش گردشگری با «تولید فضا و ارزش افزوده‌ی حاصل از آن»، تغییر کند ولی نه تنها چنین نشد بلکه بی‌توجه به حساسیت تشکیلات آهکی در این دره، در سال‌های گذشته 13 حلقه چاه آهکی با فاصله‌های باورنکردنی از سراب‌های یاد شده حفر شد که به عنوان نقطه‌های اختلال، هر یک تهدیدی جدی به سوی اضمحلال این منبع‌های آبی و نابودی اکوسیستمی بی‌جایگزین است!.
تنها در سال‌های اخیر به گزارش خبرگزاری فارس، استاندار پیشین لرستان اظهارداشته بودند: با رسیدن آب کاکارضا به خرم‌آباد، چشمه‌های شهر آزاد می‌شود و از آن‌ها برای توسعه‌ی گردشگری استفاده خواهد شد که البته تحقق این نظر نیز موکول به احداث سد مخمل‌کوه است که معلوم نیست در چه افقی اجرایی شود و تا آن زمان، در صورت استفاده از چاه‌های گفته شده، چه بر سر سراب‌های دره‌ی خرم‌آباد خواهد آمد!؟
در حقیقت، دره‌ی خرم‌آباد باتوجه به تنوع محرک‌های محیطی و برخی توان‌های استثنایی مورفولوژیک و جاذبه‌های متنوع بصری، شکل‌گیری چند باغ موزه و موزه‌ی مفهومی و موضوعی را طلب می‌کند که باغ موزه‌ی بزرگ لرستان و پارک موزه‌ی آب خرم‌اباد می‌تواند تنها نمونه‌هایی از آن باشد. با این آرزو که موضوع، از سوی دستگاه‌های مسئول به ویژه مدیریت ارشد استان و البته  نخبگان منطقه نیز مورد توجه و پیگیری قرار گیرد.

*چاپ شده در شماره‌ی اول ماه‌نامه‌ی تخصصی تاف خرداد ماه 1397

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004