شما اینجا هستید: خانهفرهنگنگاهی به کتاب «دَم تَقه»ی کرم دوستی

نگاهی به کتاب «دَم تَقه»ی کرم دوستی

یکشنبه, 24 تیر 1397 ساعت 08:34 شناسه خبر: 3696 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

علی کولیوندزاده/ سیمره: همه ما داستان‌های عاشقانه زیادی شنیده یا خوانده‌ایم. داستان‌هایی از محبت، عشق، دوری، هجر، وصال و همه احساساتی که در جریان تعامالات مختلف انسانی به وجود آمده یا بروز یافته‌اند. از دیرباز در تاریخ بشر داستان‌های عاشقانه زیادی وجود داشته است که در آن تم اصلی داستان را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: عشق بین انسان‌ها و اتفاقاتی که در جریان سایش این عشق با آن‌ها و شرایط مختلف اطراف عاشق و معشوق و حتا تحولات درونی خود این دو رخ می‌دهد. در قرن‌ها نویسندگان مختلفی از سراسر جهان با این تم عاشقانه داستان‌های زیادی نوشته‌اند و ماندگارترین آن‌ها، داستان‌هایی است که نویسنده کوشیده در شکل روایت مضامین مد نظرش شیوه متفاوت‌تری را استفاده کند.


در همه‌ی فرهنگ‌های جهان و در بین مردم مختلف داستان و داستان‌گویی، هماره تاریخ جایگاه ویژه‌ای داشته است. این موضوع به طور ویژه در بین قوم لک با زندگی آن‌ها در آمیخته است. «پاچا» یا متل از دیرباز در میان مردم لک علاوه بر وجه سرگرمی آن دارای ابعاد تربیتی انسانی نیز بوده است. اهمیت داستان‌گویی و به ویژه داستان منظوم و شعرگونه در بین این مردم همانقدر که این قوم از میراث داران بزرگ پاچاها و منظومه‌های مختلفی در طول تاریخ اعم از «شاهنامه‌ی لکی»، «شیرین و فرهاد لکی» و منظومه‌های دیگری از این دست است که برای قرن‌ها نقل محافل و شب نشینی‌های مردم این قوم بوده است.
«کرم دوستی» پس از مجموعه شعر لکی فاخر «پژاره» و کتاب «مردم‌شناسی ادبیات لکی» برای تاثیر بیش از پیش بر عامه‌ی مردم به درستی هم شکل روایت و هم نوع قصه مدنظر خود را انتخاب کرده است. او به عمد بر نقطه‌ای دست گذاشته است که مردم قوم لک در حافظه تاریخی و احساسی خود سالیان سال با آن عجین بوده‌اند. منظور از این نقطه همان «پاچا دوستی» و آشنایی تاریخی این قوم با شنیدن و روایت پاچا و متل است. این انتخاب از خصوصیت حائز اهیمت دیگری برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطب عام برخوردار است و آن انتخاب قالب آشنا در ادبیات لکی به نام شعر ده هجایی یا «چل‌سرویی» برای نمود بیرونی روایت خود بوده است.
ادبیات فولکلور مردم لک زبان طی قرن‌ها به همین شکل یعنی تک بیت‌هایی که در آن هر مصرع ده هجا می‌باشد در بین عامه مردم و بیش‌تر به صورت شفاهی رواج داشته است. این وزن آشنا که گوش‌نوازی اش برای هر لک زبانی ریشه تاریخی دارد و آن را سینه به سینه با خود منتقل کرده است، به نویسنده کمک می‌کند مخاطب به ویژه مخاطب عام را بیش‌تر و بیش‌تر با خود همراه سازد.
«دَم‌تَقه» شما را پای پیاده در مسیری راهی می‌کند و از شرایط مختلف اجتماعی و لابه‌لای انسان‌های متفاوت عبور می‌دهد. در این مسیر پیاده با راوی عاشق و هم‌سفرش به مکان‌های مختلفی سر خواهید زد که این تفاوت هم می‌تواند در جغرافیای زیستی و هم در روح انسان‌های این جغرافیاها نمود داشته باشد. در این مسیر شما اتفاقات، باورها، آیین‌ها و خصلت‌های مختلف انسانی از خوب و بد را می‌بینید و حتا به قضاوت این رفتارها و نهایتاً ارزشیابی این رفتارها می‌پردازید. نیکی، بدی، ریا، مهمان‌نوازی، مهربانی، غم، شادی و هر احساس و خصوصیتی که انسان می‌تواند تجربه کند یا داشته باشد را خواهید دید و این تلنگری است که شاید یکی از مقاصد اصلی نویسنده برای این شکل از روایت این داستان عاشقانه باشد. این‌که مخاطب و خواننده «دَم‌تَقه» با هم‌ذات‌پنداری و گاهی ایجاد حس تقابل با شخصیت‌های مختلف داستان که من آن را «مسیر» می‌نامم به قضاوت خود نیز بپردازد و برای مثال ریاکاری را قضاوت کند و در نهایت در درون خود با این تلنگر آن را خصلتی زشت تلقی کرده، خارج از داستان ما نیز بکوشد از آن دوری کند. به راستی که بی‌راه نیست اگر بگوییم یکی از وظایف اصلی ادبیات همین تلنگرهای انسانی و درونی کردن ارزشیابی‌های انسان ها در مقابل خصلت‌های خوب و بد خود و دیگران است.
راوی در طول مسیر از معشوق بارها حرف خواهد زد و جایگاه معشوق دور از عاشق را بیش از پیش و بیش از آن‌که در ناخودآگاه مخاطب خود به خود به وجود آمده است، بالا می‌برد. توصیف زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق مخاطب را با راوی عاشق ما همراه‌تر کرده و او را هم‌چون عاشق تنشه وصال معشوق می‌نماید. توصیفات، تشبیهات و استعارات زیبا به ویژه زمانی که راوی عاشق از «سحر» می‌گوید از نقاط قوت و قابل اعتنا این اثر است. این ویژگی را البته می‌توان در جای جای کتاب دید برای نمونه؛ در توصیف آدم‌های مختلف این مسیر یا طبیعت در برهه‌های مختلف این سفر. اشاره به جنبه‌های مختلف فرهنگ لکی از شادی تا سوگ و نمودهای مختلف بیرونی آن و نیز اشاره به باورهای مختلف این مردم در گذشته نه چندان دور به مقولات مختلف پیش‌روی یک انسان از ویژگی‌های خوب این اثر ارزشمند است. پایان‌بندی داستان و چکامه‌ی بی‌نظیری که شاعر در سوگ یار سر می‌دهد بدون شک از افتخارات شعر و ادبیات لکی خواهد بود. و به نظر نگارنده و به دور از اغراق‌های متداول می‌تواند، هم‌چون چکامه «غلامرضاخان ارکوازی» در سوگ فرزند دلبندش، سال‌ها در حافظه ادبی عامه‌ی مردم این قوم به یادگار بماند به صورتی که ابیات زیادی از این کتاب به ویژه ابیات آخر دارای این پتانسیل هستند که چنان در بین مردم لک زبان ریشه کنند که حتا سال‌ها بعد از آن‌ها به عنوان ادبیات فولکلور یاد شود یا به عبارتی مردم این ابیات را از آن خود کنند.
گفتن از چنین اثری بدون گفتن از خود «کرم دوستی» شاید ناقص بماند. کوتاه عرض کنم کرم همان راوی عاشق داستان «دم‌تقه» است. صادق، شجاع، مهربان، دلسوز، حق‌گو، مردم دوست و در آخر عاشق!
به همه دوست‌داران ادبیات به ویژه ادبیات و شعر لکی توصیه می‌کنم تجربه‌ی بارها خواندن این کتاب ارزشمند را از دست ندهید و به قول خود کرم:
«هشصد بیتم وت تا گه گوش بکی
زندگی بی عشق فراموش بکی»

*چاپ شده در سیمره 457(19تیرماه 97)

 

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004