شما اینجا هستید: خانهفرهنگنقدی بر سخنان «لک امیر»

نقدی بر سخنان «لک امیر»

دوشنبه, 25 تیر 1397 ساعت 08:20 شناسه خبر: 3698 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اسد فرهمند/ سیمره: استاد فرهیخته و گران‌سنگم جناب آقای کیومرث امیری کله‌جویی (لک امیر)  مطلبی از شما در نشریه‌ی وزین سیمره با عنوان«جفای زیادی در طول تاریخ به لک شده است» چاپ شده، که لازم دانستم چند نکته را در این مورد یادآوری کنم. 



 نکته‌ی اول:
 از عنوان شروع می‌کنم. بنده هم معتقدم که در طول تاریخ به لک زبانان جفای زیادی شده و بخشی از این قضیه هم به برخی فرهیختگان و قلم به دستان خودمان برمی‌گردد!
لک زبانان ایران همیشه و در طول تاریخ از سرآمدان روزگار خود بوده‌اند، چه از نظر ادبیات(شعر) و چه در دیگر عرصه‌ها! لک‌ها مردمانی ایرانی، شجاع، جنگاور، ادیب، سخن‌ور و در عین حال هوشیار و آگاه نسبت به اوضاع و احوال زمانه‌ی خود بوده و در مهم‌ترین شرایط تاریخی بهترین عکس‌العمل‌ها را از خود نشان داده و در بخشی از تاریخ ایران، به اندازه‌ی جمعیتی که داشته‌اند، اثرگذار بوده‌اند!  

نکته‌ی دوم:
در بخش اول سخنانتان به نکته‌ی مهمی اشاره فرمودید:«همیشه گفته‌ام و باز تاکید می‌کنم مردمانی که امروزه به نام کرد، لک و لر می‌شناسیم از حیث فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و سیاسی از یک اصل و ریشه بوده و دارای سرگذشت و سرنوشتی مشترک‌اند و هر گونه تلاش آگاهانه و نااگاهانه در جهت ایجاد اختلاف و تفرقه میان آن‌ها اشتباه و خیانت محسوب می‌شود و محکوم است و ما چنان‌چه در این زمینه بحثی داریم تنها برای شناخت بهتر و بیش‌تر بوده و نه در جهت ایجاد تفرقه و جدایی و اثبات اختلاف که هیچ‌گونه توجیه‌ی منطقی و عملی ندارد.»
بخش اول فرمایشتان را خط به خط بررسی می‌کنم، سخنانم را دوستان دانا و فرهیخته بررسی کنند هر جایی که اشتباه بیان کردم، لطفاً با بیان شیوایتان برای بنده ارسال فرمایید. 
 جناب آقای امیری کله جویی... شما با تأکید فراوان بیان فرمودید که بین لک و لر و کرد هیچ معیار و مقیاس مشخصی برای جدایی نیست! چون از حیث فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و سیاسی از یک اصل و ریشه‌اند! 
برداشت استدلالی من از این عبارت شما این است که: لک و لر و کرد یکی هستند. 
یعنی؛
الف: لک‌ها هم لرند هم کرد. 
ب: لرها هم لک‌اند هم کرد. 
ج: کردها هم لک‌اند هم لر. 
بی‌هیچ کم و کاستی... چون از حیث فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و سیاسی از یک اصل و ریشه‌اند!
  فقط یک سوال در این قسمت برای من پیش آمده که امیدوارم جواب بدهید:
چرا به عده‌ای از این جماعت مشترک می‌گویند: لر؟! به عده‌ی دیگری می‌گویند: لک؟! و به جماعت دیگری از این فرهنگ مشترک می‌گویند: کُرد؟!  
آیا این اسامی تاریخی، جعلی است؟ جعلِ تاریخ است؟ یا تاریخ اشتباه کرده و مورخان چیزی از خودشان نوشته‌اند؟

 نکته دیگری که در بخش اول سخنان شما استاد فرهیخته برای من جالب بود این بخش است:«هر گونه تلاش آگاهانه و نااگاهانه در جهت ایجاد اختلاف و تفرقه میان آن‌ها اشتباه و خیانت محسوب می شود و محکوم است و ما چنانچه در این زمینه بحثی داریم تنها برای شناخت بهتر و بیش‌تر بوده و نه در جهت ایجاد تفرقه و جدایی و اثبات اختلاف که هیچ‌گونه توجیه منطقی و عملی ندارد»
استاد عزیز جناب آقای امیری کله‌جویی همان‌طور که استحضار دارید؛ خوش‌بختانه در سال‌های اخیر فرهیختگان لک‌زبان به دنبال برجسته نمودن هویت لکی خود، دست به تلاش‌های فراوانی زدند از جمله: ثبت زبان لکی که یک تلاش منحصر به فرد و حرکت بسیار قدرتمند بود. تعیین معیار و مقیاس برای مشخص نمودن هویت قومی و زبانی خود و خروج از سایه‌ی لری و کردی و رسیدن به یک هویت مشخص، با تعاریف و زوایای معلوم و برجسته نمودن عناصر برجسته‌ای مانند مور، هوره، لاوه لاوه، چل سرو و هم‌چنین تلاش در جهت برجسته نمودن موسیقی لکی، و چاپ کتاب‌های متعدد که در کنار دیگر تلاش‌های صورت گرفته به نوعی یک انقلاب فکری، فرهنگی برای بازیابی یک هویت اصیل و در معرض خطر بود! تا ثابت کنند هم لکی یک زبان با مشخصه‌ها و معیارهای معلوم است و هم لک‌زبانان عناصر فرهنگی و هویتی خاص دارند و نیز برای بارزتر نمودن افراد برجسته‌ی قوم خود که فقط با نام لک خوانده شوند! 
به نظر شما این حرکت اختلاف‌افکنانه است؟ خیانت است؟ بایستی محکوم شود؟! 
 استاد عزیز... بنده همانند حضرت‌عالی از ایجاد اختلاف نگران بوده و این نگرانی بنده هم‌چنان ادامه دارد. اما عرض کنم که، تعیین مشخصه و معیار برای شناخت بیش‌تر و بهتر یک قوم با ایجاد اختلاف، تفاوت بسیار دارد. اگر لک و لر و کرد را سه برادر به حساب آوریم، هر برادری اسمی دارد، رسمی دارد، طوری لباس می پوشد، تُن صدایش فرق می‌کند، نگاهش به زندگی متفاوت است و... البته این سه برادر چون از یک خانواده‌اند قطعاً شباهت‌های فراوانی با هم خواهند داشت اما سه نفرند نه یک نفر(با مشترکاتی که در بالا اشاره فرمودید)!
بنده خیلی سعی می‌کنم که سخنان شما را خوش‌بینانه بررسی کنم و سوء‌تفاهمات را در این بحث راه ندهم اما در ادامه شما طوری سخن گفته‌اید که کلمات خود به خود ورود پیدا می‌کنند و سوء‌تفاهمات چشمک می‌زنند! 
 استاد گران‌سنگ و فرهیخته جناب آقای کیومرث امیری؛ در بخش دیگری از فرمایشاتتان فرمودید که واژه‌های لک لر، لک کرد و کرد فئیلی جعلی‌اند. بنده با نظر شما بسیار موافقم. اما به نظرم چون شما در مورد لرها اطلاعات کم‌تری دارید و در حیطه‌ی کردی و کردها مطالعاتتان بیش‌تر است، بهتر است اظهارنظر در مورد بخش لری(لرستانی و بختیاریِ) مطالبتان را به دیگر پژوهش‌گران وارد در این زمینه واگذار نموده و همگی را جعلی اعلام نفرمایید، چرا که اسناد تاریخی فراوانی در این زمینه هست که چون در دست‌رس حضرت‌عالی نبوده، قضاوت شما را با مشکل روبه‌رو کرده است. 
 اما نکته دیگری که بنده از سخنان حضرتعالی برداشت نمودم و ممکن است اشتباه هم باشد این است که: 
اگر«کُرد، لک و لر از حیث فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و سیاسی از یک اصل و ریشه بوده» و باشند آیا در سخنان شما تناقضی پدید نمی‌آید؟! چون در آن صورت دوباره به همان استنتاج منطقی قبلی برمی‌گردم که:  لک و لر و کرد یکی هستند.
یعنی:
الف: لک‌ها هم لرند هم کرد. 
ب: لرها هم لک‌اند هم کرد. 
ج: کردها هم لک‌اند هم لر. 
و دیگر نه اصطلاحات«لکِ لر، نه لکِ کرد و نه کرد فئیلی» هیچ‌کدام جعلی نخواهند بود! خیلی شگفت‌آور است!  این عبارات به نفع که خواهد بود؟! لرها؟! لک‌ها؟! یا کُردها؟! 
 استاد گران‌سنگ و فرهیخته‌ام جناب آقای امیری؛ هیچ انسانی حتا با توبه عقیده اش عوض نمی شود. حتا اگر به زور هم کسی را وادار به عوض کردن عقیده‌اش کنی، ممکن است زبانی چیزی بگوید اما در قلب هر آن‌چه هست، هست! 
قطعاً تاریخ خیلی موارد را اصلاح خواهد کرد. دست خیلی‌ها را خواهد فشرد و دست خیلی‌های دیگر را...! 
لک زبانان همیشه و همواره ایرانی بوده و هستند. عشق به ایران در تمام وجودشان جاری است. بنده امروز بحث برجستگی هویت برای لک‌زبانان و شناسنامه‌دار شدن لک‌زبانان را نه تنها تهدید نمی‌دانم بلکه فرصتی است برای سیاسیون تا شر خیلی تهدیدها را از مرز و بوم ایران عزیز کوتاه نمایند. 
در مورد کتاب«گلزار ادب لرستان» بایستی عرض کنم که اگر مقدمه‌ی کتاب را مطالعه بفرمایید قطعاً جوابتان را از زنده یاد استاد فرزانه و فرهیخته اسفندیار غضنفریی‌امرایی خواهید گرفت. 
 در پایان امیدوارم دیگر هیچ سندی از زبان لکی در سلیمانیه عراق- چه بر پوست آهو، چه بر سنگ نوشته- پیدا نشود. ما به همین اسناد موجود در لرستان و ایلام و کرمانشاه و همدان بسنده می‌کنیم. 
 امید است که جناب آقای دکتر کیانوش رستمی در مصاحبه‌های بعدی- با هرکدام از فرهیختگان- در نشریه وزین سیمره، دقت نظر بیش‌تری به کار ببرند. 
 به امید سربلندی ایران عزیز...
 چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
 به امید سربلندی همه‌ی لک زبانان در هر کجای دنیا که زندگی می‌کنند!

*چاپ شده در سیمره 457(19تیر97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004