شما اینجا هستید: خانهفرهنگدایه دایه رضا سقایی، مجتبی میرزاده

دایه دایه رضا سقایی، مجتبی میرزاده مطلب ویژه

چهارشنبه, 03 مرداد 1397 ساعت 13:18 شناسه خبر: 3728 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیدسیامک موسوی‌اسدزاده/ سیمره: بیست و هفتم تیرماه، مصادفِ با هشتمین سالگردِ درگذشتِ خواننده‌ی خوش‌صدا و مردمیِ لُرستان؛ زنده‌یاد استاد «رضا سقایی» است. به بهانه‌ی این روز، قصد بر این داریم، با شرحی در باره‌ی ترانه‌ی معروف او– دایه دایه- و تنظیم کننده‌ی آن؛ زنده‌یاد «سید مجتبی میرزاده»- که روز بیست‌و‌چهارم تیرماه سیزدهمین سالگرد درگذشت وی است، خاطره‌ی این دو هنرمند ارزنده را زنده نگه‌داریم.


ترانه‌ی «دايه دايه»، بارها توسط خوانندگان «لُر» اجرا شده و اگرچه هريك از آن‌ها به زيبايي صورت پذيرفته است، اما اجراي استاد «رضا سقايي» از چند حيث موجب شهرت و ماندگاريش شده است.
موفقيت ترانه‌ی «دايه دايه»- با اجرايِ استاد سقايي-، مرهون توانمندي و جسارت موسیقی‌دانی به نامِ استاد فقيد «مجتبي ميرزاده»(1) هم هست.
هرچند ممکن است خیلی از اهالی لرستان، هرگز نام مجتبی میرزاده را نشنیده باشند و او را نشناسند، امّا یقیناً به مجموعه‌ای از آثار او که تنظیمات جدیدی از موسیقی «لُری» است، گوش داده‌اند و یحتمل از آن لذت هم برده‌اند.
موسیقی فیلمِ سینمایی «میراث»- از ساخته‌های او- شاید صدها بار از صدا و سیمای مرکز لرستان پخش شده باشد و ما نیز بارها آن‌را از رادیو یا تلویزیون شنیده و از خود نپرسیده باشیم که این موسیقی زیبا و گیرایِ لُری اثر کیست.
این موسیقی که به صورت «چند صدایی» -پلی فونی(2)- تنظیم گشته است، چه از نظر زیبایی و جذابیت و چه از نظر بهره‌برداری از مقام‌های اصیل لُری، اثری منحصر به فرد به حساب می‌آید. به همین خاطر بارهایِ بار در برنامه‌ها و فیلم‌های لُری مورد استفاده‌ی برنامه‌سازان و فیلم‌سازان واقع شده است.
مجتبی میرزاده متولد سال 1324 در کرمانشاه است. وی نوازندگی ویولن و کمانچه را خود به تنهایی آموخت و استعداد وافرش باعث شد که در اندک زمانی به عنوان یک هنرمند متبحر و توانا معرفی شود. هنرمندی که در نواختن ویولن تکنیک خاص خود را داشت و در نواختن بعضی دیگر از سازها، از تسلط فراوانی برخوردار بود.
میرزاده به شکلی غریزی، مهارت فراوانی در ساخت و تنظیم آهنگ داشت و آثار ارزشمندی را در زمینه‌های؛ «موسیقی محلی»، «موسیقی سنتی و ملّی» و «موسیقی فیلم» به وجود آورد. وی برای سی‌و‌شش فیلم، موسیقی متن ساخت. از جمله: میراث - به کارگردانی فیلم‌ساز لرستانی «عبداله غیابی»-، جایزه، خانه عنکبوت، مسافران، و ...(3)
تنظیم‌های استاد میرزاده از موسیقی لُری به صورت تلفیق سازهای سنتی با سازهای غربی صورت گرفته است. او به خوبی دریافته بود که علم هماهنگی موسیقی غربی– هارمونی(4)- در بعضی از دستگاه‌های ایرانی مثل ماهور- که برابر گام ماژور غربی‌هاست- به طور کامل قابل به کارگیری است. میرزاده بر این اساس قطعات قدیمی موسیقی لُری، که عمدتاً در دستگاه ماهور اجرا می‌شود را تنظیم و اجراء نمود. وی با چنان جسارت و مهارتی این کار را انجام داد که نه تنها از اصالت موسیقی نَکاست بلکه بر غنای آن افزود. یکی از بهترینِ این کارها، آلبومی است که به «S . B .C» معروف می‌باشد و در سال 1356 توسط شرکت «SB..C» منتشر گردید و آن، مجموعه‌ای از موسیقی محلی لُری است که توسطِ آوازه خوان بی‌بدیل لُر؛ استاد «رضا سقایی» اجرا گردیده و قطعاتی چون: «بزران، بُزمیری، چوپان، قدم‌خیر و...» را در بر می‌گیرد.
اگرچه این حرکتِ ارزشمند اولین مورد، در بابِ تنظیم مقام‌های قدیمی موسیقی محلّی کشورمان نیست(5)، اما به جرئت می‌توان ادعا کرد که در نوعِ خود از قدرتمند‌ترینِ آن‌ها محسوب می‌شود، چرا که موسیقی با همان شکلِ اصلیِ خود، پیش می‌رود، بدون این‌که اضافاتی به آن الحاق شود.
در این باره می‌توان به مقدمه قطعات– آورتور(6) - اشاره داشت، به طوری‌که بسیاری از این قطعات اصالتاً واجد «مقدمه» نیستند، و با این حال میرزاده در ساخت مقدمه برای آن‌ها متوسل به موسیقی‌ای بیرونی نشده، بلکه مقدمه را کاملاً بر مبنای ملودی اصلی ساخته است. لذا شنونده‌ی آشنا با قطعات اصیل، از شنیدن موسیقیِ تنظیم شده (بر مبنای آن‌ها)، احساس ناآشنایی نمی‌کند.
نکته‌ی دیگری که می‌توان بدان اشاره داشت: ارائه‌ی موارد بسیار متنوع و قطعات گوناگون از یک تم– موتیف(7)- است. این عمل اگر با مهارت و استادی انجام نشود، مجموعه‌ای از قطعات تکراری و خسته کننده را به وجود می‌آورد. ناگفته نماند این عمل، در موسیقی فیلم «میراث» بیش‌تر به کار گرفته شده است. مثلاً ملودی‌های: «دایه‌دایه و قدم‌خیر» به چندین شکل اجرا شده است، و هر یک هم شنیدنی‌تر از آن یکی است.
آن‌چه که درباره‌ی این آلبوم نبایستی ناگفته بماند؛ نواختن کمانچه آن است که اثری ارزشمند محسوب می‌گردد. معمولاً‌ کمانچه‌نوازانِ غیرِ لُر در نواختنِ‌ قطعات لُری، با سیاقی که در بین نوازندگان لُر متداول است نمی‌نوازند و اصطلاحاً نواختنشان لهجه‌ لُری ندارد. با این حال، میرزاده با مهارت و شیوایی تمام به اجرایِ کمانچه با لهجه‌ی کاملاً لُری در این اثر پرداخته و نغمات دل‌نشینی را ارائه نموده است.
استاد ميرزاده با تنظيم منحصر به فردِ «دایه دایه»، نقش غير قابل انكاري، در جاودانگي‌اش داشته است. وي با هوشمندي تمام با حذف ساز (در همراهيِ آواز) توانسته است از تمامِ توانِ آوازيِ استاد سقايي بهره‌گيري كند، ضمن آن كه فضاي حماسي اثر را دو چندان كرده و از آن يك اثر جاودانه خلق نموده است.
قطعه، برخلاف تم حماسي‌اش، با اجراي كوبه‌اي‌ها، ‌آن هم به گونه‌اي آرام، آغاز مي‌شود. ميرزاده با اين كار، آرامش قبل ازطوفان را پديد آورده است. فضايي كه خبر خوشي در پيِ آن نيست.- اين فضا كاملاً در قطعه‌ی كهن «چمري»، آهنگي كه در مقام سوگ نواخته مي شود، احساس مي‌گردد-. 
پس از اين‌كه سازهاي كوبه‌اي فضاي لازم را به‌وجود مي‌آورد. كمانچه در فرصت كوتاهي، بخشي از تم اصلي را اجرا كرده و فرو مي‌نشيند و مجال را به خواننده مي‌سپرد تا  به اجراي ترانه بپردازد و تا پايان قطعه نيز با خواننده همراه نمي‌گردد و فقط در پاساژها خود را مي‌نماياند.
عدم استفاده از ساز‌هاي متنوع و نيز عدم همراهي كمانچه با آواز، تكنيك ارزشمندي است كه ميرزاده در اين اثر به كار گرفته است . گويي او سازها را واداشته تا در مقابل صداي «رضا» سكوت اختيار كرده و تسليم آن گردند. به عبارتی دیگر، میرزاده، هیچ سازی را قابلِ همراهی با صدای سقایی ندانسته است.
اين اقدام، ضمن آن كه باعث شده، به اصالت اثر خدشه‌اي وارد نيايد، بلكه ميدان را براي يكه‌تازي صداي بي‌مانند «سقايي» فراهم آورده است.
اصل آهنگ دايه‌دايه، فاقد «پاساژ»(8) است و هر بار در فواصل خواندن‌، مجدداً ملودي‌، تكرار مي‌شود، امّا ميرزاده براي اين اثر چند پاساژ متنوع ساخته است. متنوع از اين نظر كه هيچ‌كدام از پاساژها در طولِ قطعه تكرار نمي‌شود.
هر چند كه اين پاساژها ساخته‌ی خود ميرزاده است، با اين حال وي براي خلق آن‌ها متوسل به موسيقي‌اي بيروني نشده و با مهارت تمام «‌آورتور»زيبا و قدرتمند اين اثر و«پاساژ»هاي آن را از موسيقي اصيل لري و ازمتن موسيقي دايه‌دايه، برداشت كرده است و بر اين اساس، حتي شنوندگانِ لُر، ذرّه‌اي احساس نمي‌كنند كه آن‌ها وصله‌هايي نوساخته هستند .
همه‌ی اين‌ها باعث شده است اين اثر ارزشمند نه تنها در حوز‌ موسيقي«لُر» بلكه در حيطه موسيقي كشورمان اثري ماندگار به حساب آيد.
میرزاده هم‌چنین در حوزه‌ی موسیقی محلی کردی و کرمانشاهی آهنگ‌های زیبایی برای خوانندگانی چون زنده یادان حسن زیرک، مظهر خالقی و حشمت‌اله لر نژاد ساخته و پرداخته است، که از زمره‌ی آثار ماندگار موسیقی اقوام به حساب می‌آید.
استاد مجتبی میرزاده، که استاد سقایی او را چنین وصف می‌کرد: «میرزاده هنرمندی توانا و نوازنده‌ای چیره‌دست بود، وی هم‌چنین بسیار شوخ‌طبع و گشاده‌رو بود و من او را مظهر یک انسان کامل و یک هنرمند کم نظیر و متعهد می‌دانم.»، در صبح‌گاه یک‌شنبه بیست‌و ششم تیرماه ۱۳۸۴– یعنی دقیقاً پنج‌سال پیش از فوتِ رضا- در سن ۶۰ سالگی به دلیل سکته قلبی درگذشت.

پی‌نویس‌ها:
  1- سید مجتبی میرزاده‌(۱۳۸۴ تهران- ۱۳۲۴ کرمانشاه). نوازنده‌ی کمانچه، ویلن و سه‌تار.آهنگ‌‌ساز.
   2- چندصدایي [Polyphony]: به قطعه و موسیقی‌اي گفته می‌شود، که در آن چند خطِ موسیقی هم‌زمان، با هم نواخته و شنیده می‌شود. نگاه كنيد به: مهراني حسين.‌(1383)؛ «كتاب سرايش». تهران: ناشر؛ مؤلف. (ص322).
   3- نگاه کنید به: مهرابی، مسعود. (1363)؛«تاریخ سینمای ایران (از آغاز تا سال 57)»، تهران: انتشارات ماه‌نامه‌ی سینمایی فیلم. (صفحات: 140 و 141 و 330 و 339 ). و: مهرابی، مسعود. (1375)؛ «فرهنگ فیلم‌های مستند (از آغاز تا سال 75 )»، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی. (صفحه‌ی 390).
 4- هارمونی [Harmony]: دانشِ چند بخشی کردن موسیقی بر پایه‌ی آکوردها و قانون وصل آن‌ها به یک‌دیگر، به قصد همراهی با ملودی است.
   5- تنظیم قطعات محلی در کشورمان بیشتر از این‌ها سابقه دارد. در حدود سال 1320 (نزدیک به زمان تولد مجتبی میرزاده ) برخی از موسیقی‌دانان کشورمان که در موسیقی غربی یا کلاسیک دست داشتند و یا برخی از تحصیل کردگان کنسرواتورهای اروپایی، به تنظیم موسیقی محلی تمایل پیدا کردند و آثار ارزشمندی در این حوزه آفریدند. برخی از آنان به این عبارتند؛ ثمین باغچه‌بان، مرحوم فریدون فرزانه و روبیک گریکوریان.
  6- آورتور [Overture]: قسمتی از موسیقی است که در ابتدای قطعه قرار می‌گیرد و تا رسیدن به قطعه‌ی اصلی، فضا را آماده مي‌سازد.
   7- موتیف [Motif]: کوچک‌ترین واحدِ دارای مفهوم در موسیقی است. نگاه کنید به: منصوری، پرویز. (1376)؛ «دعوت به شنیدن»، تهران: نشر کتاب زمان.
 8- پاساژ [Passage]:  قسمتی از یک موسیقی است که پیونددهنده‌ی دو قسمت مهم یک قطعه به هم‌دیگر است.

منابع و مأخذ:
1- مهرابی، مسعود. (۱۳۶۳)؛ «تاریخ سینمای ایران / از آغاز تا سال 57 » (چاپ اول)، تهران: انتشارات ماه‌نامه‌ی سینمایی فیلم. (صفحات 140 و 141 و 330 و 339 ).
2- مهرابی، مسعود. (1375)؛ «فرهنگ فیلم‌های مستند/ از آغاز تا سال 75 »، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی. (صفحه‌ی 390).
3- مهراني، حسين.‌(1383)؛ «كتاب سرايش»، تهران: ناشر مؤلف.
4- منصوری، پرویز. (1376)؛ «دعوت به شنیدن»، تهران: نشر کتاب زمان.

*چاپ شده در سیمره 459(3اَمرداد97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004