شما اینجا هستید: خانهفرهنگنه اَجَم، بلکه عجم، و عجم‌تر یا شاید هم، عجم‌ترین

نه اَجَم، بلکه عجم، و عجم‌تر یا شاید هم، عجم‌ترین مطلب ویژه

شنبه, 13 مرداد 1397 ساعت 08:44 شناسه خبر: 3750 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

 اسحاق عیدی/ سیمره : جناب علی مرتضایی طی نوشته‌ای پژوهش‌گرانه به نکته‌ای اشاره داشته‌اند، تحت عنوان:«عجم یا اَجَم»/ (سیمره451- 27 اردی‌بهشت 97)، نگارش این نوشته، فرهیخته بودن نویسنده‌ي محترم را نشان می‌دهد و بازتابی است از دغدغه‌ی او برای زبان پارسی و زبان ایران و ایرانی که دغدغه‌است بسیار پاک و مقدس و از هر دیدگاهی شایسته‌ی تقدیر.
این نویسنده‌ی محترم و صاحب قلم و اندیشمند، کوشش داشته است، ثابت کند که نگارش واژه‌ی «عجم» در این بیت حکیم طوس:


بسی رنج بردم، در این سال سی
«عجم» زنده کردم بدین پارسی
با این املا، مورد نظر حکیم توس نبوده است. و درست آن: «اجم» می‌باشد.
پژوهش‌گر و نویسنده‌ای دیگر، جناب دکتر کامین عالی‌پور در این زمینه و با توجه به نوشته‌ی جناب علی مرتضایی، با ارائه‌ی نظریه‌ای متفاوت، رای ایشان را مورد نقد و بررسی قرار داده‌اند. (سیمره 453- 20 خرداد 97).
سرآغاز مقاله‌ی جناب علی مرتضایی از این قرار است:
«شکی نیست که فارسی‌سُراترین شاعر تاریخ ایران«حکیم فردوسی»است که با هوشمندی تمام، حفظ زبان را اصلی‌ترین مولفه‌‌های فرهنگی و اندیشه‌ی والای خِردورزی را شناسنامه‌ی هویتی ایرانی و حفظ این اصالت را دفاعی‌ترین قدرت در برابر تهاجم، جهالت معرفی نموده است. بدیهی است که نام‌گذاری چنین اثر برجسته‌ای باید معرف شأن و جایگاه آن باشد. از این رو، این اثر ارزشمند و برجسته را شاه‌نامه به معنی برترین و بااهمیت‌ترین نامه، نام‌گذاری کردند. مثل: شاه‌کار یا شاه‌راه که برترین کار یا بهترین و گزیده‌ترین راه است.»
***
هدف من از نگارش این مقاله، بحث «اَجَم و عجم نیست». همه‌ی فارسی‌زبانان به خوبی می‌دانند که هدف از کاربرد واژه‌ی «عجم» چیست؟ معانی اصلی این واژه عبارت است از: زبان‌نفهم، گنگ، نادان و ناآشنا. و در آغاز اعراب این واژه را برای نامیدن افراد غیرعرب و ناآشنا به زبان عربی به کار می‌بردند. ولی اندک اندک که سیطره‌ی قدرت اعراب در سرزمین‌های زیر سلطه‌ی آنان جا افتاد از آن برداشت‌های زشت‌تری داشتند. از جمله: موالی، برده، زیردست و مانند آن.
درست مانند اروپاییان چشم آبی که برای بزرگ‌نمایی تمدن خود و برتر شمردن نژاد خویش، سایر ملل مخصوصاً ایرانی‌ها را «بَربَر» می‌خواندند، واژه‌ی «بَربَر» در زبان آنان به معنی: وحشی، سرکش، بی‌تمدن بود.
سند آنان در این کاربرد، گفته‌های واهی کسی است که او را پدر تاریخ می‌خوانند یعنی هرودوت، قلم به‌مزدی که برای خوشایند فرمانروایان و هم‌وطنانش این واژه را برای نامیدن مردم سایر ملل به کار گرفته‌ بود. هرودوت یعنی همان پدر تاریخ، دروغ‌پردازی بیش نبود. زیرا به جای نگارش تاریخ، داستان‌پردازی کرده و با کمک از نیروی تخیل خشت بنای تاریخ را آن‌چنان «کج» نهاد که تا ثریا رفته و تا امروز هم کج بودن آن ادامه دارد. دیگر تاریخ‌نویسان اروپا مخصوصاً رومی‌ها که خود را وارثان تمدن یونان می‌دانستند به پیروی از این دروغ‌پرداز، سایر ملل را «بَربَر» یا «باربار» خطاب می‌کنند. بدون این‌که توجه داشته باشند، زمانی که پیشینیان آنان در جنگل‌ها و کومه‌ها زندگی اولیه‌ی بشری را تجربه می‌کردند، پیشینیان همین«بَربَر»‌ها در مشرق زمین، زیگورات، چغازنبیل را ساخته بودند، آب‌راه سوئز را حفر کرده بودند، فرسنگ‌ها جاده‌های سنگ‌فرش را احداث کرده بودند؛ پل‌های متعددی را برای ایجاد تسهیلات عبور و مرور کاروان‌ها ساخته بودند. تخت جمشید را که خاری در چشم آنان هست، بنا کرده بودند.
همین مدعیان تمدن، فراموش کرده‌بودند که در زمان اشکانیان همین بربرها بودند که نخستین مهستان یا کنکاشستان‌ را برای بهره‌گیری از روند اندیشمندی همگانی برپا کردند. همین مدعیان تمدن، ساختن دانشگاه جندی‌شاپور و نظامیه‌ها و بیمارستان‌ها را در مشرق زمین نادیده گرفتند.
همین چشم‌آبی متمدن در مقابل چشمان حیرت‌زده‌ی ساکنان مشرق زمین، به ویژه پارس‌ها یا ایرانیان، به ساختن آموزشگاه‌های تربیت گلادیاتور و پرورش برده مشغول بودند. صلیب را اختراع کردند.
کشتی‌های آنان را نه با نیروی باد بلکه نیروی بازوی بردگانی بود که پای در زنجیر، کشتی را پاروزنان به پیش می‌راندند.
فراموش کرده‌اند که در قرون سیاه انگیزیسیون یا تفتیش عقاید و به نام دین افراد مرتد را زنده‌زنده در آتش می‌سوزاندند.
بنابراین تنها اعراب نبودند که ما را «عجم» می‌نامیدند بلکه اروپاییان هم ما را بربر و وحشی خطاب کرده و هنوزم هم می‌کنند. صفحات تاریخ ویل دورانت و کتاب دوازده جلدی ایران کمبریج از یک‌سو و از دیگر سو کتب تاریخ دست نوشته اعراب در سده‌های نخستین اسلام نیز خالی از این گونه تجاوزها نیست.
***
ولی خود ما ایرانیان چه کرده‌ایم؟ کدام گام را برای خاموش کردن این فتنه و فریب برداشته‌ایم؟ سهم ما در این تحقیر و توهین و بهتر بگویم حقارت کم از آنان، که دشمن بوده و هستند، نیست.
پس جا دارد به جای پرداختن به اثبات درستی یا نادرستی«عجم» به خود باز گردیم به خویشتن ایرانی بودن خود. افتخاری که به آن می بالیم ولی متاسفانه در  روی کاغذ و لابه‌لای کتاب‌ها، شایسته است، آقایان علی مرتضایی و کامین عالی‌پور با بهره‌گیری از اندوخته‌ی علمی خویش راه‌کارهایی را نشان دهند که از تولید واژه‌های«عجم» و «بربر» دیگری جلوگیری شود. و چسبیدن به قاج‌زین سبب‌ساز سوارآموزی نمی‌شود. اگر«عجم» «اجم» است یا نیست به جای خود. شما دو نفر دوستان فرهیخته که بی‌شک دل در گرو عشق ایران و زبان پارسی دارید یک روز دست به دست هم بدهید و گردش‌کنان از خیابان‌های همین شهر خرم‌آباد تفرج‌کنان و خوش‌خوشان قدمی بزنید و به تابلوها ونام‌های برخی از مغازه‌ها نگاهی گذرا داشته باشید تا بدانید«عجم» و «بر بر» هنوز دست از تهاجم  بی‌رحمانه ویران‌گر خود برنداشته است.
برخی از این نام‌ها که به صورت گذرا یادداشت شده است به عرض شما دوستان دانشمندم می‌رسانم. تا ثابت شود: «ما کجاییم در این بحر تفکر....؟»
توجه فرمایید:«هپی‌لند، استودیو، آتلیه، گالری، بپتیک، تن‌پوش زینو، کفش‌آیش، گالری کارن، کالرونیا، اسکای‌نت، آیس‌لند و ....»
این اشارات اندک، مشتی است نمونه‌ای از خروارها واژه‌ی بیگانه در همین شهر خرم‌آباد. مسلم است در دیگر نقاط این سرزمین که مردمانش زبان رسمی خود را فارسی می‌دانند، نیز فراوان به چشم دیده می‌شود.
دوستان عزیز توجه داشته باشید: خرم‌آباد شهری است که ساکنان آن لر زبان و لک‌زبان هستند. چند نفر از آنان معانی درست این واژگان بیگانه و «عجمی» را می‌دانند؟ خود من با بسیاری از صاحبان این قبیل اماکن تجاری در مورد معانی و کاربرد واژگان فوق گفت‌وگو کردم. پاسخ درستی را دریافت نکردم.
در پایان ذکر این نکته را لازم می‌دانم:
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، زبان رسمی کشور ایران، زبان فارسی است.
این دوستان عزیز، نویسندگان و پژوهش‌گران محترم، جناب علی مرتضایی و دکتر کامین عالی‌پور، توجه دارند همین رسمیت داشتن زبان فارسی، سال‌های سال است، دست‌خوش بی‌توجهی و بی‌اعتنایی و تاراج قرار گرفته است تا آن‌جایی که روح حکیم فردوسی در قبر، هم از آن به فریاد در آمده است.
غیر از روزنامه‌ها و پخش اخبار سراسری و مکاتبات و گزارش‌های دولتی، مکالمات روزمره‌ی مردم فارسی‌زبان، با گویش تهرانی است. گفت و شنود بازیگران سینما و تئاتر و تلویزیون هم با گویش تهرانی است. پخش آگهی‌های بازرگانی در تمامی شبکه‌های سراسری و محلی با گویش تهرانی است. آیا گویش تهرانی، همان «زبان رسمی کشور ماست؟»
می‌بینیم که «عَجم» هنوز هم دارد ترک‌تازی می‌کند. بی‌شک اگر پایتخت ایران در شهر دیگری غیر از تهران بود، مثلاً اصفهان، زبان رسمی ما رنگ و بوی گویش اصفهانی را به خود می‌گرفت. قصد جسارت به گویش تهرانی و اصفهانی در میان نیست.
راه‌کار شما در مقابله با این ترک‌تازی چیست؟ به نظر شما عزیزان، با پرداختن به مبحثی مانند «عَجم یا اَجم» مهم‌ است یا ارائه‌ی طریقی عملی برای رسمیت بخشیدن واقعی به زبان رسمی فارسی. یعنی همان زبانی که حکیم دل سوخته‌ی طوس برای زنده کردن آن سی سال رنج را بر خود هموارکرد؟
باور کنید من هم مثل اکثر ایرانیان و فارسی‌زبانان وقتی به سخنان یک نفر افغانی یا تاجیکستانی گوش می‌دهم، فریادِ حسرت جان و تنم، گوش آسمان را کَر می‌کند. راستی که چه شیرین و دل‌نشین با زبان پاک و دست نخورده‌ی فارسی با هم سخن می‌گویند.
جا دارد بار دیگر تکرار کنم:«ما کجاییم در این بَحرِ تفکر....»
***
 در پایان خود را ناگریز از ذکر دو نکته می‌دانم؛
نخست: قصد و نیت اصلی من در این نوشتار به زیر سوال کشانیدن همت والای این دو پژوهش‌گر عزیز و فرهیخته نیست، بلکه بیان این واقعیت است که من هم‌چون آن‌ دو همان دغدغه را در مورد شاه‌نامه و واژگان«عجم» و «بربر» دارم که آنان نیز دارند.
دوم: باید از جناب دکتر کیانوش رستمی، سردبیر و مدیرمسئول هفته‌نامه‌ی سیمره سپاس‌گزار بود که فرصتی از این دست را در اختیار قلم‌زنان و صاحبان اندیشه‌ی این دیار که دل در گرو ادب و فرهنگ دیرینه‌ سال ایران زمین دارند، سپاس‌گزار بود. زیرا ایشان بر خلاف رسم کلیشه‌ای و مرسوم یعنی گردش در دایره‌ای بسته و چاپ دیدگاه‌های خاص و محدود و در اکثر موارد بی‌حاصل، هفته‌نامه‌ی سیمره را به دیدگاه‌های استانی و فرااستانی اختصاص داده‌اند..

*چاپ شده در سیمره 460(10 اَمرداد97)

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  مسعود خوشنام مسعود خوشنام یکشنبه, 14 مرداد 1397 ساعت 09:55

    با تشکر از جناب دکتر رستمی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004