شما اینجا هستید: خانهفرهنگقصه‌‌‌ای برای نشنیدن

قصه‌‌‌ای برای نشنیدن مطلب ویژه

چهارشنبه, 30 آبان 1397 ساعت 08:12 شناسه خبر: 4019 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

 *ضرورت احیا و کارآفرینی برای هنرهای سنتی در خطر فراموشی

مریم نظری/ سیمره: این قصه برای نشنیدن است، که به هرکس گفتیم نشنید. اما تو تا آخر بخوان، آدم نمی‌داند از کجای زندگی امتحان پس می‌دهد.
تقریباً سه سال پیش بود که برای اولین‌بار دیدمش؛ آن‌چه که بیش از هر چیزی نظرم را جلب کرد سادگی و بی‌پیرایگی عجیبش بود که در این روزگارِ هزار رنگ مثل هنرش گنجینه‌ای رو به زوال بود.
در روزهایی که ترس از دست دادن مرشد سعیدی(آخرین بازمانده‌ی نسل نقالان قدیم ایران) و از بین رفتن نقالی اصیل ایرانی و گنجینه‌ای که در سینه‌ی این پیر فرزانه بود باعث شده بود آشفته و نگران به هر دری بزنم و از هرکسی درخواست کمک کنم که برای ماندگاری هنر ایشان کاری کند، برای چندمین بار به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری رفته بودم که دیدارش بار سنگین دیگری بر شانه‌هایم گذاشت.
پشت میزی ایستاده بود، یک کیسه‌ی پلاستیکی را که پر از حلقه‌های فلزی کوچک بود، باز کرد. با انبردست و دم‌باریکی که همراه داشت شروع کرد به بافتن حلقه‌ها و توضیح دادن در مورد هنرش.


کارمندی که پشت میز بود در حالی که با دفتر و دستکش ور می‌رفت گاهی نگاهی به او می‌انداخت. از گفته‌هایش فهمیدم که تنها زره‌باف جنوب و غرب ایران است و با ساخت ابزارها و به کار بردن تکنیک‌های خلاقانه‌ای در بافت زره توانسته کارهایی را تولید کند که از نظر استحکام و ظرافت و زیبایی در کشور یگانه هستند. غم سنگینی دلم را گرفت که چرا چنین گنجینه‌هایی این‌گونه مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند؟! زمان اجازه نداد که بمانم و پیگیر داستان شوم، اما یکی از دغدغه‌های زندگی‌ام شد و در پس‌زمینه‌ی ذهنم ماند و فراموش نشد.
بیش از یک سال از این ماجرا گذشت و پس از ثبت ملی مرشد سعیدی و کم شدن نگرانی‌ام نسبت به ایشان فرصتی دست داد تا در برنامه‌ای که برای نقالی مرشد سعیدی برگزار شد از استاد زره‌باف هم دعوت کنیم و با معرفی چهره و هنر ایشان و درج خبر آن در نشریات استانی، اولین گام برای شناساندن و حفظ این هنر مهجور برداشته شود.
بعدها وقتی مثل نقالی برای احیای زره‌بافی هم از حمایت‌های دولتی نهادهای مربوطه ناامید شدیم تصمیم گرفتیم تا با آموزش به مردم یک روستا، علاوه بر حفظ و احیای این هنر، بستری هم برای رونق گردشگری و اشتغال‌زایی ایجاد کنیم.
چندی پیش به همت خانه‌ی نقالی پارس، اولین نشست آشنایی با زره‌بافی در روستای «گوشه شهنشاه» خرم‌آباد برگزار شد و امید آن می‌رود که اولین دوره‌ی آموزشی آن آغاز شود. در این نشست زنان روستا با تاریخچه‌ی زره‌بافی و مراحل ساخت و چشم‌انداز کارآفرینی آن آشنا شدند:
زره از در هم تنيدن مفتول‌هاي فلزي بر اساس الگوي تن‌پوش ساخته می‌شود و يكي از هنرهاي بسيار كهن بشري به‌شمار مي‌رود.
در تفسیر مجمع البیان و المیزان هم حدیثی از امام صادق آمده که «خداوند به حضرت داوود علیه السلام وحی کرد: تو نیکو بنده‌‎ای هستی، جز این‌که هزینه‌ی زندگی خود را از بیت‌المال تأمین می‎کنی. حضرت داوود علیه السلام چهل روز گریه کرد و از خداوند خواست که وسیله‌‎ای برای او فراهم سازد که از بیت‌المال مصرف نکند. خداوند آهن را بر او نرم کرد، او هر روز با آهن یک زره می‌‎ساخت و آن را می‌ فروخت، به‌طوری که در سال 360 زره بافت و از بیت‌المال بی‌نیاز گردید.»
ساخت زره به شیوه‌ی امروزی(بافت حلقه‌های فلزی) حتا با استفاده از وسایل برقی مثل دریل برای سرعت بخشیدن به کار، بسیار زمان‌بر است و با توجه به آن‌که حضرت داوود در روز یک زره می‌ساخته به احتمال زیاد نوع ابتدایی زره بوده که به صورت تن‌پوشی فلزی و یک‌پارچه ساخته می‌شده و به دلیل سنگین بودن سرعت عمل جنگاوران را پایین می‌آورد و از قدرت و توان آن‌ها می‌کاست.
بعدها این مشکل با در هم تنیدن حلقه‌های فلزی و به‌وجود آوردن بافتی شبیه پارچه که هم انعطاف بیش‌تری داشت و هم وزن آن بسیار کم‌تر از نمونه‌ی ابتدایی آن بود ساخته شد.
اگر در برخی منابع اشاره شده که پیش از داوود هم زره وجود داشته بی‌گمان جنس‌های دیگر آن بوده. از جمله چرم، چوب، ابریشم و دندان کوسه. این خلاقیت در بافت زره با توجه به شواهد تاریخی به گمان کار ایرانی‌ها بوده‌است.
ایرانیان به مدت حدود۱۲۰۰ سال از دوران باستان تا قرون وسطی، از شه‌سواران زره‌پوش بهره برده‌اند. ارتش ایرانیان از اوایل قرن ششم پیش از میلاد و سراسر دوران هخامنشیان از شوالیه‌های سنگین اسلحه بهره می‌جست. به روایت تاریخ شوالیه‌های افسانه‌ای اروپا تقلیدی مو به مو از زره‌پوشان ساسانی است.
در ساخت این‌گونه زره‌ها که به گبر یا خفتان مشهورند ابتدا مفتول که از جنس (مس، برنج، آهن) است به دور میله‌هایی با ضخامت‌های مختلف پیچیده می‌شود تا به صورت فنر درآیند، سپس آن را خط‌کشی کرده و با سیم چین از روی خط‌کشی شروع به بریدن می‌کنیم. بعد از آن حلقه‌ها را به صورت تکی یا جفتی به هم وصل می‌کنیم و به شکل زنجیر در می‌آوریم.
زنجیر تکی و جفتی هرکدام کاربردهای مختلفی دارند. حلقه‌ها سایزهای مختلفی دارند.2،3،4، دو و نیم، سه و نیم و چهار و نیم، بستگی به شخصی دارد که سفارش می‌دهد یا چیزی که ساخته می‌شود. بعد از ساختن زنجیر به مرحله‌ی اصلی ساخت زره یا دوره‌ی خود می‌رسیم.
واحدهاي ابتدايي برای بافت پنج حلقه دارند. به این صورت كه چهار حلقه درون یک حلقه قرار مي‌گيرد. با وصل کردن این واحدها به هم‌دیگر و تکثیر آن‌ها طبق الگوی مشخصی زره و دوره‌ی خود ساخته می‌شود. براي ايجاد نقش در بافت هم می‌توان از فلزهايي با رنگ‌هاي مختلف استفاده كرد.
این هنر نیازی به سرمایه‌ی زیاد و ابزار و تجهیزات پر هزینه ندارد و به راحتی در منزل هم قابل تولید است و می‌تواند سرگرمی و منبع درآمد خوبی برای ساعت‌های فراغت بانوان در منزل باشد.
استاد آیت گودرزی 25 سال راننده بیابان بوده و بعد از آن‌که 2 فرزندش را در سانحه‌ی رانندگی از دست می‌دهد این غم او را خانه‌نشین می‌کند. به گفته‌ی وی خداوند راهی برای نجات از این اندوه پیش پایش می‌گذارد و به‌خاطر عشقی که به امام حسین داشت و برای کمک به هیئت‌های عزاداری و تهیه‌ی کمربند چلچراغ و زره که در بازار موجود نبود سعی کرد خودش آن را بسازد اما هیچ استادکاری برای آموزش در لرستان و جنوب و غرب ایران نبود و به همین خاطر مجبور شد با خریداری دوره‌ی یک کلاه‌خود و مهندسی معکوس آن راز در هم تنیدن حلقه‌ها را کشف کند.
اما قصه به همین سادگی هم نبود، سه سال طول کشید تا با آزمون و خطای بسیار ایرادهایی که در طول کار با آن مواجه می‌شد، برطرف کند و به حدی از مهارت در کارش برسد که نامی‌ترین زره‌سازهای ایران خریدار کارهایش هستند.
به گفته‌ی گودرزی همه‌ی افرادی که زره‌باف هستند یا از پدرانشان یا از دوستانشان این حرفه را یاد گرفته‌اند. زره‌بافی مختص به سه استان است: اصفهان، مرکزی و قزوین. در قزوین به خاطر این‌که از دیرباز تعزیه‌خوان‌های قهاری دارد زره‌بافی رونق بیش‌تری دارد.
زره‌بافی هم هنر است هم اصالت و فرهنگ مملکت، هم هنری اسلامی است هم ایرانی. اما هنرهایی در این مملکت هست که نه خود هنر ایرانی است و نه استادهای آن ایرانی بودند و کاربرد مشخصی هم ندارند با وجود این در جامعه راحت رواج پیدا کردند و خیلی هم پذیرا هستند و مسئولین هم حمایت می‌کنند. چرا؟! چون که سود مالی برایشان دارد.
اما تصور غلطی که در مورد زره‌بافی دارند این است که دیگر کاربردی ندارد و نمی‌توان روی جنبه‌های درآمدزایی آن حساب کرد، در صورتی که چنین نیست. خیلی‌ها فکر می‌کنند که این هنر فقط به درد ساخت ابزارآلات جنگی می‌خورد، در حالی که کشورهای دیگر برای کاربردهای مختلفی از آن استفاده می‌کنند. مثلاً زنجیر یخ‌شکن ماشین که علاوه بر استفاده عموم در فصل سرما، برای ماشین‌های سنگینی که در معادن کار می‌کنند یا در مسیرها و شرایطی که چهار فصل یخ‌بندان است کاربرد دارد.
گودرزی می‌گوید: «زمانی با کامیون برای معدن کوه‌سر سنگ‌کشی می‌کردم. آن زمان زنجیر چرخی که برای لودر 470 کوماتسو که از کشور چین خریداری می‌کردند صد میلیون تومان بابت آن هزینه می‌کردند (هر چرخی 25 میلیون). این قیمت قدیم است که بی‌شک امروزه باید خیلی بیش‌تر از این باشد که فقط حدود دو تن و نیم میلگرد معمولی ست. »
وی ادامه می‌دهد:« متأسفانه در کشور ما رو آورده‌اند به راحت پول درآوردن و هیچ کسی به فکر این‌گونه مشاغل نیست. اگر حمایت می‌کردند با آمزش زره‌بافی به چهار جوان برای هنری که متعلق به خود ماست وابسته به تولیدات کشوری مانند چین نمی‌شدیم. چرا کشور چین باید از کشور ما میلگرد خریداری کند و آن‌ها را تبدیل به زنجیر چرخ کند و با پنج برابر قیمت، ده برابر قیمت به ما بفروشد؟ این کار نه نیاز به تکنولوژی خاصی دارد نه سرمایه‌ی کلان. فقط نیاز به حمایت و نگاه مسئولین دارد. بارها به نهادهای دولتی مراجعه کردم و درخواست دادم که همکاری کنند تا این حرفه را به پنچ نفر آموزش دهم ولی هیچ‌گونه همکاری نکردند.»
این هنرمند می‌گوید:«سال‌های قبل که برای درست کردن کمربند چلچراغ علم به مدت بیست روز خدمت مرحوم حاج فضل‌الله موسوی رفتم که شغلش درست کردن زین اسب و وسایل چرمی بود. سراجی او اول درب دلاکان بود. کنار دستش می‌نشستم و فقط به کارش نگاه می‌کردم که یاد بگیرم. حالا هرکس دنبال کمربند چلچراغ می‌گردد چون حاج فضل‌الله نیست می‌گویند آیت جانشین اوست و سراغ من می‌آیند.
اما برای زره‌بافی تنها عشق امام حسین استادم بود. خیلی کارها را خراب کردم تا بالاخره به این تجربه و مهارت در کار رسیدم. از خیلی از استاد کارهای اصفهانی و شهرهای دیگر درخواست کردم که راهنماییم کنند اما حتا یک طرح ساده را هم از من دریغ کردند و الان به لطف خدا و اربابم حسین به مهارت و تکنیکی در این کار رسیده‌ام که همان استادکارهایی که هشت سال پیش کوچک‌ترین کمکی را از من دریغ کردند بارها تماس می‌گیرند و اصرار دارند که فن و فوت کارم را به آن‌ها هم یاد بدهم. اما دلم می‌خواهد تجربه‌ای را که در این راه با رنج بسیار اندوختم به همشهریان خودم آموزش بدهم که می‌دانم هم بیش از دیگر استان‌ها نیاز به کارآفرینی دارند و هم از دیرباز امام حسینی بوده‌اند و رد پای عشقشان به ابوالفضل عباس(ع) در تاریخ بر جای مانده.»
زره‌بافی هنری فرهنگی، ایرانی و اسلامی است که می‌تواند علاوه بر حفظ فرهنگ، جنبه اقتصادی هم داشته‌باشد امیدوارم مردم باز هم با همت و عشقشان به میدان بیایند و این اتفاق زیبا را رقم بزنند.

 

 *چاپ شده در سیمره‌ی 473 (21 آبان 97)

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004