شما اینجا هستید: خانهفرهنگنگاهی به کتاب «فرهنگ، توسعه و خودکشی در غرب کشور»

نگاهی به کتاب «فرهنگ، توسعه و خودکشی در غرب کشور» مطلب ویژه

سه شنبه, 25 دی 1397 ساعت 17:41 شناسه خبر: 4156 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
ابراهیم خدایی ابراهیم خدایی

 صدای رشته‌ی  دانشگاهی دانشجویان لرستانی بلندتر از صدای لرستان است  

ابراهیم خدایی- سیمره: در این نوشتار کتاب «فرهنگ، توسعه و خودکشی در غرب کشور» اثر اردشیر بهرامی، از این دیدگاه بررسی شده است که چگونه توانسته برعکس بیش‌تر تحقیقات دانشگاهیان هم‌استانی، علوم اجتماعی را به خدمت لرستان بیاورد، نه این که از لرستان فقط به عنوان موضوعی در خدمت مطالعه‌ای دانشگاهی استفاده کرده باشد! 

خودکشی یکی از مسائل اجتماعی مهم در استان‌های ایلام، لرستان و بخشی از کرمانشاه است که در چهار دهه‌ی اخیر بالاترین نرخ خودکشی کشور را به خود اختصاص داده‌اند. این منطقه را از دوره‌ی صفویه تا پایان قاجاریه با نام «لرستان فیلی» می‌شناسیم که مشتمل بر دو بخش پیش‌کوه و پشت‌کوه بوده است. اردشیر بهرامی تحصیل‌کرده‌ی جامعه‌شناسی، از اوایل دهه‌ی هشتاد بر این پرسش تمرکز داشته که چرا پدیده‌ای مثل «خودکشی» بدون آن که در گذشته‌ی مردم این منطقه نمودی داشته باشد، در دهه‌های اخیر به یک مسئله‌ی اجتماعی تبدیل شده است. 

 

تا کنون شاهد پایان‌نامه‌های بسیاری از سوی دانشجویان علوم اجتماعی و انسانی بوده‌ایم که از جامعه‌ی لرستان به عنوان «نمونه موردی» استفاده کرده‌اند، اما اغلب آن‌ها به گونه‌ای نگاشته شده‌اند که نام «لرستان» (و یا شهر یا منطقه‌ای از این استان) در عنوان، مقدمه و نتیجه گیری آن ها تکرار می‌شود، اما در صفحات میانی، در بحث‌ها و تحلیل‌ها چیزی از لرستان به ندرت به چشم می‌خورد. بیش‌تر تمرکز و حواس آن‌ها به بیان نظریات جامعه‌شناسی و سایر ملاحظات روش‌شناختی و نظری رشته‌ی دانشگاهی‌شان است تا جامعه‌ای که قرار است آن را بشناسند. اگر چند صفحه از وسط این پایان‌نامه‌ها جدا کنیم و به خواننده‌ای بدهیم نخواهد فهمید این مقاله مربوط به کدام استان است! در بیش‌تر تحقیقات دانشجویان و دانش‌آموختگان لرستانی صدای رشته دانشگاهی‌شان بلندتر از صدای لرستان است! 

البته این برای یک پایان‌نامه‌ی دانشگاهی نمی‌تواند خیلی غیرقابل قبول شمرده شود، چه این پایان‌نامه‌ها عموما تکالیف دانشگاهی هستند و تأمین نظر استادان و گرفتن نمره و اذن فارغ‌التحصیلی هدف اصلی نگارش آن‌هاست. مشکل از آن‌جا شروع می‌شود که بیش‌تر دانش آموختگان حتا پس از فراغت، هنوز همین رویه را دارند، هنوز تمرکز بیش‌تر آن‌ها در کتاب‌های درسی و دانشگاهی است و با همین تمرکز درباره‌ی «لرستان» نظر می‌دهند بدون آن‌که مطالعه‌ای جدی درباره‌ی آن کرده باشند، گویا نیازی به «لرستان‌شناسی» نداشته و ندارند. 

کتاب «فرهنگ، توسعه و خودکشی در غرب ایران» نُه فصل است، اما فصلی که نگارنده این نوشتار را متقاعد کرد لازم است این کتاب را ارج نهاد و الگو قرار داد فصل دوم است، فصلی که البته به تنهایی یک سوم صفحات کتاب را به خود اختصاص داده است. این فصل با عنوان «زیست جهان خرده فرهنگ‌ها» کوشیده است با حفظ جایگاه دانشگاهی نویسنده، دل به جامعه مورد مطالعه بسپارد و در کنار مفاهیم و اصطلاحات تخصصی دانشگاهی، از «تقاص»، «نوم نَسَق»، «لیوه»، «لَچر»، «جنگ و تفنگ» و امثال آن سخن به میان می‌آید. در این فصل محقق خواسته نشان بدهد لرستان کجاست و وقتی بدان اشاره می‌کنیم از چه فرهنگ و «زیست جهان» خاص و متفاوتی سخن می‌گوییم. (من در نوشته‌های خودم  غالباً از اصطلاح «بوم» استفاده می‌کنم تا نشان دهم قوانین و مفاهیم جهان‌شمول علوم اجتماعی بدون داشتن درکی از جامعه بومی فاقد ارزش و کاربرد است).

بهرامی  در جای‌جای فصل دوم نشان داده است چگونه و تا چه اندازه با جامعه و مسئله مورد مطالعه‌اش درگیر شده است؛ «هنوز وجودم از شدت خشم و ترس و ناراحتی آرام نشده بود. به چشمانم خیره شد. یارای سخن گفتن نداشت و واژه‌ها میان نجوای گنگ و ضعیفش راه گم کردند. نمی‌توانستم دستانش را لمس کنم. پرسیدم چرا، چرا این کارو کردی؟ سکوت کرد و چیزی نگفت. نگاهش را از من برداشت و بعد از چند لحظه حرف‌های کوتاهش شروع شد؛ «د غصه خوهرم» ]یعنی[ در اعتراض به خواهرم» (ص 83)

چنین سطحی از درگیری و تمرکز بر موضوع مطالعه که در اغلب تحقیقات دانشگاهی ما غایب است، جامعه شناس باید ضمن حفظ منش، روش و بینش رشته‌ی دانشگاهی خود، همواره مد نظر داشته باشد پیشه‌ی اصلی‌اش «جامعه‌شناسی» است و نه «جامعه‌شناسی‌شناسی»، پس باید تمرکزش بر «جامعه» مورد مطالعه‌اش باشد. «جامعه‌شناسی شناسی» (شناخت روش‌ها، نظریه‌ها، صاحب‌نظران و مفاهیم علم جامعه‌شناسی) به ما در اخذ فلان مدرک دانشگاهی کمک می‌کند، اما قرار نیست کوشش‌های‌مان در همین مسیر محدود بماند، برعکس، رسالت اصلی ما شناخت جامعه است. قرار نیست همیشه «لرستان» به عنوان موضوع و مسئله در خدمت رشته‌ی جامعه‌شناسی باشد، بالاخره باید روزی جامعه‌شناسی هم دردی از لرستان دوا کند.

انتقادی که به اعتقاد من بر اثر بهرامی وارد است، این است که ایشان باید سودای افزودن بر صفحات کتاب را کنار می‌نهاد و با محوریت همین فصل دوم، به اثر خود انسجام بیش‌تری می‌بخشید. در حال حاضر نوعی آشفتگی در فصل‌بندی‌های کتاب به چشم می‌خورد و ارتباط فصل‌ها با یک‌دیگر چندان روشن نیست. بهرامی می‌توانست بسیاری از مطالب، جداول و آمارهای مربوط به خودکشی در بخش‌های مختلف کتاب را تلخیص و به عنوان «بیان مسئله» به فصل اول (کلیات) اضافه کند، پس از فصل دوم (زیست جهان خرده‌فرهنگ‌ها)، بسیاری از مباحث مربوط به تاریخ توسعه‌ی لرستان را می‌شد به‌گونه‌ای مختصرتر در یک فصل آورد، در فصل بعدی دست به تحلیل زد و نشان داد چگونه وقتی «توسعه» و «زیست-جهان لرستان» (به بیانی دیگر؛ بوم لرستان) به هم آمیخته می‌شوند میوه شوم «خودکشی» به بار می‌نشیند. فصل‌بندی کتاب (ضمن کاستن از حجم کلّی کتاب) می‌توانست به شکل زیر درآید؛

فصل اول (کلیات): معرفی عمق و ابعاد مسئله اجتماعی خودکشی در لرستان

فصل دوم: زیست جهان خرده فرهنگ‌ها در لرستان 

فصل سوم: توسعه و تغییرات معاصر در لرستان

فصل چهارم: ورود توسعه به زیست‌جهان لرستان و برآمدن پدیده‌ی خودکشی

فصل پنجم: جمع‌بندی، نتیجه‌گیری و ارائه راه‌کار

انتقاد دیگری که بر کتاب وارد است به تغییر رویه آن در فصل‌های پایانی و مخصوصاً فصل آخر (نهم) بر می‌گردد، کتابی که آن‌گونه درست و به‌جا از «زیست‌جهان»ها صحبت می‌کند تا نشان دهد درخت توسعه با همه‌ی میوه‌های رنگارنگش در فلان جامعه، وقتی در بوم لرستان کاشته شد، «خودکشی» ثمر داد، اینک به‌جاست در راه‌حل‌ها و پیشنهادهایش مسیر خود را گم نکند. اما بهرامی در فصل نهم (راه‌بردهای پیشنهادی برای پیش‌گیری از خودکشی) به‌جای آن‌که با توجه به تجربه‌ي خاص خودش در تحقیق درباره‌ي «خودکشی، توسعه و لرستان» به نتیجه‌گیری بپردازد و راه حلی مبتنی بر «زیست‌جهان» خاص لرستانیان ارائه دهد بیش‌تر به بیان «تجارب جهانی» از کنترل خودکشی می‌پردازد و به نظرم تناقضی نابخشودنی با نقطه‌ی شروع تحقیقش دارد. او باید نشان می‌داد با توجه به زیست‌جهانی که از آن سخن می‌گوید (بوم لرستان) برای مهار خودکشی چه می‌توان کرد؟ اگر در این زیست‌جهان محرّک‌هایی برای خودکشی وجود دارد، در همین زیست جهان (بوم) چه امکاناتی برای مهار خودکشی داریم؟ و اگر بناباشد از تجارب جهانی استفاده کنیم، آیا نظر بهرامی این است که بدون هیچ بوم اندیشی قادر به استفاده از آن تجارب جهانی هستیم؟ 

در صفحات 282 تا 285 که به جستار «راه‌بردهای پیشنهادی برای پیش‌گیری از خودکشی در غرب ایران» برعکس فصل دوم «صدای لرستان» دیگر به گوش نمی‌رسد و اتفاقاً در این صفحات لرستان و غرب کشور باید «شنونده محض» باشد. اگر محقق در زیست‌جهان (بوم) لرستان عللی خاص برای خودکشی یافته است (مثل نوم نَسَق)، آیا نباید در ارائه راه‌کار نیز در فکر بهره بردن از امکانات خاص همین زیست جهان بود؟ زیست جهانی که خرده فرهنگ‌های «تقاص، نوم نَسَق، لیوه، لَچر، جنگ و تفنگ و غیره» را دارد که در فصل دوم مطرح و مرتبط با خودکشی دانسته شده‌اند، احتمالاً می‌تواند خرده فرهنگ‌هایی مثل «تاسو، لعنت بین، کیخاگری و غیره» را هم داشته باشد، یک فرهنگ و موسیقی شاد هم داشته باشد در کنار آن همه فقر و محرومیت، یک سرمایه خاص و بی‌نظیر برای این مردم قلمداد شود. 

آری! اگر محقق همان قدر که وقت صرف ریشه‌یابی علل خاص خودکشی در لرستان کرده‌است برای راه‌کارهای خاص و مناسب‌تر در این جامعه نیز وقتی صرف می‌کرد، کار ارزشمند خود را کامل‌تر کرده بود نه این که به برشمردن تیتروار راه‌کارهای عمومی و جهانی مثل آموزش و پرورش، مشاوره، زدودن فقر و تغییر باورها اکتفاء کند. بوم اندیشی «تمرکز اندیشه بر نیازها و داشته های محلی» است، به نظر نگارنده، بهرامی در فهم «نیازهای محلی» موفق عمل کرده است اما موفقیت در فهم «داشته های محلی» اگر بتواند اتفاق بیفتد ارزشمندتر خواهد بود.

امید است قدر این کتاب هم از سوی نهادهای مرتبط با مسئله خودکشی دانسته می‌شود و هم از سوی تحصیل کردگان رشته‌های اجتماعی و انسانی لرستان؛ از این کتاب نه فقط چیزهای درباره «خودکشی در غرب کشور» (یا به عبارت دقیق و تاریخمندتر لُرستان فِیلی) بلکه روش تحقیق و اندیشه اجتماعی را بیاموزیم. 

 *دکترای جامعه‌شناسی

 ** چاپ شده در سیمره‌ی 481 (1397/10/24)

*** پوزش و توضیح: هنگام صفحه‌آرایی و طراحی این مقاله در صفحه‌ی 5 سیمره اشتاها عکس آقای اسفندیار خدایی به جای صاحب مقاله ( آقای دکتر ابراهیم خدایی) چاپ شده است! بدین روی به خاطر این لغزش از محضر خوانندگان فرهیخته‌ی سیمره و جناب دکتر خدایی پوزش می‌خواهیم.

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004