شما اینجا هستید: خانهفرهنگبررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(7)

بررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(7) مطلب ویژه

پنج شنبه, 26 ارديبهشت 1398 ساعت 18:46 شناسه خبر: 4377 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اردشیر کشاورز- سیمره: در نوبت پیشین بخشی از متن وقایع سال‌های پر از تنش و تشنج لرستان حَسَب سنوات 1303 تا 1309 و عمدتاً حوادث سال 1306 خورشیدی درگیری ارتش با عشایر طرفدار قیام علی‌محمدخان غضنفری‌امرایی از جمله سران طایفه میرسیمره به نقل از صفحات 349 و 350 کتاب روان‌شاد معجزی با ارائه‌ی توضیحات مورد لزوم تقدیم حضور خوانندگان بزرگوار گردید. اما به حکم ناتمام ماندن مطلب و ضرورت ارائه‌ی پاسخ، اینک به پیگیری موضوع می‌پردازیم: 

روان‌شاد معجزی در صفحه‌ی 350، حمایت سران میر را از علی‌محمدخان امرایی‌ در سال 1306، موجب تیره شدن سوابق و پیشینه‌ی خدمات آنان نزد اولیای امور و فرمانده‌ی قوای غرب دانسته و از این روی نوشته‌اند فرماندهی مزبور همواره منتظر فرصت بوده است که این‌ها یعنی سران میر شرکت کننده در قیام علی‌محمدخان غضنفری را باشدت، تنبیه سازد.

 

مطلب ابتر، ناقص، دُم‌بریده، نارسا، گنگ و نامفهوم است، این و این‌ها، می‌دانیم که اشاره‌ای به نزدیک است و ضرورت کاربرد آن غیرمحسوس و مشخص نیست، مراد از این‌ها چه بوده، دو دیگر این‌که در پی شکست شاه‌بختی از عشایر لرستان در سال 1306، فرمانده‌ی مذکور از عنوان، سمت و منصب خود برکنار و در سال 1307 به جای سرتیپ شاه‌بختی، امیرلشکر امیراحمدی(احمدآقاخان) به فرماندهی لشکر غرب کشور برگزیده می‌شود و می‌دانیم که امیراحمدی در انتصاب به فرماندهی لشکر غرب، کرمانشاهان- همدان و لرستان در سال‌های 1300 خورشیدی به بعد، روابط گرم، دوستانه و حسنه‌ای با علی‌محمدخان امیراعظم داشته و خود در کتاب خاطراتش به موارد دوستی اشاره کرده و ذیل مبحث فتنه یا اغتشاش لرستان نوشته‌اند:« این حقیقت تلخ را باید اعتراف کنم که سوءظن رضاشاه در باره‌ی این‌که من می‌خواسته‌ام عده‌ای را از لرستان با خود هم‌دست کرده به تهران بیایم و علیه ایشان قیام نمایم، موجب شد، سران عشایری که با من الفت داشتند، مورد بغض قرار گیرند، و به آن‌ها که مورد توجه من نبودند، پر و بال داده شود، از جمله کسانی که من به آنان اعتمادی داشتم، یکی آقای علی‌محمد غضنفری، پسر نظرعلی‌خان ترهانی، امیراعظم بود، پس از رفتن من از لرستان، سرتیپ شاه‌بختی، امان‌اله‌خان غضنفری را که ظاهراً از تربیت شدگان امیراعظم بود، مورد توجه قرار داد و می‌خواست با دست این امان‌اله غضنفری، علی‌محمدخان غضنفری را منکوب نماید، و این کار موجب طغیان علی‌محمدخان و جنگ او با ارتش شد.»(1)

امیراحمدی در سمت فرماندهی مجدد لشکر غرب ضمن دل‌جویی از علی‌محمدخان غضنفری به سران طایفه میر سیمره که در قیام علی‌محمدخان دخیل بودند مراتب رضایت و دل‌جویی خود را با تفویض مناصب و مشاغل حکومتی و دولتی ابراز می‌دارد، از جمله طی حکم شماره 246 هیجدهم شهریورماه 1307اعلام داشته است:« به موجب این حکم حکومت محل آبدانان به میرعباس‌خان هاشمی محول می‌گردد که نهایت جدیت و مراقبت را در حفظ انتظامات آن محل به عمل آورده و از هر گونه سوء اتفاقات قویاً جلوگیری به عمل آورد، مخصوصاً باید مراقبت کامل بنماید که هیچ یک از رعایا، حتا یک من غله به الوار متمرد نفروشنند، هرکس مرتکب فروش غله گردید فوراً، او را سخت مجازات نماید و همیشه راپورت عملیات خود و اتفاقات مقر حکومت را مرتباً راپورت نماید، عموم کدخدایان و ساکنین محل آبدانان بایستی مطابق دستورات مشارالیه رفتار و از صلاح دید او خارج نشوند. رییس امنیه کل مملکتی و امیرلشکر غرب- امیراحمدی-مهر- قشون دولت علیه ایران- امارت لشکرغرب-نشان شیرو خورشید- امضا.»(2)

متعاقب حکم مذکور، طی یک فقره حکم صادره‌ی دیگر تحت نمره‌ی 2556 هشتم فروردین‌ماه 1308- اعلام می‌دارد:« به پاس خدمات بی‌آلایش صادقانه‌ای که از طرف میرمیرزامحمدخان نسبت به قشون به معرض بروز رسیده است، به موجب این حکم از این تاریخ به معاونت حکومت پشت‌کوه برقرار می‌گردید....الخ رییس امنیه کا مملکتی و امیرلشکر غرب- امیراحمدی- مهر-امضا.»(3)

پس مشخص است، سران میر سیمره، به‌رغم همکاری نزدیک و تنگاتنگ با علی‌محمدخان غضنفری در قیام سال 1306 خورشیدی در سرخ‌دم لری کوهدشت، آن‌چنان هم دچار تیرگی سوابق خدمتی نشده و به امتیازات، اختیارات و مناصبی هم دست یازیده، آن‌‌چه باید متصور بود، هدف امیراحمدی برابر خواسته‌ی قلبی و نیت رضاشاه، آرام نگه‌داشتن لرستان و ایجاد امنیت در منطقه بوده که در بروز شرایط حاد از هر گونه‌‌ی آن، سیاسی، نظامی، جوی و غیر این‌ها استان‌های غرب کشور و جنوب غرب کشور با یک‌دیگر ملازمه داشته و مرتبط بوده به ویژه لرستان و خوزستان، لرستان و کرمانشاهان، لرستان و مرکزی، لرستان و همدان، لرستان با پشتکوه و ... و دو دیگر این‌که تفرقه در صف واحد عشایر لرستان که نشانه‌ها حکایت از آن داشته با شروع هر واقعه‌ای، اتحاد عشایر، امری حتمی و قطعی بوده و در قیام علی‌محمدخان، پیروان امیراعظم خوانده‌ایم که عشایر بیرانوند، نزدیک‌ترین همکاری را باعشایر ترهان، پیروان امیراعظم داشتند و از این روی ضمن این‌که، ارتش قصد داشت تا انتهاز فرصت جسته و زمان لازم را در دفع الوقت جهت انجام برنامه‌های بعدی، که سرکوبی شورشیان بیرانوند و دستگیری سران عشایر لرستان را از هر قماش آن همراه با داغ و درفش و مجازات تبعید و زندان اما اندکی با اغماض و چشم‌پوشی در برپا ساختن چوبه‌های دار و اعدام سران لرستان، چون فصل شوم، نامبارک و ناجوان‌مردانه‌ی اعدام چهارده تن از سرداران لرستانی در بروجرد توسط امیرلشکر جاهل و کودن حسین آقاخزاعی، می‌بینیم امیراحمدی از سران خاندان میرسیمره از جمله مرحوم میرعباس‌خان هاشمی حاکم آبدانان، ضمن این‌که مقابله‌ی با شورشیان بیرانوند را که از محال ترهان به کوه‌ها و ارتفاعات کبیرکوه کوچیده و با نیروهای نظامی درگیری داشته، ارسال گزارش اقدامات لازم را داشته است، می‌توان چنین اندیشید که، امیراحمدی از انتصاب سران میر به مشاغل حکومتی و دولتی، قصد بهره‌برداری سوء و فرصت طلبانه‌ای را داشته که انجام و اقدام آن در خور شخصیت ذاتی و سرشت اصیل خانوادگی بزرگان میر، نبوده است. به نحوی که از متن و مفاد این فقره حکم صادره از جانب امیر لشکر غرب کشور می‌خوانیم:« نشان و شیر خورشید- شماره 1197- 4 مرداد1308-وزارت جنگ، قوای غرب و جنوب غربی، ارکان حرب قوای لرستان، میرعباس‌ خان حکومت آبدانان، با این‌که در هر پست انتظار وصول راپورت شما می‌رود، عجیب است که هیچ‌گونه راپورتی نفرستاه‌اید، بدیهی است در کلیه کارها از جز تا کل بایستی با معاون حکومت پشتکوه(در آن زمان میرزامحمدخان تیمورپور) مساعدت کرده و نگذارید، هیچ یک در ماموریت‌های محوله به مشارالیه باقی بماند، در این موقع که یک ستون در آبدانان متوف است، البته موقع خدمت و جدیت شماست و بایستی میزان استفاده خود را به دولت معلوم داشته و معین سازید که عناصری صدیق و برای مملکت موثر و مفید خواهید بود، مخصوصاً در این موقع نیز عمل سپردن والی پشتکوه تمام شده و بایستی جداً بکوشید که امنیت را به طور قاطع در آن حدود مستقر نمایید و تا ورود من یک خدمات برجسته را انجام داده و بیش از پی مشمول مراحم دولت واقع گردید، بدیهی است من به میزان جدیت و فداکاری هر یک در آن حدود ناظر بوده و سعی می‌کنم که پاداش را به فراخور خدمت هر یک بدهم، بنابراین انتظار دارم، ماموریت‌هایی که به میرمیرزامحمدخان داده‌ام به معاونت شما انجام یافته و هیچ کاری باقی‌ نماند و مسلماً چنین نیز خواهد بود، من هم قطعاً در هفته‌ی آینده حرکت خواهم کرد... فرمانده قوای غرب و جنوب غربی سپهبد امیراحمدی.»(4) و لذا در لشکرکشی سال 1308 و دستگیری سران لرستان در سال 1309 خورشیدی که امیراحمدی در خاطرات خود به اشتباه 1307و 1308 نوشته است، اما در متن حکم صادره که بیش‌تر آورده شده خواندیم که جریان لشکرکشی به کبیرکوه و پشتکوه، مربوط به اواخر 1308  و .... می‌باشد که روان‌شاد معجزی هم سال تبعید سران میرسیمره را در سال 1308 نوشته صفحه‌ 350 اما درست آن فروردین سال 1309 خورشیدی است که امیراحمدی در کتاب خود دستگیری سران لرستان را به تعداد 28 تن با عنوان نامناسب و مجعول سران اشرار آورده، و لذا زمان فروردین‌ماه سال 1309 و مکان قلعه‌ی شیخ مکان در سیمره است. با بررسی موضوع مستند به نگاشته‌‌ها و متن احکام صادره‌ای که ارائه گردید، مطالب صفحات 349 و 350 روان‌شاد معجزی در کتاب ایلات و طوایف لرستان نمی‌تواند، صورت واقعی و حقیقی داشته باشد. مورد دیگر که در همان صفحه‌ی 350و ذیل مبحث بی‌محتوای(غارتگری تبعیدیان در بین راه)آمده است، می‌خوانیم: میرهای سیمره و سایر طوایف تبعید شده در لرستان از صفحات شمال با کوچ بار و زن و بچه به قصد مراجعت به لرستان حرکت کردند، این جمعیت کثیر با این که خود احشام و چارپایان و اشیا و اثاثیه‌ی زیاد، در بار داشتند، مع‌هذا موقعی که به رمه‌های ایلخی دولتی که در مراتع یله بود، رسیدند، فیل آنان به یاد هندوستان افتاد و خاطرات دوران عنان‌گسیختگی و هرج و مرج که از هر طرف اموال مردم را غارت می‌کردند در آنان بیدار گردید، هوس غارتگری و چپاول به سرشان زده و ....صفحه‌ی 350تا 351 و ادامه‌ داده است که مرحوم میرنصیر هرچند کوشش کرد تا از غارت رمه‌های ایلخی دولت جلوگیری کند موفق نگردید و ..... البته موضوع رشته‌ای است با سر دراز که جای طرح آن در مبحث نقد و نظر حاضر نیست و این قلم در سابقه‌ی دیگری به آن پرداخته است، اما با وجود این که در عصر عشایری و هرج‌ و مرج حاکم بر جوامع عشیره‌ای که غارت و چپاول، نشانه‌ی اقتدار و توانمندی یک ایل یا طایفه، بر ایل و طایفه‌ و یا طوایف دیگر محسوب می‌شده و این فرهنگ سیطره‌ای رایج و به کمال داشته که در آثار تاریخی ضبط و ثبت شده نمی‌توان نشانه‌ای از فرهنگ غارتگری در خوی، ذات و صفاتِ خاندان میرسیمره را دریافت و این صفت هرگز مشخصه و ممیزه‌ی وجود خاندان میرسیمره نبوده است و اگر غارت محمولات کاروان تجارتی شرکت انگلیسی  لینج را کسی متوجه باشد، آن غارت را به عشایر درکوند نسبت دادند و از آن پس بود که جهت حراست از مال‌التجاره‌ها مرحوم حاج میرتیمورخان درکوند و میرصیدمحمدخان اشرف‌العشایر میروزیر ماموریت یافتند تا حراست لازم را در این راه معمول دارند، در هر صورت می‌شود بر این باور و پندار هم بود که جدای از خصیصه‌ی غارت و چپاول که در نهاد مردمان میرسیمره نبوده، اگر هم مردی از دیگر طوایف لرستان به قصد انتقام رمه و یا احشام دولتی را به گروگان گرفته و نه این‌که غارتی در میان بوده اشد، در برابر غارت سرمایه‌ی دنیوی مردم میرسیمره و دیگر تبعید شدگان که احصائیه‌ی آن در یادداشت‌های مرحوم میرمیرزامحمدخان تیمورپور به این صورت و شرح آمده است، بسیار اندک و ناچیز می‌نموده که می‌خوانیم:« در قافله‌ی بزرگ تبعیدی‌ها، هیجده هزار گوسفند، هفت‌هزار گاو و پنج‌هزار مادیان و قاطر همراه بود و همه‌ی آن‌ها را نظامیان رضاخان در بین را حیف و میل کردند و فقط در حدود هزار و هفتصد گوسفند و قریب پانصد گاو و یک‌صد و بیست مادیان و قاطر به مقصد رسیدند.» (5)

ادامه دارد...

 

پی‌نوشت‌های ارجاعی:

1- خاطرات امیراحمدی، جلد اول، پیشین، ص 317

2و3 و4، کتاب پژوهی ژنرال‌های ارتش شاه، کتاب اول، اردشیر کشاورز، در دست چاپ

5-خاطرات و یادداشت‌های مرحوم میرزامحمدخان تیمورپور، صفحات 27 و 28

 

 

 

 چاپ شده در شماره‌ی 494 سیمره /بیست و ششم اردی‌بهشت 98

1 نظر

  • پیوند نظر  خواننده سیمره خواننده سیمره پنج شنبه, 09 خرداد 1398 ساعت 00:45

    لطفا همه قسمت ها را در سایت درج کنید

    *سیمره: با درود همه‌ی قسمت‌ها هستند. خوب نگاه کنید.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004