شما اینجا هستید: خانهفرهنگبررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان (بخش نهم و پایانی)

بررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان (بخش نهم و پایانی)

یکشنبه, 12 خرداد 1398 ساعت 08:29 شناسه خبر: 4435 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
اردشیر کشاورز اردشیر کشاورز

اردشیر کشاورز/ سیمره: با ابراز خوش‌وقتی و عرض سپاس و تشکر از مراحم و عنایات مبذوله‌ی خوانندگان بزرگوار که حوصله و بردباری به خرج دادید، تا بدین‌سان به مطالب انتهایی بررسی و نقد و نظر کتاب ارزشمند و گران‌سنگ ایلات و طوایف لرستان از تالیفات علامه گران‌قدر شادروان استاد محمدرضا والی‌زاده معجزی، برسیم، این موهبت حضرت حق را شاکر بوده و برای دست‌اندرکاران نشریه‌ي وزین سیمره، جناب دکتر رستمی و همکار و صاحب امتیاز نشریه‌، فرهنگی آگاه، سرکار خانم سودابه آزادگان مدرس واحدهای آموزشی استان لرستان، خانواده‌ و فرزندان بردبار، فرهیخته و آگاه روان‌شاد استاد معجزی محمد و حسین والی‌زاده معجزی، ویراستار عزیز و گرامی و دیگر سروران و عزیزان که مزاحمت‌های این قلم را تاب تحمل آورده از عمق وجود سپاس گفته و تشکر می‌کنم. ان‌شاءالله جسارت حقیر را ببخشایند و اگر نادانسته اسائه‌ی ادبی صورت گرفته است پوزش می‌طلبم، به حق و به واقع و برای رفع مزاحمت، از ورود به بسیاری از مطالب کتاب به ویژه در وادی عرفان یاری خاص مردم دلفان و بلوران، یعنی هرآنچه در این کتاب آمده است و روان‌شاد علامه توانمند، استاد معجزی به مباحث گفتار تعمیمی آن در دلفان و با مهاجرت مردم طوایف دلفان به گرمسیر ترهان به خوبی تمام و با قوت کلام و قلم به موضوع پرداخته است، به جهت گستردگی مبحث، امساک شد، ان‌شاءالله بتوانم در برهه‌ای دیگر و در فراغ بال به تبیین مورد بپردازیم و با بررسی مطالب کتاب از صفحه‌ی 714 پی‌گیر هستیم و از قلم روان‌شاد معجزی به این صورت می‌خوانیم: نصرالله‌خان 1«یا میرنصرالله» دارای دو زن بوده که یکی زن عقدی و دایمی بوده، کدبانوی خانه و دومی کنیز زرخرید- نصرالله‌خان از زوجه دایمی خود دو پسر داشت، خنجربیگ سوم که بعداً به توشمال‌خان مشهور گردید و فتح‌الله‌خان و از کنیز خانه سه پسر به نام امان‌الله‌خان، عزیزالله‌خان و فیض‌الله‌خان داشته است.

اما روان‌شاد اسفندیارخان غضنفری، استاد، شاعر و مورخ نامی لرستان، خلاف و ناقض مطلب شادروان استاد معجزی را در کتاب تاریخ غضنفری آورده‌اند، از جمله ذیل مطلب میرنصرالله(نصیر)صفحه‌ی1/215، نوشته‌اند:« میر(نصرالله‌خان) از مختی‌زاده(دختر محمدرحیم‌خان گراوند عباسی) موسوم به قیصر و فتح‌الله که قیصر را توشمال می‌گفتند به جای خنجربیگ سوم که بعداً به توشمال‌خان مشهور گردید و هم‌چنین فتح‌الله‌خان» و ادامه داده است:« با این تفصیل او قیصر سوم و توشمال دوم به حساب می‌آید.» به نظر می‌رسد چون مرحوم اسفندیارخان از همین تبار و دودمان هست، مطلب به واقعیت امر نزدیک‌تر باشد و پیرامون فرزندان همسرغیررسمی‌ آمده است:« میرنصرالله، از گل‌بانو، فیض‌الله، عزیزالله و امان‌الله را داشته و چهار دختر که در مباحث پیشین مواردی حول و حوش پیوندهای خانوادگی دختران آورده شد.» در هرحال بعد از مرگ نصرالله‌خان، پسر بزرگش، اما نه خنجربیگ سوم که علامه معجزی نوشته‌اند، بلکه میرقیصر یا توشمال‌خان تشکیل دهنده‌ی فوج‌ امرایی که روان‌شاد اسفندیارخان غضنفری ذیل مطلب توشمال‌خان صفحه‌ی 216 و به این صورت نوشته‌اند: «(درسال 1265 هجری‌قمری) در زمان سلطنت ناصرالدین‌ِشاه، اردشیرمیرزا رکن‌الدوله به حکومت لرستان و خوزستان منصوب و ... از طریق چگنی، کوهدشت و مادیان‌رود به خوزستان لشکرکشید، میرنصرالله با آگاهی از ورود لشکریان شاهی به مادیان‌رود آگاه شد؛ دو فرزند خود توشمال‌خان و فتح‌الله‌خان نزد شاه‌زاده رفته، پیرامون تشکیل فوج امرایی به مذاکره پرداخت.» بنابراین به‌رغم مطلب علامه معجزی که در صفحه‌ی 715 نوشته‌اند:«محمدشاه در سال آخر عمر خود«1264 هجری‌قمری» فرمان داد که توشمال‌خان با فوج امرایی به خوزستان حرکت کند....» موضوع در سلطنت ناصرالدین‌شاه و در سال 1265 هجری‌قمری اتفاق افتاده است، یعنی حدوث امر با توجه به روزگار شاه‌مرد، [مرگ محمدشاه در سال 1264 بوده] لشکرکشی 1265 هجری‌قمری.(2) در صفحه‌ی 718 کتاب استاد معجزی می‌خوانیم: «ذیل خبر فوت توشمال‌خان به طرهان رسید، موقعی که توشمال‌خان در عربستان (منظور خوزستان است) فوت کرد، برخوردارخان پسرش هنوز به سن رشد نرسیده بود و لذا فتح‌الله‌خان (برادر ابوینی) توشمال‌خان که در غیاب برادر، امور طرهان را اداره می‌کرد پسر کوچک برادر را برداشت و با وجودی که اخبار موحشی از شیوع بیماری وبا در خوزستان می‌رسید، او را به خوزستان برد. البته این مورد مربوط است به جنگ محمره(خرمشهر) در سال 1267 هجری‌قمری و مطلبی که مرحوم معجزی نوشته‌اند، با مطلب روان‌شاد اسفندیارخان مباینت داشته و متفاوت هستند، از جمله این‌که می‌خوانیم:« سردار جوان(توشمال‌خان) در محمره بیمار و در بندر ماهشهر، بیماری او شدت یافت، مجدداً او را به خرمشهر برگرداندند که در آن‌جا مداوا شود، لیکن این اقلام هم مفید واقع نشد، توشمال‌خان به سختی بیمار بود و چون مرگ خود را نزدیک دید، نامه‌ای به فرماندهی کل نوشت و فرزندش برخوردارخان را که تنها بازمانده‌اش بود، معرفی و از او خواست، وی را با صواب دید عمش فتح‌الله‌خان، در مقام فرماندهی فوج امرایی منصوب کند و همین مطلب را هم به برادرش نوشت.» پس از رسیدن نامه‌ی توشمال‌خان و آگاهی فتح‌الله‌خان، از مرگ برادر، فتح‌الله‌خان به سام‌الدوله (سلیمان‌خان سهام‌الدوله برادر منوچهرخان معتمدالدوله گرجی) نوشت و درخواست موافقت با این پیشنهاد را کرده و توسط برادرش فیض‌الله‌خان، به خوزستان فرستاد. سام‌الدوله به خواسته‌ی فتح‌الله خان عمل کرد و فتح‌الله خان، همین‌که دانست وسایل و شرایط به قدر کافی آماده شده است، برخوردارخان را با نفرات و مهمات جدید به سمت محمره گسیل داشت صفحه‌ی 230، پس به‌رغم نوشته علامه معجزی1- فتح‌الله‌خان همراه برادرزاده‌اش برخوردارخان به خوزستان نرفته. 2- با مهیا شدن شرایط، شاید فروکش کردن مرض وبا در محمره، آن‌گاه فتح‌الله‌خان، برخوردارخان را به محمره گسیل داشته.  به نحوی که خواندیم و آوردیم در صفحه‌ی 718 فتح‌الله‌خان برادر ابوینی، توشمال‌خان نوشته شده مشخص نیست منظور از ابوینی چه هست؟!! شاید برادر اعیانی، مراد باشد که پدر و مادر یکی است که متضاد آن(اخیافی) می‌شود. و اگر ابو را پدر بدانیم که هست، می‌شود با درصد بالایی افزایش از برای این قلم(اب) و (ین) اگر جمع عربی بدانیم، پس ابوینی را باید از دو پدر دانست، در حالی‌که چنین نیست، توشمال‌خان یا میرقیصر و فتح‌الله‌خان، پدر هر دو میرنصرالله(نصیر) و مادر آنان از طایفه‌ی گراوند و خواهرزاده‌ی محمدرحیم‌خان گراوند یا عیدی‌خان بوده، البته بنا به نوشته‌ استاد معجزی در صفحه‌ی 696 کتاب مورد بررسی پس می‌شود، ابوینی را همان اعیانی بدانیم. در صفحه‌ی 724 عباس میرزا ملک آرا برادر ناصرالدین‌شاه حاکم جنوب نوشته شده چنین مورد ملاحظه نگردید. در صفحه‌ی 738 مرگ قاسم‌خان میرپنج امرایی، در سیمره نوشته شده، جایدر، درست است. 

در صفحه‌ی 739، لقب فتح‌السلطنه از آن نظرعلی‌خان امرایی امیراشرف آمده است، در حالی که فتح‌السلطان لقب امیراشرف بوده، و فتح‌السلطنه لقب غلامرضاخان والی امیرجنگ ابوقداره بوده و درست آن در صفحه‌ی 740، آمده است. در صفحه‌ی 753. سطر اول پاراگراف سوم به جای مهرعلی‌خان سگوند، مهدی‌خان سگوند آمده است.

در صفحه‌ی 769، ابوغداره با املای ابوقداره آمده است، بنا بر سابقه امر و مصطلح‌ زمان حسینقلی‌خان والی با پسوند ابوغداره به همین املا در آثار مکتوب شناخته می‌شده اما اولاد و نوادگانش با این املا (ابوقداره) شناخته شده و می‌شوند، سجع مهر و لقب حسینقلی‌خان ابوغداره به موجب احکام موجود در کتابخانه شخصی نگارنده به این صورت هست. حکمران بر فلک کجرو سیاره، صارم السلطنه، سردار ابوغداره ضمناً غلامرضاخان امیرجنگ تا سال 1307 خورشیدی به عنوان والی لرستان پشتکوه در ایران و مهران (منصورآباد) به سر می‌برده، و لذا سال 1308 خورشیدی مندرج در صفحه‌ی 770 کتاب مورد بررسی صحیح نیست. در صفحه‌ی 771 و در ترسیم شجره نامه والیان لرستان پیشکوه و پشتکوه فرزندان پسر مرحوم  علی‌رضاخان شهاب‌الدوله، پنج تن بوده از جمله: عبدالحسین‌خان پورابوقداره، حشمت‌خان، تیمورخان، نصرت‌خان و درویش عباس. و همان صفحه فرزندان پسر مرحوم غلامرضاخان والی امیرجنگ به تعداد 7 تن آمده است، در حالی که فرزندان پسر برابر دادخواست تنظیمی مطالبه‌ی تقسیم میراث و دریافت سهم الارث از مرحوم والی، تقدیمی به مراجع قضایی موجود در کتابخانه شخصی این قلم به تعداد 13 تن ثبت شد‌ه‌اند و عبارت از 1-غلامشاه‌خان،2-اسفندیار،3-علی‌قلی‌خان،4-خلیل‌خان، 5-یدالله‌خان،6-امیرقلی،7-محمدحسن،8-حیدر،9-منصور،10ناصر،11عطاالله،12-اللهیار(علی‌یار)،13-فیلی به این صورت باید نام امان‌الله‌خان نیز اضافه شود، در مجموع، چهارده تن فرزند ذکور.

 

پی‌نوشت ارجاعی:

1-در صفحه‌ی 716 آمده است: نصرالله‌خان امرایی و حسن‌خان والی از لرستان، هر دو از مقربین و ملازمین رکاب شاهزاده محمدعلی میرزای دولتشاه بوده‌اند، در حالی‌که در آثار تاریخی، خط و نشانی از مورد مذکور به چشم نیامد.

2-برای آگاهی بیش‌تر از یارگیری فوج امرایی به سفرنامه‌ي لرستان و خوزستان تالیف حسنعلی‌خان افشار، تصحیح و پژوهش حمیدرضا دالوند، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 1382، تهران، صص46،186 و ... مراجعه کنید.

*چاپ شده در سیمره 496(11 خردادماه 98)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004