شما اینجا هستید: خانهفرهنگبی‌تناسبی سیاستِ «آلوده» با دینداریِ «پالوده»

بی‌تناسبی سیاستِ «آلوده» با دینداریِ «پالوده»

یکشنبه, 21 مهر 1398 ساعت 11:18 شناسه خبر: 4652 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

سیمره/ حمزه فیضی‌پور: زر آلوده کم عیار بود   

 زر پالوده پایدار بود

ملک آلوده مرگ بستاند 

ملک پالوده جاودان ماند.   سنایی (حدیقه)

آیا  پدیده "سیاست" ذیل "دینداری پالوده" می‌تواند از زیر چتر و چنگال آلایش یا آلودگی بیرون بیاید و در عمل، مولفه‌های کارکردی آن (تصمیم گیری‌ها، انتصابات، موضع‌گیری‌ها و .....)  آیینه و انعکاسی از گزارهای دینی یا تاکیدات پاک "دین" ( حق‌گویی، نقد، تواضع، صداقت عدالت سیاسی و اجتماعی، امانتداری،  تحمل و برباری، حفظ بیت‌المال، مسوولیت‌پذیری، حقوق متقابل حکومت و مردم و....) باشد تا بتواند هم‌چون زر پالوده ماندگاری و جاودانگی را تجربه نماید و چون ملکِ  منزه از غل و  غش، صیقل یافته پایدار بماند. برای پرداختن به این موضوع  نیازمند واکاوی در معنا و محتوای پدیده‌ها و از جمله « دین سیاست» می‌باشیم؛ آن‌چه آورده می‌شود از تخیل نگارنده سر در نیاورده‌اند بلکه به نوعی تک‌تک معانی با رجوع به منشور سیاسی شیعیان، نهج البلاغه‌ی علیِ عدالت و عدالت علوی  به وضوح قابل درک و تامل هستند.                 

                           

 سیاستِ "آلوده": دروغ هست و ریا، تملق هست و جفا، تحریف هست وثنا، تحقیر هست و تمنا، تهمت هست و افترا، فساد هست  و اختلاس، تقلب هست و تبانی، تهدید هست و تفاخر، تظاهر هست و تجاهل، زبان تمجید نابه جا دراز هست و رسا! و........  (نماد این معانی و چهره ها در تاریخ: عمروعاص‌ها، مغیرة بن شعبه‌ها و ......)

   دینداریِ "پالوده": زر ناب هست و پایدار، پالایش است و ماندگار، تکریم هست وافتخار، یک رنگی هست و اعتبار، صداقت هست و راستی، چامه پاکی هست و پاک دامنی، وجدان هست و بی‌تکلفی، مسئولیت‌پذیری هست و پاسخگویی، مردانگی هست وآزادگی،..... دین لقله زبان نیست، قدرت ابزار بی‌عدالتی نیست، ریاست حیاط خلوت فساد نیست، هدف وسیه را توجیح نمی‌کند، شفافیت به کنجی رانده نمی‌شود، افاضل گوشه‌نشین نیستند، اراذل  میدان‌دار نیستند،  فروع به جای اصول نمی نشینند. هرچند  حدس و فرض قوی در جواب به سوال که می‌تواند خود یک ضرورت از بطن و متن دین باشد از نگاه نگارنده خود عنوان متن است: سیاست "آلوده"ی مبتنی بر اجحاف، تبعیض، فساد مالی و سیاسی، باندبازی به جای تمرین کار با احزاب واقعی، خویشاوندسالاری، سپردن میزهای کار وتلاش(بعضی را به‌کار بردن واژه میز قدرت و ریاست  دل خوش است) به افراد مسئله‌دار ، نزدیکان و اقوام  و .... با دینداری "‌پالوده"  که  مصفی  و مبرای  از عیب ، نقص و غش و مبتنی بر " عدالت " است تناسبی ندارد .                                                                                                              پدیده‌ها برای پدیدارگشتن، جهام اجتماعی و بسترهای خاص خود را می‌طلبند البته در غلظت و تسریع در اتفاق و پدیدار گشتن یک "پدیده"،   مجموعه عوامل، شرایط و کارگزارانِ محرک و مولِد (کنشگری انسانِ و به تبع انسان خاص) نقش آفرینی می‌کنند. پدیدارگشتنِ پدیده‌های اجتماعی که فرآورده کنش‌های جمعی انسان‌ها هستند تا از آفرینش آن‌ها، کارکردهایی نصیب "فرد و جمع" در جامعه شود، اتفاقی یا حسب بی‌برنامگی نیستند بلکه کاملا با نیاتی و با نوعی مهندسی فکری و با رعایت «معناداربودن و با هدف بودن»  حساب شد، ذهنیت پدیده یا پدیده ذهنی در عالم واقع "عینیت می‌یابد هرچند نمی‌توان به طور مطلق سهم " اتفاقی بودن" در پدیداری یک پدیده را انکار نمود، به‌طور خاص آن‌جا که روی  پیامدهای "آشکار" و "پنهان"، "مثبت" یا "منفی"  پدیده‌ها تمرکز می‌کنیم خلقِ اتفاقیِشان را در کارکرد پنهان آن‌ها  می‌توانیم مشاهده نماییم که اراده قطعیِ از قبل حساب شده انسانِ نقش آفرین در به‌وجود آوردنشان مشهود نیست  و مرادِ وخواست  اصلی فرد کنشگر یا ساختارموجود نمی‌باشد.

 اگر مصداق بیاوریم کافی است نگاه کنیم به  آن‌چه که انسان‌ها در تعاملات ویا شکل دهی به زندگی اجتماعی  انجام می‌دهند‌ جریمه یک راننده متخلف یک پدیده ناشی از پدیده دیگر به نام قوانین راهنمایی و رانندگی است که کنشگرِ مصوب کننده آن بدنبال کارکردی چون بازدارندگی در تکرار تخلف بوده است اما آن‌چه از این پدیده (جریمه‌ها) به نام اتفاقی بودن یا پنهان بودن کارکرد مورد اشاره قرار می گیرد کسب درآمد برای ساختاررسمی جامعه است. با این پیش درآمد ، متن دنبال کارکردهای آشکار و پنهانِ ارتباط بین پدیده‌هایی چون "سیاست " و  "دینداری" است. سوال این است که دینداری و گزاره های دینی چهت دهنده یا ریل گذار سیاست و مولفه‌های آن می‌باشد یا به عکس این پدیده حکم‌رانی و امر سیاست در اداره جامعه هست که  دینداری و رفتارهای دینی یا کنشگری دینداران را " مسیر نما " می‌باشد. بعد از تامل در جواب این سوال و ذهن‌سازی نسبت به رابطه این دو، آنگاه متوجه یک اصل اساسی می‌شویم و آن خروجی‌های  ارتباط این دو پدیده مهم در عرصه‌های مختلف زندگی است: خانواده و تربیت، اقتصاد و فعالیت اقتصادی، چگونگی تعاملات انسان‌ها در نهادهای سیاسی- اجتماعی، شیوه‌ی جامعه‌پذیر کردن افراد و دریک جمله پردازش  داده‌ها یا ورودی های ناشی ازارتباط متقابل موثرِ مثبت یا منفی  این دو پدیده است. سیاست در مفهوم پدیده‌ی علمی بودنش اشاره به اداره احسن جامعه دارد به گونه‌ای که در چنین جامعه ای با یک مدیریتِ بر مبنای سیاست اصولی نیازهای هرمی شکل « آبراهام مازلو» افراد به گونه‌ای برآورده می‌شود تا مسیر رسیدن به نقطه اوج یعنی کمال بشری که نهاد دین هم به دنبال آن است (رستگاری) میسر گردد. اگر نهاد سیاست و گزارهای عملکردی آن در تطابق با گزارها و تاکیدات نهاد " دین" نباشد آنگاه این مسئله مطرح می‌شود که « رستگاری دینی» یا «کمال بشری» (در هردو دنیا) چگونه حاصل خواهد شد؟ اگر سیاست دینی، در کنش‌ها، افعال و اعمال ما عینیت نیابند، مثلا ارزش‌هایی چون صداقت در گفتار و رفتار، یک‌رنگی و پرهیزاز ملون زیستن، حق‌گویی شجاعانه، تطابق قیل و قال با فعل و اعمال جای خود را به  ضد ارزش‌های دینی مانند ریاکاری، دروغ‌گویی، فرصت‌طلبی منافقانه، قدرت‌طلبی در شکل نامتعارفش، سکوت مصلحتی ریشه‌دار در ترس و هراس از دست دان موقعیتی یا عنوانی، رشوه دادن و رشوه خواری، فساد مالی، رانت جویی و آسیب‌های دیگر که بس فراوانند بدهد آیا معنایی جز این دارد که  نتیجه بگیریم و بگوییم: سیاست‌آلوده شده است! سیاست " آلوده". آیا  چنین پدیده‌های ناصوابی که فراگیر گشته‌اند و زندگی تک‌تک ما را در معرض نمایش خود قرار داده‌اند نسبتش با آن دین چگونه و با چه کیفیتی می‌تواند باشد که پالایش یافته از خرافات است  و می‌تواند تامین کننده همان رستگاری دنیا و آخرت برای ما انسان‌ها باشد: دینداری پالوده. به‌نظر می‌رسد که اگر نسبت معقول سیاست در معنای علمیش و نه مفهوم مصطلح و رایج  عامیانه‌اش ( فریب، تقلب، تخلف و .... که عرصه‌های عمومی را در برگرفته است) با دینداریِ «پالوده» به هم بخورد ما شاهد خواهیم بود که هرچه بیش‌تر جامعه ما "متظاهر" باشد تا متعامل به کارکردهای اصلی و اصیل دینداری! این جاست که نوع نگاه‌ها برای تحلیل چرایی پدیدار گشتن پدیده‌های آسیب‌زا که عامل مرگ هم‌بستگی اجتماعی و ریشه تزلزل ارزش‌ها هستند و ناهنجاری‌های  اخلاقی و قانونی  یا پدیده آنومیک دورکیمی را دامن می‌زنند و بی‌تناسبی ابزارها با اهداف (نگاه مرتنی) نوعی انزوای اجتماعی دینداران پالوده را  به دنبال خواهد داشت متوجه کارکرد نهادهای رسمی و غیررسمی در جامعه می‌شود که هرکدام در مسیری متفاوت نقش آفرینی کرده و می‌کنند: تناقضات رفتاری و گفتاری  بلندگوها در نهادهایی چون  خانواده، آموزش و پرورش، به‌طور خاص سیاست (حاکمیت)، رسانه‌ها و مذهب. پهنای پردامنه نقش‌آفرینی آشکار نهادها را در جامعه ما به عرصه‌ای تبدیل کرده اند که بازخورد ضعف عملکردی و تناقضات فراوان این عرصه مجال را برای آلوده‌تر کردن فضای اجتماعی (برای دست یافتن به اهداف دروغ می‌گوییم، به تملق روی می‌آوریم، رشوه می‌دهیم، ریا کاری می‌کنیم)،فضای اقتصادی ( بازار سیاه درست می‌کنیم، اختلاس می‌کنیم، ربا می‌خوریم و ربا می‌دهیم  و....) فضای آموزشی ( درس نخوانده وارد دانشگاه می شویم ، در کنکور به راحتی تقلب می‌کنیم، استعدادهای بی‌پول و پارتی را عقب می‌زنیم واین فضا را به بازار خرید و فروش تبدیل می‌کنیم: پایان‌نامه می‌خریم  و می‌فروشیم و فس ال هذا .....)، فضای سیاسی ( رقابت صحیح معنا ندارد، تهمت‌ها  ابزاری برای حذف رقیب است، به هر قیمتی قدرت را می‌خواهیم ولو آن‌که اهلش نباشیم، رای مردم را با با تاکتیک‌ها و تکنیک‌های خاص می‌گیریم که بعدا پاسخ‌گو نباشیم!! برای افکار عمومی ارزش قایل نیستیم، انتقاد را برنمی‌تابیم و ...) سر انجام آن‌که آن‌چه می‌شویم که هستیم یا ممکن است باشیم: با اشاره به کلامی متین و رسا از مولای عادلان علی(ع) ؛ فروع را جای اصول قرار می‌دهیم، اصول را تضییع می‌کنیم، افاضل را کناری می نشانیم و برخی‌ها که مروج سیاست‌آلوده‌ی جدای از دینداری پالوده هستند را مجال گسترده‌یِ "جولان" می‌دهیم. رفع این آلایش‌ها و گرایش عمیق به پالایش‌ها نیازمند همانندگردی کارکردی نهادها و هم‌سویی متعادل آنان در اصلاح شرایط جامعه  و رجوع به آن نوع سیاست دینی است که گزارهایش بشارت دهنده مومنان به "عمل صالح" است و نه صرف گفتار بلکه دادن تذکرِ توبیخی به آن دسته از متدینین ریاکاراست که در کلیت جامعه مضرند ولو آن‌که نماز، گزارند اما این عمل واجب دینیشان  همراه با  "سوء استفاده‌ها " و  اعمال ریاکارانه باشد: نه اهل امانت و  امانتداری و نه  اهل کار خیر ( مضمون سوره ماعون ). 

خلاصه آن‌که عمق یافتن و نهادینه گشتن باورها بر مبنای جامعه پذیری سیاسی صحیح و اصولی و اجتماعی شدن  کاملِ ناشی از همگرایی کارکردی نهادها عامل اساسی پالایش سیاست در کارکردها می‌باشد که در چنین صورتی شمایل جامعه و کنشگران در عرصه‌های مختلف زندگی و به‌طور خاص در امر  "سیاست و قدرت" توجه خود را معطوف به نگاه و تامل در ابیات معنوی عطار خواهند نمود:

 هر آن‌گه کز جهان رفتی تو بیرون

نخواهد بود حالت از دو بیرون

اگر آلودهٔ پالوده گردی

وگر پالوده آسوده گردی

چو تو آلوده باشی و گنه‌کار

کنندت در نهاد خود گرفتار

وگر پالوده دل باشی تو در راه  

فشانان دست بخرامی بدرگاه ( عطار)

به امید واقعیت بخشی به فرهنگ آرمانی مورد نظر امام صادق (ع) که در صورت محقق شدن آن نهاد سیاست با دینداری پاک و ناب تناسب پیدا خواهد کرد و از کژکارکردی دیگر نهادها کاسته و سرمایه‌ی اجتماعی  تقویت حواهد شد. 

یعنی زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما « کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً؛

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004