شما اینجا هستید: خانهفرهنگتراژدی قدرت در شاه‌نامه

تراژدی قدرت در شاه‌نامه مطلب ویژه

جمعه, 08 فروردين 1399 ساعت 14:54 شناسه خبر: 5012 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

 

سیمره/ کیانوش رستمی: کتاب «تراژدی قدرت در شاه‌نامه»، نخستین‌بار پاییز ۱۳۶۹ منتشر و چاپ دوم آن نیز در پاییز ۱۳۷۶ منتشر شد.هم‌چنین چاپ سوم این کتاب ارزشمند را انتشارت نیلوفر در 550 نسخه پاییز سال 1394 منتشر کرده‌است.

 

 این کتاب به دو بخش تقسیم شده‌است: بخش نخست، درباره‌ی قدرت با مباحث زیر:

ارایه‌ی تعریف قدرت، بیان ارتباط مشهور و شناخته شده‌ی قدرت و فساد، تشریح رابطه‌ی خرافات و قدرت و تشبیه رابطه‌ی این دو به رابطه‌ی دایه و کودک، آمیختگی شدید خودخواهی با عشق خرافاتی به آرمان در فرد قدرت پرست و دشواری تشخیص مرز این دو، دروغ به عنوان یکی از لوازم اساسی کسب قدرت و...

 نویسنده در پایان بخش مذکور به تصریح بیان کرده است که قدرت، فره‌ی ایزدی است، چنان‌چه منافی آزادی انتخاب افراد نباشد و شر شیطانی است اگر همه‌ی اختیارات را در دست فرمانروایی مستبد جمع کند.

در بخش دوم چیزی افزون بر آن‌چه در بخش نخست آمده‌است، وجود ندارد و نویسنده صرفاً با استناد به دو داستان مشهور شاه‌نامه یعنی «رستم و اسفندیار» و «رستم و سهراب» کوشیده است در زمینه‌ی موضوعاتی که پیش‌تر به طور مبسوط به آن‌ها پرداخته است، نمونه‌هایی آشکار ارائه دهد.

نکاتی که نویسنده در مقام مفسر این دو داستان از لابلای اشعار مربوط به آن بیرون کشیده است، با توجه به موضوع و محتوای کتاب بسیار ارزشمند و قابل درنگ است.

سیمره خواندن این کتاب 255 صفحه‌ای را برای روزهای قرنطینه توصیه و پیشنهاد می‌کند.

باهم دو مبحث «قدرت و خرافه» و «قدرت و آزادی» را با اندکی تلخیص از کتاب «تراژدی قدرت در شاه‌نامه»، می‌خوانیم:

 

قدرت و خرافه

یکی از منتقدان معاصر می‌گوید:« خرافات دایه‌ی قدرت است.»

دیدیم که استالین اعتقادی خرافی داشت که نماینده‌ی «تاریخ» است.

لنین نیز چنین بود و اعتماد به نفس او از این سرچشمه آب می‌خورد.

هیتلر نیز به همین خرافه معتقد است؛ نمی‌داند که قدرت مافوقی که او را برانگیخته سرنوشت است یا تاریخ یا طبیعت. این‌قدر هست که به وجود این قدرت مافوق اعتقاد دارد.

نویسنده‌ی کتاب سالکان ظلمات می‌نویسد:«هیتلر در حدود سال 1912 توشه‌ی گرانی از علوم خفیه بر پایه‌ی ادبیات اساطیری برگرفته بود.» می‌گفت:«من با اطمینانِ یک خوابگرد راهی را که مشیت الهی به من نشان داده‌است دنبال خواهم کرد... من معتقدم که این مشیت مرا فراخوانده است تا به ملت خود خدمت کنم.» درباره‌ی مشیت الهی مسلماً دروغ می‌گفت زیرا اعمالش یک‌سر ضدخدایی بود. می‌ماند خرافات که به حد اعلا واجد بود و کارش را به ادعاهای گزاف کشاند. مدعی بود که چیزی آورده‌است فوق مذهب «ناسیونال سوسیالیسم برترین شکل مذهب است. هرگز چیزی برتر از آن نیامده است.» یا «کسی که ناسیونال سوسیالیسم را تنها جنبشی سیاسی می‌شمارد، از آن چیز زیادی نمی‌داند. ناسیونال سوسیالیسم چیزی بیش از یک مذهب است، یعنی اراده‌ای برای آفرینش ابرمرد.»

هیتلر در این خرافه‌پرستی تنها نیست:« فتح‌علی‌شاه... بسیار خرافاتی بود و خود را زیباترین و مهم‌ترین شخص عالم می‌پنداشت.» «و شاه‌عباس بی‌اجازه‌ی منجم دست به هیچ کاری نمی‌زد.»

محمدرضا شاه نیز معتقد بود که دستی غیبی چندبار به کمک او آمده، یک‌بار در سقوط هواپیما او را نجات داده و یک‌بار در 28 مرداد 1332 (و مصدق در پاسخش خوب می‌گوید که این دست آخری از غیب نبود، از آیزنهاور بود که با نقشه‌ی کودتا موافقت کرد.)

 و سرانجام می‌توان اعتقاد کمونیست‌ها به خطاناپذیر بودن حزب را یکی از صورت‌های مهم رابطه‌ی قدرت و خرافات در قرن بیستم دانست. می‌گویند که محکومان دادگاه‌های استالینی اعتقاد خرافی خود را به حزب و شخص استالین تا آخرین دم هم‌چنان حفظ کرده‌بودند و می‌پنداشتند که استالین از آن جنایت‌ها خبر ندارد.

...اشتباه در تشخیص منبع اصلی قدرت، کار را به خرافه‌پرستی می‌کشاند. باید گفت مردم وطن ما در قرن اخیر دچار چنین وضعی هستند. بدیهی است در ترکیب قدرت‌ها، همیشه سیاست خارجی یکی از منابع قدرت بوده‌است و خواهد بود. آن زمان که ایران قدرت داشت در کار یونانیان مداخله می‌کرد و امروز که نیروی بین‌المللی ندارد باید خود را برای مقابله با نفوذ بیگانه آماده کند. اما باتوجه به این که قدرت واقعی از آن توده است ( توده‌های انقلابی در فرانسه سال 1789، توده‌های انقلابی روسیه در فوریه‌ی 1917، توده‌های انقلابی هند در دهه‌ی 1940 و توده‌های انقلابی ایران در سال 1357)، اهمیت زیاد دادن به قدرت خارجی کاری است غلط و زیان‌بخش و خرافه‌آمیز.

اگر در سال 1299 سردار سپه به ایران تحمیل شد و اگر در مرداد 1332 کودتا موفق گردید، دلیل آن قدرت «فوق‌العاده‌ی» بیگانگان نبود، توفیق آنان به‌دلیل ضعف ما بود ( ضعفی که چاره‌پذیر است و تقدیری و تحمیلی نیست.)

... در زمان اتابک مرحوم، هر واقعه‌ی مهمی که اتفاق می‌افتاد مردم می‌گفتند:« زیر سر اتابک است.» تا بالاخره اتابک عزل شد، باز گفتند:« زیر سر اتابک است.» و سرانجام اتابک ترور شد و مردم گفتند:« زیر سر اتابک است.»

... تا هنگامی که از این گونه خرافات منزه نشویم نخواهیم توانست به نیروری واقعی خود پی ببریم.

در احوال کریم‌خان زند می‌خوانیم که آن پادشاه نیز، به‌رغم روشن‌بینی در امور سیاسی خرافاتی بوده‌است. به‌طوری که وقتی همسر زیبا و مورد توجه او به اسم « شاخه نبات» به سختی بیمار می‌شود « دست یکایک زنان و بانوان حرم را می‌گیرد و به دور سر معشوقه‌ی خود می‌گرداند تا تصدق سر و بلاگردان جان او شوند.» ...

 

قدرت و آزادی

... قدرت و آزادی نسبت عکس دارند. آن‌جا که قدرتِ دولت‌ به نهایت است (رژیم‌های هیتلر و استالین)  آزادی افراد صفر است و آن‌جا که مردمان آزاد باشند، قدرت دولت در تعدّی به افراد- کم است. می‌گوییم قدرت دولت در تعدّی به افراد- نه در مقابل دولت دیگر. زیرا آن‌جا که پای دفاع از وطن به میان آید مردمان آزاد در پشت دولت می‌ایستند و از شرافت و حیثیت کشورِ خود دفاع می‌کنند.

بنابراین بگوییم و بگذریم که این تصور که دولت‌های دیکتاتوری قوی‌تر از دولت‌های دموکراسی‌‌اند، تصور باطلی است. جنگ جهانی دوم نشان داد که دولت‌های دیکتاتوری، به‌رغم ظرفیت عظیم نظامی خود، ضعیف‌تر از کشورهای آزاد بودند؛ زیرا انضباط در آن کشورها صوری بود، چیزی بود مبنی بر ترس که بالمآل فاقد قدرت بود (به همین دلیل فروریخت). حال آن‌که انضباط در کشورهای آزاد مبنی بر اقناع بود. از این رو مردم آن‌گاه که لازم شد اختلاف‌های داخلی خود را کنار گذاشتند و از دل و جان دولت‌های خود را تقویت کردند و به پیروزی رسیدند. در حقیقت، اقتدار در این کشورها، اقتدار مردمان آزاد بود، در برابر اقتداربردگان در کشورهای دیکتاتوری...

(نقل از صص38، 39، 40 و 41 114-115 کتاب «تراژادی قدرت در شاه‌نامه»، نوشته‌ی مصطفی رحیمی، انتشارات نیلوفر، چاپ سوم 1394)

*با سپاس از دوست فرهیخته و کتاب‌خوان، جناب آقای توانگر که این کتاب را به من هدیه دادند.

 



 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004