شما اینجا هستید: خانهفرهنگنگاهی به رمان کوری

نگاهی به رمان کوری مطلب ویژه

سه شنبه, 12 فروردين 1399 ساعت 01:34 شناسه خبر: 5029 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سیمره- گروه فرهنگ: کرونا این غولِ بی‌شاخ و دم و نامرد با همه‌ی بدی‌های و جان‌ستاندن و بی‌رحمی‌هایش، بهترین فرصت را برای مطالعه فراهم کرده‌است. هفته‌ی گذشته کتاب «تراژدی قدرت در شاه‌نامه» را معرفی کردیم و نیم‌نگاهی به آن انداختیم. و اما کتاب مورد نظر برای این هفته، رمان «کوری» است. پیشنهاد این کتاب برای مطالعه شاید بی‌راه نباشد چون وضعیتی که اکنون جهانیان دچارش شده‌اند، بی‌شباهت با دنیای رمان کوری ژوزه ساراماگو نیست...

 

ژوزه ساراماگو، نویسنده‌ی پرتغالی سال 1998 در سن 76 سالگی موفق به دریافت جایزه‌ی ادبی نوبل شد.

برخی از منتقدان آثار این رمان‌نویس را در زمره‌ی آثار واقع‌گرایی- جادویی به حساب آورد‌ه‌اند. حال چه این تقسیم‌بندی را بپذیریم، چه نپذیریم به هر روی آن‌چه که انکارناپذیر است، بروز عقاید سیاسی- اجتماعی نویسنده در آثارش است.

ساراماگو متولد سال 1922 است. نحستین رمانش، «کشور گناه» را در سال 1947 نوشت. اما 35 سال بعد یعنی سال 1982 با رمان «بالتازار و بلیموندا» به شهرت رسید.

فدریکو فلینی، فیلم‌ساز نامی ایتالیا، این رمان را یکی از بهترین کتاب‌هایی که خوانده‌است، نامیده.

ساراماگو، در دوران حکومت خودکامه‌ی سالازار، همواره از منتقدان حکومت به شمار می‌رفت. از دیگر رمان‌های مشهور ساراماگو می‌توان از سال مرگ ریکاردو ریس و انجیل به روایت عیسی مسیح نام برد.

بیش از ده ترجمه‌ی فارسی از این رمان منتشر شده‌است که برخی از آن‌ها چندین بار تجدید چاپ شده‌اند. از جمله می‌توان به سه ترجمه‌ی معتبر اشاره کرد:

-مینو مشیری، انتشارات علم، 1378.

-اسدالله امرایی، انتشارات مروارید، 1378.

-مهدی غبرایی، نشر مرکز، 1378.

رمانِ کوری، رمانی تمثیلی است. زمان و مکان‌ رخدادهای آن نامعلوم است و می‌توان آن را همه‌زمانی‌- همه‌مکانی دانست. خلاصه‌ی رمان این است که مردم یک سرزمین همگی به تدریج کور می‌شوند، تنها استثنا در آن‌جا همسر یک دکتر است.

منطق داستانی این کوری، در سطح رویی این رمان، محور قرار گرفتن مردی است که هنگام توقف اتومبیلش پ‍شت چراغ راهنمایی ناگهان کور می‌شود. البته چرایی این گزینش در داستان آشکار نشده‌است و خواننده نمی‌داند چرا او به عنوان اولین نفر انتخاب شده‌است، هرچه هست پس از آن تمام کسانی که به نحوی با او برخورد داشته‌اند، کور می‌شوند و این زنجیره به زودی از فرد دوم به سوم و از سوم به چهارم و غیره گسترش می‌یابد. به همین سبب هم هست که دولت تصور می‌کند این بیماری مسری است و بهتر است کورها را در تیمارستانی متروک در قرنطینه نگاه دارند.

قرنطینه زمانی شکسته می‌شود که کورها به راهنمایی همسر دکتر از محل قرنطینه به دنبال یک درگیری داخلی خارج می‌شوند و درمی‌یابند که دیگر همه‌ی مردم آن سرزمین کور شده‌اند. عامل درگیری داخلی، گروهی کور شرور مجهز به سلاح سرد و گرم هستند که با ضبط غذاهای بقیه خواهان به انقیاد درآوردن آن‌ها می‌شوند. هرچند تعداد بقیه‌ی کورها چند برابر آن گروه است، اما بی‌هیچ مقاومتی تسلیم زور می‌شوند. در نهایت همسر دکتر این ستم را برنمی‌تابد و با کشتن رهبر آن‌ها وضعیت را دگرگون می‌کند.

با خروج کورها از قرنطینه، مسایل بُعد دیگری می‌یابند و مشکلات عملی سرزمینی که تمامی مردمش کور هستند، در داستان عینیت می‌یابد و نویسنده به شیوه‌ای ناتورالیستی زشتی‌ها و پلیدی‌ها را توصیف می‌کند.

در نهایت، باز طبق همان زنجیره‌ی اولیه افراد بینا می‌شوند، یعنی اولین فردی که بینا می‌شود همان کسی است که اول کور شده‌است.

این بینایی دوم از نظر کیفی بالاتر از بینایی اول است زیرا در حالت دوم انسان فقدان را لمس کرده‌است و رنجی که انسان از فقدان یک عضو یا یک شی می‌بَرَد، به او می‌فهماند که ارزش آن چیست، پس بینایی بعدی برایش موهبتی بزرگ به حساب می‌آید و با تمام وجود خود این بینایی درونی- بیرونی و جسمی- روحی را حس می‌کند و از آن لذت می‌برد...

... چون در دوران معاصر انسان‌ها تحت تسلط پول و ابزار و اشیا هستند و انبوه انسان‌هایی از خود بیگانه تنها به صورت مصرف‌کنندگان کالا و خادمان سرمایه به سر می‌برند، می‌توان نتیجه گرفت که نسلی از انسان‌های کورباطن در جهان ایجاد شده‌است. در این حالت میان افراد تفاوت محسوسی وجود ندارد و دکتر و مستخدم یا دزد و پلیس همگی افراد بی‌نام و بی‌هویت هستند که تنها وجه مشخصه‌شان جایگاه اجتماعی‌شان یعنی شغل‌شان در جامعه است. به عبارتی دیگر انسان‌های جهان داستانی این رمان افرادی سرگردان و کور باطن‌اند که در انتظار راهنمایی شدن به وسیله‌ی یک نجات‌بخشی بینا هستند که به آن‌ها برای بینا شدن کمک کند.

در پایان، زن دکتر، که خود منجی جامعه است، از دکتر می‌پرسد:« چرا ما کور شدیم؟ دکتر جواب می‌دهد: نمی‌دانم، اما شاید روزی بفهمیم. زن دکتر جواب می‌دهد: می‌خواهی نظر مرا بدانی؟ من فکر می‌کنم ما کور نشده‌ایم، ما کور هستیم؛ کور اما بینا، کورهایی که می‌توانند ببینند، اما نمی‌بینند.»1

 

1- برای بررسی بیش‌تر رمان کوری رجوع شود به مقاله‌ی «انسان در موقعیت» نوشته‌ی محمدرضا گودرزی، ماه‌نامه‌ی کتاب ماه، ادبیات و فلسفه، سال سوم، شماره‌ی 1، آبان 1378. صص54 و 55.

 

در#خانه_بمانیم؛

#کتاب_بخوانیم؛

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004