شما اینجا هستید: خانهفرهنگشریعتی روشن‌فکری دردمند و معلم خودآگاهی...!

شریعتی روشن‌فکری دردمند و معلم خودآگاهی...!

پنج شنبه, 29 خرداد 1399 ساعت 09:32 شناسه خبر: 5242 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محسن رستمی محسن رستمی سیمره

محسن رستمی /سیمره 535: در میان شخصیت‌ها و چهره‌های مختلف که در تاریخ معاصر در حوزه‌ی اندیشه و تفکر، صاحب آرا و نظراتی بوده و هستند، کمتر کسی را  چون دکتر شریعتی می‌توان یافت که این‌چنین محل چالش و  خوانش‌های  مختلف وگوناگون بوده  که هرکسی  از دریچه و نگاه خاص خود  به او بپردازد و همین توجه و اقبال به او حتا اگر از زاویه طرد و تخریب هم باشد نشان دهنده‌ی حضور مداوم و موثر او در سپهر جامعه بعد از مرگ او و گذشت چهار دهه از انقلاب می‌باشد که نمی‌شود او ‌را نادیده گرفت و هم چنان حضور دارد. 

 

به قول میشل فوکو: «حاضر نادیدنی و غایب همیشه حاضر »

که گویی در یک دیالوگ دو جانبه نسبت به او به  سر می‌بریم و جواب بسیاری از سوالات را  در دستگاه فکری  او می‌جوییم و البته دیواری کوتاه‌تر از او نیز وجود نداشته و به‌راحتی می‌توان او را مقصر اصلی و متهم ردیف اول در بسیاری از ناکامی‌های موجود دانست و همین مواجه تمام‌عیار و انتقادی با اوست که باعث  پویایی و زنده بودن اندیشه‌ی  شریعتی است چون خیلی راحت در دسترس قرار دارد و فحش دادن و تخریبش آزاد و حتا تا آن‌جایی که به صورت هدفمند و سازماندهی شده سوژه‌ی اول جوک‌های طنزآمیز  قرار می‌گیرد. اساسا شریعتی بعد از انقلاب متولی خاصی پیرامونش شکل نگرفت که حالتی رسمی و حکومتی پیدا کند و او را از دسترس بودن ونقد تمام عیار خارج کند ولی با همه عنادها و دشمنی‌هایی و انتقاداتی که از او صورت می‌گیرد، نمی‌توان از هجمه‌ها و تخریب‌هایی که به ناحق در حقش روا داشته می‌شود غافل بود تا جایی که مزورانه وکینه‌توزانه ماحصل گفتمان و اندیشه‌ی دکتر شریعتی و خروجی آن را در عمل  بازتولید سلفی‌گری افراطی خلاصه می‌کنند چون که او ندای بازگشت به خویشتن را سر داده و در حال و هوای گذشته سیرمی‌کرده ودر کنار سیدقطب و رشیدرضا ... او را  از مروجان و شارحان اسلام بنیادگرا و خشونت‌آمیز می‌دانند در حالی‌که او متفکری بود که  دردمندانه به مسائل کلان جامعه می‌نگریست و همین دردمند بودن است که خارج از حوزه‌ی آکادمیک و البته نیارمند به آن می‌توان بستر حرکت و جهش را در متن جامعه پدید می‌آورد. شریعتی به لحاظ قرابت گفتمانی  بیش‌تردر حال و هوای سیدجمال و اقبال به سر برده و اگر تاکید بر بازگشت به خویشتن داشته به معنای دعوت به خود آمدن، خود اندیشیدن و بازاندیشی بوده و توجه، دغدغه بیش‌تر او بر موضوعاتی هم‌چون میراث فرهنگ خودی، بومی و ملی و مذهبی است و معنای این بازگشت نه تکیه صرف بر هویت‌گرایی قومی و عقیدتی صرف، بلکه ایجاد اراده و حرکت در به‌وجود آوردن گفت‌وگوی برابر با دیگران به‌ویژه با نظام تمدنی غرب است. و به شدت در برابر نهلیسم موجود درآن زاویه داشته و انگ بنیادگرایی با واقعیت تفکر شریعتی سنخیتی ندارد که  نشان از عمق کینه و دشمنی است که مخالفین برای یک کاسه کردن اندیشه‌ی او به آن متوسل می‌شوند و برای پاک کردن صورت مسئله‌ای به‌نام شریعتی این‌چنین به تخریب او دامن می‌زنند در صورتی که شریعتی غرب را خوب می‌شناسد و هیج‌گاه از موضع رد و طرد نسبت به جوامع غربی برخورد نکرده بلکه نگاهی انتقادی به تمدن غرب دارد و نسبت به  تحولات جهان مدرن بیگانه نیست و در همین راستاست که پروژه‌ي پروتستانتیسم اسلامی را مطرح می‌کند. و تبار فکری‌اش با واپس‌گرایی و ارتجاع فکری فرسنگ‌ها فاصله دارد و اگر در آثار و نوشته‌‌هایش صحبت از سنت‌ می‌رود به خاطر حضور آن درمعادلات اجتماعی و زندگی مردم و  قوی بودن این مقوله در مناسبات گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که ضرورت توجه و شناختش را مطرح می‌کند که برای حرکت و  دست یافتن به ره‌یافت‌های نوین به خوبی می‌داند گریزی از آن نیست و  نقش و هژمونی آن را از گذشته تا کنون  می‌شناسد و تاکید بر بازگشت را توجه به سرچشمه‌های اصیل می‌داند در مدل تفکری‌اش مبارزه در برابر زر و زور و تزویر راه‌برد انتخابی اوست و در مدل تفکری و آرمانیش به عرفان و آزادی و برابری در بستر جامعه می‌اندیشد و در افق اندیشه‌اش آزادی را از لیبرالیسم و عدالت را از سوسیالیسم و عرفان را از صوفی‌گری جدا می‌داند هرگونه تغییرات اساسی و بنیادین را در نبود عنصر خودآگاهی رد شده و محکوم به شکست می‌داند. 

  در پروسه نوسازی و بازسازی افکار و اندیشه‌ها به سمت توسعه و پیشرفت نباید اضلاع آن و مقوله‌ای مهم به‌نام سنت را  نادیده و یا خفیف دانست که بی‌توجهی و نادیده گرفتنش را می‌توان به مانند حرکت و راه رفتن بر روی یخ دانست که هر لحظه احتمال سقوط و  زمین خوردن وجود دارد هم‌چنانی که بسیاری از تحول خواهان و نواندیشان دینی هرگونه  حرکت و جهش پایدار درمتن جامعه را به سمت نوزایی در تفکر بدون توجه به عنصر کلیدی و محوری چون سنت را بسیار سخت می‌دانند. شریعتی با نگاهی نوآورانه و خوانشی بدیع و روز آمد از آمیزه‌های دینی تلاشی خستگی‌ناپذیر  را در جهت  زدودن خرافات از ساحت‌های دینی با تمام وجود به‌کار می‌گرفت زیرا به فراست دریافته بود که مذهب به عنوان باور و یگانه مرام توحیدی مردم در طول سده‌های گذشته از چنان ظرفیت و پتانسیلی برخوردار است که می‌تواند نقشی مهم  بر عهده داشته باشد. البته با نقشی  که مذهب بعد از انقلاب داشته و آسیب‌هایی که متوجه‌اش شده باز به لحاظ قابلیت‌ها و دینامیزم درونی‌اش در توجه مردم در ساحت‌های مختلف زندگی به آن هم‌چنان قابل اعتنا و حرف برای گفتن دارد و هرگز نمی‌توان نسبت به آن بی‌توجه بود. به خاطر همین ژرف‌اندیشی و شناخت عمیق ایشان  بود که در نزد افکار عمومی و قاطبه‌ی مردم شریعتی به عنوان یکی از چهره‌های مطرح و اثرگذار جریان نواندیشی دینی شناخته می‌شد و تتها فردی است که به جرئت می‌توان ادعا کرد که در سطح وسیعی مردم او را می‌شناسند و با ادبیات، آثار و نوشته‌های او مانوس و آشنا هستند وجریان روشن‌فکری همواره  به علت عدم ارتباط و نداشتن نفوذ کلام و بیگانه بودن با مردم و نداشتن زبان مشترک از گذشته  تا کنون  از آن‌ رنج می‌برد ولی شریعتی برعکس، باورها و نگاه مردم و زبان توده و دل‌بستگی‌های آنان را خوب می‌شناسد از همین ناحیه و زاویه است که توانسته با خلق اثرهای قوی در پیوند با افکار مردم به خوبی این اثرگذاری و کنش‌گری را در عمل نشان  دهد. هرگفتمان و اندیشه‌ای باید با ذائقه فرهنگی و گذشته‌ی تاریخی و باورهای مردم متناسب و هم‌خوانی داشته باشد. بدون شک هر تفکری که با نگاه مردم در تعارض باشد هرگز نخواهد توانست در ذهن و اراده‌شان‌ نفوذ و رسوخ نماید و چون میوه‌ای نارس و نارسیده چون کهیر بیرون خواهد زد چون با باور و تعلقات مردم ناآشنا و بیگانه است و در جزیره خودساخته‌اش اسیرخواهد بود و با هاضمه کلی مردم جور در نخواهد آمد پس اندیشه‌ای می‌تواند در سطح وسیعی اثرگذار و ماندگار باشد که تمام وجوهات تاریخی، دینی و فرهنگی مردم را در شعاع تفکری خود مورد توجه جدی قرار داده باشد.

 در اهمیت نقش و جایگاه شریعتی در برون‌رفت از بسیاری از گیرهای تاریخی و فکری همین بس که یکی از شاگردان و پویندگان راهش تمثیل زیبایی را بیان می‌کند و معتقد است که  افکار شریعتی به مانند خانه‌ی پدری است که هر ازگاهی باید سراغ آن را گرفت و سری به آن زد و گذشته‌ها را مرور کرد و کلا تکیه‌گاهی است برای رفتن به سمت فرداها و هیچ‌گاه نمی‌توان بی‌خیالش بود و او را نادیده گرفت چون ما را به سوی خود فرا می‌خواند و شریعتی در این شرایط و روزگار   هم‌چنان می‌تواند قابل رجوع باشد و از سلسله مباحث بنیادینی که  در مجموع آثارش  مطرح کرده استفاده نمود. 

 بدون شک شاکله و عنصر وجودی‌مان در انتخاب حرکت به‌ آینده برگرفته از حوزه اندیشه‌ای و تمدنی‌مان‌ در سه‌ مولفه‌ و  هویت مشخص و مجزا هم‌چون سنت، ایران و مدرنیته است که باید جدی و واقع‌بینانه با آن برخورد کرد و عناصر مقوم و کلیدی که‌ هر کدام بدون دیگری قطعا ناپایدار و محکم نخواهند بود وگام نهادن با هر کدام قطعا سست و لرزان است، تجربه‌ای که حداقل در طول صدسال گذشته از آشنایی‌مان با مظاهر مدرنیته و ضرورت توجه به آن می‌گذرد و به تعبیری حرکت و گام نهادن ما در این مسیر هم‌چنان ادامه دارد بدون این‌که جای پای خود را محکم کرده باشیم و به پیش برویم  و ما هم‌چنان در مواجه با بسیاری از سوالات در حوزه‌ی اندیشه و تفکر در حوزه‌ی عمل در عصرمشروطه به سر می‌بریم و حدود و ثغور بسیاری از مسائل هم‌چنان با تعبیرات مختلف و سوالات فراوان مواجه است. و در دیالوگی دوطرفه و واقع‌بینانه است که می‌توان راهی به سوی آینده بدون نگاه‌های ارتدوکسی و حذفی در پیش گرفت. 

در نگاه شریعتی  سیاست را به هیچ عنوان نمی توان از معنا و غایت زندگی جدا کرد و از دریچه  فکری اوست که  توحید ویگانگی خدا ذات و اساس جهان‌بینی انتخابی اوست که همواره باید به ارزش‌های اخلاقی و فلسفه وجودیشان باور و ایمان داشت و در نگاه او این ارزش‌های اخلاقی می‌توانند مقولاتی چون عدالت و حقیقت، راستی و کمال، ایمان و فرهنگ ،آزادی وکرامت ، تواضع و انسانیت، دوست داشتن و عشق ورزیدن و شفقت بر فقرا اشاره نمود.   

شریعتی را از هر سو که می‌نگری حرف برای گفتن دارد و دلی پراز درد از جفاها و بی‌عدالتی‌هایی که در طول تاریخ در جهت استحمار مردم به طرق مختلف اعمال شده چون در نداستن و نفهمیدن است که عرصه و میدان در اختیار فرصت‌طلبان است تا با وارونگی، حقیقت و راستی را به مسلخ ببرند و تمام باورهای مردم را به سخره بگیرند و چه زیرکانه و عمیق در کنار تمامی عوامل و ریشه‌های مسخ‌شدگی و انحطاط تاریخی و فرهنگی مردم در گذشته چون استعمار، استبداد، استثمار، استحمار را به مراتب موذیانه‌تر و خطرناک‌تر در برهه‌های تاریخی گذشته برتر از همه می‌داند و خودآگاهی را که مرتب و دردمندانه از آن سخن می‌گفت،  نیاز امروز و  فردای جامعه  می‌دانست.

 

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  رادیکال رادیکال پنج شنبه, 29 خرداد 1399 ساعت 15:53

    درود بر شما که بسیار گویا و در حد توان و زیبا به تببین تفکر دکتر شریعتی پرداخته اید فردی که با خلق اثرهای فراوان واز نحله روشنفکری به شدت تعالی جامعه رو داشت واز عمق وجود در این مسیر گام می گذاشت حال از طرف افرادی که در غرق لیبرالیسم محض هستن و هیچ گونه حساسیتی نسبت به طبقات مستضعف ندارن به قول شما ناجوانمردانه آماج حمله و تخریب قرار می گیرد و در فکر و باور خود می توانند اندیشه و تفکر شریعتی را در حد واپسگرایانی چون داعش تنزل دهند زهی خیال باطل شریعتی همچنان می توان از اندیشه لایزال و‌درخشانش استفاده کرد چون درد مردم را داشت و به عنوان متفکری بزرگ شناخته می شود با تشکر از سیمره که در انعکاس مطالب گوناگون با نظرات مختلف همراه کوشا و فعال می باشد ومفتخریم که نشریات استان در عرصه مباحث اندیشه اهتمام می ورزد با آرزوی تداوم و ماندگاری

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004