شما اینجا هستید: خانهفرهنگطیّاب، فیلم‌ساز نیکوسرشت

طیّاب، فیلم‌ساز نیکوسرشت

چهارشنبه, 19 شهریور 1399 ساعت 11:20 شناسه خبر: 5410 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 سیدسیامک موسوی‌اسدزاده/ سیمره: «منوچهر طیّاب»، نویسنده، پژوهش‌گر و فیلم‌ساز مستند، سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. او در خانواده‌ای اهل فرهنگ‌و‌هنر پرورش یافت و همین باعث شد، که خیلی زود، راه خود را که در عرصه‌ی فرهنگ می‌گذشت، بیابد. 

پدرِ طیّاب تحصیل‌کرده بود و در وزارت دادگستری وقت، اشتغال داشت. مادرش زبان فرانسه می‌دانست و جزء نخستین درس‌آموختگانِ «دارالمعلمین» بود و تقریباً هم‌زمان با تولد «منوچهر» شغل معلمی را آغاز کرد. 

دایی‌اش مرحوم دکتر «رضا جرجانی»1که فارغ‌التحصیل رشته‌ی تاریخ هنر از فرانسه بود، در هنگامه‌ی کودکی‌ِ طیّاب به ایران بازگشت. وی نقش مؤثری در گرایشِ او به عکاسی و سینما داشته‌است.

 

خود می‌گفت: «وقتی که دایی‌ام به ایران برگشت یک دوربین عکاسی و یک دستگاه دوربین فیلم‌برداری «۵/۹ میلی‌متری» باخودش آورد و در زیرزمین خانه هم، تاریک‌خانه‌ای برای چاپ عکس فراهم کرد. حالا دیگر مادربزرگم هم، عکاسی می‌کرد.» 

من کوچک بودم و پرجنب‌وجوش، دایی‌ام می‌گفت: «بچه نرو بالای این درخت‌ها، از اون بالا می‌افتی پایین. بیا این دوربین رو بگیر و برای خودت عکاسی بکن». آن زمان شش هفت سالم بود، که دوربین به‌دست گرفتم. البته من همان روزها تمام فکر و ذکرم تماشای فیلم «تام‌ و جری» بود. مادرم من‌را به درِ سینما «رکس» که در خیابان «شاه‌‌آباد»، نزدیکِ خانه‌امان بود، می‌برد و به دست مسئول سینما می‌سپرد و او مرا به سالن می‌برد و من به تماشای انیمیشن تام و جری می‌نشستم و بعد از تمام شدن فیلم، مادرم به دنبالم مي‌آمد. به این ترتیب خیلی از فیلم‌های تام و جری را دیده بودم.» (گفت وگوی ضبط شده، ۱۳۹۷).

طیّاب در سن ۱۶ سالگی به گروهِ نویسندگان تنها مجله‌ی سینمایی آن روزگار، «ستاره سینما»2  می‌پیوندد و در‌آن‌جا مشغول سینمایی‌نویسی می‌شود. او که دوره‌ی زبان‌آموزی را در انجمن ایران-انگلیس گذرانده بود، در همان‌ سال‌ها هم مطالب سینمایی را ترجمه و منتشر می‌ساخت. 

خودش چنین می‌گفت: «در دوره‌‌ی نوجوانی در کنار عزیزانی مثل: هژیر داریوش،3 پرویز دوایی،4 پرویز نوری5 در ستاره‌ی سینما مشغول به فعالیت بودم و در همان اوان نوجوانی، مطالب سینمایی مفیدی را از مجله‌ی انگلیسی «سایت اند ساوند»6 ترجمه می‌کردم و در مجله «ستاره سینما» منتشر می‌ساختم.»(گفت‌وگوی ضبط شده، ۱۳۹۷).

طیّاب در همین سال‌ها به کمک دایی‌‌اش یک فیلم انیمیشن می‌سازد، که شاید به‌طور غیر رسمی نخستین فیلم انیمیشن ایران است. او که بریده‌ی فیلم‌های سینمایی انیمشن سینماها را می‌خرید، آن‌ها را فریم فریم می‌کرد و در «اسلایدر» دایی‌اش قرار می‌داد و بر پرده می‌انداخت، کم‌کم به ماهییت حرکت در انیمیشن پی می‌برد و با کمک برادرش که نقاشی‌های انیمیشنش را رسم کرده بود فیلم را می‌سازد.

خودش اشاره داشت: «برای تهیه‌ی فیلم انیمیشن نیاز به سلفون بود، که آن‌ روزگار پیدا نمی‌شد و به همین‌خاطر پدرم برایم شیشه می‌خرید و نقاشی‌ها را رویِ آن می‌کشیدیم و به این ترتیب فیلم «میمونی» که این‌سو وآن‌سو می‌رفت، را ساختم. آن برایم مثل یک بازی بود. من بخشی از نقاشی‌های این فیلم را به موزه‌ی سینما سپردم.»(گفت‌وگوی ضبط شده، ۱۳۹۷).

بدین ترتیب شخصیت فرهنگی هنریِ طیّاب در زیر سایه‌ی خانواده‌ای که با هر شکل حامیِ او هستند شکل می‌گیرد و او گام در عرصه‌ی سینما می‌گذارد و بنا به این‌که سینمای مستند را محلی برای ارتقای فرهنگ تشخیص می‌دهد، به این نوعِ از سینما علاقه‌مند می‌گردد. 

طیّاب دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی معماری در دانشگاه فنی «وین» بود و هم‌چنین رشته‌ی «کارگردانی سینما، تلویزیون و طراحی صحنه» را در دانشکده‌ی سینمایی آکادمی دولتی موسیقی و هنرهای نمایشی وین گذراند. وی مدتی نیز به  تدریس دروس رشته‌ي سینما در دانشکده‌ی «هنرهای دراماتیک» پرداخت و زمانی هم، سرپرست رشته «سینماتوگرافی و عکاسی» دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران بود. 

منوچهر طیّاب، فیلم‌سازی را با کارگردانی فیلمی درباره‌ي «سفال‌های کهن ایران» آغاز نمود و تا آخر عمر پربارش، پژوهش، نویسندگی و کارگردانی بیش از نود فیلم مستند و آموزشی را در کارنامه‌ی هنری خود ثبت کرد. وی هم‌چنین مقالات فراوان و چهار جلد کتاب به رشته‌ی تحریر درآورد و منتشر ساخت.

طیّاب، از جمله افرادی بود، که به طور متمرکز برای توسعه و گسترش عملی سینمای مستند در ایران تلاش نمود. او معتقد بود، که فرهنگ یک جریان سیال است، که در ارتباط صحیح با دیگران معنا می‌یابد.

طیاب می‌کوشید سابقه ‌و فرهنگ کهن و گنجینه‌ی ایرانی را به دنیا معرفی کند و تا آخر راهش، چنین کرد و فیلم‌هایش آیینه‌ی تمام‌نمای فرهنگ و هنر ایران است.

وی نزدیک به دوازده اثر مستند در باره‌ی معماری ایرانی ساخت، که از این بین، هشت اثر مربوط به معماری صفوی است. او در فیلم «مسجد شیخ‌لطف‌الله» به اوج هنر این مجموعه می‌رسد.

با این‌که آثار مورد نظر، عمدتاً در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی ساخته‌شده است، اما هنوز از مهم‌ترین آثار مستند در عرصه‌ی معماری به‌حساب می‌آید.

اگرچه همه‌ی آثار طیّاب واجد ارزش هنری و تاریخی می‌باشد، اما از شاخص‌ترین آثار او می‌توان به فیلم‌های؛ «همراه باد در دل تنهایی کویر» -که نتیجه‌ی سه‌سال تحقیق مستمر این مستندساز، در دل کویرهای کشور بود و جوایز متعددی را در جشنواره‌های جهانی مختلف به ارمغان آورد-، «ایران سرزمین ادیان» و «مسجد شیخ لطف‌اله»، اشاره داشت.

«همایون امامی»7  مستندساز مشهور کشور، کتابی را، که حاصل گفت‌وگوی او با استاد منوچهر طیاب است، با نام «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» در ۴۵۶ صفحه، توسط انتشارات «ساقی»، به سال ۱۳۹۷ منتشر نمود. این کتاب شرح مفصل زندگی، اندیشه‌ها و آثار این استاد بزرگوار است.

استاد طیّاب، با جمعی از فعالان فرهنگی هنری خرم‌آباد، انس و الفتی ناگسستنی داشت، او هربار در هنگام حضورش در ایران، چند روزی را به نزد دوستانش در لرستان می‌آمد.

دریکی از سفرهایش که هم‌زمان با زادروزش بود، توسط دوستانش، درمراسمی باشکوه، که در هفدهم آبان ۱۳۹۷  برگزار شد، مورد تجلیل و قدردانی قرار گرفت.

طیّاب، در نظر داشت، فیلمی در باره‌ی «اسداله عالیخانی»8 - از زنبورداران معروف لرستانی- بسازد، وی، بخش‌هایی از آن را شخصاً تصویربرداری نمود، که به خاطر بازگشتش به اتریش، و شروع بیماری‌اش، ناتمام ماند. 

استادمنوچهرطیاب، پس ازماه‌ها تحمل رنج حاصل از بیماری سرطان،  عاقبت روز سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹، درشهر وین اتریش درگذشت.

نامش مانا و یادش گرامی‌باد!

 

فیلم‌شناسی منوچهر طیّاب:

سفال [سرامیک] (۱۳۴۲)، ریتم (۱۳۴۳)، خوزستان (۱۳۴۳)، دزفول- شوشتر (۱۳۴۴)، کران تا کران (۱۳۴۴)، قالی(۱۳۴۵)، جزیره قشم (۱۳۴۶)، مسجد جامع اصفهان (۱۳۴۸)، دریای پاریس (۱۳۴۸)، ایران سرزمین ادیان (۱۳۴۹)، سیر خط در ایران (۱۳۴۹)، سوی شهر خاموش (۱۳۴۹)، آبادان (۱۳۵۰)، کایکاتوریست (۱۳۵۰)، جنگ خروس (۱۳۵۰)، شب‌های تهران (۱۳۵۰)، زن‌ها و حرفه‌ها (۱۳۵۰)، سوزنبان‌[داستانی] (۱۳۵۰)، خیمه‌شب‌بازی (۱۳۵۱)، تیارت روحوضی (۱۳۵۱)، نمایشگاه نقاشی امپرسیونیست‌ها (۱۳۵۱)، نمایشگاه جواهرات (۱۳۵۱)، نمایشگاه شیشه و سفال (۱۳۵۱)، نمایشگاه نقاشی کودکان ()۱۳۵۲، کاخ چهلستون (۱۳۵۲)، کاخ عالی‌قاپو (۱۳۵۲)، کاخ هشت‌بهشت (۱۳۵۲)، مسجد شیخ‌لطف‌اله (۱۳۵۳)، معماری دوران صفوی (۱۳۵۴)، معماری دوران سلجوقی (۱۳۵۴)، معماری دوران ایلخانی (۱۳۵۴)، معماری دوران تیموری (۱۳۵۴)، معمارس آستان قدس رضوی (۱۳۵۵)، ساخت کاشی معرق (۱۳۵۵)، تعمیر نقاشی‌های دیواری (۱۳۵۵)، اصفهان هندسه‌ای بر مقیاس انسانی (۱۳۵۵)، سفالگری در ایران (۱۳۵۶)، معماری دوران اولیه اسلامی (۱۳۵۶)، خراسان (۱۳۵۶)، خاک آریا[معماری و هنر دوران هخامنشی]  (۱۳۵۶)، میراث [معماری و هنر دوران ساسانی] (۱۳۵۷)، شاهنامه (۱۳۵۷)، پرتو یک حماسه (۱۳۵۷)، فردوسی طوسی (۱۳۵۷)، آب (۱۳۵۹)، شعور مصنوعی (۱۳۵۹-۱۳۶۳)، پروژه جزیره آلیس (۱۳۶۳)، کودکان استثنایی (۱۳۶۵)، انرژی و آسیاب‌های بادی(۱۳۶۶)، معماری دوران رنسانس (۱۳۶۷)، من عروسکم را گم کرده‌ام (۱۳۶۸)، وانگه روان جهان گلّه کرد (۱۳۷۲)، همراه باد در دل تنهایی کویر (۱۳۷۷)، نقاشی ایرانی (۱۳۸۲)، دریای پارس (۱۳۸۵)، زاگرس (۱۳۸۸)، البرز (۱۳۹۰)، لرستان کهن سرزمین قوم کاسیت(۱۳۹۷).

 

کتاب‌شناسی طیاب:

-«همراه با باد در دل تنهایی کویر»، (۱۳۸۱)، تهران: کتاب خورشید. 

-«دریای پارس»، (۱۳۸۵)، تهران: کتاب خورشید.

-«زاگرس گاهواره تمدنی کهن»، (۱۳۹۴)، تهران: کتاب خورشید.

-«البرز زادگاه فرهنگی به قدمت تاریخ»، (۱۳۹۴)، تهران: کتاب خورشید.

 

پی‌نویس‌ها

1-دکتر رضا جرجانی(۱۳۲۹ تهران- ۱۲۹۲تهران)، دکترای تاریخ هنر از فرانسه و رییس تعلیمات عالیه کشور بود. وی از شمارِ دوستان دکتر ناتل خانلری، شهید نورایی و صادق هدایت به شمار می‌آمد. 

دکتر ناتل خانلری هنگام درگذشت صادق هدایت، یادداشتی می‌نویسد به این قرار: «من در مدتی کوتاه سه دوست هنرمند و بزرگوار و عزیز را ازدست داده‌ام: رضا جرجانی، شهید نورایی و صادق هدایت. بر من عیب نگیرید اگر دنیا در چشمم رنگ مرگ گرفته‌است.» (یغماُ سال چهارم، خرداد ۱۳۳۰، شماره ۳(پیاپی ۳۷).

2-ستاره‌سینما نخستین نشریه‌ی تخصصی سینمایی در ایران است، که نخستین شماره آن در سال ۱۳۳۲ منتشر می‌شود و آخرینِ آن به شماره‌ی «۱۰۶۷» در سال ۱۳۵۷ منتشر گردید. شیوه‌ی انتشار این نشریه به صورت هفتگی، امّا غیر متداوم بود. با این حساب «ستاره سینما» در ربع قرن منتشر شد.

3-هژیر داریوش (۱۳۷۴ پاریس- ۱۳۱۷ بندر انزلی) کارگردان و نویسنده سینمایی.

4- پرویز دوایی (۱۳۱۴ تهران) نویسنده، مترجم و منتقد سینمایی.

5- پرویز نوری (۱۳۱۷ تهران) نویسنده، کارگردان، مترجم و منتقد سینمایی.

 6-[Sight & Sound]‌ نام ماهنامه‌ی سینمایی انگلیسی است، که از سال ۱۹۳۳ به این طرف منتشر می‌شود.

7-همایون امامی (کرمانشاه ۱۳۳۳) پژوهش‌گر، نویسنده و کارگردان سینمای مستند.

8-اسداله عالیخانی (خرم‌آباد ۱341) پرورش‌دهنده زنبور عسل و تولید کننده عسل. مدیرعامل شرکت عسل علیخانی طلای زاگرس.

*چاپ شده در سیمره 544(19 شهریور99)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004