شما اینجا هستید: خانهلرستان پژوهی

جشن نوروز باشکوه‌ترین جشن ملی ایرانیان و دگر ملل فارسی زبان است که بیش از هر آیین و آداب باستانی و اسطوره‌ای دیگری تبلور هویت ملی و فرهنگی ایرانیان می‌باشد.
مردم لرستان نیز با پیشینه‌‌ای کهن همانند دیگر اقوام ایرانی آیین و آداب این جشن فرخنده را مقدس شمرده و دربرگزاری شایسته‌ی  آن را اصرار می‌ورزند. در باورها و اعتقادات این قوم، نوید نوروز با کله‌باد (نخستین بادبهاری) آغاز شده و بر اساس گاه‌نگاری محلی که بیش‌تر بر معیشت دام‌داری و کشاورزی استوار است با انجام آیین و آداب خاص خود به پیشواز نوروز می‌روند.

رویِ تخته‌سیاه، کودکی دزدانه می‌نویسد:
«بیست روز مانده به عید، تعطیل»
***   
«بهارباد» «شواَخو»2 می‌زند، شهر را
به دنبال کدام یاغی، این در و آن در می‌کوبد؟

 در شماره‌ی پیشین، علاوه بر آن‌چه که درباره‌ی واج «خ» گفته شد، این واج می‌تواند، در دوره‌های میانه و معاصر، صورت تحول‌یافته‌ای از واج «ک» باستانی نیز باشد؛ مانند:
کرژنگ/قرژنگ/کرزنگ > (خرچنگ). (کن/کنی/کینی/کانی = چشمه) > خُن/ خانی (مینجایی/ لکی/ثلاثی/ کلهری)، واژه «کن» در مینجایی و ثلاثی بیش‌تر در ترکیبات و اصطلاحاتی هم‌چون «آو کنس = آب جاری شد» یا «کن آو = آب چشمه» استفاده می‌شود.

کتاب «نادرنامه» (شرح جنگ‌های نادرشاه افشار) سروده‌ی سرهنگ الماس‌خان کندوله‌ای به گویش لکی با تصحیح و ترجمه‌ی اسفندیار غضنفری امرایی به کوشش و ویراستاری اسعد غضنفری منتشر شد.

نوشته‌ي منوچهر مشتاق خراسانی/ ترجمه: ساسان عسکری‌عالم

 مقدمه: سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان

استان 30 هزار کیلومتر مربعی لرستان در غرب ایران و در میان رشته کوه‌های زاگرس واقع شده‌است. حتا امروزه، عشایر محلی ساکن لرستان پیشینه و الگوه‌های برجا مانده‌ي اجدادشان از دوره‌های باستانی را حفظ کرده‌اند. در چند کاوش علمی که در ناحیه‌ي لرستان انجام شد، شواهدی از آثاری خاص در لرستان به‌دست آمد که نشان از زندگی انسان در دوران پارینه سنگی به بعد داشت.

در بخش قبلی گفتیم ایل لک زند که در پهنه‌ی جغرافیای ایران مرکزی در طیف طایفه‌ای اتحادیه‌ی ایلی ایلات و طوایف فیلی به زندگی کوچ‌روی و اشتغال به اقتصاد کوچی، دامی و شبانی از شوشتر تا همدان را در عرصه‌ی تکاپوی حیات خود قرار داده بودند، در لوای اعمال سیاست شوم جابه‌جایی ایلات توسط نادر از حواشی ملایر و محدوده‌ی روستای پری، کمازان و زنگنه به شمال خراسان و نواحی دره گز و ابیورد کوچ داده شدند و در میان ترکمانان شداید و سختی‌های بسیاری را متحمل و در نهایت به‌واسطه‌ی شبیخون‌ها وکشتار مردان دلیر آنان، از تعداد افزون بر هشت‌صد خانوار ایلی به مرتبه‌ی طایفه‌ای تنزل و کمتر از پنجاه خانوار را شامل شده و روزگار به سختی گذرانده تا با قتل نادر به سرزمین اولیه واصلی خویش باز گشتند.

اردشير كشاورز: بررسی این مقوله مستند است بر بیان اعمال حاکمیت یک‌هزار ساله‌ی ایلات و عشایر در بافت‌های جمعیتی گوناگون و منحصر است بر تقابل قدرت حاکمیت چرخه‌ی عشایری بین سلطان سوار بر اسب «ترکمان» و وزیر پیاده‌ی «ایرانی» در ایران.

لورِسونِکَم ئی خاک زئرین
ئی یادگارِ عیلام دیرین
تو یادگار کاسیت ئو مادی
تاته زا افتو،کُر زا بادی

... هرسه نفر را دستگير مي‌نمايند كه بعد از شنيدن اين واقعه، تمام اهالي بروجرد و لرستان و عربستان في‌الجمله اسباب راحت و امنيت و آسايش براي خود فرض كرده و خوش‌وقت و مسرور شدند.

مرگ حقیقتی انکارناپذیر است و تنها چیزی است که در جهان انسانی عدالت در آن محقق می‌شود. همه‌ي انسان‌ها از قدرتمندترین و ثروتمندترین گرفته تا فقیرترین و ضعیف‌ترین آنان در برابر مرگ توانایی مقاومت ندارند. اما در هر جامعه‌ای - از جوامع بدوی گرفته تا جوامع مدرن- مذاهب، آیین‌ها، مناسک، باورها، اسطوره‌های متفاوتی در مورد مرگ و جهان پس از آن و نحوه‌ي برخورد با آن وجود دارد. بخش زیادی از این آيین‌ها ناشی از ترس و جهل انسان از جهان پس از مرگ است. آمیزه‌های مذهبی این ترس‌ها را دوچندان می‌نماید.
وجود انسان با هویت زبانی، جنسیتی، نژادی، قومی، ملی خود در درون بافت درهم‌تنیده‌ي اجتماع همانند سلولی در سیستم پیچیده و منظم اعضای بدن است. زمانی که مرگ یک سلول فرامی‌رسد سلول‌های اطراف آن چه حال و هوایی دارند! آیا می‌توانند نسبت به مرگ یک سلول بی‌تفاوف باشند! مرگ یک انسان در درون بافت اجتماعی خود درست مانند مرگ یک سلول در سیستم بدن است. اما سیستم حمایت، هم‌دردی، هم‌دلی اطرافیان در مرگ انسان آگاهانه و خودانگیخته است.
جوامع نسبت به مرگ، جهان پس از مرگ و سوگواری باورها، اعتقادات و کنش‌های متفاوتی دارند. برخی هم‌چون هندوها جسد انسان را می‌سوزانند و برخی هم مثل ایرانی‌ها با احترام و مناسک مذهبی جسد انسان را به خاک می‌سپارند. در بحث مرگ و جهان پس از مرگ مذاهب نقش پررنگ‌تری از فرهنگ دارند اما در شیوه‌ي تدفین و سوگواری، خرده‌فرهنگ‌ها از مذاهب مؤثرترند. در مذاهب، به‌ویژه ادیان توحیدی مجموعه‌ي گسترده‌ای از مفاهیم و مقوله‌ها و مستندات در مورد مرگ و جهان پس از مرگ و نظام جزا و پاداش وجود دارد که موجب شده است جهان‌بینی پس از مرگ و نقش تقدیر در مرگ انسان شکل گیرد. در این مقاله تلاش خواهیم کرد با رویکرد جامعه‌شناختی به تعریف «خرده‌فرهنگ سوگ» در قوم لر بپردازیم؛ سپس به تبیین و تحلیل این خرده‌فرهنگ و نقش آن در زندگی اجتماعی مردم قوم لر در گذشته تا پیش از تجربه‌ي دوران توسعه خواهیم پرداخت.
در این مقاله، هدف بررسی جایگاه این خرده‌فرهنگ در انسجام اجتماعی و یگانگی جامعه‌ی لر است. البته تحلیل ما از «خرده‌فرهنگ سوگ» با رویکرد جامعه‌شناختی معطوف به تاریخ قبل از تجربه‌ي توسعه و دنیای مدرن در قوم لر است.

تعریف «خرده‌فرهنگ سوگ»
اجتماعات بسته‌ي سنتی، روستایی و محلی هنوز آیین‌ها، مناسک و خرده‌فرهنگ‌های پیرامون مرگ و سوگواری خاص خود را دارد. در این‌گونه فرهنگ‌ها اگرچه توسعه و دنیای مدرن را به شکل سطحی تجربه نموده‌اند اما باورها و آداب و رسوم پیرامون مرگ و سوگ‌واری که ریشه‌های تاریخی چندهزارساله دارد به شکل عمیقی در زندگی اجتماعی مردم حضور دارد. «خرده‌فرهنگ سوگ» در بین قوم لر که ریشه‌ي تاریخی چندهزارساله دارد هنوز در زندگی مردم با تغییراتی اندک به حیات خود ادامه می‌دهد. «خرده‌فرهنگ سوگ» را می‌توان بدین‌گونه تعریف کرد:
مجموعه باورها، اعتقادات، مناسک، آداب و رسوم، کنش‌های مردم قوم لر پیرامون مرگ که با هدف ایجاد پیوندهای عاطفی، روحی و حمایت از خانواده‌ي فرد متوفی صورت می‌گیرد، شادی را مذموم می‌داند و غم و اندوه را تشویق می‌نماید. این خرده‌فرهنگ هماهنگی و سنخیتی با نظام باورهای ماوراء‌طبیعی، نظام طبیعت و جهان انسانی دارد. ادبیات شفاهی، هنر و موسیقی از هم‌نوایی و هماهنگی کاملی با پدیده‌ي مرگ دارند. این خرده‌فرهنگ، عامل انسجام و پایداری جامعه می‌گردد، در نهایت سامان هنجاری - ارزشی بین اجتماعات و اقوام ایجاد می‌نماید که همه باید بر اساس رفتار نمایند.
خرده‌فرهنگ سوگ، مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات است که رفتارهای اجتماعی انسان‌های این اقوام را تنظیم می‌نماید و پذیرش درد و رنج‌های ناشی از مرگ یک انسان را تسهیل می‌نماید. این خرده‌فرهنگ، سایر آداب و رسوم هم‌چون ازدواج و جشن‌های شادمانه‌ي عروسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

جایگاه خرده‌فرهنگ سوگ در قوم لر
در خرده‌فرهنگ سوگ، همه‌ي مظاهر فرهنگ‌های گذشته به شکل نمادين حضور دارند. به‌گونه‌ای که در مویه‌سرایی که توسط زنان خوش‌رایحه از رشادت‌های و جنگ‌آوری، شکار، رزم و بزم، توانمندی و ارزش‌های انسانی فرد متوفی با ادبیات شفاهی کهن چندهزارساله می‌سرایند.
 «خرده‌فرهنگ سوگ» یکی از قدرتمندترین  خرده‌فرهنگ‌هایی‌ست که سایه‌ي سنگینی بر سایر فعالیت‌های شادی‌بخش انسان دارد. این خرده‌فرهنگ، شادی، خنده، هیجان و هر مناسکی که نشانه‌ي شادی و نشاط است به مدت‌زمانی محدود و مشخص به حالت تعلیق و تعطیل درمی‌آید، زیرا همه بر این باورند که در هنگام مرگ و پس از آن باید اندوهگین بود. به تأخیرانداختن زمان آداب و رسومی هم‌چون عروسی یکی از اعضای خانواده و اطرافیان به مدت یک‌سال است. حتا اطرافیان از پوشش سیاه به نشانه‌ي عزاداری استفاده می‌کنند. در روز مرگ تقریباً همه‌ي زنان مقداری گِل روی سر خود می‌گذارند و اعضای خانواده، مقداری گِل روی سر و شانه‌های خود می‌گذارند. در کنار این آيین در گذشته که اسب در همه‌ي زندگی‌ها وجود داشت طبق رسم می‌باید اسب را با چادری سیاه‌رنگ می‌پوشاندند و به اصطلاح کُتل اجرا می‌شد. تا اسب نیز در غم صاحب‌اش که فوت شده سهیم باشد. اصطلاح «کُتل‌کو» هنوز در ادبیات شفاهی مردم وجود دارد به معنی ناراحتی و سوگواری زیاد می‌باشد. البته امروزه بخشی از این خرده‌فرهنگ در حال تغییر است.
آیین سوگواری قوم لر، ریشه در تاریخ گذشته‌های دوردست دارد. یافته‌های باستان‌شناسی در سه‌هزارسال پیش در لرستان و مناطق اطراف نشان می‌دهد در گورهای افراد علاوه بر اسکلت اسب، کلیه‌ي ابزارهای زین، یراق و لگام و رکاب اسب، وسایل شکار و رزم نیز به دست آمده است. این موضوع، بیانگر نظام هماهنگ باورها و اعتقادات مردم و آیین‌ها و مناسک مرتبط با مرگ یک انسان با جهان طبیعت و زندگی فرد دارد که بعد از مرگ افراد در کنار قبر وی دفن می‌شد. در دروان بعدی آیین تغییر می‌کند. به هنگام مرگ افراد و اجرای تدفین و سوگواری اسب نیز در مرگ صاحب‌اش می‌باید در پارچه‌ای سیاه‌رنگ پویشده، اندوهگین با شنیدن نوای ساز سُرنا بر بالین فرد متوفی حضور داشته باشد. اسب را با چادری سیاه آذین می‌بستند، موسیقی «چَمریانه» نواخته می‌شد مردم با صدای بلند ناله و شیون سرمی‌دادند. چَمر (Chamar)  به معنی مراسم عزاداری و سوگواری در مرگ یک انسان است. این آیین در سایر عزاداری‌ها هم‌چون عزاداری عاشورا نیز رسوخ نموده است. یکی از مناسکی که در هنگام سوگ اجرا می‌شود گذاشتن گِل بر سر و صورت و روی قسمت‌هایی از لباس است که نشانه‌ي ماتم و احساس غم و اندوه فراوان است. این آیین در مراسم مرگ اجرا می‌شود و فضای سوگواری را دو چندان اندوهگین می‌نماید. آیین گِل‌گذاشتن در ایران، خاص فرهنگ محلی و بومی قوم لر است و در سایر خرده‌فرهنگ‌های کشور کم‌تر قابل مشاهده است.

هماهنگی عناصر انسانی، ماوراءطبیعی و طبیعت در خرده‌فرهنگ سوگ
عناصر و مؤلفه‌های زیادی در نظام طبیعت، زندگی و ماوراءطبیعی در خرده‌فرهنگ سوگ در قوم لر حضور پُررنگ دارند. قوم لر در گذشته در هنگام مرگ یک انسان، مقداری خاک یا گل بر روی سر و لباس خود قرار می‌دادند که نشانه‌ي غم و اندوه و ناراحتی است. خاک یکی از مهم‌ترین عناصر طبیعت است که در این آیین استفاده می‌شود. عناصر آب و آتش که از دیگر از عناصر طبیعت هستند در این خرده‌فرهنگ نیز دیده می‌شوند. در گذشته‌ي نه چندان دور به هنگام مرگ یک انسان بر روی تژگاه -که محل روشن‌کردن آتش و روشنایی گرمی بود- آب می‌ریختند. به معنی خاموش‌شدن اجاق خانواده بود. اصلاح « اُجاق‌کور» از این آیین ریشه دارد. خاموش‌کردن فانوس خانه، نشانه‌ي تاریکی، غم و اندوه بود.
به هنگام مرگ، تمامی رفتارها و اعمال انسان‌های خانواده، دودمان و طایفه به‌طور عمیق در غم و ماتم فرو می‌رفتند. مناسک خاک‌سپاری با اوراد و دعاها به شیوه‌ي مذهبی اجرا می‌شد. در دوران اسلامی، آیین تدفین به شکل اسلامی برگزار می‌شد. اما سایر آیین‌ها به شکل بومی و محلی که خاص قوم لر بود برگزار می‌شد. این آیین‌ها همان گِل‌گذاشتن بر سر و لباس، پوشیدن لباس سیاه، موسیقی چَمریانه، کُتل‌کردن اسب، تَرم بستن، شیون و زنان، مویه‌سرایی زنان، بُونگ‌زدن به هنگام مرگ یکی از طایفه، رسم پاکُول(Pakoul)، این مراسم و مناسک موجب می‌شد تمامی افراد طایفه به مدت چند روز در غم و ماتم فرو روند. غم و اندوه، درد و رنج در ناخوادگاه جمعی قوم لر به شکل عمیقی نهادینه شده است و فرهنگ این مسئله را تعمیق می‌بخشد. این موضوع موجب شده است برخی از باورهای منفی و مخربی نیز حول این باور شکل گیرد. از جمله‌ي این باورها، باور به بدبختی و سیه‌روزی است. البته ریشه‌ي این باورداشتن به درد و رنج و بدبختی با سطح قدرت انسان‌ها ارتباط عمیقی دارد. یک نوع تقدیرگرایی در باورهای جمعی مردم قوم لر حضور دارد.

خرده‌فرهنگ سوگ:  سامان هنجاری- ارزشی جامعه
خرده‌فرهنگ سوگ در جامعه‌ي قومی و طایفه‌ای لر یک نظم و سامان هنجاری- ارزشی ایجاد کرده است. این خرده‌فرهنگ با داشتن باورها، مناسک، آیین‌ها و آداب و رسوم گسترده و اجتماعی و فرهنگی به منزله‌ي ستون و چارچوب اصلی ارزشی- هنجاری مناسبات اجتماعی محسوب می‌گردد. زیرا بخش زیادی از رفتارهای قوم لر در این خرده‌فرهنگ به منزله‌ي بده‌بستان‌های اجتماعی میان خانواده‌ها، اقوام، همسايه‌ها، دودمان‌ها و اقوام اجرایي آن ضروری تلقی می‌گردد. نادیده‌گرفتن آن و عدم توجه به رعایت هنجارهای مرتبط با آن موجب سرزنش اجتماعی، طرد اجتماعی، کاهش حیثیت اجتماعی فرد و خانواده‌ای که اصول هنجاری آن را نادیده گرفته است، می‌شود. به‌طور مثال اگر فرد یا خانواده‌ای در مراسم خاک‌سپاری و تدفین و مناسبات متعاقب آن (هفتم و چهلم) شرکت نکند و یا بدون احترام با خانواده‌ي عزادار و کسب رخصت از آن‌ها برای اجرای مناسک شادی هم‌چون عروسی اقدام نماید موجب بروز ناراحتی و شکستن پیوندهای اجتماعی خواهد شد. وجود رسم پُرسانه- اهدای مقداری پول یا حیوانی برای قربانی به خانواده‌ي متوفی- یکی از مهم‌ترین آداب مرتبط با خرده‌فرهنگ سوگ است، نشان‌دهنده‌ي مناسبات اجتماعی و اقتصادی پایدار این خرده‌فرهنگ می‌باشد و سالیان سال حتا برای نسل‌های آینده قابل اجرا خواهد بود و این، وسیله‌ای برای ایجاد نظم و سامان در میان طوایف و اقوام شده است. کمتر کسی توان نادیده‌گرفتن و شکستن هنجارهای مرتبط با آن را دارد.

مویه‌سرایی در خرده‌فرهنگ سوگ
زاگرس را می‌توان سرزمین اسطوره‌ها و رازها و دردها نامید. بخشی از این دردها و رازها در مویه‌سرایی زنان لر متبلور شده است. البته این مویه‌سرایی در عین سادگی و غمگینی، موجب تخلیه‌ي دردها و رنج‌هایي مي‌شود كه ریشه در معیشت‌های سخت شکار، کوچ‌نشینی و کشاورزی است. مویه‌سرایی زنان قوم لر با خوانش اشعار لری مینجایی و لکی در وصف و ثنای فرد متوفی با شیوه‌ای منظم و هماهنگ با اجرای شیون و خراشیدن گونه‌های خویش و صدای حُزن و اندوه خالق، بخشی از این خرده‌فرهنگ به‌حساب می‌آیند. حضور گروه‌ها و دسته‌های زنان در ساعات خاصی از روز، هفته و ماه‌ها به صورت متناوب و مویه‌سرایی، موجب ایجاد احساس هم‌دلی و هم‌دردی خانواده‌ي عزادار است. این آیین خود موجب پیوندهای عمیق عاطفی و اجتماعی میان زنان طایفه می‌گردد. این مسئله به معنی انسجام‌بخشی و پای‌بندی به ارزش‌ها و هنجارهای جامعه‌ي سنتی تلقی می‌گردد.
مهم‌ترین چیزی که می‌تواند توجیه‌کننده‌ي آیین سوگ با این همه شدت و عمیق‌بودن غم و اندوه در قوم لر باشد، مرگ یک انسان به معنی گسستن پیوند اجتماعی فرد در میان خانواده و طایفه است. در این خرده‌فرهنگ، دنیای مردگان از تقدس بالایی برخوردارند. به ارواح آن‌ها سوگند یاد می‌شود. اسم مردگان تابوست و به راحتی به زبان آورده نمی‌شود. خود مرگ یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که به آن سوگند می‌خورند. برخی مواقع می‌گویند: «سوگند به روزی که (روز مرگ) ما را با دو شال در خاک می‌نهند.» معمولاً به ارواح پدر، برادر و یا جوانان قسم می‌خورند.

انسانیت و انسان‌دوستی در خرده‌فرهنگ سوگ
باور و اعتقاد به مرگ و جهان پس از آن موجب شکل‌گیری آمیزه‌های اخلاقی و انسانی در اجتماعات قوم لر شده است. در این خرده‌فرهنگ، پیوند مرگ و زندگی، دنيا و آخرت، ناپایداری ظلم ظالم، باور به فناپذیری زندگی و فرا رسیدن حسابرسی به اعمال آخرت موجب دوری از ظلم، تجاوز، دروغ و خیانت و... می‌گردد. باورداشتن به مفاهیم و مقوله‌های این خرده‌فرهنگ موجب افزایش خویشتن‌داری و پای‌بندی به اصول انسانیت، بخشش، گذشت، صبر و دوری از کینه و نفرت و انتقام می‌شود و این یعنی تعالی و کمال جامعه بی‌آن‌که توسعه یا پیش‌رفت به معنای مدرن و امروزی را تجربه کرده باشد. خرده‌فرهنگ سوگ با گستره‌ي وسیع و عمیق خود انواع باورها و کنش‌های انسانی و اخلاقی خود علاوه بر شکل‌دادن و نظم‌دادن به جامعه، موجب پایداری اصول انسانیت، هم‌دلی، هم‌دردی، انسان‌دوستی، برادری و هم‌دلی، هم‌یاری، غم‌خواری، در اجتماعات سنتی می‌گردد؛ چیزی که در جوامع شهری انسان‌ها به‌رغم توسعه و پیش‌رفت و رفاه از فقدان آن رنج می‌برند. حتا مرگ انسان‌ها برای آن‌ها عادی‌تر از یکی مسافرت است!

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز