شما اینجا هستید: خانهلرستان پژوهیبرگ‌هایی از تاریخ (7)

برگ‌هایی از تاریخ (7) مطلب ویژه

دوشنبه, 25 اسفند 1393 ساعت 09:39 شناسه خبر: 1253 5 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 دکتر صداقت‌کیش اعتقاد دارد نقش کُردان از لحاظ موقعیت و پشتوانه بیش‌تر موجب تثبیت  اقتدار کریم‌خان بوده است.(1) آثاری چون زبده تاریخ کرد و کردستان محمدامین زکی‌بیگ، کردان گوران، هاکوپیان ، گلشن مراد، تاریخ زندیه و غیر این‌ها قرار داده که در سیر روال این پژوهش به آن‌ها اشاره کرده‌ایم ضرورتاً پردازش به این موضوع محسوس می‌نماید که خلاف نظریه‌های اعلام‌شده که در کتاب کردان پارس و کرمان آمده است: کریم‌خان زند از مجموعه‌عشایر لک روستاهای پری، کمازان و زنگنه ملایر بوده که در طیف کلی وابستگی قومی، ایلی و عشیره‌ای به کردان دارند و درواقع کریم‌خان و زندیه لک کُرد و لک لر بوده‌اند، لک کرد به این جهت که عشیره‌ی گسترده‌ی لک از نظر قومی کرد هستند و گویش لکی آنان یکی از شاخصه‌های زبان کردی است و لک لر هم به این سبب که زیست‌بوم آنان در محدوده‌ي ایران مرکزی گستره‌ی جغرافیایی لر کوچک که نطنزی به آن اشاره کرده و پیش‌تر متذکر شدیم  قرار داشته و گرمسیر آنان مناطقی از حوزه‌ی ایلات لرستان بوده است. اما آن‌چه که موجب این توهم گردیده که کریم‌خان زند زنگنه بوده است این که در شروع خیزش طایفه‌ي لک زندیه از سال 1160 هجری قمری به بعد و پیش‌رفت کار توشمال کریم‌خان، اتحادیه‌ي ایلی شکل گرفته در غرب کشور عُمدتاً کرمانشاهان به‌نحوی که در مجمل‌التواریخ گلستانه هم آمده است و آن اتحادیه‌ي ایلیاتی مشتمل بوده است بر ایل بزرگ کلهر- ایل بزرگ زنگنه ایلات عشایر و طوایف مستقل دیگری که تحت عنوان (وند) در آثار مکتوب به آن‌ها اشاره شده و در نهایت با عنوان اتحادیه‌ی زند و وند شناخته شده‌اند اکثریتی از طایفه‌های عشایری به اصطلاح (وند) که هر یک از آن‌ها دارای سازمان و ساختار ایلی و طایفه‌ای خاص خود بوده‌اند چون متحد زنگنه، وند و زند بوده‌اند. بعدها زنگنه محسوب شدند چون زند، شیخوند و غیر آن‌ها.


از کتاب تاریخ سیاسی کُرد هم ذیل مبحث سرنوشت طوایف همراه خاندان زند پس از مرگ کریم‌خان می‌خوانیم: در پی اتحاد خاندان زند با کلهر، زنگنه، عبدالملکی...و دیگر طوایف لک «وندها» یکی از قوی‌ترین پیمان‌های تاریخی در جهت به قدرت رساندن کریم‌خان در ایران بین کردهای کرمانشاهان، لرستان، ایلام «کرمانشاهان، پیش‌کوه، پشت‌کوه» بسته شد، این اتحادیه که پایه‌های محکمش خود را مدیون هم‌بستگی و اتحاد بین طوایف منطقه که همگی زنجیروار به هم‌دیگر وابسته‌اند، توانستند با اقتدار کامل به کمک کریم‌خان شتافته و بر سراسر ایران تسلط پیدا کنند و تا پایان سلسله‌ي زندیه، امنیت و اقتدار کامل را در ایران به منصه‌ی ظهور برسانند، این طوایف که کریم‌خان را یاری نمودند، شامل طوایف و تیره‌های وابسته به ایل بزرگ کلهر، زنگنه، عبدالملکی، باجلان، خدابنده‌لو، کلیایی، کايینی، و دیگر طوایف «وندها» شامل طوایفی چون نانکلی‌وند، خواجه‌وند، آروند، مافی‌وند، بهتویی‌وند، قوریه‌وند، روتوند «روته وه‌ن» جلیلوند، عثمانوند، قلیه‌وند، احمدوند، کاکاوند، غیاثوند، باجول‌وند، زبیره‌وند، ساده‌وند «سعادت‌مند، سعدوند، مرشد‌وند... بودند، این طوایف تا زمانی که کریم‌خان در قید حیات بود، بر پیمان و عهد خود وفادار ماندند و این پیمان و وفاداری را نیز تا پایان سلسله‌ي زندیه حفظ کردند و همان‌ها بودند که با تبعید خان زند نیز آن‌ها را تنها نگذاشتند و حتا با آن‌ها به مناطق دور افتاده نیز کوچ کردند، بدیهی است صورت اسامی طوایف موصوف به (وند) که در نوشته‌ي مؤلف کتاب تاریخ سیاسی کرد2  آمده است، همان فهرست اسامی طوایفی است که ابوالحسن گلستانه در تألیف خود به‌نام مجمل‌التواریخ بعد نادریه به آن پرداخته است که پیش‌تر و به دفعات به آن‌ها در این پژوهش اشاره شده است و اما نام طوایف و تیره‌هایی به آن فهرست هم افزوده شده که در کتاب گلستانه نیست.

پي‌نويس:
1- همان، ص 121، و در زیرنویس 11 همین صفحه می‌خوانیم: «آکوپوف، ص 69، به نقل از هدایت، تاریخ زندیه، تهران 1956)» چنین ماز اخبار منابع درمی‌يابیم که کریم‌خان زند سده‌ي هجدهم میلادی بخشی از مردم جنوب کردستان را به فارس برد {منظور کردستان جنوبی مشتمل بر استان کردستان، کرمانشاهان، ایلام و ... می‌باشد} و در آن‌جا پیشینیان سنجابی‌ها- پیشینیان‌شان نه این‌که خودشان- در کنار کردان زنگنه در نزدیکی شیراز می‌زیسته‌اند، آن‌ها را بختیارخان، دوباره به کردستان{کرمانشاهان} آورد، سرهارفورد جونز نوشته است: در سال 1206 هجری قمری لطف‌علی‌خان زند برای جنگ با قاجارها به اصفهان می‌رود و شب‌هنگام تعدادی از خانواده‌های لک و زند که در شهر شیراز بوده‌اند  خلع سلاح شده و از شیراز اخراج می‌گردند. نک به آخرین روزهای لطف‌علی‌خان زند. امیرکبیر، تهران 1353- ص 28 و در همان سال 1206 هست که بنا به نوشته‌ي دکتر صداقت‌کیش حاجی‌ابراهیم کلانتر، دروازه‌های شهر شیراز را به روی لطف‌علی‌خان می‌بندد و لطف‌علی‌خان در جنگی بر آقامحمدخان پیروز می‌شود، ایل‌های نانکلی و مافی که متحد حاجی‌ابراهیم کلانتر بودند، با متوجه‌شدن سیاست قاجارطلبی حاجی‌ابراهیم کلانتر و از طرف دیگر شنیدن پیروزی لطف‌علی‌خان تصمیم به ترک پیمان با حاجی‌ابراهیم کلانتر و کشتن او می‌گیرند، حاجی‌ابراهیم از قصد ایل‌های مذکور {نانکلی و مافی} آگاه می‌شود آن‌ها را از شهر شیراز اخراج می‌کند و به بیضا از شهرستان سپیدان می‌فرستد، آنان هم بلافاصله به لطف‌علی‌خان زند می‌پیوندند و از او پوزش می‌خواهند و از در اطاعت از خاندان زند برمی‌آیند، کُردان پارس و کرمان پیشین ص 126- و در همین تألیف می‌خوانیم بسیاری از عشایر کُرد و لک در اواخر عصر حاکمیت زندیه اعم از زنگنه به فرماندهی الله‌قلی‌خان زنگنه رکن‌الدوله- سواره‌ي طایفه‌ي اردلانی به سرکردگی محمدرشیدبیگ وکیل اردلان- بساط‌خان مافی و قربان‌خان باجلان در تل ریگی شیراز در حال جنگ بوده‌اند، و در جنگ دیگر باجلان‌ها و مافی‌ها در یک جبهه قرار داشته و قراگوزلوهای تُرک افشار را شکست می‌دهند و ده‌تن از طوایف چگنی- مافی و باجلان یکی از برج‌های شیراز را تسخیر می‌کنند و ایل مافی که در اصفهان مستقر بوده است . به جانب کرمانشاه که سرزمین اصلی آنان بوده، رهسپار می‌شوند. آقامحمدخان قاجار به تعقیب آن‌ها پرداخته اما در جنگ با مافی‌ها شکست می‌خورد لشگرش از هم گسیخته می‌شود. بیان این مطلب می‌رساند که آن بخش از عشایر مافی که نتوانسته بودند در زمان کوچ دیگر مردم مافی از اصفهان راهی کرمانشاهان شوند، پس از شکست آقامحمدخان از اصفهان به شیراز کوچانیده شده‌اند که در پاره‌ای از کتاب‌ها به صورت ناقص به این موضوع اشاره شده و به هر حال تا پیش از کوچ عشایری که در فارس و شیراز بوده‌اند عشایر کرمانشاهان چون مافی و باجلان و غیره  در شیراز یکه‌تازی کرده‌اند، چنان‌که دکتر صداقت‌کیش نوشته است پس از قتل استظهارالدوله در سال 1202 ه ق مردم شیراز کوچه‌ها را سنگربندی کردند، گروهی از کردان و لُرها علیه سلسله‌ي زندیه و طایفه‌های مافی، باجلان و غیره به خون‌خواهی استظهارالدوله برمی‌خیزند، اسلحه به دست می‌گیرند، لباس جنگ می‌پوشند و از ارگ بیرون می‌آیند که یورش کنند، از آن سوی، صیدمرادخان میراستظهار‌الدوله را از تن جدا می‌کند و در میان جمع می‌اندازند و کردان و لرها بیش‌تر تحریک می‌شوند، سپس صیدمرادخان از سران آنان می‌خواهد که کردان و لرها را آرام کند وعده به آن‌ها داده می‌شود و پول و قماش هم به آن‌ها می‌دهد و آن‌ها را آرام می‌کنند، در سال 1205 ه. ق لطف‌علی‌خان زند در قمشه {شهرضای کنونی از استان اصفهان} بوده است در یکی از شب‌ها، عده‌ای از طایفه‌ي نانکلی و مافی به سپاه لطف‌علی‌خان زند شبیخون زدند و همین، سبب به‌هم‌خوردن سپاه وی شد«صص 125-126-127» بدیهی است این همه تلاطم در میان عشایر کرد و لک و لر و دیگر طوایف و ایلات عشایری که در حوالی سال‌های  1166- 1167 هجری قمری بخش‌هایی از آنان از کرمانشاهان به شیراز کوچانده شده بودند و خواندیم که بیش از نود هزار نفر از آنان را کریم خان زند برای حراست از شیراز پایتخت خود در شیراز اسکان داده بود، با مرگ کریم‌خان به عنوان عامل ثبات و اقتدار آن همه انضباط حاکم بر جامعه‌ي عشایری شیراز از هم پاشیده و چون جانشینان کریم‌خان زند سرگرم تصاحب جانشینی وکیل‌الرعایا بودند قادر به ایجاد آرامش در میان عشایر تبعیدی، نشده و به این صورت هرج‌ومرج هایی رخ داده در آثار تاریخی ثبت شده است، به هر حال سرلشکر زنگنه هم در تاریخ خود نوشته‌اند کریم‌خان زند برای استقرار امنیت در تمام نقاط از وجود کردان استفاده کرده و تعدادی از عشایر کُرد را به فارس کوچ داد (احمدوند گورونی) نک به کتاب دودمان آریایی پیشین، ص 136 بدیهی است احمدوند و کرانی می‌تواند صورت بیان صحیح مطالب باشد. دکتر صداقت‌کیش هم‌چنان ذیل مبحث دوره‌ي قاجاریه نوشته اند: عشایر زند در دوره‌ي قاجاریه متفرق و پراکنده شدند، برخی از آن‌ها به عشایر باجلان در اطراف خانقین پیوستند، و گروهی تا سال 1347 خ در جنوب شرقی کرمانشاه در ناحیه‌ي درود خرامان {فرامان } زندگی می‌کرده‌اند.
هم‌چنین می‌دانیم که عده‌ای از باجلان‌ها  در بروجرد زندگی می‌کنند و گروهی هم چنان در فارس زندگی می‌کنند، کُردان پارس و کرمان پیشین ص 127- سرلشکر زنگنه عشایر کرد ساکن کردستان را  کُلاً متذکر شده و در ردیف هشتم فهرست استخراجی- احمدوند- در همه وند آمده ص 219 و در ردیف 47 بهتویی (بی‌تونی) ذکر شده که به تعداد یک‌هزارخانوار در شمال غربی کرمانشاه ساکن می‌باشند و دو شعبه هستند میراحمدوند و دم‌صفاوند  ص 221 و اما دکتر صداقت‌کیش در تألیف ارزش‌مند خود کُردان فارس را در سال 1347 خ که برآورد کرده و نگاشته است به نقل از سرلشکر زنگنه می‌نویسد: جلیلی و چگنی شامل سیصدخانوار هستند که در شهرستان سمیرم سکنا دارند که غیر از چگنی بقیه همه جزو (همه‌وند) می‌باشند. کردان پارس و کرمان پیشین ص 130 و در زیرنویس 2  صفحه 127 همین تألیف می‌خوانیم: در از بین بردن حاجی‌ابراهیم کلانتر و فرزندانش توسط فتح‌علی‌شاه  در سال 1215 ه ق از جماعت ایلات کلیایی{ایل کلیایی} از جمله علی‌همت‌خان که بیش‌تر از همه با فرزندان حاجی‌ابراهیم کلانتر ارتباط داشته‌اند و هم‌چنین خان‌باباخان نانکلی را نابینا می‌کند. اما پیرامون موردی که از کتاب خاطرات و اسناد حسین‌قلی‌خان نظام السلطنه در مورد وحدت طوایف مافی و پایروند آمده و متذکر شدیم در کتاب زندگی سیاسی رضاقلی‌خان نظام‌السلطنه مافی هم مجدداً می‌خوانیم: ایل مافی در اصل از ایلات لرستان و مشهور به بایروند{پایروند درست است} بوده که در دوره‌ي صفوی به فارس مهاجرت کرد، با روی کارآمدن زندیه به ایل مافی به علت قرابت نژادی با زندیه با کریم‌خان همکاری کردند، ولی بعدها دو تن از سرداران ایل، علی‌خان و باباخان در منازعات محلی، زکی‌خان زند را به قتل رساندند و متواری شدند، اوایل دوران قاجار ، ایل مافی، که ساکن فارس بود، به اطراف قزوین کوچانده شد، نک به کتاب رضاقلی‌خان نظام‌السلطنه زندگی سیاسی ج اول- منصوره، اتحادیه نظام مافی} 1379- تهران ص 67-
غیر از این مورد؟ در کتاب خود که پیش‌تر به آن پرداخته‌ایم نوشته است:گروهی از زندی‌ها در روستای باغله[باغلِه=باخله=کی پایین‌تر از تاسیسات هوانیروز کرمانشاه ، ساکن می‌باشند که خود را از بازماندگان کریم‌خان زندی دانند، صفحه 82.
عزیزان خواننده اطلاع دارند و در این کنکاش آورده‌ایم که ایل و یا طایفه‌ي مافی در سال 1160 هجری قمری سال کشته‌شدن نادرشاه افشار در، اعداد دیگر ایلات و عشایر و طوایف گرمسیری کرمانشاهان در کشاکش‌های زندیه- قاجاریه و دیگر گروه‌هایی که به طلب سلطنت برخاسته بودند حضور داشته و گلستانه در مجمل‌التواریخ از طایفه و یا ایل مافی با عنوان مافی‌وند نام برده که قشلاق آنان محلی به‌نام (کاوردان) زهاب بوده و در دامنه‌های کوه پراو و کرمانشاه ییلاق داشته‌اند آن هم در همسایگی عشایر پایروند و درواقع هر دو طایفه با نام واحد پایروند در کرمانشاهان شناخته شده و گاه جدا از یک‌دیگر در احصاییه‌های معمول زمان شناسایی شده‌اند، و چنان‌که در کتاب سرلشکر زنگنه آمده است: (ردیف 55- پایره‌وند- هفتصدخانوار بوده که در کوه پراو شمال شرقی کرمانشاه و جنوب غربی دینور  ساکن بوده‌اند). ص 222. پایروندها تا قبل از سال 1300 خ و در زمان حکومت عباس‌میرزا سالار لشکر وضعیتی چنیین در کرمانشاه داشته‌اند که از اسناد فرمان‌فرما می‌خوانیم: «طایفه‌ي پایروند دویست‌سیصدخانوار هستند، نوکردیوانی ندارند، ولی دویست پیاده‌ي تفنگ‌چی دارند و طایفه‌ي رشیدی می‌باشند.» نک به کتاب گزیده‌ای از مجموعه‌اسناد عبدالحسین‌میرزا فرمان‌فرما، 1325- 1340 هجری قمری به کوشش منصوره اتحادیه‌ي (نظام مافی) ص 797. و سرانجام در کتاب مجمل رشوند که وضعیت عشایر ساکن در محدوده‌ي قزوین چون باجلان، مافی، کاکاوند، غیاثوند، جلیلوند و بهتویی و غیر آن آمده است می‌خوانیم: «ص 80- س 11- طایفه‌ي مافی در سفرنامه‌ي میرزاابراهیم «ص 176» وضعیت طایفه‌ي مافی ساکن قزوین و توابع چنین توصیف شده است: یک‌هزاروبیست خانوارند، سرکرده‌ي ایشان محمدرضاخان و خسروخان و نصرالله و سلیمان‌خان و هاشم‌خان می‌باشند، نوکر سواره‌ي مافی پانصدنفر است، دویست‌خانوار از ایل مافی سمت شرقی قزوین نزدیک به شهر چادر نشینند، زبان ایشان کردی است. باید توجه داشت اکنون این طایفه پراکنده و در رودبار الموت زندگی می‌کنند. ص 80س 12. محمدحسین‌خان یا حسین‌خان مافی سرکرده‌ي طایفه‌ي مافی که ظاهراً در سال 1267 ه ق از سرکردگی  برکنار و پسرش به‌جای او عهده‌دار سرپرستی طایفه‌ي مافی قزوین شده است. ص 224. و اما در مورد بهتویی هم‌چنان در کتاب مجمل رشوند آمده است ص 80 س 16. بهتویی: میرزاابراهیم، طایفه‌ي بهتویی را از ایلات قزوین برشمرده می‌نویسد: بهتویی دویست‌ خانوارند، سرکرده‌ي ایشان  بهزادخان و  مواجبش یک‌صدتومان است، نوکر سواره، یک‌صدنفر است، قلیلی در شهر قزوین ساکنند و الباقی در دهات چهار اطراف قزوین ساکن می‌باشند، کاسبی کشت و زرع و داد و ستد می‌نمایند. گلیم، قالی، جاجیم و سایر چیزها نیز می‌بافند و گوسفند کمی دارند و مالیات نمی‌دهند«سفرنامه 176» محمدعلی گلریز می‌نویسد: عده‌ای از این طایفه در قریه‌ي مِرک به کسرمیم رودبار سکونت دارند، عده‌ي آن‌ها در حدود 20 الی 30 خانوار است، قسمت‌هایی نیز در دهات خرقان و زهرا و دشتبی پراکنده‌اند، رئیس مرحوم آن‌ها مرحوم اسدخان بهتویی بود که سال‌هاست فوت کرده و اکنون رئیس ندارند و ییلاق و قشلاق نمی‌کنند و کلیه‌ي جمعیت این طایفه به یک‌صدوپنجاه نفر می‌رسد، مینو درج 1 چ 2 ص 899- مطابق گزارش فرهنگ جغرافیایی ارتش، تعداد 153 نفر از طایفه‌ي بهتویی در قریه‌ي مرک رودبار زندگی می‌کنند «ج 1، 1328، ش 207»
خوب است این مطلب را در باب بهتویی‌های قزوین و رودبار اضافه کنم که  این طایفه از جمله طوایفی هستند که تا آخرین لحظه به همراه لطف علی‌خان زند باقی ماندند و پس از شکست و دستگیری او به همراه اهل و عیال خان زند و مابقی طوایف کرد متحد زند به دستور آقامحمدخان قاجار به شمال تبعید گردیدند و پس از ماجراها در قزوین مستقر شدند- بهزادخان بهتویی نام او به‌عنوان سرکرده طایفه‌ي بهتویی در سفرنامه‌ي استرآباد- میرزاابراهیم ص 176 دیده می‌شود. صص 237- 238 و لذا براساس آن‌چه در کتاب مذکور آمده است، طوایفی که همراه محمدخان زند در سال 1167 ه قمری به فارس و شیراز رهسپار شده‌اند، بخشی از آنان در بازگشت در حاشیه‌ي قزوین و شهر قزوین رحل اقامت افکنده‌اند. همان
2-محمدی، آیت، سیری در تاریخ سیاسی کرد، انتشارات پرسمان ، ج اول 1382، تهران، صص 202- 203
پایان

 

 

 

5 نظرها

  • پیوند نظر  نیکزاد مافی نیکزاد مافی شنبه, 16 تیر 1397 ساعت 15:04

    جانم فدای آب و خاک و مال و ناموس ایران زمین من ذره ای از قدرت شجاعت دلیری ایل باارزش مافی ساکن کرمانشاه بخش دینور هستم
    همه جای ایران سرای من است کورد ک باشی آزادی شعار توست مردانگی وعزت نشان توست ❤

  • پیوند نظر  نیکزاد مافی نیکزاد مافی شنبه, 16 تیر 1397 ساعت 14:56

    جانم فدای ایران کورد بودنم (مافی)بودنم افتخاریست نسیب من حقیر شده باتشکر از اطلاعات مفید و با ارزشتون در خصوص ایل های کورد❤

  • پیوند نظر  بیژن یزدانی بیژن یزدانی سه شنبه, 01 اسفند 1396 ساعت 13:39

    سلام و خداقوت
    درباره سرگذشت ایل مافی بعداز ورود به کرمانشاه و نحوه استقرار آنان هم بیشتر توضیح بدهید.
    ممنون

  • پیوند نظر  مرادی مرادی یکشنبه, 30 مهر 1396 ساعت 22:58

    سلام . ما از بهتویی های مقیم قزوین هستیم . خان قاجار برای جلوگیری از اتحاد دوباره ایل بهتویی . هر خانواده از ایل بهتویی را به منطقه ایی جداگانه در قزوین تبعید نموده . مسءولیت جلوگیری از حرکات انها را به مردم آن منطقه واگذار کرده . به هم دلیل بهتویی های مقیم قزوین برخی به ترکی برخی به تاتی و برخی به فارسی و عده ای هم به لکی تکلم می کنند .

  • پیوند نظر  دانیال اکبری گلدسته دانیال اکبری گلدسته جمعه, 13 اسفند 1395 ساعت 17:49

    سلام.لطفن در مورد ایل پایروند بیشتر بگین.با تشکر

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004