شما اینجا هستید: خانهلرستان پژوهی«بهار» در موسیقی لرستان

«بهار» در موسیقی لرستان مطلب ویژه

دوشنبه, 25 اسفند 1393 ساعت 09:44 شناسه خبر: 1255 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

هَم هَمیل رَت هَم مَمیل، دادا بی‌کَس بی
چـــومَتــش دِ بُنِ چَه ها مـــی‌کِنَه دی
1- در بسیاری از مقام‌ها و نغمه‌های موسیقی لری ابیاتی با استفاده از واژه‌ي بهار به‌چشم می‌خورد. گرچه این سروده‌ها در وصف بهار نیست، اما تازگی، طراوت و رنگارنگی این فصل سبب گشته شاعران، ترانه‌سرایان و نوازندگان موسیقی این واژه را بهانه‌ای سازند برای توصیف معشوق خویش. آرزوهای عاشقان صادق این سرزمین گاه در طلب معشوقی است که نقاب بر چهره افکنده و جفا می‌کند و عاشق را از دیدار خود محروم می‌سازد، «خداخدام بی وهار بووینم ـ بافَه‌بافَه گُل ژَه نوو بِچینِم». این بیت که در ترانه‌ي «مریم، مریم» در آواز بیات اصفهان و هم‌چنین ترانه‌ي «هَمهَ لیل» در دستگاه ماهور آورده شده بیانگر حسرتی جان‌سوز بر دل و جان عاشق است که در تمنای یار بهار را به انتظار نشسته است. «وهار دَمییَه بور ئو دیارم ـ دووس عَزیزَکِ سنگین سِتارم» عاشق در این‌جا شوری بهارگونه را از معشوق طلب می‌کند و در ادامه با حسرتی دوباره، وصالی را آرزو می‌کند که حاصلش شروع یک زندگی است، «خدا بینِت دِی دو گُل ژَه وهار ـ اول اسب و زین دوئم ژَن و مال».


این ابیات مانند اغلب ابیات کهن در بسیاری از مقام‌ها و نغمه‌‎های موسیقی لُری تکرار شده‌اند. واژه‌ي بهار در این بیت از ترانه و مقام «کاسمسا»، «کاشکی مدوم بهار بووهَ ـ همیشه مال وِ بار بووهَ» آورده شده است. این ترانه که دارای ریتم شش هشتم و در دستگاه ماهور است هرچند در نکوداشت رسمی کهن در سرزمین لرستان ساخته و پرداخته شده است اما در آن نگاه عاشق هم‌چنان دیدار یار در فصل بهار و این‌بار به بهانه‌ي کوچ به سمت سرزمین‌های سرسبز و خرم را به انتظار می‌نشیند تا به‌هنگام شادی و با ترانه‌ی «هِه رَن، هِه رَن» معشوق خویش را مژده دهد که «خَوَر خوشی هَت وهار دَمیایَه ـ باخ وَر مالَکَت اِ گُل چَه‌میایَه». این امید بشارت‌دهنده‌ی فصلی است تا شاید در موسم آن، یار سبزگون هجران را پایان دهد و ندای تمنای عاشق را که در ترانه‌ي «شیرینه‌سوزه» بانگ سر می‌دهد «هی سوزه‌سوزه، سوزه‌نازارم ـ وهار هاتیه بوور ئو دیارم» بشنود و عزم سوی عاشقِ بی‌قرار کند. همان عاشقانِ راستین این سرزمین که به گاهِ خوشی در وصف معشوق خویش و یا  با اندک جفایی و دیدن بی‌وفایی از سوی او ترانه‌ها سروده‌اند، به‌هنگام پیش‌آمد اتفاقی نامبارک، اندوه تلخ خویش را در قالب ترانه‌ای مانند «بُز میری» فریاد کرده‌اند؛ «وا بهار رَتم بوری گاوو داشتیم ـ سربالا اومایم چرمشون وِرداشتیم». این ترانه که مربوط به تلف‌شدن بسیاری از گله و احشام عشایر کوچ‌رو در سال‌های دهه‌ی 1330 است از آغازی خوش در فصل بهار سخن می‌گوید و البته پایانی توأم با حسرت که سرانجام زندگی را به‌کام مردمان این سرزمین تلخ می‌کند.
2- اغلب ابیات یا ترانه‌ها و مقام‌های در موسیقی کهن لرستان که واژه‌ي بهار در آن‌ها به‌کار رفته است، وصف بهار یا مختص نوروز و آغاز سال نو نیستند. این سروده‌ها همان‌گونه که از مفهوم‌شان پیدا است، موسم بهار و تازگی و طراوت آن‌را بهانه‌ای ساخته‌اند برای مدح معشوقی که شاید در دل عاشق شوری بهارگونه برانگیزد. در لرستان و در ایام نوروز و به‌طور اخص در روز سیزدهم فروردین(سیزَودَر) نغمه‌ی سرنا و دهل و کمانچه در میان هلهله و حرکت رنگ‌رنگ دستمال‌های حریر با آوای مردان و زنان لُر همراه می‌شود تا روزهای آغازین فصل بهار با رقص‌ها و ترانه‌های محلی به‌شادی و طرب طی شود. جدای از این عادت دیرینه، همواره فقدان ترانه‌هایی در توصیف و گرامی‌داشت بهار در موسیقی لرستان احساس می‌شده است. سال‌ها گذشت تا هنرمندان عرصه‌ي شعر و موسیقی آثاری درخور بهار پدید آورند. هرچند در حوزه‌ي ادبیات (شعر) آثار ارزشمند و فاخری هم‌چون «کَله‌باد» توسط «ملامنوچهر کولیوند» سروده شده است اما در حوزه‌ي موسیقی می‌باید سال‌ها می‌گذشت تا در دوران معاصر زنده‌یاد «استادعلی‌رضا حسین‌خانی» ترانه‌ی مشهوری به‌نام «شو عید» خلق کند که گرچه نگاهی طنزگونه به نوروز و احوالات شب عید دارد اما همین ترانه با نگاه انتقادی، اجتماعی‌اش نمونه‌ا‌ی قابل اعتنا در گونه‌ی موسیقی و هنر اجتماعی، مردمی است. زنده‌یاد «علی‌رضا» از تبار نوازندگان و آهنگ‌سازانی است که به‌رسم کهن موسیقی‌دانان هم نوازنده بوده‌اند و هم ترانه‌سرا، او که از جمله هنرمندان مؤلف در تاریخ موسیقی لرستان است ضمن درک و استفاده‌ي مناسب از کارکرد و تأثیر موسیقی بر پیکره‌ی اجتماع مبادرت به خلق اثری جاودانه می‌کند که هنوز و پس‌از سال‌ها شنیدنی و روح‌نواز است.
این ترانه که با مطلع «شو عید اوما تکلیف مه چینَه ـ ای خدا چی بَکم د دَس ای زینَه» آغاز می‌شود یکی از بهترین نمونه‌های کارکرد اجتماعیِ هنری است که متأثر از جامعه، موجب پدیدآمدن اثری می‌شود که ضمن دارابودن شاخصه‌هایی قابل اعتنا از هنرِ متعهد و فاخر از نظر فرم(در این‌جا ملودی) و محتوا(شعر یا ترانه) نیز اثری ممتاز به‌شمار می‌رود. به‌نوعی رابطه‌ی دوسویه‌ي هنر و اجتماع در این اثر شکل گرفته که توانسته است به‌خوبی بیان‌گر و توصیف‌گر احوالات دردمندانه‌ي اقشار آسیب‌پذیر و فقیر جامعه باشد که با حسرتی جان‌کاه، نظاره‌گر پیش‌آمد شرایطی هستند که بر مراد آنان نیست. این ترانه‌ي موسیقایی بی‌تردید یکی از بهترین نمونه‌های مرجع در هنر به‌عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی است. زنده‌یاد حسین‌خانی ترانه‌ای دیگر نیز با موضوع بهار دارد با این مطلع «عيد اوما بهار اوما بيا ريم وه صَرا ـ دسه ته به وه دسم تا ريم وه شَوا» که شاید از لحاظ تکنیک‌ها و قدرت و استحکام شعری در مرتبه‌ی قابل ذکری نباشد اما همین تلاش‌ها نشانه‌ی دغدغه‌ي این هنرمند فقید برای پاس‌داشت بهار و آیین ارزشمند نوروز است.
سال‌ها بعد هنرمندانی هم‌چون «ایرج رحمان‌پور»، «فرج علی‌پور» و «علی‌اکبر شکارچی» آثار ارزشمند دیگری با موضوع بهار و در حوزه‌ي موسیقی لُری خلق کردند که هر کدام از آن‌ها اتفاقی نو در حوزه‌ی موسیقی لُری بودند. در سال‌های دهه‌ی1360 اثری ماندگار با عنوان «داغ شقایق» منتشر شد که در آن دو قطعه‌ی «بانو بِهار» و «بهاریه» بر اساس آثار ایرج رحمان‌پور و با تنظیم فریدون شهبازیان و خوانندگی فرج علی‌پور آورده شده بود. تصویرسازی بی‌کم‌وکاست رحمان‌پور با استفاده از واژگان اصیل لُری و استفاده از باورها و سنت‌های خاص لرستان با موضوع بهار فضا و حال و هوایی خاص را پدید آورده بود که هنوز و پس‌از سال‌ها شنیدنی‌ است. رحمان‌پور در تصنیف «بانو بهار» با مطلع «نِشسَه بانو بِهار تَمدارِ رِفتِش وِ دار ـ گُنَل دِ ئور بی‌شِمار تختِ فَرشش بی‌قِرار» برای توصیف نوروز و آغاز بهار، بهار را بانویی تصویر کرده بود که در پای دارِ رنگارنگ قالی چشم ‌به‌راه بازگشت سبز سواری نشسته تا نویددهنده‌ی نوروز باشد.
در ادامه‌ي این اثر ضمن تصویرگری‌های بدیع مانند برداشتن کلاه برفی کوهسار از سر، به احترام بهار، آمدن غرورآمیزِ سوارِ سبزپوش و هلهله‌کشیدن دختری در میان پرچین، مفروش‌شدن دشت و طبیعت با دست‌بافته‌ی بانوی بهار را موجب رهاشدن طبیعت از دست «هَمیل» و «مَمیل» (فرزندان ننه‌سرما بر اساس باور مردم لرستان) می‌داند. این تصویرگری هوشمندانه و نو در قطعه‌ی دیگری از همین اثر و این‌بار با کمک و استفاده از مکان‌های طبیعی لرستان مانند «گرین»، «هشتادپهلو»، «سپیدکوه»، «اُشتران‌کوه»، «هَرور»، «گهر» و «کبیرکوه»که زیبایی‌شان به هنگام بهار مثال‌زدنی است، تجسم عینی فرارسیدن خورشید رخشانِ بهار از پشت کوه «گرین» و هدیه‌ي جام زرین به همگان است. رحمان‌پور در جایی دیگر سفیدکوه را جوانی با جامه‌ای نو توصیف می‌کند که شوق‌مندانه می‌خواهد زندگی را معنایی دیگر از سر زندگی و طراوت ببخشد. او به زیبایی هرچه تمام ادامه می‌دهد؛ «در میان درخشندگی برگ‌های تازه و سبزرنگ بلوط، «هشتادپهلو» میزبان ایلی است که در گوشه‌وکنار  دشت و دمن‌دار مشک برپا کرده‌اند. در این میان چند فرسنگ آن‌طرف‌تر در جایی دیگر(کبیرکوه ـ کوئر) زنی دردمند و نازا از امام‌زاده‌ای طلب مراد می‌کند».
ایرج رحمان‌پور در اثری دیگر با عنوان «بهار باد» با تنظیم درخشان استادعلی‌اکبر شکارچی منظومه‌ی ملامنوچهر کولیوند، «کَلَه‌باد» را که توصیف فاخر دیگری از بهار در حوزه‌ي شعر و موسیقی است. این قطعه که با مطلع «هانای کَلَه باد باد بِهاران ـ ولیعهدِ وَشت وکیل واران» آغاز می‌شود شاعر باد بهار را مخاطب خویش قرار می‌دهد و دردمندانه از او می‌‎خواهد سختی‌های زمستان را پایان دهد و طبیعت به یغما رفته توسط سرما را طراوتی نو ببخشد. این اثر جدای از کلام محکم و آهنگینی که دارد دارای یک مقدمه‌ي موسیقایی ارزشمند است که علی‌اکبر شکارچی با هوشمندی کامل و بر اساس پیام شعر با ارکستری خوش‌آوا آن‌را تنظیم کرده است.

*شعر از ایرج رحمان‌پور
**نوازنده‌ي سه‌تار و پژوهش‌گر موسیقی

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  م-رضی پور م-رضی پور یکشنبه, 23 فروردين 1394 ساعت 17:37

    بسیار عالی.

    مقاله اتان حس نوستالژی را ،آنهم در غربت، در آدم زنده می کند.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004