شما اینجا هستید: خانهلرستان پژوهیحاکمیت یک‌هزار ساله ایلات و عشایر بر کشور ایران(1)

حاکمیت یک‌هزار ساله ایلات و عشایر بر کشور ایران(1)

چهارشنبه, 27 آبان 1394 ساعت 17:18 شناسه خبر: 1768 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اردشير كشاورز: بررسی این مقوله مستند است بر بیان اعمال حاکمیت یک‌هزار ساله‌ی ایلات و عشایر در بافت‌های جمعیتی گوناگون و منحصر است بر تقابل قدرت حاکمیت چرخه‌ی عشایری بین سلطان سوار بر اسب «ترکمان» و وزیر پیاده‌ی «ایرانی» در ایران.

برای بررسی ساختار سیستم‌های حکومتی شاهان از این قماش و با نهاد عشایری، باید به نقش وجود ایل‌سالاری در ادوار مختلف تاریخ بپردازیم.
این پدیده را با توجه به عبور مجرای حاکمیت ایل‌سالاران به سمت دیوان‌سالاری در ایران آن روزگاران، راه‌بردی رو به جلو دانسته‌اند در حالی که ایلات و عشایر بسیاری که عمدتاً غیر ایرانی، غُز، اُغز، ترکمان و غیر این‌ها بوده، سلسله‌های شاهی مختلفی را با ترکیبی از طیف‌های عشیره‌ای و ایلی اقوام گوناگون، جمعیت‌ها و گروه‌های عدیده سامان بخشیده‌اند.
از این روی ریشه‌یابی امر می‌نمایاند در ادوار حاکمیت شاهان اشکانی و سپس ساسانی، اقوام و طوایف صحرانشین، چوب‌دار و بیابان‌گرد آسیای میانه و یا مرکزی که عمدتاً در محدوده‌ی خراسان بزرگ در ماوراء‌النهر به تعلیف احشام خود اشتغال داشته، در پی یابش منابع علف چرا و مراتع و آب کافی و فراوان قصد می‌کردند به داخل فلات ایران نفوذ نمایند و چون معمولاً با جلوگیری و اقدام مردمان یک‌جانشین مواجه می‌شدند، ناگزیر به مواضع اولیه‌ی خود بازپس می‌نشستند، زیرا وحدت مذهبی-سیاسی ساسانیان موانع بزرگی را بر سر راه پیش‌رویِ طوایف صحرانشین چوب‌دار ایجاد کرده بود.
با تهاجم عرب به ایران، فروپاشی دولت ساسانی، موانع موجود بر سر راه اقوام صحرانشین تُرکِ آسیای‌میانه‌ مرتفع و درنتیجه اقوام و جمعیت‌های گوناگون قومی صحرانشین از دهلیزها یا کریدورهای کوتاه خراسان بزرگ به طرف سرزمین ایران سرازیر شده، تحولاتی اساسی و تاریخی را در تاریخ ایران پس از اسلام پدید آورده و با مغلوب ساختن مردم یک‌جانشین نسبت به ایجاد حکومت‌هایی چند اقدام کردند. ماهیت حکومت‌های پدیدآمده، چون از سنت‌های حاکمیتی پیشین ایرانی، بیگانه بود و از طرفی ایلات ترک مهاجم آسیای مرکزی بدون مشارکت اقوام یک‌جانشین ایرانی قادر به اداره‌ی سرزمین‌های فتح شده‌ی خود نبودند، هم‌گام با نفوذ و پیش‌روی خود، تأثیرات اجتماعی و اقتصادی عمیق و گسترده‌ای را در فلات ایران به‌وجود آوردند.
این تأثیرات را می‌توان در ساختار حاکمیت سلسله‌های غیرایرانی چون قزاختاییان ، غزنویان، غُزان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان، ایل‌خانان مغول، تیموریان و امیران سلسله‌های محلی آق-قویونلو و قراقویونلوی تُرک و اتابکان  حاکم بر مناطقی از کشور مشاهده کرد.
آثار مرتبط بر ارکان اجتماعی ایران که در طول چندین قرن حاکمیت و تفوق نظامی اقوام و ایلات صحرانشین مهاجر تُرک بر شاکله‌ی حاکمیت سیاسی تأثیر نهاد، در بُعد برتری نظامی آن شاکله، تأثیرات تخریبی و زیان‌بار بسیاری را برای مردم ایران به‌همراه داشت، چرا که برخورد دو عنصر زندگی صحرانشین با مظاهر و حیات مادی و معنوی اقوام ایرانی، دوگانگی نوینی از حاکمیت سیاسی را در ایران به‌وجود آورد و چون شیوه‌ی زندگی صحرانشینی اقوام مهاجر ترک با سنت‌های حکومت شاهنشاهی گذشته‌ی ایران در تضاد بود، لذا تشکیل حاکمیت نوین، جنبه‌هایی از زندگی ایلیاتی و سنت‌های اقوام ایرانی را شکل بخشید.
ترکان مهاجر به پشتیبانی سازمان و اقتدار جنگی، استعداد جمعیت و یاسای ایلی خود و هم‌چنین ماهیت فساد و ضعف ساختاری سیستم حاکمیتی خلفای عباسی به زودی تسلط و سیطره‌ی خود را بر سراسر فلات ایران گستردند و در کوتاه‌مدت توانستند خلفای‌عباسی را نیز مطیع و دست‌نشانده‌ی خود سازند و اما در کل در برابر اقتدار حکومتی خود باز هم کم دوام می‌نمودند.
در رهگذر حاکمیت ترکان صحرانشین که قدرت لازم در وجود سلطان ایل‌سالار و وزارت وزیر ایرانی پدیدار گردید، شیوه‌ی حکومت مبتنی بر هم‌کاری و یاوری سلطانِ تُرک و وزیران ایرانی، چنان بود که تخصص، تدبر و کاردانی وزیر ایرانی، امور پیچیده و مشکل حکومت ایلیاتی را سامان می‌بخشید.
تخصص و برتری اندیشه‌ای و فکری وزیر ایرانی که بر موقعیت اقتصادی و اداری ایلات صحرانشین تأثیر شگرف بر جای نهاده بود، سلطان تُرک را از این پدیده بیم‌ناک می‌ساخت و از این روی وحدت مشروط روش کاری سلطان ترک و وزیر ایرانی متدرجاً و بارها در معرض فروپاشی قرار گرفت.
دکتر یعقوب آژند معتقد است تُرکان مهاجم با ورود به ایران و ایجاد حکومت‌های متعدد در ایران سنت‌های ایرانی را اقتباس و آن سنت‌ها را در سرزمین‌های دیگر نیز پراکندند و این دومین دگرگونی بود که ورود آن‌ها پدیدآورد.
گفتیم که با ورود ترکان به سرزمین ایران، نخستین دگرگونی‌های ایجاد شده توسط آنان، در بافت‌های جمعیتی صورت گرفت و لذا پراکنش سنت‌های ایرانی نیز دومین دگرگونی آنان محسوب می‌شود، ترکان مهاجم با فتح هر سرزمینی، فرهنگ و عقیده و اندیشه‌ي ایرانی و حتا زبان فارسی را نیز به آن‌جا وارد می‌کردند. از این روی می‌شود بر این پندار بود که در حقیقت امپراتوری وسیع سلجوقیان بر وسعت فرهنگ ایرانی افزوده و آن را تا نواحی دور دست آناتولی گسترش داد.
از سوی دیگر، زبان ترکی نیز در بین اقوام ایرانی مؤثر افتاد و افزون‌ بر واژگان ترکی به زبان فارسی، بخشی از اقوام این سرزمین را نیز با گذشت چندین سده، ترک‌زبان کرد و این را شاید بتوان سومین دگرگونی حاصله از ورود ترکان به ایران دانست.
روش اداره‌ي حکومت ترکان مهاجم با ترکیب سیطره‌ی سلطان ترک و وزیر ایرانی که گاهی در تقابل قدرت با یک‌دیگر حاکمیت در معرض اضمحلال و فروپاشی قرار گرفت، آن‌چه موجب ایجاد بحران در قطب حاکمیت در سطح بالا می‌شد، همان تداخل مسئولیت ما بین دو قطب حاکمیت سیاسی ایل‌سالاری بود که گفتیم بحران‌آفرین بود و در هر حال حاکمیت این نهادهای عشایری ایران مدار با چتری رؤیایی و عوام‌فریبانه از جانب خلفای عباسی در ایران پس از اسلام ترکیبی شد از سلطان سوار بر اسب ایلیاتی تُرک و وزیر ایرانی پیاده. از این روی در ادوار حاکمیت سلجوقیان و مغولان در فلات ایران، وجود وزیران ایرانی هم‌چون خواجه‌نظام‌الملک‌ طوسی و خواجه‌رشیدالدین‌ فضل‌الله همدانی، موجب تدوین و تنظیم شیوه‌هایی جهت پیش‌برد امور در حیطه‌ی ارکان دولتی و دیوانی گردید و نقش فعال آنان بود که منشا انجام خدمات بزرگ و برجسته‌ای گردید.         ادامه دارد...

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز