شما اینجا هستید: خانهلرستان پژوهیسلاح‌های برنزی و آهنی لرستان

سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان

شنبه, 10 بهمن 1394 ساعت 17:48 شناسه خبر: 1880 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

نوشته‌ي منوچهر مشتاق خراسانی/ ترجمه: ساسان عسکری‌عالم

 مقدمه: سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان

استان 30 هزار کیلومتر مربعی لرستان در غرب ایران و در میان رشته کوه‌های زاگرس واقع شده‌است. حتا امروزه، عشایر محلی ساکن لرستان پیشینه و الگوه‌های برجا مانده‌ي اجدادشان از دوره‌های باستانی را حفظ کرده‌اند. در چند کاوش علمی که در ناحیه‌ي لرستان انجام شد، شواهدی از آثاری خاص در لرستان به‌دست آمد که نشان از زندگی انسان در دوران پارینه سنگی به بعد داشت.

در ایران باستان وجود معادن غنی همراه با دانش اکتشاف و نوآوری در تولید مصنوعات توسط صنعت‌گران هنرمند و خلاق، موجب رشد هنر فلزکاری را به عنوان یک هنر و مهارت همراه جوامع اولیه در ایران باستان فراهم آورده‌بود. هنر لرستان به آسانی می‌تواند توصیف‌گری باشد در رسای هنرمندی مردمانی که در لرستان می‌زیسته‌اند اینان کوچ نشینان گله‌دار و سوارانی بوده‌اند که با تکیه بر تولید صنایع‌دستی کوچک و اشیا قابل‌ حمل سبک که از تولیدات آن‌ها می‌توان بسیاری از خنجرها، شمشیرها و دیگر سلاح‌های برنزی را نام برد. در طول تاریخ باستان، لرستان هرگز از یک نژاد واحد و یا به یک حکومت مستقل سیاسی مبدل نشد، چرا که لرستان متشکل از اقوام و نژادهای گوناگون در طول تاریخ بوده‌است. در کنار عیلامیان، قبایل دیگری در لرستان ساکن بودند که شامل هوریان، لولوبیان، کوتیان و کاسیت‌ها مي‌شده‌است. از آن‌جا که قبایل محلی لرستان عامی بوده‌اند، اطلاعات در مورد تاریخ‌شان را تنها می‌توان از ادبیات همسایگان جنوبی‌شان نظیر عیلامیان و بابلیان کسب کرد. آهن‌گران لرستان برای هر دو تمدن سلاح ساخته‌اند. این ناحیه بعدها مورد هجوم آشوریان واقع شد و در نهایت ایرانیان بر منطقه‌ سلطه یافتند و با قبایل محلی متحّد شدند. در سال 1928 میلادی به دنبال کشفی اتفاقی توسط ساکنان محلی در لرستان، چند حفاری غیرمجاز صورت گرفت که در آن‌ها تعدادی اشیا برنزی و آهنی که هنرمندی و مهارتی ویژه در ساخت آن‌ها به کار رفته بود، کشف شد. این وسایل برای آن‌که در حراجی‌های بازارهای غیر قانونی هنری به فروش بروند با نام‌های دیگر برای پنهان کردن ناحیه‌‌‌ي کشف آن‌ها عرضه شدند. کاوش‌ها و حفاری‌های علمی پس از چند دهه از تاریخ کشف اولیه آن‌ها موجب یافتن اطلاعاتی شگفت‌انگیز در مورد فرهنگ لرستان شد. هنر فلزکاری در لرستان گستره‌ای از یک بازه‌ي زمانی از هزاره‌ي سوم پیش از میلاد مسیح تا عصر آهن را شامل می‌شود. آثار مکشوفه در لرستان، چنان‌که نشان می‌دهند دارای بسیاری از ویژگی‌های خاص و متمایز هستند، به ویژه در طراحی ظاهری در درجه‌ی بالايي از زیبایی هستند، تنوع بسیار زیاد در شکل و ظاهر و ریزه‌کاری‌هایی که مشخصه‌ي خاص آن‌هاست را نشان می‌دهد. اشیا مفرغی کشف شده در لرستان را می‌توان در پنج دسته بندی جداگانه طبقه‌بندی کرد: « الف: سلاح‌ها و زره‌پوش‌ها از جمله شمشیرها، دشنه‌ها، خنجرها، تبرها، سرگرزها و نیزه‌ها، سپرها، پلاک‌ها، تیردان‌ها، کمربندهای حفاظتی برنزی و کلاه‌ها. ب: اسباب مربوط به سوارکاری از جمله اشیا تزیینی و یا زینتی برای اسب و هم‌چنین لگام و میخ طویله. ج: اقلام زیورآلات شخصی و بهداشتی شامل خلخال‌ها، النگوها، دست‌بندها، حلقه‌های انگشت، گوشواره‌ها و قیچی‌ها د: اشیا مربوط به جشن‌ها و آیین‌های مذهبی از جمله طلسم‌ها، بت‌ها، سنجاق‌ها،مجسمه‌های انسان نما[1] و جانورنما[2] و در نهایت. ه: اشیايي سودمند شامل ظروف و ابزارهای گوناگون، که شامل فنجان‌ها، کاسه‌ها و کوزه‌ها می‌شوند.» نگاه ویژه این مقاله محدود به بحث در مورد سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان است. تکنیک‌های به کار گرفته‌شده برای ساخت سلاح‌های برنزی در لرستان شامل، ریخته‌گری با قالب باز، ریخته‌گری با قالب بسته و ریخته‌گری با موم گم شده‌است. برای ورقه‌های فلزی استفاده شده در تیردان‌ها و کمربندهای حفاظتی برنزی روش چکش‌کاری استفاده شده‌است. سلاح‌های لبه‌دار ساخت لرستان می‌توانند در چند دسته قرار بگیرند: «الف: خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای زبانه‌دار. ب: خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای لبه‌دار. ج: خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای غلاف‌دار.» در کنار برنز، آهن نیز برای ساخت سلاح استفاده می‌شده است و می‌توان از سلاح‌های ویژه این منطقه به شمشیرهای غلاف‌دار آهنی  اشاره کرد.

موقعیت و منطقه جغرافیایی لرستان

لرستان استانی واقع شده در غرب ایران است و گستره‌ي منطقه‌ي جغرافیایی آن در حدود 30 هزار کیلومتر مربع است. ناحیه لرستان شامل دره‌های عمیقی از رشته‌کوه‌های زاگرس است که مرزهای شمالی آن به نهاوند، در شمال‌غربی به کرمانشاه، در غرب به رودخانه سیمره، از جنوب و جنوب‌غربی به خوزستان (عیلام باستان)، از شرق رودخانه دز لرستان را از ناحیه بختیاری جدا می‌کند و کوه‌های مشرف به ملایر و بروجرد در شمال‌شرقی لرستان قرار دارند. رشته کوه‌های زاگرس از یک تعداد دامنه‌های کوچک موازی که در کنار یکدیگر از شمال‌غربی به جنوب‌شرقی کشیده شده‌اند، تشکیل شده‌است. کووِر[3] پر ابهت میان لرستان و بین‌النهرین به سمت جنوب واقع شده‌است و لرستان را به دو بخش تقسیم کرده‌است، پیش‌کوه (که درست در شرق کوور واقع شده‌است) و پشت‌کوه. توپوگرافی لرستان یک‌دست است و این ناحیه دارای یکتایی جغرافیایی از منظر وجود دشت‌های باز متقاطع و بلندی‌های بی‌درخت در رشته کوه‌های زاگرس است. در روزگار باستان لرستان پرتراکم‌،تر، به حیث جنگل و کشاورزی، از امروز بود و در جای جای منطقه، کشاورزی می‌شد. به هر صورت، خاک زمین‌های قابل کشت، برای کشاورزی طولانی مدت مناسب نبود.

تا به امروز، عشایر محلی به سکونت در لرستان ادامه داده‌اند و الگوهای سکونتی‌شان نشان‌دهنده شباهت بسیار زیاد زندگی آن‌ها  با اجدادشان است که این احتمال را به وجود می‌آورد که این مردمان ریشه در دوران باستان داشته‌باشند. عشایر محلی امروزه از دو ناحیه برای ییلاق و قشلاق استفاده می‌کنند. این نواحی گرم‌سیر، که منطقه‌ای معتدل، با چراگاه‌های خنک کم ارتفاع در غرب و سردسیر که محل کوچ تابستانه است را شامل می‌شود. در نتیجه یک شباهت الگوی مهاجرت فصلی که توسط ساکنان لرستان در دوران باستان پی گرفته می‌شده‌استامروزه ادامه‌دار است، در لرستان دو الگوی سکونتی باستانی وجود دارد. سکونت‌گاه‌هایی در مناطق سرد، نواحی بلند شرق لرستان که این نواحی نسبتاً کم تعداد هستند. این نواحی احتمالاً روستاها یا محل‌های برپایی چادرها بوده‌اند که از آن‌ها به عنوان پایگاه‌های کوچک موقتی که در نتیجه‌ي مهاجرت فصلی به وجود می‌آمده‌اند، استفاده می‌شده‌است. در مقابل، سکونت‌گاه‌هایی در مناطق گرم‌تر وجود دارند، دشت‌های کم ارتفاع غربی لرستان هم وسیع‌تر بوده‌اند و هم بیش‌تر برای سکونت دائمی از آن‌ها استفاده می‌شده‌است. این احتمال وجود دارد که کارگاه‌های اولیه‌ي فلز درون این سکونت‌گاه‌های وسیع‌تر قرار داشته‌اند، در طول عصر برنز و آهن، مصنوعات فلزی به دقت مورد بررسی و بازبینی و نظارت مرکزی بودند. با توجه به الگوهای مهاجرت زندگی در لرستان، محصولات فلزی ممکن است به طور منظم به مناطق شرقی منتقل شده باشند. لازم به ذکر است که اکثر مصنوعات فلزی در عصر برنز و آهن، به خصوص آن مصنوعاتی که بسیار ماهرانه تولید می‌شده‌اند برای اقلیتی کوچک از طبقه حاکم ساخته می‌شده‌اند. چنین به نظر می‌رسد که نخبگان ثروتمند فرمان‌روا شامل سواران جنگ‌جو هم بوده‌اند، کسانی که همراه با سلاح‌ها و زیورآلات‌شان به خاک سپرده شده‌اند.

روش زندگی و هنر در لرستان

هنر لرستان می‌تواند هنر کوچ‌نشینان گله‌دار و سوارکار باشد. از طرفی کوچ‌گری حساب اهمیت تمرکز بر روی تولید و طراحی صنایع‌دستی کوچک و اشیا قابل‌حمل سبک هم‌چون سلاح‌ها، افسارها، یراق‌ها و سایر وسایل را دارد که همگی آن‌ها با ریزه‌کاری ویژه‌ای تزیین می‌شدند. ساخت این اشیا به 2500 سال پیش از میلاد مسیح تا 650 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد. مردان و زنان بسیاری همراه با مصنوعاتی گوناگون از این دست دفن می‌شده‌اند، در مدفن مردان وسایلی برنزی نظیر خنجرها، شمشیرها و دیگر سلاح‌ها را می‌توان یافت. به طور قطع این فرض مسلم نیست که کل هنر لرستان به یک مسئله کوچ‌نشینی وابسته باشد، به‌ طوری‌که  این نظر از سوی بسیاری از پژوهش‌گران مطرح می‌شد،در لرستان مستندات باستانی هست که از تلاقی زندگی عشایری و زندگی‌کشاورزی خبر می‌دهد. صنعت‌گران و آهنگران هرکدام احتمالاً در شهرهایی زندگی می‌کرده‌اند که عشایر تحت امر آن‌ها بوده‌اند.

در لرستان میراث و باورهای سنتی نشان از سرزندگی و دیرپایی زندگی در این ناحیه دارد. با این حال نژادهای لرستان تحت تأثیر جریان تجارت، مهاجرت و راه‌زنی بوده‌اند. قبایل لرستان عامی بوده‌اند. از این رو  لرها برای نشان گرفتن از تاریخ خود نیازمند آن هستند تا از همسایگان پرقدرت جنوبی خود اطلاعات بگیرند. منابع ویژه برای آگاهی یافتن از تاریخ لرها، عیلامی‌هایی هستند که در خوزستان حکم‌رانی می‌کرده‌اند، عیلامی‌ها پایتخت‌شان در شوش واقع بود و هم‌چنین تمدن بابل در بخش جنوبی عراق می‌تواند منبع مفید دیگری برای آگاهی یافتن از تاریخ لرستان باشد. این تمدن‌های قدرت‌مند شهرنشین در مناقشه دائمی با یکدیگر بودند و گه‌گاه افرادی از لرستان در میان رشته کوه‌های زاگرس را به عنوان سرباز اجیر می‌کردند. اقوام کوه‌نشین لرستان فقط به عنوان سرباز اجیر نمی‌شدند، اما آن‌ها در به یغما بردن و غنیمت گرفتن از شهرهایی که درون دشت‌ها بودند، وقتی که شهرها در یک موقعیت آسیب‌پذیر و ضعیف قرار داشتند، شرکت می‌جستند. عیلامیان و بابلیان در مورد این قبایل زاگرسی کمتر نوشته‌اند، که این می‌تواند نشان از ارتباط کم میان آن‌ها بوده باشد. گزارشات موجود درباره‌ي این قبایل هم مرموز و هم فریب‌انگیز است چرا که ممکن است نشان دهد که در لحظات ویژه‌ای در تاریخ، بابلیان و عیلامیان اشتراکات نزدیکی با این قبایل زاگرسی داشته‌اند. یکی از شواهدی که این ادله را می‌تواند ثابت کند این است که برخی از سلاح‌های برنزی ساخته شده در لرستان به نام‌های پادشاهان عیلامی و بابلی حکاکی شده‌اند.

 لرستان یک مقاومت موفقیت‌آمیز علیه عیلام داشت که خواهان ایجاد جنگ و نفوذ به درون رشته کوه‌های زاگرس بود. بابلیان هزار سال پس از عیلامی‌ها سقوط کردند و روابط خود را با لرستان به شکل با ثباتی ادامه دادند. ارتباطات مشترک قوی اقتصادی با این همسایگان وجود داشت که آهن‌گران لرستانی را درگیر تولیدات فلزی برای مشتریان خارجی خود در 2500 سال تا 1200 سال پیش از میلاد مسیح می‌کرد. این تولیدات فلزی از نوع عیلامی و بین‌النهرینی‌اش قابل تفکیک نیست. پس از هزاره‌ي‌ دوم پیش از میلاد مسیح، یک الگوی متدوال از تزیین جانورسان[4] در قالب سلاح‌های برنزی تولید شده در لرستان ظهور می‌کند که این خاصیت یک ویژگی متمایز از سبک متداول محلی فلزکاری در لرستان است. بدین گونه نقش و نگارهای حیوانی برروی تیغه‌ي شمشیر و قبضه‌ي شمشیر حکاکی شد، این یک نشانه‌ي خاص، مختص به سلاح‌های برنزی لرستان بود. مصنوعات برنزی، برخی از سلاح‌های حکاکی شده، که با کاووش‌های باستان‌شناسی در لرستان کشف شده‌اند، برای کیفیت بالای هنرمندی در طراحی‌شان قابل توجه هستند. به ویژه، یراق‌های اسب‌ها، زیور یراق‌ها، سلاح‌ها و نیز استانداردهای استفاده شده در ریخته‌گری برنز، همگی این موارد در رده‌ی بالایی از کیفیت و هنرمندی قرار دارند. قطعات برنجی که استادانه برای یراق اسب‌ها ساخته شده‌اند، گه‌گاه با نقش‌های متدوال حیوانات نظیر اسب یا بز یا شگفت‌آورتر آن‌که با حیوانات افسانه‌ای مانند حیوانات تخیلی بال‌دار یا انسانی با بدن گاو تزیین شده‌اند، این شگفت‌انگیز است که سر یک شیر برای نقش و نگار به عنوان یک ویژگی تزیینی برای سر تبرها مناسب دیده شده‌است و در عین حال یک میله به آن متصل می‌شده‌است، شیر نمادی است برای معنا دادن به سلاح، چرا که شیرحیوانی دارای نیرو و بسیار پر زور است و به عنوان سلطان حیوانات شناخته می‌شود. سلاح‌های برنزی نخستین، به خصوص خنجرها، تبرها و تیشه‌ها شباهت‌های مشترک بسیاری در فرم ساخت با مصنوعات بین‌النهرینی در هزاره‌ي سوم پیش از میلاد مسیح دارند. اغلب، سلاح‌های ساخته شده لرستان برای متعادل نگه‌داشتن وضعیت دسته‌ي سلاح از تعدادی میخ استفاده می‌کرده‌اند که این اتصال گه‌گاه با یک تزیین اضافی که معمولاً افزودن سر یک شیر، نیم تنه‌ای از انسان یا سردیس حیوان[5]، و یا حتا یک تندیس جانوررسان کامل بوده‌است، همراه می‌شده‌اند. سر شیر و یا تندیس جانورسان برای تیغه سلاح‌ها متدوال بود.

متأسفانه بسیاری از آثار باقی مانده از تمدن عیلام اقلام پراکنده‌ی کوچکی از مکان‌های گوناگون هستند و قطعات کمی در حالت عالی خود باقی مانده‌اند. آهن‌گران عیلامی نیز از نقش حیوان در سلاح‌هایساخت خود استفاده می‌کرده‌اند. سرزمین لرستان پیش از هزاره‌ي دوم میلاد مسیح تحت کنترل نیروهای نظامی عیلامی بود و این وضعیت تا دهه‌ي آخر قرن 12 پیش از میلاد مسیح ادامه داشت، در این زمان نیروهای بابلی در یک تقابل نظامی به عیلامیان یک شکست بزرگ تحمیل کردند -شکستی که با آن عیلام نتوانست تا 300 سال پس از این شکوه خود را باز یابد. تأثیر مهم شکست عیلامیان بر روی فرهنگ لرستان بسیار قابل توجه بود.در پی این شکست آهن‌گران لرستان توانستند از عادات پیشینه‌شان، در نبود ستمکاری حاکمان عیلامی راحت شوند. در نتیجه یک فرهنگ از نوآوری و آزمون و خطا به وجود آمد و مجموعه‌ی آهن‌گران لرستانی در دوره‌ي زمانی 1150 تا 1050 پیش از میلاد در هنرشان پیشرفت کردند (عصر آهن اول). در این زمان برای نخستین بار از آهن در خاورمیانه استفاده شد، این گواهی است بر این قضیه که آهن‌گران لرستان یک جهش عالی‌اي از چیره دستی‌شان در توانایی کار با آهن را نیز به رخ کشیده‌اند. لرستان به طور قطع از شکست عیلام سود برد، تا جایی‌که در قرن 11 و 10 پیش از میلاد از استقلالی نسبی برخوردار شد. در این زمان بابلیان نفوذ سیاسی قاطعی در لرستان نداشتند. ارتباط میان بابلیان و لرستان بسیار نزدیک و مهم بود به نحوی که آهن‌گران محلی لرستان اغلب خنجرها و سرپیکان‌هایی برای شاهان بابلی می‌ساختند. استقلال نسبی لرستان تا زمانی‌که قبایل ایرانی به این ناحیه هجوم آوردند حفظ شد. در طول عصر آهن دوم و سوم، دقیقاً در سال‌های 1000 تا 700 پیش از میلاد، زمانی‌که در شمال غربی ایران، امپراطوری آشوریان به سمت غرب به سوی مدیترانه و در شرق به سوی لرستان توسعه یافته بود، اشراف محلی لرستان به شکل ویژه‌ای از گروهی از آهن‌گران لرستان سود می‌بردند. آن آهن‌گران کسانی بودند که عمدتاً اعتبارشان را برای توانایی ویژه‌شان در تزیین‌کردن مصنوعات برنزی لرستان به دست آورده بودند. به هر حال مشتریان این اشیای برنزی نامشخص هستند و منبع اساسی ثروت اشراف محلی وابسته به حمایت از این صنعت فلزکاری لرستان بوده‌است.

در طول دوره‌ي سه هزار ساله‌ی پیش از میلاد مسیج لرستان هیچ‌گاه به یک نژاد  واحد و یا یک حکومت مستقل سیاسی مبدل نشد. ساکنان لرستان، از هزاره‌ي سوم پیش از میلاد مسیح تا هزاره‌ي دوم پیش از میلاد مسیح، به واسطه‌ي جنگ و ستیز و بازرگانی و یا همسایگی با تمدن‌هایی مانند سومریان، آشوریان، بابلیان و عیلامی‌ها ارتباطاتی با آنان داشتند. از قرن هشتم تا قرن هفتم پیش از میلاد مسیح سکایی‌ها (یک گروه چادرنشین و چوپان از قبایل آریایی) به ناحیه‌ي‌ لرستان وارد شدند. کاووش‌ها در یک زیارت‌گاه در دُم سُرخ نشانه‌ای از پیکرنگاری در برخی مصنوعات برنزی خبر می‌دهد، که نفوذ دوباره عیلامی‌ها، با یک دوره رونق مجدد اما کوتاه، را دست‌کم در بخش جنوبی لرستان از 725 تا 700 پیش از میلاد مسیح تجربه شده‌است. به هر حال به علت نابودی عیلام به دست نیروهای آشوری در میانه‌ي قرن بعدی، این زمان از حیات مجدد عیلامیان کوتاه بود. کمی پس از این در یک نسل بعد، آشوریان در مقابل اتحاد بابلیان و مادها شکست خوردند. در نتیجه خلأ قدرت در لرستان چنین پر شد که ایرانیان از جنوب و غرب به لرستان وارد شدند. گروه اشراف محلی لرستان قدرت سیاسی‌شان را از دست می‌دادند، در حالی‌که پیش از این با مادها و متحدانشان که یک پایتخت در همدان ایجاد کرده بودند و در ایجاد اتحاد با ایرانیان تا حد زیادی موفق بودند. در نتیجه آهن‌گران لرستانی ثروت‌شان را از دست دادند،که این ثروت شامل مشتریان محلی و دست‌یابی به مواد خام بود که آن‌ها پیش از این به آن دست‌یابی داشتند. مصنوعات برنزی و آهنی به جا مانده از دوره‌ي هخامنشیان ثابت می‌کند که این وسایل به جا مانده از دوره‌ي هخامنشیان اشتراکی کم و میراثی به جا مانده از کارگاه‌های لرستان نیستند. یک دوره‌ي بحرانی شدید در هنر فلز لرستان در برخی زمان‌های دوره‌ي قرن هفتم پیش از میلاد مسیح را شاهد هستیم، در نتیجه به زوال رفتن این هنر در یکتایی‌شان و استثنایی بودن‌شان تن داده شد. در سراسر دوره‌ي فعالیت آهن‌گران لرستانی، آن‌ها عهده‌دار ساخت طیف کاملی از وسایل برنزی بودند که در مدفن‌های غنی از 2600 سال پیش از میلاد مسیح تا 650 سال پیش از میلاد مسیح، دفن شده‌اند.

خاستگاه قبایل لرستان

در سراسر تاریخ، لرستان از اقوام و نژادهای گوناگونی مسکون شده‌است. عیلام، به معنای «سرزمین خدا»ناحیه‌ای پرجمعیت از هزاره‌ي هشتم پیش از میلاد مسیح به این‌سو بوده‌است. عیلامیان بر نواحی جنوبی، جنوب‌غربی و غربی ایران برای 2200 سال تسلط و کنترل داشتند. آن‌ها مدیریت پایدار موفقی در قلمرو پادشاهی‌شان به وسیله تسخیرکردن نواحی جنوب‌غربی ایران شامل سیماش (simash) داشتند. عیلامیان با ساکنان سیماش، کسانی که در لرستان سکونت داشتند، متحد بودند. زبان عیلامی اشتراکات مشابهی با زبان‌های هندو- اروپایی داشت ولی به هیچ یک از شاخه‌های زبان‌های هندو- اروپایی یا زبان سامی وابسته نبود. اوایل هزاره‌ي سوم پیش از میلاد، عیلامی‌ها پادشاهی خود را در ناحیه‌ي جنوبی زاگرس و دشت خوزستان تحکیم بخشیدند. سپس آن‌ها برای هزاران سال توانستند با توانایی موفقیت‌آمیزی هویت عیلامی را حفظ کنند. پایداری در برابر یورش و انقراض به دست رقبای قدرت‌مندی مانند سومریان و آشوریاناز جمله این توانایی‌های موفقیت‌آمیز بود. موجودیت پادشاهی عیلام به عنوان یک اتحاد سیاسی مستقل با تسخیر عیلام، پایتخت‌شان، به دست آشوریان پایان گرفت.

جدای از عیلامیان دیگر ساکنان ناحیه‌ي لرستان، شامل قبایل گوناگونی مانند هوریان، لولوبیان، کوتیان و کاسیت‌ها می‌شد، قبایلی که همگی وابسته به عیلامی‌ها بودند. ابتدا، ساکنان لرستان را در طول هزاره‌ي سوم پیش از میلاد مسیح قبایل کوه‌نشین آسیایی، لولوبیان و کوتیان تشکیل می‌دادند. لولوبیان‌ها با رشته کوه‌های زاگرس پیوند داشتند و در یک نسبت بسیار بزرگی از کوه‌ها و کوه‌پایه‌های زاگرس، از بالای دیاله به سوی شمال‌غربی تا حدود دریاچه ارومیه، مسکون بودند. این احتمال وجود دارد که سرزمین‌های مسکونی کوتیان‌ها در طرف شرقی لولوبیان‌ها واقع بوده باشد. دوره‌ي کوتیان‌ها اولین نشانه‌ی واضح از زندگی یک گروه نژادی خاص در خاورمیانه در هزاره‌ي سوم و دوم پیش از میلاد مسیح است. سپس، در هزاره‌ي اول پیش از میلاد مسیح، تمام اورارت‌ها، منایی‌یان (یک شاخه از قبیله لولوبی در شمال غربی ایران) و مادها، به کوتی‌ها منتسب شدند. زبانی کوتی‌ها و خوریان‌ها، تا حدودی، متعلق به یک گروه از زبان‌های عیلامی است که به طور گسترده‌ای توسط آنان در ناحیه‌ي زاگرس استفاده می‌شده‌است. بخش شمالی بین‌النهرین، بخش‌هایی از سوریه و تمام فلات ارمنستان، از هوریان مسکون بود، کسانی که در هزاره‌ي دوم پیش از میلاد مسیح بومیان زاگرس بودند.

با توجه به متون اکداییان، کاسیت‌ها، مردمانی با ریشه‌ي آسیایی بودند، که سکونت آن‌ها در لرستان از ابتدای هزاره‌ي دوم پیش از میلاد مسیح آغاز می‌گردد. به هر حال، اولین رجوع به نام کاسیت‌ها را می‌توان در متونی به قدمت 2400 سال پیش از میلاد مسیح در دوره‌ي کوتیک-انیشوشیانک، پادشاه قدرت‌مند عیلامی جست‌وجو کرد. آشوریان سرزمین کاسیت‌ها را کاسی نامیدند، کاسیت‌ها قبیله‌ای بسیار مهم در رشته کوه‌های زاگرس بودند. ناحیه‌ای که امروزه به عنوان لرستان شناخته می‌شود سرزمین کوهستان‌های بلند همراه با رودخانه‌ها و دره‌های عمیق بود، این سرزمین بخشی از عیلام بود. کاسیت‌ها، به عنوان یک قوم کوه‌نشین، به چوپانی مشغول بودند و از زبانی استفاده می‌کردند که نسبتی بسیار نزدیک با زبانی عیلامی داشت. تا کنون، برخی از محققان باورداشتند که کاسیت‌ها یک قوم هندو-اروپایی بوده‌اند. به هر صورت، این دیدگاه دارای مدارک و شواهد قطعی  که این نظر را اثبات کند، نبود. این نظر هم‌چنان قالب است که کاسیت‌ها آسیایی بودند و نه هندو-اروپایی یا سامی. این احتمال هست که پیش از این‌که کاسیت‌ها به رشته کوه‌های زاگرس کوچ کنند از یک نژاد قفقازی یا نژادی از نواحی کاسپین بوده باشند که در سرزمین‌های جنوبی آذربایجان سکونت داشته‌اند.

قبایل دیگری در پایان هزاره‌ي دوم پیش از میلاد مسیح در لرستان سکونت یافتند و طولی نکشید که در آغاز هزاره‌ي اول پیش از میلاد مسیح قبایل دیگری نیز از این رفتار تبعیت کردند  و در لرستان سکونت یافتند . ابتدا در آغاز قرن نهم پیش از میلاد مسیح، آشوریان با یک حمله نظامی به ناحیه‌ي زاگرس وارد شدند. در قرون هشتم و هفتم پیش از میلاد مسیح، کیمریان و سکاییان به این ناحیه هجوم آوردند، آن‌ها از طریق دریاچه‌ي ارومیهبه این ناحیه وارد شدند . این ناحیه بعدها به وسیله دیگر قبایل ایرانی اشغال شد و در آن‌ها در لرستان سکونت یافتند.این ساکن شدن‌ها شامل مادها هم می‌شد، کسانی که در نزدیکی ملایر در نوشی‌جان تپه پایگاه داشتند و در سال‌های 725 تا 550 پیش از میلاد مسیح دارای قدرت در نواحی تحت فرمان‌روایی خود و نواحی مجاورشان، بودند. ما شاهد آن هستیم که در این بازه‌ي زمانی می‌بینیم بیشتر مصنوعات زمانی به قرن 12 پیش از میلاد مسیح را دارند و تمرکز بیش‌تر بر روی تولید این مصنوعات در قرون 9 تا 7 پیش از میلاد مسیح قرار دارد. حقیقت امر این است که اگر بخواهید بهتر بدانید، مصنوعات برنزی نگه‌داری شده در موزه‌ي ملی ایران تاریخ 10 قرن پیش از میلاد مسیح را نشان می‌دهند. در نهایت برخی قبایل ایرانی در قرن 8 پیش از میلاد مسیح از شمال و شمال شرقی به درون ناحیه‌ي لرستان هجوم آوردند. در پنجاه سال بعدی، قبایل ایرانی به تلاش برای نفوذ به تمام ناحیه و جذب بیشتر قبایل محلی پرداختند. یک اتحاد پادشاهی مادی در انتهای قرن هفت پیش از میلاد مسیح پدیدار گشت، در زمانی که امپراتوری آشوری به آرامی رو به زوال می‌رفت، در این هنگام مادها با بابلیان برای سرنگونی آشوریان متحد شدند. کوروش دوم پادشاه هخامنشی علیه امپراتوری مادها پس از گذشت هفتاد سال از شروع پادشاهيش شورید و سرزمین آن‌ها را به امپراتوری هخامنشی ضمیمه کرد، او تمام قلمرو آن‌ها را در اختیار گرفت.

نهضت کاوش‌های باستان‌شناسی علمی در لرستان

حادثه‌ای ناگهانی در دوره‌ای از تاریخ اتفاق افتاد، در کاوشی اتفاقی توسط مردم محلی  وسایلی برنزی کشف شد که باعث می‌شود تا قدمت دقیق و طبقه‌بندی اشیا برنزی مشکل شود. سایت‌های باستان‌شناسی هستندکه به روش‌های علمی کاووش نشده‌اند اما در نتیجه کاوش‌های علمی متعددی بسیاری از نمونه‌های بارز برنزها در این کاوش‌های باستان‌شانسی به موقع و به روش‌های علمی کشف شدند. برنزهای باستانی لرستان به دنباله یک جست‌وجوی اتفاقی توسط ساکنان محلی در سال 1928 کشف شدند. به دنبال این رخداد، سیلی از حفاری‌های غیرقانونی به راه افتاد که منجر شد به تاراج رفتن بخش قابل توجهی از وسایل برنزی در لرستان شد. بسیاری از اشیا و قطعات به تاراج رفته در راه بازارهای غیرقانونی هنری برای فروش به کلکسیون‌دارهای عتیقه قرار گرفتند. در واقع بیشتر مصنوعات برنزی در دنیای غرب از کاووش‌های غیرقانونی آمده بودند. به سبب تهیه غیرقانونی این وسایل، حفارها معمولاً منطقه‌ي اصلی‌ای که این ابزارها کشف شده بودند را با ارائه غلط راجع‌به منطقه‌ي واقعی‌شان پنهان می‌کردند. آن‌ها ادعا می‌کردند که ابزارها از مناطق مختلفی مانند نهاوند، لرستان، املش، تالش و آذربایجان پیدا شده‌اند.این فرض که این مناطق هم دارای چنین مصنوعاتی هستند نسبتی به‌طور کلی اشتباه نیست، اما این نظر متمایل به ساده‌نگاری است. دو اشتباه غالب که این علت را در شناسایی منشأ محل ساخت این مصنوعات را باعث می‌شود به این صورت است که: «اولاً، لرستان باستان، نسبت املش و تالش شامل یک منطقه بسیار وسیعی‌تری از لرستان امروزی بود، سرزمین محدود املش، یا یگانه‌ کوهی که ایرانیان امروزی تالش در آن زندگی می‌کنندمناطقی کوچک‌تر از لرستان باستان بودند که وسعت کوچک آن‌ها امکان رد این فرضیه را اثبات می‌کند . ثانیاً از آن‌جا که نام «لرستان» برای گردآورندگان غربی آشنا بود، آن‌ها از روی عمد بسیاری از ابزارهای برنزی را که در دیگر نواحی کشف شده بودند را نیز برچسب برنز لرستان زدند، اما در واقع آن اشیا برنزی که برچسب برنز لرستان خوردند مربوط به لرستان نبودند. دهه‌ها پس از اکتشاف‌های اولیه، از اولین ناحیه‌ای که حفاری‌های علمی در آن صورت گرفت، برای اولینبار اطلاعات شگفت‌انگیزی از تاریخ لرستان عرضه شد. غارتگری‌ها در دهه 1950 میلادی به اکتشاف در ناحیه‌ي غربی لرستان منجر شد، که تا کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم به شکل جزیره‌ای انجام می‌گرفت. پیرو این، «هیئت باستان‌شناسی بلژیکی»، حفاری‌های و کاوش‌های علمی را در یک بازه‌ي تاریخی از 1965 تا 1979 میلادی زیر نظر گرفت. مدارک به‌دست آمده از این کاوش‌ها نشان می‌دهدکه با اصطلاح اقلام برنزی لرستان در چند دسته‌بندی گوناگون مطابق دوره‌ي ساخت هرکدام آن‌ها بوده‌است قرار می‌گیرند و تفاوت عمده در سبک ساخت و هدف از ساخت آن‌ها بود که طبقه‌بندی دقیق‌تری را طلب می‌کرد. اقلام کشف شده به‌وسیله‌ي «واندن بِرگ»[6] تاریخ‌شان به دوره‌های متفاوتی از تاریخی بین 2600 سال پیش از میلاد مسیح تا 700 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد.

در دوره‌ي عصرآهن اول، تمام ابزارهای فلزی از برنز ساخته می‌شد و از آهن تنها برای یک چند زیورآلات استفاده می‌شد. این تقریباً غیرممکن است که این ابزارها تا به امروز، که بسیاری از آن‌ها در موزها و کلکسیون‌های شخصی با دقت نگه‌داری می‌شدند، این واقعیت را بازگو کنند که آن‌ها محصول یک رشته  کاوش‌های غیر قانونی به جای کاوش‌های باستان‌شناسی منظم هستند. به هر حال، بر روی برخی سلاح‌ها نام‌های پادشاهان بابلی و ایلامی حکاکی شده‌است که تاریخ آن‌ها می‌تواند به 2 هزار سال پیش از میلاد مسیح باز‌ گردد. این سلاح‌ها، تنها سلاح‌هایی حکاکی شده‌ی صرف نبودند، بلکه منبعی برای دیگر کاوش‌های باستان‌شناسی گشتند.

***

ساختن سلاح‌های برنزی

برنز یک آلیاژ فلزی است، که از مس همراه با مقدار کمی از سایر فلزات که معمولاً روی، قلع و آرسنیک است تشکیل می‌شود. زمانی که ناخالصی‌ها به مس اضافه می‌شوند، مس خاصیت انعطاف‌پذیری و چکش‌خواری پیدا می‌کند و مثلاً برای ساختن ابزار سخت و تیز، از قبیل اسباب و سلاح‌ها مناسب می‌شود. در ایران معروف‌ترین و قدیمی‌ترین مصنوع فلزی که پیدا شده‌است، مهره‌های مسی در سایت «علی کوش» ده‌لران بوده‌است. این وسیله تاریخ ساختش به 6750 تا 6000 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد. معمولاً برنز شامل مس و قلع در یک نسبت 9 به یک قرار دارد. قلع یا دیگر آلیاژساز فلز، تا حد زیادی به افزایش سختی ماده  کمک می‌کند. دیگر مزیت قلع به عنوان یک فلز آلیاژساز این است که قلع درجه حرارت کمی برای گداخته شدن را برای استفاده آهن‌گران را می‌پذیرد و این به آهن‌گر اجازه می‌دهد تا اشیا با ارزش به هنگام گداخته شدن در کوره از صدمه دیدن محفوظ شوند. به‌علاوه، برنز وقتی که مایع است نسبت به مس خام بسیار راحت‌تر در قالب شكل می‌گیرد. مصنوعات برنزی قدیمی حاوی قلع به عنوان فلز آلیاژ ساز در شوش پیدا شدند و تاریخ برخی از این ابزار به زمانی قبل از هزاره‌ي چهارم پیش از میلاد مسیح تا ابتدای هزاره‌ي سوم پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد.

تعداد زیادی از مصنوعات برنزی کشف شده در لرستان نمایان ساخت که استفاده از فلز و فلزکاری در زمان‌های باستانی برای تولید سلاح‌ها و ابزارآلات بسیار با اهمیت بوده‌است. بسیاری از این وسایل را سلاح‌ها تشکیل می‌دادند که درون گورهای شخصی مقامات عالی که جایگاه اجتماعی به عنوان جنگ‌جو داشتند یافت شدند. در مقابل از ابزارها به طور مستمر تا زمانی‌که کارایی‌شان را از دست می‌دادند استفاده می‌شد،  که این از دست‌ دادن کارایی در اثر پوشیدن مداوم و یا صدمه دیدن به‌وجود می‌آمد، پس از این‌که ابزارها کارایی خود را از دست می‌دادند امکان داشت برای ساخت یک مصنوع فلزی دیگر ذوب شوند. فعالیت فلزکاری در لرستان تحت نظارت شدید و زیر نظر یک قدرت مرکزی بود و این قدرت مرکزی فرد خاصی را در برخی از زمانه‌ها، از میانه هزاره‌ي سوم پیش از میلاد تا پایان هزاره‌ي دوم پیش از میلاد،برای نظارت تعیین می‌کرد. در طی دو قرن پایانی هزاره‌ي دوم پیش از میلاد، لرستان شاهد افزایش تولید سلاح‌ها و ظروف در مقایسه با قبل بود. بسیاری از مصنوعات کشف شده در مجموعه‌های برنزی غرب ایران از ابزارها و سلاح‌ها تشکیل شده‌اند. اولین شی تاریخي، از هزاره‌ي سوم پیش از میلاد مسیح، سلاح‌ها و ابزارهایی بودند که مجهز به حفره‌های قفلی بودند. این قابل توجه است که قفل یک راه امن برای اتصال ابزارها تشخیص داده شده‌است، به عنوان مثال در متصل کردن یک قبضه‌ي چوبی به یک زبانه از قفل استفاده می‌شده‌است. این سلاح‌ها درون یک ازدیادی از تنوع در اشکال گوناگون ساخت از هزاره‌ي دوم پیش از میلاد مسیح و در نهایت تا 800 سال پیش از میلاد مسیح با اشکال جدید استفاده، توسعه یافته بودند. این ابزار شامل تبرها و تیشه‌ها (یک وسیله‌اي شبیه به تبر با یک منحنی مانند شمشیر)، تبرهای دو سر، خنجرها و دشنه‌ها، نیزها، شمشیرها، کلاه‌خودها و سپرها می‌شده‌است. سلاح‌ها و زره‌ها هریک به شکل متفاوتی تولید می‌شدند. سلاح‌ها معمولاً با قالب ساخته می‌شدند و زره‌ها بخشی از مراحل پیاپی‌ یک چکش‌کاری فلزی بودند. تیردان‌ها و سپرها از فلز چکش‌کاری شده ساخته می‌شدند و کمربندها با لوح‌های فلزی آراسته می‌شدند.

تکنیک استفاده شده توسط صنعت‌گران لرستانی برای ساخت سلاح‌های فلزی در درجه‌ی بالایی از مهارت و هنرمند قرار داشته‌است. آن‌ها در نهایت از یک طیف گوناگون وسیعی از تزیین بسیار هنرمندانه استفاده می‌کردند  که شامل: «هنرمسگری، قلم‌زنی و حکاکی می‌شده‌است.» در واقع کوه‌های لرستان به طور ویژه‌ای غنی از مس و قلع هستند، که هر کدام، هم مس خام و هم آلیاژ قوی مس-قلع (برنز)، برای ساختن برنز ضروری‌اند. آزمایش‌ها توسط آهن‌گران لرستان با آرسنیک و مس، نتایجی کم‌تر موفقیت‌آمیز نسبت به نوعی از آلیاژ برنز داشت. بین انواع گوناگونی از مصنوعات،مصنوعات ساخته شده باآلیاژ قلع-برنز به طور قابل توجهی متفاوت بودند. برای مثال، یک نسبت استاندارد از قلع، در شمشیرها و خنجرهای قلع-برنزی وجو دارد. دیگر وسایلی که استفاده‌ای به عنوان اسلحه نداشتند، برای مثال سر تبرها و میله‌ها، قدرت استفاده به عنوان اسلحه را نداشتند و بنابراین مشمول ضریب بیشتری از قلع می‌شدند. فرمول معمول از یک آلیاژ برنز این‌گونه است: «مس 90%، قلع 8% و سرب، آهن، نیکل و آرسنیک 2%.»

منبع فلزی که آهن‌گران لرستانی استفاده می‌کردند هنوز نامعلوم است. مس ممکن است از معادنی از نواحی انارک گرفته شده‌باشد. در نواحی که مس استخراج شده‌بود، ممکن است آهن نیز استخراج شده‌باشد. در هزاره‌ي دوم پیش از میلاد مسیح، انتقال قلع در یک مسیر از شرق به غرب از طریق عراق و سوریه صورت گرفت. به هر صورت، منبع اصلی قلع انتقال داده شده درون ایران هنوز نامعلوم است. این امکان هست که سرچشمه آن نواحی خراسان باشد، هرکدام  از این ادعاها می‌تواند غلط باشد چرا که این نواحی که در شرق لرستان قرار دارند برخی به شکل قابل توجهی از لرستان فاصله‌ای دور دارند.

دو طبقه‌بندی عمده در روش تولید سلاح‌های برنزی وجود دارد: «الف: ریخته گری (عکس شماره‌ي 1، دهنه‌ي اسب از لرستان که به وسیله ریخته‌گری ساخته شده‌است). ب: چکش‌کاری (عکس شماره‌ي 2 و 3، یک سپر برنزی از لرستان و بازوبند ساخته شده به روش چکش‌کاری را نشان می‌دهد).» آشنایی آهن‌گران لرستانی به روش قالب‌گیری برنزی منجر به تولید طیف وسیعی از سلاح‌های متفاوت شد. برخلاف سلاح‌های آهنی، سلاح‌های برنزی حاصل آهن‌گری نبودند اما ریخته‌گری داشتند. شمشیرها به وسیله یک قالب ساخته می‌شدند، که این قالب از سنگ ماسه یا رُس یا برنز بود و مرحله‌ي ساخت یک ابزار برای ساخته شدن این‌گونه بود که ابتدا مایع فلز آلیاژی درون قالب ریخته می‌شد. سپس، هنگامی که مایع فلز سرد و سخت می‌شد، قالب شکسته می‌شد و قالب سلاح اولیه بیرون آورده می‌شد. پس از این، فلز اولیه موجود دارای کاستی‌هایی بود، سپس این فلزها دسته‌بندی و جلا داده می‌شدند تا زمانی‌که سلاح شکل نهایی خودش را به دست می‌آورد. مراحل ساخت مصنوعات فلزی در این روش ریخته‌گری می‌تواند شامل ریختن مایع، گرم شدن فلز درون یک قالب که معمولاً از خاک رس یا شن درست شده‌است، و سپس سرد شدن و بیرون کشیدن از قالب باشد.

 

 

در لرستان، روش‌های ریخته‌گری برنز متغیر بود اما عموماً در یکی از سه روش متفاوت زیر انجام می‌گرفت: «الف: قالب باز: این روش هنگامی استفاده می‌شد که قالب یک تکه بود. هم‌چنین ما این روش را به عنوان قالب یک تکه نیز می‌شناسیم که یکی از ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین روش‌های ریختهگری است (عکس 4، یک خنجر زبانه‌دار ساخته شده با قالب باز، عکس 5، یک خنجر لبه‌دار ساخته شده با قالب باز را نشان می‌دهد). این روش شامل استفاده از قالب‌های ساده‌ای از رُس و شن بود که برای ساخت شمشیر و خنجر استفاده می‌شد که لبه‌ها در این نوع از سلاح‌ها در طول تیغه قرار داشتند. شی فلزی در ابتدا قالبی است، سپس چکش‌‌کاری می‌شد و حرارت داده می‌شد (حرارت دادن شامل گرم کردن فلز برای ساخت و نرم کردن و قابل انعطاف‌پذير شدن انجام می‌گرفت).

 

ب: قالب دو کفه (قالب بسته): این روش ساخت  مصنوعات فلزی شامل یک قالب بود که از دو نیمه به هم پیوسته تشکیل می‌شد. قالب‌های ساخته شده در این روش یک یا بیشتر از یک کانال در درونشان داشتند، که از میان هرکدام از این کانال‌ها مایع فلز ذوب شده به درون قالب ریخته می‌شد. از قالب دو کفه برای ساختن تبرها، تیشه‌ها، نیزه‌ها و دیگر سلاح‌های دسته دار استفاده می‌شد.برای ایجاد مکانی که دسته سلاح قرار می‌گرفت یک حفره میان قالب جاسازی می‌شد که این کار به وسیله جایگذاری یک هسته جامد درون قالب ایجاد می‌شد. برنز مذاب را در اطراف این هسته جامد ریخته می‌شد و زمانی که برنز مذاب درون این قالب ریخته می‌شد و یک فضای خالیدر سلاح برای قرار گرفتن دسته سلاح ایجاد می‌شد. سلاح‌های ساده، به ویژه تبرها، تیشه‌ها و کلنگ‌ها از قالب ساده رس یا ماسه استفاده می‌کردند، در قالب‌های دو کفه برای ایجاد حفره مربوط به دسته سلاح یک هسته را درون قالب قرار می‌دادند (عکس 6 و 7 سر تبرهای ساخته شده به وسیله‌ي قالب بسته را نشان می‌دهد).

 

 

پ: قالب‌گیری با موم گم شده (قالب‌گیری محیطی): در ابتدا از این تکنیک برای  ساختنمجسمه‌ای از یک سوژه استفاده می‌شد که با موم ساخته می‌شد. سپس گاهی، یک توده از ماسه یا رس در مکانی که قرار بود دسته‌ي سلاح در آن جای بگیرد قرار می‌گرفت. پس از این، قالب همراه با یک حفره در آن برای ریختن فلز مذاب آماده می‌شد و درون محفظه‌ای بسته از رس قرار می‌گرفت و پس از مراحل ذوب شدن و سرد شدن به یک جسم جامد تبدیل می‌شد. در مرحله‌ي بعد، فلز مذابی که در قالب ریخته شده بود باعث می‌شد تا موم آب شود. پس از این‌که فلز سرد شد، قالب شکسته می‌شد و ریخته‌گری دوباره انجام می‌شد. یک دگرگونی در ریخته‌گری را با موم گم شده که شامل ساختن یک مدل اولیه از ابزار نهایی با موم می‌شد و سپس پوشاندن این موم با رس بود را در مصنوعات ساخته شده در لرستان شاهد هستیم. رس پس از آن‌که خشک می‌شد گرم و پخته می‌شد و از درون یک حفره موم به درون قالب ریخته می‌شد. سپس برنز مذاب در قالب قرار می‌گرفت. مصنوع برنزی، بعد از آن‌که برنز استحکامش را به دست می‌آورد و قالب شکسته می‌شد، بیرون آورده می‌شد. می‌شود حدس زد که از روش موم گم شده تنها برای ساخت بخش‌های پیچیده‌ای مانند دسته، استفاده می‌شده‌است و نه برای تمام اجزای سلاح. از دیگر سو این احتمال بسیار قوی است که آهن‌گران از روش‌های دیگری نیز، مانند روش قالب وصلی، برای اتصال دسته‌ي شمشیر بهره می‌گرفته‌اند. روش قالب وصلی فرآیندی دو مرحله‌ای داشت که در طی آن یک تیغه شمشیر در یک قالب جداگانه ساخته می‌شد و دسته‌ی آن در قالبی دیگر ساخته می‌شد، سپس تیغه به صورت مستقیم روی دسته‌ي شمشیر وصل می‌شد. شمشیرها عموماً از برنز ساخته می‌شدند، اما گاهی اوقات از آهن هم ساخته می‌شدند، که ابتدا با روش قالب وصلی ساخته شده بود. دسته شمشیر ساخته می‌شد و سپس روی زبانه شمشیر جای می‌گرفت،که حاصل آن یک اتصال بسیار مطمئن بود. در بسیاری از نمونه‌ها، از روش قالب برای گرفتن مستقیم تیغه استفاده شده‌است (عکس شماره سه: یک خنجر ساخت لرستان را نشان می‌دهد که با قالب وصلی و فرآیند موم گم شده ساخته شده‌است. آهن‌گران لرستانی در سطح بالایی از مهارت در استفاده از موم گم شده بودند و به طور بسیار ویژه‌ای در این روش ماهر بودند. آن‌ها هم‌چنین پیش از ریخته‌گری، جزییات حکاکی شده‌ی پیچیده‌ای بر روی قالب مومی حکاکی می‌کردند). روش موم گم شده این مزیت را داشت که اجازه می‌داد تا به اندازه‌ي زیادی از ریخت‌شناسی و جزییات تزیینی در ریخته‌گری نهایی اطلاع داشته باشیم. (عکس شماره 5، یک سر تبر برنزی با تندیس حیوانی ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد که با موم گم شده ساخته شده‌است، عکس شماره 8، یک دسته‌ي سرگرز برنزی ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد که به روش موم گم شده ساخته شده‌است، عکس شماره 9، یک میله‌ي سر گرز برنزی ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد که با موم گم شده ساخته شده‌است). قابلیت ایجاد طرح‌های موج‌دار به وسیله‌ي موم کاربردی شدند و به عنوان نشانه‌ای عیان بر لبه‌های موجی برخی قطعات وجود دارند (عکس شماره 7، یک میله‌ي سر تبر دیگر ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد که دارای این ویژگی است). مضاف بر این نشانه‌هایی از ضربه‌های دوار و تزیینات ظریف که نشانه‌ای است از آن‌که قلمه‌زنی نیز در لرستان بسیار پیشرفته بوده‌است را شاهد هستیم، شاید از قلمه‌زنی بر روی یک موم سخت‌تر نسبت به عمل معمول قلمه‌زنی استفاده می‌شده‌است.»

 

 

 

چکش‌کاری شامل یک تکنیک اضافی می‌شد که توسط آهن‌گران لرستانی و غرب ایران برای تولید ابزار برنزی استفاده می‌شده‌است. این روش شامل گرفتن یک ورق فلزی و ضربه زدن به آن فلز با یک چکش و تاب‌کاری آن می‌شد (گرم کردن، سرد شدن و دوباره گرم کردن برای انعطاف‌پذیری بیش‌تر) که این فرآیند شامل یک زمان شروع و پایان مشخص بود. روش چکش‌کاری در محصولاتی که «کار سخت‌تری» را برای نتیجه‌ي نهایی می‌طلبیدند استفاده می‌شد که در تولید سلاح‌های برنزیکه به وسیله این روش ساخته می‌شدند سلاح‌ها لبه‌ها‌ي سخت‌تری به خود می‌گرفتند. اشیایی که از صفحه‌ي فلزی ساخته شده بودند از یک صفحه‌ي قالبی بزرگ، از مس و برنز تولید می‌شدند و سپس چکش‌کاری و حرارت دادن آن‌ها بخشی از فرآیند ساخت بود. ممکن است که دو روش متفاوت از دسته‌بندی مرحله‌ي تزیین مشاهده شود که در بسیاری از ابزارهای برنزی به کار گرفته شده‌است: «حکاکی برجسته (کار شده از پشت و ظاهرشدن حکاکی در سطح رویی) (عکس شماره 12: یک پلاک‌دان برنزی از لرستان را نشان می‌دهد که بر روی آن تصویر مرد بال‌داری که دو بز را از پایشان گرفته‌است حکاکی شده‌است) و حکاکی از جلو و قابل مشاهده در سطح رویی.»

 

انواع متفاوت سلاح‌های لبه‌دار لرستان ساخته شده از برنز و آهن

دستبه‌بندی‌های صحیحی از سلاح‌های لبه دار لرستان و غرب ایران به دقت انجام شده‌است، یک واحد اندازه‌گیری یکسان  برای این دسته‌بندی در نظر گرفته شده‌است که نیاز دارد تا روشن کند که هرکدام از این خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرها در کدام رده و دسته قرار می‌گیرند. حالات گیج‌ کننده و متضادی برای هر ابزار وجود دارد، زمانی‌که نیاز است تا آن‌ها را در هر رده دسته‌بندی کرد. تعریف پایگاه مورِی[7] درون گُردُن شامل حالاتی هستند که خنجرها سلاح‌های لبه‌دارند و طولی بیشتر از 36 سانتی‌متر ندارند، و شمشیرهایی که سلاح‌های لبه‌دارند و طولی بیشتر از 50 سانتی‌متر را دارا هستند. این سیستم دسته‌بندی برای اهداف مورد نظر این مقاله پذیرفته شده‌است. سلاح‌های لبه‌دار می‌توانند درون گروه‌های متفاوتی دسته‌بندی شوند، به عنوان مثال: «الف: خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای زبانه‌دار (نگاه کنید به عکس شماره 1: یک خنجر برنزی فلزی ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد) ب: خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای لبه‌دار (نگاه کنید به عکس شماره 2: یک دشنه‌ي برنزی لبه‌دار ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد) و پ) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرها با دسته‌ي قالب وصلی (نگاه کنید به عکس شماره 3، یک دشنه‌ي برنزی با دسته‌ي قالب وصلی ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد).» سلاح‌های لبه‌دار دارای زبانه‌هایی ساده‌اند و این نوع از سلاح‌های لبه‌دار شکلی پایه برای دیگر سلاح‌ها هستند و آن‌ها به سختی در بازه‌ی زمانی که برنز مواد اصلی برای تولید سلاح بوده‌است دگرگون شده‌اند. امتداد حفظ شکل این نوع پایه از جمله مواردی است که کار بر روی کشف تاریخ آن‌ها را با مشکل مواجه می‌کند. این نوع از دسته بندی خنجرها و دشنه‌های لرستان تا نیمه‌ي دوم پیش از میلاد مسیح یا شامل برنز ساده می‌شده‌اند یا مس که تیغه‌های فلزی زبانه‌داری را که دارای دسته بودند را با یک ماده‌ي آلی تجزیه شده در جای خود پرچ می‌داده‌اند. به هر شکل، در برخی موارد استثنایی دسته‌های فلز‌یی وجود دارند که هنوز هم سالم باقی مانده‌اند.

 

حوالی قرن 14 پیش از میلاد مسیح آهن‌گران لرستانی شروع به ساخت تیغه و دسته شمشیرها هردو در یک قالب کردند. این ابزارهای جدید قالبا دارای تیغه‌هایی همراه با دسته‌هایشان بودند، به طوری که استخوان چوبی یا خاتم فلزی می‌توانست روی آن قرار بگیرد. عموماً مثال‌هایی از خاتم استخوانی بریده شده وجود دارد، به طوریکه دسته‌ها دارای قبه شاخه ای یا گوش شکلی بودند. قطعاتی از خاتم استخوان یا خاتم سنگ آهک هنوز برروی برخی قطعات بر جای مانده باقی مانده است. برخی خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای باقی مانده با دسته‌های زبانه دار هنوز حاوی تو رفتگی‌هایی در هر دو طرف هستند که هدفشان نگهداری خاتم به شکل مطمئنی در جای خود بوده است. این خنجرها و دشنه‌هایی که حاوی نامهای پادشاهانی از سلسله دوم آیسن هستند توجهات را به یک مرحله قابل توجه از گاه شناسی توسعه این نوع از خنجرها و دشنه‌ها  جلب می‌کند. مثال‌هایی از دشنه‌هایی که با روش‌های مشابهی حکاکی شده‌اند وجود دارند که هرکدام در مجموعه‌های مجزا نگهداری می‌شوند، از قبیل یک دشنه در مجموعه هولمز با نام حکاکی شده «ماردوک نادین آهی»، یک حکاکی در تورنتو با نام «ماردوک ساپیک زِری» و یک دشنه دیگر که احتمالاً با نام «باری انلیل نادین آپلی» حکاکی شده و در مجموعه فروغی نگهداری می‌گردد. برخی از این ابزارها در دوره آشوریان حکاکی شده‌اند، که این حکاکی‌ها اجازه می‌دهند تا تاریخ آن‌ها دانسته و ضبط شود. چنین تخمین زده می‌شود که قطعات کمی در دوره ای میان قرن 12 تا 10 پیش از میلاد مسیح تولید شده باشند، اگرچه اکثر آن‌ها وابسته به دوره زمانیِ میان قرن 8 تا قرن 7 پیش از میلاد مسیح هستند (عصر سوم آهن). اگرچه با وجود این واقعیت که دوره‌ی عصر آهن به هزاره سوم پیش از میلاد مسیح تا 1300 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد، اما بیشتر اشیا برنزی لرستان مربوط به عصر آهن در دوره‌ی زمانی میان 1300 سال پیش از میلاد مسیح تا 600 سال پیش از میلاد مسیح هستند. استفاده از برنز در اواخر این دوره محدود به تولید اشیا گرانبها مانند سلاح‌های تشریفاتی، جواهرات، سبوها و زین و برگ اسب شده بود. برترین تجلی برنز لرستان در دوره‌ي آشوریان، هیتی‌ها[8]، هوریان و حتا سکاها دیده می‌شود. به هر شکل افزون بر آن‌ها، بسیاری از اشکال پارسی در گونه‌های کشف شده در سایت باستانشانسی سیلک آ و ب دیده می‌شوند که در میان قطعات برنزی لرستان جای می‌گیرند.

در کلینن‌موزه[9] در زولینگن، یک خنجر حکاکی شده 45.5 سانتی متری وجود دارد. اینشی بدون خاتم کاری است اما به طور چشمگیری دارای یک حکاکی هنرمندانه است. حکاکی در اینشی متفاوت از بسیاری از اشیای مربوطه به دوره 1300 تا 1200 سال پیش از میلاد مسیح است، تا جاییکه به خط میخی پارسی قدیمی به جای بابلی قدیمی بر روی آن حکاکی شده است. نام داریوش پادشاه هخامنشی، بخش خوانایی از تیغه را تشکیل می‌دهد. اصالت این خنجر کوتاه توسط الیِرز از دانشگاه وورتسبورگ تأیید شده است. این احتمال وجود دارد که این خنجر کوتاه یک هدیه از سوی داریوش به یکی از صاحب منصبانی باشد که در تسخیر لرستان  و ضمیمه شدن این منطقه به قلمرو امپراتوری هخامنشی به نیروهای نظامی پارس، خدمت کرده است. الیرز همچنین حالاتی که کتیبه‌های خط میخی در این سلاح بی همتا ساخته‌اند را به عنوان نوعی از حکاکی رایج در خنجرهای زمان هخامنشیان هویدا نمی‌بیند،که این نکته ای بر یکتایی هنر به کار رفته در این سلاح را یادآوری می‌کند. این حکاکی همچنین نشان می‌دهد که این نوع از سلاح در تاریخ لرستان یگانه است و تا دوره هخامنشیان از این اثر باقی مانده استفاده می‌شده است. همچنین محتمل است که این خنجر در ابتدا و در زمان تولید حکاکی نشده باشد و حکاکی در سال‌هایی میان 600 یا 700 پیش از میلاد مسیح انجام شده باشد. خاتمکاری دستی در بسیاری از لبه عقبی خنجرها و دشنه‌های لرستان نابود شده‌اند. معمولاً این خاتم‌ها از چوب ساخته شده‌اند، اگرچه برخی نمونه‌ها از سنگ آهک و خاتم کاری استخوانی نیز وجود دارد. در برخی از قطعات نشانی از استفاده‌ی از سنگ آهک یا استخوان نزدیک به دسته شمشیر وجود دارد که نشان می‌دهد از موادی دیگر نیز در برخی نمونه‌ها استفاده شده است.

نوعی از خنجرها و دشنه‌های لبه دار در قالب یک تکه ای وجود دارد که  ساخت آن بسیار سنگین بود و حلقه ناتمامی از یک دایره حاصل آن بود. دندانه قالب درون خود شمشیر بود، که در میانه با یک فضای باز تمام می‌شد. یک مطالعه در تکنولوژی ساخت این سلاح‌ها آشکار کرده بود که برخی موارد، از جمله در شمشیرها، لبه دسته شمشیر و قبه شمشیر همگی در یک قالب با هم ساخته شده‌اند، از این حلقه ناتمام در برخی موارد از قالبی جداگانه استفاده می‌شد تا امکان تقویت حفاظت در مواقع ضروری از دسته شمشیر و تیغه شمشیر حاصل شود. بسیار محتمل است که این نوع دشنه‌ها از شمال آمده باشند. این نوع از دشنه‌ها ابتدا در قسمت غربی ایران در نزدیک به اواخر عصر آهن نمایان گشتند، و روش به کار رفته برای ساختن آن‌ها مشابه دشنه‌های آهنی اولیه بود که این روش حفظ و در ساخت این نوع از دشنه‌ها استفاده شد.

تحولات بعدی شامل یک تحمیل تکراری دسته‌های جواهرنشان در  سلاح‌هایبرنزی بود و در آن دسته شمشیر به طور جداگانه ساخته می‌شد و مستقیماً در کنار تیغه شمشیر قرار می‌گرفت. این دسته بندی از خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرها یک دسته آویز قبه شمشیر برنزی داشتند. این روشن است که دسته آویز قبه شمشیر برنزی برای تمام اشیا برنزی حاشیه‌های برنزی- شامل خنجرهای دسته دار و دشنه‌ها که در بخشهای مجزایی ساخته شده بودند و به وسیله دسته‌های استخوانی در جای خود همراه با پرچ‌ها و حواشی محکم نگه داشته می‌شده‌اند. (نگاه کنید به عکس شماره 3).

 

ساخت دسته‌های برنزی و با قالب گیری که مستقیماً تیغه شمشیرهای آهنی در آن جای می‌گرفت از شروع سده دهم پیش از میلاد مسیح آغاز شد و این قابل توجه است که خنجرهای برنزی ابتدایی درست در شکل پایه‌شان از اجداد برنزی‌شان پیروی می‌کردند. تعدادی از خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای لرستان می‌تواند دسته‌های برنزی داشته باشند که به وسیله قالب تیغه آهنی مستقیماً در آن جای گرفته است. شواهدی به روشنی هست که از ارتباط نزدیک با چندین سری از کارگاه‌های تولیدی لرستان در دوره‌های زمانی گوناگون در سده نهم و هشتم پیش از میلاد مسیح حکایت می‌کند، هرکدام از این کارگاه‌ها شمشیرهای آهنی تولید می‌کردند. شمشیرهای آهنی که در این کارگاه‌ها تولید می‌شدند ارتباط واضحی با دیگر تولید کنندگان برنز داشت، از جمله آنکه شکل شناسی[10] را از پیشینیان خود به ارث برده‌اند. این اشاره به وسیله برخی محققانی که قالب برنزی را برای ساخت سلاح‌های بلند نامناسب دانستند ارائه شده است که در واقع قالب بلند برنزی تیغه شمشیر میل به شکستن داشت و به آسانی می‌شکست. با این حال در برخی موارد باقی مانده سلاح‌های بلند برنزی هم وجود دارد. به هر شکل توانایی ماندگاری که مزیتی مهم برای آهن بود به آن منجر شد که آهنگران لرستانی تجربه‌ی ساخت سلاح‌های بلند با آهن را نیز به دست بیاورند. این قابل توجه است که فرآیند کار کردن با آهن به شکل قابل توجهی متفاوت از فرآیند کار با برنز بود. ابتدا منبع آهن، سنگ آهن طبیعی بود. این ناگزیر می‌کرد که یک مرحله از ذوب کاری به استخراج آهن از صخره‌هایی که مواد سنگ آهن را داشتند، اضافه گردد. که به این معنا است که دانشی از ذوب کاری وجود داشته است که شرط لازم برای تولید کردن سلاح‌های آهنی بوده است. این فرض توسط برخی محققان طرح شده است که  دسترسی سخت به آهن در مقابل دسترسی راحت به برنز یک مزیت برای برنز بوده است و طرح این فرض به یافتن علتی برای چرایی استفاده و بهره گیری عمومی از برنز به عنوان یک ماده مقدم برای تولید کردن سلاح‌هانسبت به مواد معدنی دیگر ختم شده است . به هر صورت، چنین به نظر می‌رسد که در طی زمان آهن توانسته است خودش را به عنوان ماده ای مقاوم برای ساخت سلاح‌های بلند اثبات کند و نشان دهد که دوام بیشتری نسبت به برنز دارد و به عنوان ماده اصلی برای تولیدلبه‌های برنده تر انتخاب شود. ابتدا از تنور برای ذوب آهن استفاده می‌شد،که مراحلی اینچنینی را طی می‌کرد ، پس از پر کردن تنور با ذغال چوب، سنگ آهن برای حرارت دیدن روی آتش قرار می‌گرفت و مشعل تنور روشن می‌شد و برای تلمبه زدن فضای درون تنور از دم استفاده می‌شد. آهن مذاب از درون تنور به دست می‌آمد. در این مرحله آهن اولیه ای که به دست آمده بود هنوز محتوی یک مقدار قابل توجهی از ناخالصی بود. ناخالصی‌های باقی مانده در این مرحله شکافهای کوچکی را بر روی قطعات پس از سرد شدن باقی می‌گذاشتند و مجدداً برروی کوره آهنگری قرار می‌گرفتند و سپس درون سطلی از آب فرو می‌رفتند، این مراحل به صورت مداوم تکرار می‌شدند تا زمانیکه محصول نهایی به دست بیاید. کوره آهنگری باعث می‌شد شکنندگی آهن می‌شد در نتیجه برای ورزیده کردن آن، آهن با یک ترکیبی از (0.5% تا 0.25% از کربن) مخلوط می‌شد تا مقدار کربن اضافه شده به آهن از شکنندگی آن کم نماید. آهنگران برروی آهن ورزیده کار می‌کردند و آهن به وسیله دست کوبیده می‌شد. این مرحله شامل گرم کردن مکرر و ترکیب کردنش با کربن می‌شد تا زمانیکه آهن ورزیده به دست بیاید، تکرار این مراحل باعث می‌شد تا یک فولاد نرم به دست بیاید. مزیت میان آهن و فولاد برای قرن‌ها روشن نبود. این فرضیه اخیراً به وسیله محققان ارائه شده است که فولاد بوته ای از لرستان سرچشمه گرفته است.

شمشیرهای آهنی، خنجرها و تیغه‌های دیگری در سایت Djub-l Gauharلرستان یافت شده‌اند که می‌توانند درون سه دسته از سلاح‌های دو لبه طبقه بندی شوند الف) تیغه‌هایی با لبه‌های برش مستقیم، ساده، بیضی شکل دارای سطح متقاطع (که برای بیشتر سلاح‌ها منظور می‌گردد)، ب) سلاح‌هایی که در بخش لبه برش‌های وارونه دارند (که برای یکی از تیغه‌های پیدا شده در لرستان منظور می‌گردد) پ) سلاح‌هایی که نشانه‌هایی از یک خط برآمدگی میانی دارند (این دسته بندی برای دو قبضه از سلاح‌های پیدا شده در لرستان منظور می‌گردد). زبانه‌های تمام تیغه‌های پیدا شده در این سایت بخشهای متقاطعی دارند که هرکدام گرد، مستطیلی یا مربعی هستند و یا اینکه از مدور به چهارگوش تبدیل می‌شوند. به طور قابل توجهی برخی از زبانه‌ها بسیار قطورند، برای مثال یکی از این قبضه سلاح‌ها ضخامتی 1.6 سانتی متری دارد. در میان این مجموعه یک شمشیر 52 سانتی متری وجود دارد که دندانه‌هایش در بخش چنگ می‌تواند یک انگشت را در میان خود جای دهد که با چوب در جای خود نصب شده بود. زمانیکه این قطعه کشف شد به وسیله قریب به 20 میخ برنزی کنار ناحیه چنگ کار گذاشته شده بود که نشان دهنده این است که احتمالاً از میخ برای تزیین دسته و قبه بهره گرفته شده است. در طرف تیغه، شکل گرفتن یک زبانه مخروطی شکل بسیار بزرگ را نشان می‌دهد که در نقطه اوج به یک دیسک برنزی بدل گشته است. مسئله ای که تقریباً نشان می‌دهد آهنگران در زمانی از ترکیب برنز و آهن برای ساخت سلاح‌ها استفاده می‌کرده‌اند. برخی از محققان مطرح کرده‌اند که افزودن زبانه‌های گرد نسبت به یک تزیین دیسکی شکل یا قبه‌های کروی آسان‌تر بوده است. در برخی موارد سلاح‌هایی وجود دارند، مانند یک قبضه کشف شده از chamazi mumah با زبانه‌های گرد که به یک قبه هلالی شکل منجر شده است. سلاحی از chamazi mumahوجود دارد که این نکته را قابل ذکر می‌کند که هر شکل دیگری از زبانه برای آن نامناسب تشخیص داده شده است، اضافه نمودن و امکان چرخش اطراف زبانه بسیار سخت‌تر بوده است. در این نمونه ناحیه قلاب از یک ماده فنا ناپذیر، مانند چوب، استخوان و یا عاج ساخته شده است. وقتی که این تیغه کشف شده بود، سه میخ برنزی کنار قسمت فوقانی تیغه کار گذاشته شده بود. این میخ‌ها ممکن است استفاده ای تزیینی برای یک نیام داشته‌اند یا ممکن است بخشی از یک نیام آویزان بوده باشند.

تیغه‌های پیدا شده در Djub-I Gauharدارای ویژگی‌های مشابه با تیغه‌های آهنی که حالا در Gul Khanan Murdah در لرستان یافت شده‌اند هستند و ممکن است کارایی‌های متفاوتی داشته باشند، به عنوان مثال یک کاربرد آن می‌تواند استفاده به عنوان چاقو باشد و یا به عنوان یکشی نوک تیز و یا یک خنجر از آن‌ها استفاده شده باشد. اختلاف بزرگی در طول میان تیغه‌های gul khanan murdah و این قطعات دو لبه یا گرد یا دارای لبه‌های چهارگوش وجود دارد. ویژگی‌های جذابی در دو شمشیر کوتاه از این مجموعه وجود دارد، یکی به طول 35 سانتی متر و دیگری به طول 38 سانتی متر. ناحیه چنگ در این اقلام بسیار بزرگ و در بخشهای مقطع چهارگوش است که همرا با یک پرچ آهنی و یک دیسک برنزی در لبه بالایی است که احتمالاً به عنوان یک پایه اضافی درون چنگک برای تشکیل یک دسته به کار رفته است. ویژگی‌هایی که به وضوح نشان می‌دهد که چنگک به صورت عمود بر تیغه نصب شده است. این یک ویژگی بدیهی و عادی نیست و تنها در یک مجموعه‌ی خاص از شمشیرهای آهنی چندتکه ای وجود دارد. ویژگی خاص این شمشیرها تزیینات آنان است، تزییناتی که از باورهای موجود در لرستان سرچشمه گرفته‌اند، مانند مردان ریش دار یا شیرهایی که بر روی قبضه شمشیر نقش بسته‌اند. اگرچه تحقیق برروی ویژگی این اشیا باقیه مانده نتیجه روشنی را به همراه نداشته است، اما این نظر که شمشیرهای باقی مانده از دوره دوم و سوم عصر آهن می‌آیند تقویت شده است. شمشیرهای آهنی متعددی در لرستان ساخته شده‌اند که تزییناتی استادانه همراه با نقوشی از چهره شیر و سردیس انسان بر روی دسته و قبضه‌هایشان وجود دارد. اما باید بدانیم که هیچکدام از این شمشیرها در کاوش‌های علمی کشف نشده‌اند. این نوع از شمشیرها «شمشیرهای استتاری آهنی» نامیده می‌شوند (به عکس شماره 14 نگاه کنید، دسته یک شمشیر استتاری آهنی ساخته شده در لرستان را نشان می‌دهد). این شمشیرها از اجزای آهنی متفاوتی ساخته شده‌اند، دسته‌ها از بخشهای آهنی متفاوتی مرکب شده‌اند که به صورت عمود بر روی تیغه شمشیر قرار گرفته‌اند. همچنین گستره ای از رگه‌های تخت که همراه طول تیغه‌ها کشیده می‌شوند، دیده می‌شود.

 

دو حلقه برآمده مجزا در دسته شمشیر در میان سه بخش وجود دارند. دو سردیس از مردانی ریش دار که بیرون از صفحه تخت قبه قرار گرفته‌اند و نیز دو شیر خیزان که در دو سوی حائل جای دارند. سردیس انسان‌ها در ابعادش قابل توجه‌اند، چشمهای بیرون زده، دماغهای بزرگ، کوچکی و افقی بودن دهان، ریش‌ها و کمی از توده‌های مو که بر پیشانی ریخته شده‌اند. همینطور لبه که با سه مرحله در پیوستگی با قبه شمشیر ودسته شمشیر قرار دارد، قابل توجه است. از سوی دیگر شیرها نیز دارای چشمهای بیرون زده شده و الگویی مشابه با سردیس انسان‌ها در پوشش مو هستند.

تکنولوژی و پیچیدگی این شمشیرها به طور ویژه ای نشان از خبرگی مهارت بالا در سلاح سازی است که قدمت این مهارت را نشان می‌دهد. هر شمشیر متشکل از قطعات مجزا و بخشهای مختلف گوناگونی است که بسیار با دقت ساخته شده‌اند. پیوستگی ساخت این شمشیرها به گونه ای است که به سختی می‌توان فهمید که اجزا در کجا به یکدیگر متصل شده‌اند. اجزای این شمشیرها با روش قرارگیری تیغه درون یک حفره که در دسته شمشیر قرار دارد به یکدیگر متصل شده‌اند. قبه شمشیر نیز ضمیمه زبانه است که با یک برجستگی پنهانی به آن متصل می‌شده است. در نهایت سردیس انسان یا شیرهای خیزان به حائل و قبه شمشیر متصل شده‌اند. بخشهای گوناگون درون شیارها به محکمی متصل می‌شدند و احتمالاً از یک مرحله جوش  به وسیله گرما دادنبرای جای گیری دقیق در جای خود استفاده می‌شده است. در برخی دیگر از قطعات پرچ‌هایی وجود دارند که اجزای مختلف یک شمشیر را به یکدیگر متصل می‌کنند، اما این روش عمومی نیست و کمتر از آن استفاده می‌شده است. بخشی دیگر از شمشیرها نیز وجود دارند که تیغه و دسته در یک قالب ساخته شده‌اند. اما گاهی اوقات سلاح‌ها در هشت، نه، یازده و یا پانزده قطعه مجزا ساخته می‌شده‌اند.

اینکه تیغه شمشیر به شکل عمود بر دسته شمشیر قرار می‌گرفته است حکایت از عدم اطمینان در ساخت شمشیرها به این روش می‌کند. برخی محققان به این قضیه اشاره داشته‌اند که سلاح‌های طراحی شده به این روش ممکن است برای مبارزه نامناسب بوده‌اند و تنها کارایی نمادین داشته‌اند. برخی محققان دیگر نیز چنین استنباط می‌کنند که از این سلاح‌ها هم به عنوان ابزاری سودمند بهره گرفته می‌شده است و هم به عنوان سلاحی برای مبارزه و میناکاری روی شمشیرها ممکن است بعدها به آن‌ها اضافه شده باشند که نشان از آن دارد که از این سلاح‌ها پیش‌تر به عنوان سلاحی برای مبارزه بهره گرفته می‌شده است. نشانه ای روشن از اینکه این شمشیرها بر پیامی خاص دلالت دارند وجود دارد،گمانه ای که این نگاه را تقویت می‌کند که ممکن است این شمشیرها متعلق بهیک نیروی نظامی یا مقامی مذهبی یا گروهی نژادی و یا ترکیبی از هر سه‌ی آن‌ها بوده باشد. آزمایش‌های باستانشناسی‌یی که برروی شمشیرها انجام شد نشان داد که اجزای تشکیل دهنده شمشیر کار آهنگری دستی بوده‌اند و تمامی بخش‌ها با قالبگیری ساخته نشده‌اند. محتمل است که عمل قالبگیری تنها برای ریزه کاری‌ها استفاده شده باشد.

آزمایش رادیوکربن مشخص کرد که تاریخ ساخت دو قبضه از این شمشیرها که در «موزه سلطنتی هنرهای تاریخی» در بروکسل نگهداری می‌شود، در زمانی میان هزاره اول پیش از میلاد مسیح ساخته شده‌اند. بعلاوه، تاریخ نگاری دو قبضه شمشیر آهنی از موزه سلطنتی اونتاریو و اِم. آی.تی با رادیوکربن مشخص کرد که آن‌ها در سالهای 1094 پیش از میلاد مسیح با 60 سال امکان خطا ساخته شده‌اند. این زمانی مربوط به عصر اول آهن را نشان می‌دهد (1200 تا 1000 سال پیش از میلاد مسیح)، باستان شناسان از شنیدن این تاریخ‌ها شگفت زده شدند، این درحالی بود که باستانشناسان تصور می‌کردند که شمشیرها متعلق به عصر سوم آهن (800 تا 550 پیش از میلاد مسیح) باشند. به هر صورت این مهم است که بدانیم این نوع آزمایش تنها قادر به تعیین تاریخ ذوب آهن است و نه تاریخی که اشیا فلزی ساخته‌اند. از این رو ممکن است که شمشیرها از آهن بازیابی شده ساخته شده باشند. دیگر ابزارهایی که در معرض آزمایش‌های مشابه قرار گرفته‌اند، سند کافی برای دسته بندی‌شان با اشیا آهنی اولیه غرب ایران وجود دارد.

 

 

نتیجه گیری

این مقاله برای بررسی برخی از سلاح‌های آهنی و برنزی لرستان نوشته شده است. لرستان استانی در غرب ایران با طوایف و نژادهای مختلف است که به طور کلی تاریخ این استان از عیلامی‌ها، هوریان، لولوبیان، کوتیان، کاسیتها و مادها تأثیر پذیرفته است. تا به امروز، طوایف محلی به سکونت در لرستان ادامه داده‌اند و در الگوهای مشابهی با پیشینیان خود اشتراکاتی دارند. عشایر امروزی همچنان کوچهای تابستانه و زمستانه انجام می‌دهند.

هنر لرستان می‌تواند مشخصه ای از هنر چادرنشینان گله دار و سوارکار باشد. میراث سنتی و عقاید  بر جای مانده در لرستان نشان از سرزندگی و بادوامی این میراث دارند. قبایل محلی اعتبارشان را از راه تجارت، کوچ و راهزنی به دست می‌آوردند. مصنوعات ساخته شده در لرستان نشان از یک کیفیت استثنایی و دانش و مهارت ویژه در ساخت سلاح دارد. متاسفانه بسیاری از حفاری‌ها و تاراج‌های غیرقانونی دامن لرستان را پس از کشف اولیه این مصنوعات را گرفت و بسیاری از این قطعات در بازارهای غیرقانونی فروخته شد. اکثریت این اشیا کشف شده را اشیا برنزی تشکیل می‌دهند که از کاوش‌های غیرقانونی در غرب لرستان به دست آمده‌اند. اولین کاوش رسمی دهه‌ها پس از کشف اولیه صورت گرفت و اطلاعاتی موثق را در مورد تاریخ و فرهنگ لرستان به دست داد. طیف وسیعی از مصنوعات فلزی کشف شده در سایت‌های باستان شناسی لرستان نشان می‌دهد که فلز و فلزکاری در دوره‌های باستانی برای ساخت انواع سلاح و ابزار دارای اهمیت ویژه بوده است. سلاح‌های زرهی معمولاً به وسیله قالب ساخته می‌شدند که مرحله ای از فرآیند چکش‌کاری را نیز شامل می‌شد. صنعتگران لرستان از تکنیک‌های بسیار پیچیده ای برای ساخت سلاح‌های برنزی بهره می‌گرفتند. سه دسته از روش‌های قالبگیری در لرستان را می‌توان اینگونه طبقه بندی کرد: الف) قالب باز ب) قالب بسته و ج) موم گم شده. مضاف بر این، صنعتگران لرستان از یک طیف وسیع و گوناگون از تکنیک‌ها برای تزیین ظاهر نهایی شی بهره می‌گرفتند که شامل هنر مسگری و حکاکی می‌شد. دسته بندی‌های گوناگونی را می‌توان تعریف کرد تا سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان را بر آن اساس تقسیم کرد، از آن جمله می‌توان به عملکرد و روش قالبگیری اشاره کرد. هنوز هم مطالعات بسیاری بر روی مصنوعات ساخت لرستان نیاز است. اگرچه مطالعات و دسته بندی‌های بسیاری بر روی سلاح‌های ساخته شده لرستان در موزه ملی تهران، موزه خرم آباد و دیگر موزه‌های ایرانی بایستی انجام شود تا یک بینش جدید را در فهم این سلاح‌ها به دست دهند. برخی از سلاح‌ها که از کاوش‌های رسمی به وسیله باستان شناسان به دست آمده است توانسته‌اند در جهت پیشبرد تحقیقات سودبخش برای روشن شدن بخشی از تاریخ لرستان سودمند باشند. اگرچه بسیاری از سلاح‌ها را می‌توان در تقسیم بندی مدویسکایا دسته بندی کرد، اما برخی از فرم‌ها و اشکال تازه در این سلاح‌ها وجود دارد که نیاز به یک دسته بندی تازه را یادآوری می‌کند. برخی بررسی‌های متالوژیکی بر روی برخی از سلاح‌های لرستان، بیشتر آن‌ها، بررسی‌های متالوژیکی بر روی تیغه‌های سلاح‌های برنزی لرستان نشان می‌دهد که یک حجم بالایی از قلع در لبه‌های این سلاح‌ها در تطبیق با بدنه آن‌ها با سلاح‌های برنزی چینی وجود دارد. این تکنیکِ قراردادن، یک تیغه را با یک لبه سخت در کنار یک بدنه سبک می‌سازد. تکنولوژی که بعدها در ساخت سلاح‌های پولادین در چین استفاده شد. اگرچه بسیاری تیغه‌های پولادی در تاریخ پارس به وسیله فرآیند بوته آهنگری ساخته شدند، همچنین از فولاد چندلایه نیز ساخته شد. اکتشافات باستانشناسی جدید به وسیله باستان شناسان ایرانی در سالهای اخیر نشان می‌دهد که دیگر نواحی ایران نیز دارای مقدار قابل توجهی از سلاح‌هایی هستند که هرکدام نیازمند دسته بندی و مطالعه‌اند تا در زمینه تاریخی درست خود جای گیرند.

 



[1]Anthropomorphic

[2]Zoomorphic

[3]در متن اصلی نویسنده مقاله از نام «کبیرکوه» استفاده کرده‌است، حال آن‌که «حمید ایزدپناه» در مقاله‌ای با عنوان «بن‌شناسی چند واژه» «کبیرکوه» را واژه‌ای متعلق به پس از ورود ارتش به لرستان می‌داند، که اشتباه است و واژه درست «کووِر Kower» است.

[4]zoomorphic

[5]Protome: ویژگی تزيینی در آثار باستانی که سر یک حیوان و یا نیم‌تنه‌ی یک انسان را نشان می‌دهد.

[6]Vanden Berghe

[7]P.R.S.Moorey

[8] هیتیان مردمانی باستانی بودند که به زبان هیتیکه از شاخه آناتولیخانواده هندواروپاییصحبت می‌کردند و کشوری پادشاهی در آناتولیو میان‌رودانشمالی و سوریهدر سده ۱۸ پ.م. تا ۱۲ پ.م. تأسیس کردند.ویکی‌پدیا فارسی

[9]Klingenmuseum

[10]Morphology

1 نظر

  • پیوند نظر  کاسیم کاسیم چهارشنبه, 26 اسفند 1394 ساعت 13:05

    قوم کاسیت اجداد قوم لکند

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز