شما اینجا هستید: خانهلرستان پژوهینوروز در لرستان

نوروز در لرستان

جمعه, 25 فروردين 1396 ساعت 18:44 شناسه خبر: 2569 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

جشن نوروز باشکوه‌ترین جشن ملی ایرانیان و دگر ملل فارسی زبان است که بیش از هر آیین و آداب باستانی و اسطوره‌ای دیگری تبلور هویت ملی و فرهنگی ایرانیان می‌باشد.
مردم لرستان نیز با پیشینه‌‌ای کهن همانند دیگر اقوام ایرانی آیین و آداب این جشن فرخنده را مقدس شمرده و دربرگزاری شایسته‌ی  آن را اصرار می‌ورزند. در باورها و اعتقادات این قوم، نوید نوروز با کله‌باد (نخستین بادبهاری) آغاز شده و بر اساس گاه‌نگاری محلی که بیش‌تر بر معیشت دام‌داری و کشاورزی استوار است با انجام آیین و آداب خاص خود به پیشواز نوروز می‌روند.


تردیدی نیست که تا کنون پژوهش‌های گسترده‌ای درباره‌ی‌ نوروز به انجام رسیده، اما هنوز در این دیار کهن کاری درخور توجه صورت نپزیرفته است، این نوشته اشاراتی است مختصر در باب چگونگی آیین نوروز در لرستان که با بهره‌مندی از منابع مکتوب و پژوهش میدانی مکتوب انجام یافته است.
در باورها و تقویم محلی مردم لرستان، هنگامی که زمین در سی و پنجمین روز از زمستان، نفس پنهان خود را می‌کشد (نفس دُزه) و بعد از آن، در چهل و پنجمین روز از زمستان، نفس آشکار زمین، سرما را می‌شکند. کله‌باد؛ این نخستین باد بهاری، نوید بهار را می‌دهد، یخ‌ها را می‌شکند، برف‌ها را آب می‌کند، درختان جوانه می‌زنند و پرندگان خوش‌خوان، نغمه سر می‌دهند. در همان هنگام (شَشِلَه شَشِلَه)، پیرزن (دایا) در اندوه از دست دادن فرزندانش امیل و ممیل که نمادی از سرما و چله بزرگ و کوچک هستند، به کوه رفته و می‌خواهد با افروختن کنده‌ی درختی (چُمت) زمین را به آتش بکشد. او در حالی که سر کنده‌ی نیمه سوخته‌ای را در دست گرفته، با خود چنین می‌گوید: اَمِيِلَم (هَمِیل) مُرد مَمیلِم مُرد، دل وِ کی کِنِم خَش، چُمَتی بیرِم عالِمی بَزِنِم تَش. اهالی بر این باورند که اگر پیرزن، کنده‌ را در خشکی بیندازد، آن سال، خشک‌سالی خواهد بود، اگر در خاکستر بیندازد، سالی پر برف و اگر در آب بیندازد، سالی پرباران خواهد شد. پیرزن پس از آن که کنده‌‌ی نیمه سوخته را به هوا پرتاپ می‌کند، گریبانش را پاره، دستبند و گردنبندش را تکه‌تکه می‌کند و این زمانی است که تگرگ می‌آید که آن دانه‌های گردنبند پیرزن است. از این پس، عمو نوروز می‌آید و با پیرزن می‌جنگد و او را از پای درمی‌آورد و مرگ پیرزن با جشن نوروز همراه می‌شود. چند روز مانده به جشن نوروز، مردم لرستان به‌سان سایر مردم ایران با خانه تکانی«گَردیلَه گِرِتِه» (شستن قالی‌ها، پرده‌ها، رنگ‌آمیزی خانه‌ها، پاک کردن در و پنجره و دیگر وسایل زندگی) به پیشواز آن می‌روند. لباس و لوازم نو می‌خرند. در گذشته، زنان کدبانو، شیرینی عید (کاک، کُلیره، بِرساق) را خود تهیه می‌کردند. مادر یا مادربزرگ هر خانه، به تعداد زندگان و مردگان آن خانه، مقداری گندم، عدس و ماش را در بشقاب یا سینی ریخته تا برای سفره‌ی هفت‌سین و بردن بر سر مزار عزیزانشان سبز شود. برخی از زنان با سلیقه با استفاده از کوزه‌های سفالی و دانه‌های غلات، سبزه‌های زیبایی تهیه می‌کنند.
در آخرین چهارشنبه سال، پس از غروب آفتاب، جوانان و نوجوانان آیین چهارشنبه سوری را برپا می‌دارند. با جمع‌آوری مقداری از بوته‌های خشک، در محلات و کوچه، کپه‌هایی را آماده کرده و آتش می‌زنند. زن و مرد، دختر و پسر با دیگر اعضای خانواده، شادی‌کنان با گفتن زردی من از تو، سرخی تو از من، دوری قضا و بلا و ... از روی شعله‌های آتش می‌پرند. در گذشته، در همین هنگام، حاجی فیروز با خواندن نغمه‌هایی شادیانه و نواختن کمانچه و تنبک به شور و هیجان این آیین می‌افزودند. قاشق‌زنی، فال کوزه و توزیع آجیل مشکل‌گشا از دیگر مراسمی بود که در این‌ شب، توسط دختران و زنان انجام می‌شد. برای انجام فال کوزه در بعدازظهر روز سه‌شنبه پیش از غروب آفتاب هریک از زنان همسایه شی‌ای (مهره، سنجاق و دکمه) می‌آوردند و به نیت برآوردن مراد خویش آن را در کوزه‌ای که نزد یکی از زنان مومن و کدبانو بود می‌انداختند و او آن شب کوزه را در زیر ناودانی پشت بامی که رو به قبله بود می‌گذاشت، فردای آن روز پس از جمع شدن زنان همسایه و نیت کردن آنان با خواندن ابیات چل‌سرو (چهل‌سرود) که ابیاتی بومی با مضامین خیر و شر می‌باشند مهره‌ها را یکی یکی توسط دختری نابالغ (باکره) بیرون می‌آوردند. چنان‌چه سربیتی خوانده می‌شد که معنای خوشی داشت بر این باور بودند که به مراد دلشان خواهند رسید.
در روز بعد از چهارشنبه‌سوری، در آخرین بعدازظهر پنج‌شنبه‌ی سال «شُو جُمه آخِر سال» اکثریت مردم شهر و روستا همراه با سبزه‌هایی که از قبل تدارک دیده‌اند به گورستان می‌روند و برای مردگانشان فاتحه می‌خوانند. یک‌روز مانده به عید که آن را «شو اَلَفه» یا عید مردگان می‌گویند همانند شب جمعه‌ی آخر سال به گورستان‌ها می‌روند و با گذاشتن سبزه و گل بر گور مردگان، برای آن‌ها خرما، شیرینی و میوه خیرات می‌کنند. بر این باورند که مردگان در این روز، چشم به راهند و ارواح آن‌ها به خانه‌ها می‌آیند. در غروب همان روز، بسیاری از خانواده‌ها نان و حلوایی (تَرحلوا) تهیه کرده، برای خواندن فاتحه، میان همسایگانشان تقسیم می‌کنند. بعد از این مراسم، همه در انتظار تحویل سال و روز عید می‌مانند. چند ساعت مانده به تحویل سال، سفره‌ی هفت‌سین را می‌چینند. بر سر سفره؛ قرآن، دیوان حافظ، گلاب‌پاش، تکه‌ای نان، ماهی قرمز، سیب، سیر، سرکه، سکه، سمنو، سماق، سنجد و ... می‌گذارند. در هر ساعتی از روز یا شب که سال تحویل می‌شود، همه‌ی اعضا‌ی خانواده، پاکیزه و با لباس‌های آراسته در کنار سفره می نشینند و با آغاز تحویل سال روبوسی می‌کنند و سال و بهار نو را به یک‌دیگر تبریک می‌گویند. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها به عنوان دشت سال نو از سکه‌هایی که قبلاً لای قرآن گذارده‌اند، به بچه‌ها عیدی می‌دهند. برخی از اهالی بنابر اعتقاد خویش سعی‌شان بر این است که برای برکت زندگی‌شان اولین عیدی را ازسادات بگیرند. خانواده‌هایی که سوگوارند، سفره‌ی هفت‌سین نمی‌چینند و به دید و بازدید نمی‌روند. چند روز مانده به عید، تعدادی از بستگان نزدیک، با بردن هدایایی نظیر پارچه، پیراهن و حنا از آن‌ها می‌خواهند که لباس سیاه را از تنشان بیرون بیاورند. خانواده‌هایی که به تازگی عزیزی را از دست داده‌اند، در نخستین روز عید هم‌چون روز اَلَفِه به گورستان می‌روند و برای مردگانشان مراسم نوعید می‌گیرند. اقوام و آشنایان نیز به خانه‌ی آن‌ها می‌روند و با خواندن فاتحه، ابراز هم‌دردی می‌کنند. دید و بازدید عید از نخستین ساعت روز عید آغاز می‌گردد و تا سیزده نوروز ادامه دارد. ابتدا کوچک‌ترهای خانواده با پوشیدن لباس نو به دیدار بزرگان می‌روند و با شیرینی و میوه از آن‌ها پذیرایی می‌شود. بچه‌ها از بزرگ‌ترها عیدی می‌گیرند. برخی از خانواده‌ها، نزدیکان فامیل( برادر، خواهر، عمو، خاله و یا پسر و دختری که تازه ازدواج کرده باشد.) را دعوت نموده، تا شام شب عید را که بیش‌تر خورش‌سبزی، باقلاپلو و چلوکباب است، با هم صرف کنند. در بین روستاییان و عشایر، برای شام عید هم‌چون شب چله از قبیل مقداری روغن حیوانی و گوسفندی(کُشتی) را نگه‌داری می‌کنند که در آن هنگام به انفاق خاواده و فامیل استفاده کنند.
اغلب در دید و بازدید‌ها و سفره‌های جشن و سرور بسیاری از کدورت‌ها و اختلاف‌های بین فامیل و آشنایان با وساطت بزرگان و ریش سفیدان برطرف می‌گردد.
روز سیزدهم نوروز، سیزده‌بدر، اکثر مردم شهر و روستا همراه با تدارکی که از قبل تهیه کرده‌اند، به دامن طبیعت می‌روند. آن روز را در کنار دیگر دوستان و اقوام با صرف ناهار، بازی‌های محلی (دال‌پَلو، طاق پیل، جوزو، هِرازگونی«تاب‌بازی») و زیارت اماکن متبرکه می‌گذرانند. در این روز، نوازندگان بومی دوره‌گرد با هنرنمایی و نواختن سازودهل و تمبک و کمانچه سرور و شادمانی بیش‌تری را در میان مردم فراهم می‌آورند. دختران دم‌بخت به نیت گشودن بختشان بر سبزه‌ها و گندم‌های تازه رسته گره می‌زنند و یا همراه با مادرانشان بر امام‌زاده‌ای نزدیک بند دخیلی می‌بندند. در پایان روز برای دور شدن قضا و بلا، سبزه‌های عید را گره زده و به آب می‌سپارند. تا گذشته‌ای نه چندان دور، بسیاری از اهالی بومی شهر خرم‌آباد، روز سیزده‌بدر را متعلق به غریبه‌ها می‌دانستند و روز چهاردهم فروردین به طبیعت می‌رفتند. آن‌ها اولین شنبه فروردین را شنبه‌بدر، و رفتن به دامن طبیعت را در این روز خوش‌یمن می‌دانستند. به گواه یافته‌های باستان‌شناسی لرستان یکی از خاستگاه‌های تاریخ کهن ایران است به سبب همین دیرینگی بسیاری از باورها و اعتقادات مردمان این دیار با اسطوره‌ها و افسانه‌های کهن ایرانی پیوند ناگسستنی دارند. آن‌چنان که هنوز برخی مردم بومی (روستاییان و عشایر) فصول سال را بر اساس گاه‌نگاری‌های محلی (دامداری، کشاورزی و منظومه‌ی شمسی) بدون توجه به تقویم رسمی دولتی (شمسی) و یا قمری محاسبه می‌کنند بر همین روال روزها، ماه‌ها و ایام خیر و شر را همراه با برپاداشتن آیین و آداب آن سپری می‌نمایند. این مردمان در فرا آمدن نوروز شور و جنب و جوش دگری دارند. آن را سرچشمه‌ی زایش، برکت، پاکی، شادی، سرخوشی و دوستی می‌دانند. بهارتان خوش باد.  *پژوهشگر مردم‌شناس

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز