شما اینجا هستید: خانهمقاله

آن‌چه امروزه با نام زبان لکی و مردم لک زبان می‌شناسیم بخش اعظم هویت فرهنگی و جمعیت انسانی لرستان فِیلی است تا جایی که اگر بتوان از میان گروه‌های زبانی و فرهنگی منطقه‌ (استان‌های ایلام، لرستان و کرمانشاه) یک گروه را مصداق نام «لر» دانست ما لک‌ها هستیم، اشارات و شواهد تاریخی نیز حاکی از همین واقعیت است که در اکثریت قریب به اتفاق منابع نام «لر کوچک» و بعداً «لر فیلی» برای مردم لک و نام «لری» برای زبان این مردم استفاد شده است.

دوازدهم اردی‌بهشت سال93 طوفان وزید و شاخه نوخیزی از درخت تناور فرهنگ و هنر این کهن بوم و بر را شکست و اهالی هنر و هنر دوستان را در ماتمی عظیم فرو برد. در آن ایام مردی دیده از جهان فرو بست که دنیایی از احساس و هنر بر سرانگشتان مردانه‌اش جاری می‌شد. مردی با هیبت و هیمنه‌ای عارفانه که ناخواسته جوان‌مردی، ادب و دل پاکی‌اش را به مخاطب القا می‌کرد مردی که خارج از اراده به او و کارهایش اعتماد می‌کردی و وقتی قلندروار زخمه بر تار می‌نواخت چنان احساسات خود را به مخاطب انتقال می‌داد که بی‌اختیار اشک بر چشمان همه جاری می‌شد. هیبت و هیمنه‌اش وانمود می‌کرد که نواختنش از جنس شور و هیجان است اما سراسر آثار او احساس است نه هیجان.

اشاره:‌ از سریا داودی‌حموله، شاعر، منتقد و پژوهش‌گر فرهنگ مردم، دو مجموعه شعر، «اَم اَت»  و«سِرنادهای میترائیک» منتشر شده‌است.

اساساً امروزه برای همگان و از نظر علمی نیز این موضوع ثابت شده است که بهترین راه شناخت شخصیّت و ماهیّت حقیقی افراد را می‌توان از نحوه‌ی صحبت کردن و قضاوت کردن‌شان در مورد سایر افراد ثابت کرد؛ یعنی این‌که باید روی گفته‌های افراد و قضاوت کردن آن‌ها در مورد دیگران دقیق شویم تا ببینیم آن‌ها چگونه در مورد دیگران و جامعه‌ی پیرامون خود قضاوت می‌کنند تا به شناخت بهتر شخصیّت خودِ شخص سخن‌گو و قضاوت‌کننده و ماهیّت راستین او پی ببریم؛ زیرا این امر مبیّن نوع نگاه او نسبت به افراد و پدیده‌هاست و می‌توان گفت که اساساً جهان‌بینی او را نیز بهتر و نمایان‌تر آشکار می‌سازد،

نمایش‌نامه‌ی «نفی بلد» تالیف نویسنده‌ی جوان لرستانی «رضا بهاروند ‌ایران‌نیا» از سری انتشارات شاپورخواست در ۲۳۱ صفحه منتشر شده است. نویسنده، نمایش‌نامه را در پنج پرده تنظیم نموده است. کاراکترهای آن عبارتند از:

پروژه‌ی اقوام‌آزاری در ایران، چندسالی است که کلید خورده و هر از گاهی یا از سوی دستگاه‌های دولتی و حقوقی که با منابع مالی ملی تامین می‌گردند و یا از سوی افراد و اشخاص حقیقی، شاهد این موضوع بوده‌ایم.

تقدیم به دکترشفیعی کدکنی

رقص ِواژه‌ها
نصرت‌الله مسعودی 
 
نه كه خرابِ خراب
اما باز
خانه‌نشينِ سنگينيِ اين هيچِ بي‌گسست‌ام
كه پيش از پيداييِ من
آنقدر گِرد سر ِپدرم گرديده بود
كه ميراث مادرم
مويه بود و مويي كنده
كه در سپيده دمان ِمن
چون بي‌خوابي شب‌ها مي‌وزيد
و هم از اين روست
كه من گيسوي رودابه را
پنجه در پنجه‌ي باد
جز در پيچشِ غلتِ خار
به‌ ياد ندارم،
و زال بي ‌سيمرغ وُ زرِ من
در قاف خرابه‌هاي فعولُن فَعَل
سر بر ديوارهاي فرو ريخته
در به دري آن همه شعر را
به سمتِ خاکستر می برد.
از اين گريه گذشتن،
نه كار من
كه پيش از زادن
از سمت خاك وُ خاكستر وزيده‌ام
كه كار تو هم نيست
كه ذات دوده بوده‌اي
و پلكِ مردگان هزار ساله هم هنوز
از تاري تو سنگين‌ است.

آن‌چه امروزه با نام زبان لکی و مردم لک‌زبان می‌شناسیم بخش اعظم هویت فرهنگی و جمعیت انسانی لرستان فِیلی است تاجایی که اگر بتوان از میان گروه‌های زبانی و فرهنگی منطقه (استان‌های ایلام، لرستان و کرمانشاه) یک گروه را مصداق نام «لر» دانست ما لک‌ها هستیم، اشارات و شواهد تاریخی نیز حاکی از همین واقعیت است که در اکثریت قریب به اتفاق منابع، نام «لرکوچک» و بعداً «لرفیلی» برای مردم لک استفاده شده است. اماخودِ نام «لک» از چه زمانی به مردم ما اطلاق شد؟ برای بررسی این موضوع، نگارنده سلسه مطالبی در دست انتشار دارم که از زوایای گوناگون به این پرسش پرداخته‌ام.

مروری بر وقایع ریز و درشت طبیعی و اجتماعی سال 96 در جامعه و کنش و همکنشی‌هایی که در راستای آن‌ها، توسط نهادهای حکومتی و غیرحکومتی و یا افراد و گروه‌ها صورت گرفت نشان از ساختار سست، لرزان و شکننده فرهنگ و جامعه ایرانی دارد. ساختار نااستواری که اگر برای تقویت، ترمیم و استحکام آن چارهای اندیشیده نشود روز به روز بر میزان تبهگنی آن افزوده شده و به گردابی مبدل خواهد شد که همه چیز را با خود نابود خواهد کرد.

نگاهی به مجموعه شعر «حدیث آن مترسک عاصی» سروده‌ی روح‌اله رویین    

چه بسا سرآغاز فرزانگی در ترس نهفته باشد. اونامونو

کتاب «حدیث آن مترسک عاصی»1 با این شعر «عیار حاشیه‌های تاریک» و با این سطرها آغاز می‌شود:
در ابتدای افق غروبیم بودم
کتابی در من ورق می‌خورد
و پاهایی به سمت اول شبم پیش می‌راندند
انسانی آواره را می‌جستم
که دچار رنج خواندنش کنم (ص10)
   نکته‌ی اول این‌که هر اثری مخاطبش را در خود دارد تا وقتی زمانش برسد. نوعی قرار ملاقات که بسته به مخاطب و اثر، گاه دیر و گاه دیرتر رخ می‌دهد. در مورد مترسک عاصی هم شاید بشود گفت هرکسی توان خواندن و لذت بردن از این اثر را نداشته باشد. انسانی باید که پیش‌تر رنج خواندن را بر خود هموار کرده و به این رنج خو گرفته باشد. انسانی که چیزی یا چیزهایی را از دست داده است و در حرکت عقربه‌ها و فواره‌ها و در حرکت اجسام فرسوده گشته است. دیگر این که، این کتاب خواندنی دیگرگونه می‌طلبد. نوعی فرو رفتن در دل چیزهایی که ناشناخته نیستند، دور هم نیستند اما همان‌هایی هم نیستند که ما در بدو امر فکر می‌کنیم و به آن‌ها عادت کرده‌ایم. یا درست همان‌ها نیستند. از این حیث که؛ چیزها و نه حتا وضعیت‌های مشابه، برای آدم‌های مختلف یکسان نیستند.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004