شما اینجا هستید: خانهمقاله

در شبی تاریک، بعد از آتش‌بار سنگین، در تپه‌ی صفر، جایی از جبهه‌های جنوب، پنج نفر سالم مانده‌اند. این‌سو دو ایرانی‌ـ ستوان و رزمنده‌ی زیر دستش به اضافه‌ی یک اسیر عراقی ـ و آن‌سو، یک تک‌تیرانداز عراقی و اسیری از ایران. خط روایت اصلی رمان طریق بسمل شدن همین است، یعنی حضور تانکر آب و اهمیت آن برای هر دو طرف، تشنگی مفرط افراد و انتظار برای دمیدن صبح و چگونگی رسیدن به تانکر. اما در مسیر این روایت، قصه، چند پاره می‌شود میان دو راوی و کاتب. یک راوی ایرانی که روایت را از این سو و نزدیک به ستوان و سرباز زیر دست‌اش و اسیر عراقی، پیش می‌برد و کاتبی عراقی که هم بر این ماجرا متمرکز است و هم باید روایتی از دو نوجوان ایرانی اسیر عراق، بنویسد که به گفته‌ی سرگرد عراقی، یکی از اسرای هم‌بند خود را به قتل رسانده‌اند‌، چرا که مقتول به این دو نوجوان نظر داشته و به همین سبب او را کشته‌‌اند. لیکن کاتب زیر بار این واقعه که ظاهراً مستنداتش هم نزد سرگرد می‌باشد، نمی‌رود. میان رفت‌وآمدهای خط روایی اصلی، رفت‌وبرگشت‌هایی به تاریخ ایران اسلامی شده و فجایع حمله‌ی اعراب‌، فجایع آن‌ها در سیستان و آن‌چه با زنان بخارا کرده‌اند، قیام ابومسلم‌، قصه‌ی عشق عباسه خواهر خلیفه‌ی عباسی به برمک وزیر و . . . صورت می‌گیرد‌، رفت‌وبرگشت‌هایی که تمامیت رمان را از میان آشفتگی و سردرگمی تاریخ عبور می‌دهد و به صورت یک کل منسجم می‌آفریند یا می‌زایاند‌.

انحطاط، پوسیدگی و زوال سلسله‌ی قجرها سبب شد تا حکومت پهلوی بر ویرانه‌های این نظام دودمانی قد برافرازد. با انقراض حکومت قاجار و برآمدن رضاخان و تاسیس سلسله‌ی پهلوی، جنبش مشروطه رو به سوی دره‌ی زوال سوق داده می‌شد و به‌سان بیماری در بستر مرگ روز به روز از نفس می‌افتاد و آخرین علایم حیاتش را از دست می‌داد. رفته‌رفته آن همه هیاهو و جوش و خروش جای خود را به سکوت کش‌دار عصر رضاشاهی می‌داد. ناگهان سیاه‌چال‌های رضاشاهی سر برآورد و زندان‌ها پر از آزادی‌خواهان می‌شد و مرگ و تبعید ارمغان نظام ستم‌شاهی عصر جدید بود.

نخست:  بنفشه حجازی

ـ داستان از زمانی شروع شد/ که نمایش روی آنتن رفت./ حدسم کاملاً درست بود/ تو اصلاً عاشق نبودی/ در یکی از رستوران‌های شهر شنیدم:/ «کلمات اعتبار خود را از دست داده‌اند»/ مدتی ست که از تو خبری نیست/ مثل برمودا/ هنوز هم مرسوم است؟/ از زندگی‌ات چیزهایی را وام می‌گیرم/ جدول جمعه/ لوستر تاریک/ و هزارانم برداشت/ که همه از خلق موقعیت‌های دراماتیک/ برای دوست داشتنم/ حرف می‌زنند/ خط به خط با تو بودن؟/ نه فقط/ من فقط/ لابه‌لای اشیا/ با خودم چت می‌کنم./ «اعتراف می‌کنم»
بنفشه حجازی (1) در شعرهایش به موضوع‌های گوناگونی پرداخته است و بیش‌تر از تشبیهات معقول به محسوس بهره می‌برد.

 یادگیری ماشینی چیست؟
یادگیری ماشینی به همراه هوش‌مصنوعی می‌روند که آینده‌ی دنیای ما را تغییر دهند. این چیزی است که حتماً بارها شنیده‌اید. اکنون برنامه‌های کامپیوتری مجهز به قابلیت یادگیری ماشینی به جایی رسیده‌اند که می‌توانند در بازی‌های پیچیده‌ای مثل Go بر حریف انسانی پیروز شوند. آن‌ها درست مثل انسان می‌توانند از آزمون و خطاها تجربه کسب کنند و اشتباهات گذشته را انجام ندهند. یادگیری ماشینی آینده‌ی کامپیوترها را می‌سازد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که ماشین‌ها می‌توانند بدون دخالت انسان خودآموزی کنند. خودآموزی دائم می‌تواند باعث شود که ماشین‌ها در تصمیم‌گیری‌های صحیح و سازنده‌های حوزه‌های مختلف از پزشکی تا تولیدات و سفرهای فضایی و دریایی کمک حال ما انسان‌ها باشند.

واژه‌ی «گُند» به مفهوم «بیضه» است و چون «بیضه» عامل و تولید کننده‌ی اسپرم و تخم و در نهایت جان و وجود انسان‌هاست، شاید این واژه در اصل «گیان ده» بوده است و با تغییر واج «گ» در آن به واج «ج» به شکل  «جان ده» و  به صورت صفت فاعلی مرکب مرخم یعنی  «جان ده» و در نهایت صفت فاعلی «جان دهنده» درآمده است.

سریا داودی حموله با دو مجموعه‌ شعر نشان داد که در نوع نگاه، بیان و زبان می‌خواهد متفاوت باشد. از گزاره‌های بومی و اجتماعی پیرامونش، سعی دارد با تک‌گویی‌های روایت‌‌گونه و تصویرهای‌ هاشور زده، همه چیز را به نفع شعر مصادره کند و این تهاجم در نحو زبان هم آن‌قدر جدی اتفاق می‌افتد که گزاره‌های فردی آشنا را هم عادت‌زدایی می‌کند، مثلاً «لیلی» را لی لی و دوستت دارم را «دوسطط دارم»، تا نشان دهد قصد به هم زدن انتظام موجود بین دال و مدلول‌ها را دارد، تا جایی که بعدها نامش را از «ثریا» به سریا تغییر می‌دهد!

وضعیت موجود سیاسی، اجتماعی، اقتصادی جامعه‌ی ایران در حساس‌ترین برهه‌ی زمانی خود است. رویارویی و جنگ اقتصادی ایالات متحده با انقلاب اسلامی امروزه دیگر بیش‌تر از هر روز دیگری دومینو وار علاوه بر جنگ و جدال‌های لفظی به تکاپوهای چند برابر شده دیپلماتیک بدل گشته است. اگر چه تحولات اخیر را در نگاهی مقطعی و فعلی می‌توان نشئت گرفته از خروج آمریکا از قطع‌نامه‌ی موسوم به برجام دانست اما در نگاهی تاریخی و تحلیلی می‌توان شرایط موجود بین این دو کشور را مستقیماً متاثر از کنش‌ها، تعارضات و منافع متعارض چهل سال گذشته‌ی آن‌ها برشمرد.

کلید واژه‌ها: شعر، جامعه، داشته‌ها و نداشته‌ها
واژه‌ی داشته‌ها و نداشته‌ها همیشه به عنوان دو صفت کاربردی و کار آمد در زندگی اجتماعی و هنری و .... بشر نقشی شایسته و بایسته را بر عهده داشته‌اند به گونه‌ای که تقابل معنایی و تفاوت ساختاری این دو واژه خود مسببی در جهت رشد و بالندگی بشر در ازمنه‌ها و ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و هنری بوده است‌.

اگر از تبار مادرمرده‌های فرهنگی (صاحبان به‌حق و حق‌خورده‌ی فرهنگی) باشی بی‌شک دست و دلت به آتش دلالان فرهنگی سوخته است.
اگر از جرگه‌ی مدعیان و ذی‌نفعان فرهنگی هستی با شرکت در این آتش‌بازی بی‌شک جایی از شما نیز سوخته است. و اگر جزء هیچ کدام از این دسته‌ها نیستی، هم‌چون قورباغه‌ی زنده در دیگ در حال سوختنی و نمی‌دانی.

مادر بزرگ
از آیینه می‌گریزد
از سایه‌های جامانده
 از خودم
دعا می‌کند
مرگ را ببرند
گوانتانامو چال کنند
هر پنج‌شنبه
حرفی در گوری پرتاب می‌کند
چه می‌داند
برای مرگ نام تازهای نداریم!

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004