شما اینجا هستید: خانهمقاله

اشاره: متن زیر سخن‌رانی دکتر سیامک موسوی اسدزاده است که عصر روزشنبه(28 مهرماه) در آیین پایانی بیست‌ویکمین جشنواره‌ی استانیِ قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لرستان ایراد شد.
در این آیین، دکترموسوی، هنرمند پیش‌کسوت تئاتر، موسیقی و سینما دیدگاه‌های خود را درخصوص قصه‌گویی مطرح کرد. متن پیاده شده‌ی این سخن‌رانی را هم می‌خوانیم:

پیش از پرداختن به بحث اصلی، با توجه به اجرای «قواّلی»1 توسط خانم «سمیه امیری»، با تقدیم ادب و احترام نسبت به تمامی قصه‌گویان ارجمندی که حضور دارند، اجازه بدهید مراتب خرسندی و شادمانی‌ام را به خاطر وجود مبارک دوتن از بانوان محترم لرستانی، که چراغِ دو شیوه‌ی قصه‌گویی سنتی ایران را در کشور روشن کرده‌اند، اعلام نمایم. نقّال گرامی؛ بانو «سیمین‌مهر» از شهرستان بروجرد و بانو «سمیه امیری» از شهرستان خرّم‌آباد.     
و امّا... در طی دوره‌های آموزشی که در خدمت هنرجویان محترم قصه‌گویی بوده‌ام، بعضی از هنرجویان محترم، به واسطه‌ی آن‌چه که در بعضی محافل رسمیِ قصه‌گویی شنیده‌اند، اظهار می‌دارند که قصه‌گوها مجازِ به استفاده از حرکات بدنی و تغییرات حالات چهره نمی‌باشند، یا گاه با قصه‌گویانی روبه‌رو می‌شوم که بیان پرورش یافته‌ای ندارند و اگر چه در ارائه‌ی یک قصه موفق هستند، امّا بیان‌آن‌ها موجب کسالت شنوندگان می‌‌شود. از این رو ترجیح دادم در این فرصت، به اهمیت و ضرورت پرورش بیان، بدن و احساسِ قصه‌گویان بپردازم. زیرا به زعم بنده این موارد از ارکانِ ایجادِ «ارتباط» مؤثر، با مخاطب محسوب می‌شود.

میرپنج فرزند «عباسقلی سواد کوهی»، معروف به داداش بیک، 24 اسفند سال 1256 خورشيدي در قصبه« آلاشت» از توابع سوادکوه مازندران به دنیا آمد. عباسقلی خان، پدر رضاخان، در دوران حیات خود چهار همسر اختیار کرد. از سه همسر اول خود صاحب شش پسر و چند دختر شد و از همسر چهارم خود موسوم به «نوش آفرین» صاحب پسری به نام «رضا» شد و چون در هنگام تولد رضا در سنین پیری و کهولت به سر می‌برد، چهل روز پس از تولد او در آلاشت سوادکوه درگذشت. رضاخان تا سن چهارده سالگی اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشت و پس از آن به مقدار بسیار کم آموخت.

سردار مریم دختر حسین قلی‌خان ایلخانی و مادر شیر علی‌مردان بختیاری، زنی شجاع، نستوه، بی‌نظیر، با اقتدار که مبارزات وی در تاریخ مشروطه ستودنی است. او از فعالان و آزادی‌خواهان مشروطه بود که در کنار برادرش علیقلی‌خان سردار اسعد(1) بذر آزادی را در فضای فرهنگی آن دوره پراکندند. جای شک  و تردید نیست که غیر از سریر قدرت و نفوذ ایلخانی، قابلیت‌های سردار مریم او را به زنی مقتدر و با نفوذ تبدیل کرد، زیرا ایلخانی چند دختر دیگر هم داشته است.

-«مملکت را تعطیل کنیم، دارالایتام دایر کنیم درست‌تره.
-مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید.
-قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می‌کند.
-باران رحمت از دولتی سر قبله‌ی عالم است، سیل و زلزله از معصیت مردم.
-میرغضب بیش‌تر داریم تا سلمانی.....
-ریخت مردم از آدمیزاد برگشته، سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده.
-چشم‌ها خمار از تراخم است، چهره‌ها تکیده از تریاک.
-اون چارتا آب انبار عهد شاه‌عباس هم آبش کرم گذاشته.
-خلق خدا به چه روزی افتاده‌اند از تدبیر ما، دلال، فاحشه.......»
بخش‌هایی از دیالوگ فیلم «حاجی واشنگتن» به کارگردانی،کارگردان قدر و دیالوگ‌ساز سینمای ایران مرحوم «علی حاتمی»که بر زبان تنها بازیگر فیلم «عزت‌اله انتظامی» با دنیایی از احساس بیان می‌شود. انتظامی ساطور به دست با هزاران کینه در دل و هزاران خشم در چهره، لاشه‌ی گوسفندی را آویزان، با دلی پر و بغضی در سینه، ساطور به لاشه می‌زند و با هر ضربه قطعه‌ای از گوشت را جدا می‌کند و هم‌چنان با خود حرف می‌زند و اوضاع مملکت را به باد انتقاد می‌گیرد.

جشن مهرگان از جشن‌های بزرگ ایرانی است كه در بازه‌ی زمانی دهم تا هفدهم مهر انجام می‌شود. پاییز موسمی خاص و متفاوت برای ایرانیان است. فصل پاییز و شگفتی‌های خاصش نوید دهنده‌ی تغییرات اقلیمی است. پاییز را شاید بتوان هم‌چون بخشی از عمر انسان بر شمرد، بخشی البته کوتاه! انسانی که از زندگی تجربه‌های زیادی به دست آورده و پخته شده‌است و حالا رو به کهن‌سالی و سراشیبی زندگی می‌رود. از سالیان سال مهر ماه برای ایرانیان خجسته و مبارک بوده‌است. دومین جشن بزرگ پارسیان و مردم ایران زمین برابر است با دهمین روز از ماه مهر، البته این جشن در بسیاری از مناطق ایران حدود ده روز الی دو هفته به طول می‌انجامیده است، به طوری که در آغازین روزهای پاییز شروع شده و تا نیمه آن به طول می‌انجامیده است.

*درآمد:
 شعر و شاعر از دید تی. اس. الیوت
الیوت با تأکید بر جدی گرفتن ادبیات و عینیت، وحدت و انسجام کلاسیسیسم، بیان منطقی و عقلانی احساس جان دان، نقض خودگرایی و ذهنیت رمانتیک، پیچیدگی و تراکم بیانی همراه با استفاده از فنونی چون استعاره‌ی بعید، همجوارسازی گذشته و حال و آبجکتیو کورلیتیو مسیر شعر را تغییر داد .

موسیقی بهترین سفیر در جهان است. آن چنان که برای شناساندن چهره‌ی فرهنگی اقوام به دنیا کافی می‌باشد. این هنر متعالی بر اساس ويژگي‌هاي اقليمي، زباني، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي  شكل مي‌گيرد. بیش‌ترین‌ پیوند را  با زندگی دارد. حس‌های نوستالژیک را بیدار می‌کند. در سینه‌ی مردمانی جاری است که به جهان و هستی عشق می‌ورزند و حس‌های گمشده خویش را در آواـ نواهای آن جست‌وجو می‌کنند.

به‌مناسبت هفتادوهشتمین زادروز استاد محمدرضا شجریان

 

سعید عسکری‌عالم

 

یکم؛
موسیقی از دیرباز در ایران رواج داشته است. مدارک بسیاری دال بر رشد و کمال آن در این سرزمین وجود دارد. چنین برمی‌آید که ایرانیان در زمان هخامنشیان با موسیقی آشنایی داشتند، چنان‌که زنوفن می‌گوید: «در زادروز کوروش با آواز و ساز جشن می‌گرفتند و به‌هنگام جنگ، کوروش دستور می‌داد که سرود جنگی خوانده شود و شیپور نواخته شود.»
در زمان اشکانیان، موسیقی و شعر به‌هم نزدیک شده بود، چنان‌که شخص نمی‌توانست بدون این‌که با موسیقی آشنا باشد و یا در نواختن یکی از سازها مهارت داشته باشد؛ شاعر شود. در این زمان شاعر- موسیقی‌دان دارای اعتبار بسیار بود. او می‌توانست به‌راحتی کار کند یا در ارکستر و هم‌آوایی دربار برنامه اجرا نماید و یا در میان مردم به سرودن شعر و نواختن موسیقی بپردازد. سنت همراهی شعر و موسیقی به دوره‌ی ساسانیان نیز رسید. این سنت بعدها نیز ادامه پیدا کرد، چنان‌که بعدها می‌بینیم که رودکی شاعر عصر سامانی بدیهه‌سرایی می‌کند و شعرش را همراه با ساز می‌خواند.

در شبی تاریک، بعد از آتش‌بار سنگین، در تپه‌ی صفر، جایی از جبهه‌های جنوب، پنج نفر سالم مانده‌اند. این‌سو دو ایرانی‌ـ ستوان و رزمنده‌ی زیر دستش به اضافه‌ی یک اسیر عراقی ـ و آن‌سو، یک تک‌تیرانداز عراقی و اسیری از ایران. خط روایت اصلی رمان طریق بسمل شدن همین است، یعنی حضور تانکر آب و اهمیت آن برای هر دو طرف، تشنگی مفرط افراد و انتظار برای دمیدن صبح و چگونگی رسیدن به تانکر. اما در مسیر این روایت، قصه، چند پاره می‌شود میان دو راوی و کاتب. یک راوی ایرانی که روایت را از این سو و نزدیک به ستوان و سرباز زیر دست‌اش و اسیر عراقی، پیش می‌برد و کاتبی عراقی که هم بر این ماجرا متمرکز است و هم باید روایتی از دو نوجوان ایرانی اسیر عراق، بنویسد که به گفته‌ی سرگرد عراقی، یکی از اسرای هم‌بند خود را به قتل رسانده‌اند‌، چرا که مقتول به این دو نوجوان نظر داشته و به همین سبب او را کشته‌‌اند. لیکن کاتب زیر بار این واقعه که ظاهراً مستنداتش هم نزد سرگرد می‌باشد، نمی‌رود. میان رفت‌وآمدهای خط روایی اصلی، رفت‌وبرگشت‌هایی به تاریخ ایران اسلامی شده و فجایع حمله‌ی اعراب‌، فجایع آن‌ها در سیستان و آن‌چه با زنان بخارا کرده‌اند، قیام ابومسلم‌، قصه‌ی عشق عباسه خواهر خلیفه‌ی عباسی به برمک وزیر و . . . صورت می‌گیرد‌، رفت‌وبرگشت‌هایی که تمامیت رمان را از میان آشفتگی و سردرگمی تاریخ عبور می‌دهد و به صورت یک کل منسجم می‌آفریند یا می‌زایاند‌.

انحطاط، پوسیدگی و زوال سلسله‌ی قجرها سبب شد تا حکومت پهلوی بر ویرانه‌های این نظام دودمانی قد برافرازد. با انقراض حکومت قاجار و برآمدن رضاخان و تاسیس سلسله‌ی پهلوی، جنبش مشروطه رو به سوی دره‌ی زوال سوق داده می‌شد و به‌سان بیماری در بستر مرگ روز به روز از نفس می‌افتاد و آخرین علایم حیاتش را از دست می‌داد. رفته‌رفته آن همه هیاهو و جوش و خروش جای خود را به سکوت کش‌دار عصر رضاشاهی می‌داد. ناگهان سیاه‌چال‌های رضاشاهی سر برآورد و زندان‌ها پر از آزادی‌خواهان می‌شد و مرگ و تبعید ارمغان نظام ستم‌شاهی عصر جدید بود.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004