شما اینجا هستید: خانهمقاله

پاییز امسال کتابی به نام «آسمون بی‌آساره یادمان رضا سقایی»؛ هزار دستانِ لرستان، فراهم آمده و تدوین شده‌ی دکتر فتح‌الله شفیع‌زاده، طبیبِ ادیب و پژوهش‌گر اهل خرم‌آباد به حجم 322 رویه؛ چاپ اردی‌بهشت جانان خرم‌آباد که با دیباچه و درآمدی کوتاه و مجمل به قلم گردآورنده آغاز می‌شود و با تمبر اختصاصی زنده‌یاد رضا سقایی به پایان می‌آید.

- ... با بررسي اجمالي و غور و تفحسي اندك در شاه‌نامه، اين اثر گران‌سنگ حكيم ابوالقاسم فردوسي توسي به‌آساني مي‌توان هم‌ساني و هم‌ترازي واژگان «لكي و لري» و پيوند آن‌ها را با واژگان پارسي شاه‌نامه دريافت. واژگان بومي اين ديار كه هم‌اكنون هم كاربرد گفتاري و نوشتاري خود را حفظ نموده‌اند و در فرهنگ عامه‌ی اين مردمان در ساختار ابيات و اشعار شعرا و نويسندگان نقش ويژه دارند. فهلويات يا پهلويانه‌ها... تك‌بيت‌هاي سور و سوگ كه ريشه در تاريخ كهن مردم اين ديار دارند، سروده‌هاي مور و مويه و هوره و گُروني... واژگان ترانه‌هاي شاد و شاديانه‌ها.... نمادها و سمبل‌ها در ساختار اين ابيات داراي وجوه مشترك و پيوند ناگسستني با ابيات شاه‌نامه داشته و دارند. پر بي‌راه نيست كه اگر گفته شود، فردوسي بزرگ و كار سترگ و بي‌بديل او «شاه‌نامه» آيينه‌ی تمام عياري است كه همه‌ی اقوام ايراني نقش خود را در آن ديده‌اند و مي‌بينند. در جهت تأييد اين گفته چنان‌چه واژگان شاه‌نامه بر همه‌ی اقوام شناخته شده‌ي ايراني تقسيم گردد. سهم هر يك از اين اقوام به لحاظ زبان و بيان و جايگاه و خاستگاه جغرافيايي «زاد و بوم» معلوم مي‌گردد.

خاک زاگرس از قرن‌های دور و دراز محل زیست اقوام گوناگون و بومی بوده و هست. این اقوام در درازای تاریخ به‌طور سنتی با یک‌دیگر زندگی مسالمت‌آمیز و به دور از قهر و دشمنی داشته و دارند. 

و اما بر این واقعیت نمی‌توان چشم پوشید که از بعد سیاسی و اجتماعی موضوع این وحدت و انسجام تفاوت پیدا می‌کند چرا که دیده‌ایم به گاه بروز بحران‌ها و دگرگونی‌ها، این وحدت و انسجام رنگ باخته و شکل دیگری به خود گرفته است و گاه تا مرز گسیختگی اقوام، تفرقه و حتا دشمنی پیش‌رفته است.

چرا؟ چرا انسجام و وحدت و یک‌دلی در بین اقوامی که قرن‌های طولانی در کنار هم برادرانه زندگی کرده اند و زندگی می‌کنند نهادینه نبوده و با کم‌ترین تلنگری شکننده می گردد؟!‌ متاسفانه تا امروز کسی به این سوال پاسخ نداده است.

درآمد: خودمداری برآمد شرایط ویژه‌ای است که فرد چون در آن قرار می‌گیرد، به لحاظ طرز زندگی و افکار، احساسات و عواطف ویژگی‌های متناسب با آن را می‌یابد. انطباق‌پذیری منفعت‌طلبانه و مصلحت‌جویانه در چنین شرایطی او را در وضعیت خودمداری قرار می‌دهد.

 روشن‌فکران مشروطه(روشن‌فکران نسل اول در ایران)

روشن‌فکر از طبقه‌ی تحصیل‌کرده و عمدتاً از طبقه‌ی میانی جامعه برآمده است و با دشواری‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی وانسانی به چالش برمی‌خیزد. روشن‌فکرمسائل حساس جامعه خود و جهان را تجزیه و تحلیل می‌کند. روشن‌فکر در آمیخته با اندیشه و خرد است. روشن‌فکر پدیده‌ای مدرن بوده و در جوامع پیرامونی در حال گذار از سنت به مدرنیته رسالتش بسط مدرنیته است.

ـ از من سوم/ همزاد رمیده‌ام / حروف نام را/ در خطابه‌ی پیامبران می‌خواند / مجنون پریشان کدام قبیله‌ای/ که خیمه روی هوش می‌زنی/ آن‌گاه نیمی پَر/ نیمی پرنده / روی صخره‌ها/ پرواز تازه / آغاز می‌کنی/ زمان در رگان من/ رؤیای سپید را/ به ایمان خاک می‌سپارد/ شبی که شعر/ به اشارت انگشت/ روی گونه‌های تو/ می‌ریزد./ «آبی ناگهان» 

منصور خورشیدی با هم‌گرایی تأویلی درصدد رابطه‌ی کشف و شهود بین کلمات و عبارت‌هاست. تکثرگرایی هم پیوند مدلول‌های «ذهنی‌ـ عینی» می‌باشد و ارتباط ملموس و محسوس با اشیا و پدیده‌ها متناسبِ بافتار شعرهاست. 

 اگر از خودبیگانگی انسان، محصول روابط کالایی شده در نظام اقتصادی سرمایه‌داری است، مسخ و هویت‌باختگی فرد حاصل شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حقوقی بر آمده از دل همان روابط و فشار مناسبات حاکم‌اش بر جامعه است. نخستین را کارل مارکس در مطالعات اقتصاد سیاسی‌اش کشف و تئوریزه کرد؛ دومی را بسیاری هنرمندان و نویسندگان در حوزه‌ی ادبیات مدرن تألیف کردند که می‌شود این‌جا از شاخص‌ترین آن‌ها یعنی نمایش‌نامه‌ی «کرگدن» اثر اوژن یونسکو و رُمانِ «مسخ» شاهکار فرانتس کافکا نام برد.

چکیده
این نوشتار به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که آیا ارتباط خاصی میان ایلات لرستانی بیران‌وند و باجول‌وند و تیره بیرینی بکش ممسنی وجود دارد؟ مرور تحقیقات سایر پژوهشگران نشان می‌دهد که اکثر روایت‌ها درباره‌ی ریشه نژادی و ایلی باجول‌وند و بیران‌وندها مستند نیستند. تحقیقات نشان می‌دهد که بیران‌وندها و باجول‌وندهای ساکن لرستان به منطقه ممسنی(و برعکس) مهاجرت‌هایی داشته‌اند.

درآمد:
فرادستی، سلطه‌گری، سلطه، یا هژمونی (به فرانسوی:hégémonie) مفهومی است برای توصیف و توضیحِ نفوذ و تسلط یک گروهِ اجتماعی بر گروهی دیگر، چنان‌که گروهِ مسلط (فرادست) درجه‌ای از رضایت گروهِ تحتِ سلطه (فرودست) را به‌دست می‌آورد و با «تسلط داشتن به دلیلِ زورِ صِرف» فرق دارد.
Hegemony هژمونی عبارت است از چیرگی مادی و غیرمادی یک طبقه‌ی اجتماعی بر طبقات‌ دیگر. در هژمون بورژوا طبقه‌ی مسلط(فرادستان) نه تنه از نظر سیاسی- اقتصادی جامعه زیر نظر دارد بلکه شیوه‌ی خاص نگرش خویش بر جهان، انسان و روا اجتماعی را نیز چنان همه گیر می‌کند که به صورت «عقل/ فهم مشترک» در می‌آید و طبقات زیرسلطه (فرودستان)  این نگرش را هم چون پاره‌ای از «نظم طبیعی» جهان می‌پذیرند. برآمد پروسه‌ی تغییر هژمونی نه تنها قدرت سیاسی و اقتصادی را از طبقه‌ای به طبقه‌ی دیگر وامی­ نهد، بلکه می‌باید با اشکال نوینی از تجربه و آگاهی، «پیشوایی» دیگری بیافریند.

اشاره: متن زیر سخن‌رانی دکتر سیامک موسوی اسدزاده است که عصر روزشنبه(28 مهرماه) در آیین پایانی بیست‌ویکمین جشنواره‌ی استانیِ قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لرستان ایراد شد.
در این آیین، دکترموسوی، هنرمند پیش‌کسوت تئاتر، موسیقی و سینما دیدگاه‌های خود را درخصوص قصه‌گویی مطرح کرد. متن پیاده شده‌ی این سخن‌رانی را هم می‌خوانیم:

پیش از پرداختن به بحث اصلی، با توجه به اجرای «قواّلی»1 توسط خانم «سمیه امیری»، با تقدیم ادب و احترام نسبت به تمامی قصه‌گویان ارجمندی که حضور دارند، اجازه بدهید مراتب خرسندی و شادمانی‌ام را به خاطر وجود مبارک دوتن از بانوان محترم لرستانی، که چراغِ دو شیوه‌ی قصه‌گویی سنتی ایران را در کشور روشن کرده‌اند، اعلام نمایم. نقّال گرامی؛ بانو «سیمین‌مهر» از شهرستان بروجرد و بانو «سمیه امیری» از شهرستان خرّم‌آباد.     
و امّا... در طی دوره‌های آموزشی که در خدمت هنرجویان محترم قصه‌گویی بوده‌ام، بعضی از هنرجویان محترم، به واسطه‌ی آن‌چه که در بعضی محافل رسمیِ قصه‌گویی شنیده‌اند، اظهار می‌دارند که قصه‌گوها مجازِ به استفاده از حرکات بدنی و تغییرات حالات چهره نمی‌باشند، یا گاه با قصه‌گویانی روبه‌رو می‌شوم که بیان پرورش یافته‌ای ندارند و اگر چه در ارائه‌ی یک قصه موفق هستند، امّا بیان‌آن‌ها موجب کسالت شنوندگان می‌‌شود. از این رو ترجیح دادم در این فرصت، به اهمیت و ضرورت پرورش بیان، بدن و احساسِ قصه‌گویان بپردازم. زیرا به زعم بنده این موارد از ارکانِ ایجادِ «ارتباط» مؤثر، با مخاطب محسوب می‌شود.

میرپنج فرزند «عباسقلی سواد کوهی»، معروف به داداش بیک، 24 اسفند سال 1256 خورشيدي در قصبه« آلاشت» از توابع سوادکوه مازندران به دنیا آمد. عباسقلی خان، پدر رضاخان، در دوران حیات خود چهار همسر اختیار کرد. از سه همسر اول خود صاحب شش پسر و چند دختر شد و از همسر چهارم خود موسوم به «نوش آفرین» صاحب پسری به نام «رضا» شد و چون در هنگام تولد رضا در سنین پیری و کهولت به سر می‌برد، چهل روز پس از تولد او در آلاشت سوادکوه درگذشت. رضاخان تا سن چهارده سالگی اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشت و پس از آن به مقدار بسیار کم آموخت.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004