شما اینجا هستید: خانهمقاله

پروژه‌ی اقوام‌آزاری در ایران، چندسالی است که کلید خورده و هر از گاهی یا از سوی دستگاه‌های دولتی و حقوقی که با منابع مالی ملی تامین می‌گردند و یا از سوی افراد و اشخاص حقیقی، شاهد این موضوع بوده‌ایم.

تقدیم به دکترشفیعی کدکنی

رقص ِواژه‌ها
نصرت‌الله مسعودی 
 
نه كه خرابِ خراب
اما باز
خانه‌نشينِ سنگينيِ اين هيچِ بي‌گسست‌ام
كه پيش از پيداييِ من
آنقدر گِرد سر ِپدرم گرديده بود
كه ميراث مادرم
مويه بود و مويي كنده
كه در سپيده دمان ِمن
چون بي‌خوابي شب‌ها مي‌وزيد
و هم از اين روست
كه من گيسوي رودابه را
پنجه در پنجه‌ي باد
جز در پيچشِ غلتِ خار
به‌ ياد ندارم،
و زال بي ‌سيمرغ وُ زرِ من
در قاف خرابه‌هاي فعولُن فَعَل
سر بر ديوارهاي فرو ريخته
در به دري آن همه شعر را
به سمتِ خاکستر می برد.
از اين گريه گذشتن،
نه كار من
كه پيش از زادن
از سمت خاك وُ خاكستر وزيده‌ام
كه كار تو هم نيست
كه ذات دوده بوده‌اي
و پلكِ مردگان هزار ساله هم هنوز
از تاري تو سنگين‌ است.

آن‌چه امروزه با نام زبان لکی و مردم لک‌زبان می‌شناسیم بخش اعظم هویت فرهنگی و جمعیت انسانی لرستان فِیلی است تاجایی که اگر بتوان از میان گروه‌های زبانی و فرهنگی منطقه (استان‌های ایلام، لرستان و کرمانشاه) یک گروه را مصداق نام «لر» دانست ما لک‌ها هستیم، اشارات و شواهد تاریخی نیز حاکی از همین واقعیت است که در اکثریت قریب به اتفاق منابع، نام «لرکوچک» و بعداً «لرفیلی» برای مردم لک استفاده شده است. اماخودِ نام «لک» از چه زمانی به مردم ما اطلاق شد؟ برای بررسی این موضوع، نگارنده سلسه مطالبی در دست انتشار دارم که از زوایای گوناگون به این پرسش پرداخته‌ام.

مروری بر وقایع ریز و درشت طبیعی و اجتماعی سال 96 در جامعه و کنش و همکنشی‌هایی که در راستای آن‌ها، توسط نهادهای حکومتی و غیرحکومتی و یا افراد و گروه‌ها صورت گرفت نشان از ساختار سست، لرزان و شکننده فرهنگ و جامعه ایرانی دارد. ساختار نااستواری که اگر برای تقویت، ترمیم و استحکام آن چارهای اندیشیده نشود روز به روز بر میزان تبهگنی آن افزوده شده و به گردابی مبدل خواهد شد که همه چیز را با خود نابود خواهد کرد.

نگاهی به مجموعه شعر «حدیث آن مترسک عاصی» سروده‌ی روح‌اله رویین    

چه بسا سرآغاز فرزانگی در ترس نهفته باشد. اونامونو

کتاب «حدیث آن مترسک عاصی»1 با این شعر «عیار حاشیه‌های تاریک» و با این سطرها آغاز می‌شود:
در ابتدای افق غروبیم بودم
کتابی در من ورق می‌خورد
و پاهایی به سمت اول شبم پیش می‌راندند
انسانی آواره را می‌جستم
که دچار رنج خواندنش کنم (ص10)
   نکته‌ی اول این‌که هر اثری مخاطبش را در خود دارد تا وقتی زمانش برسد. نوعی قرار ملاقات که بسته به مخاطب و اثر، گاه دیر و گاه دیرتر رخ می‌دهد. در مورد مترسک عاصی هم شاید بشود گفت هرکسی توان خواندن و لذت بردن از این اثر را نداشته باشد. انسانی باید که پیش‌تر رنج خواندن را بر خود هموار کرده و به این رنج خو گرفته باشد. انسانی که چیزی یا چیزهایی را از دست داده است و در حرکت عقربه‌ها و فواره‌ها و در حرکت اجسام فرسوده گشته است. دیگر این که، این کتاب خواندنی دیگرگونه می‌طلبد. نوعی فرو رفتن در دل چیزهایی که ناشناخته نیستند، دور هم نیستند اما همان‌هایی هم نیستند که ما در بدو امر فکر می‌کنیم و به آن‌ها عادت کرده‌ایم. یا درست همان‌ها نیستند. از این حیث که؛ چیزها و نه حتا وضعیت‌های مشابه، برای آدم‌های مختلف یکسان نیستند.

زندگی جریانی پیوسته است که به‌طور طبیعی، در دنیای قابل مشاهده و مادی، از جنین آغاز می‌شود و با سیری طبیعی از تولد تا مرگ ادامه دارد. بر طبق متون دینی و اصول اعتقادی دین اسلام، انسان پس از مردن در این دنیا، حیات برزخی‌اش آغاز و بعد از حادثه‌ی وقوع قیامت، زندگی جاوید اُخروی را آغاز می‌نماید. در هرصورت حیات و زندگی دنیوی قاعده و قانون خود را دارد. پیامبران، فلاسفه، دانایان و علما سال‌ها تلاش کرده‌اند تا رفتار، کردار، گفتار، اعمال و اخلاق بشر را به قاعده در آورده و میزان عملکرد بشر را در تمام ابعاد زندگی خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و فرهنگی را با معیار عقلی و شرعی تنظیم نمایند. اما با وجود تبیین و نوشتن ایده‌آل‌های بشر، هنوز جامعه، متناسب با آن‌چه خردمندان و بزرگان جامعه مطرح کرده‌اند، عمل خود را با قواعد حیات انسان‌های خردمند و مومن نوگرا و مدرن تغییر ندادهاست و در مقابل دانایی آن‌ها ایستادگی می‌کنند. 

هویت یکی از مقوله‌های مهم وجودی انسان است که تاثیر عمیقی بر همه‌ی کارکردهای او دارد. پاسخ فرد به سوال تفکر برانگیز و مهم «من کیستم؟» حیاتی و تعیین کننده‌ی بسیار مهمی است. یکی از مهم‌ترین ابعاد و انواع هویت،  "هویت قومی" است. پایداری و انسجام در هویت قومی، بر رشد و توسعه‌ی آن قوم در همه ابعاد تاثیرگذاشته و سرنوشت آن قوم را به میزان زیادی مشخص می‌سازد؛ به همین دلیل یکی از راه‌های تاریخی مهم برای  تسلط بر اقوام و ملل استفاده از مقوله‌ی هویت بوده است.

اشاره‌ی نخست: مرادحسین عباس‌پور، زاده‌ی دلفان، ساکن تهران و دانش آموخته‌ی فلسفه‌ی غرب از دانشگاه تهران است. از سال 83 دست به انتشار تألیفات خود زد که از آن میان می‌توان به «کافکا: روایت‌گر تراژدی مدرن»، «پروست: کلیددار کتاب کلیسای زمان»، «هنر و فلاکت: ده روایت معتبر درباره‌ی صادق هدایت»، ترجمه‌ی «در انتظار گودو»ی بکت، و مجموعه داستان «ایستگاه بعد قیطریه» و رمان‌های «اسپینوزای من» و «جای خالی پروانه» (نشر داستان)  اشاره کرد. به نظرم عباس‌پور نوشتن را جدی آغاز کرده و به همراه یکی دو تن دیگر از هم استانی‌هایمان، واژه‌ها، زبان و هستی داستان را از گونه‌ای دیگر می‌داند.

کشور ما ایران، به کشور ادب و هنر و علم معروف است، تا آن‌جا که حکیم فردوسی گفته‌اند؛ «هنر نزد ایرانیان است و بس» و پیامبر(ص) نیز فرموده‌اند؛ «اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست پیدا خواهند کرد.»
اکثریت  مردم کشور ما پیرو دین مبین اسلام هستند و اقلیت‌های مذهبی کشور ما بر دین و آیین پیامبران ابراهیمی مانند کلیمی‌ها، مسیحی‌ها و... می‌باشند. برخی هم نیز دارای دین و آیین زردشتی هستند. همه‌ی این ادیان بزرگ، که مقدمه‌ی دین اسلام بوده‌اند، اکنون دین پیامبر آخرالزمان که رهبر و اکمل  سیر حرکتی دین می‌باشد، بر فرهنگ و گفتمان و اخلاق مبتنی هستند و همه‌ی آن‌ها خصوصاً دین اسلام بر علم‌آموزی و دانش‌پژوهی و تلاش علمی استوارند تا آن‌جا که پیامبر اسلام(ص) طلب دانش را بر هر فرد مسلمان و پیرو حق، واجب می‌دانند و کسب آن‌را از مهد تا‌‌ لحد سفارش فرموده‌اند. آن هدایت‌گر بزرگ و دارنده‌ی خُلق عظیم مداد علما را بر خون شهدا افضل دانسته‌اند.

کشاورزی مردمی‌ترین بخش اقتصاد است که نقش بسیار مهمی در برقراری امنیت غذایی، ایجاد اشتغال مولد، ارزآوری، تعادل جمعیت، تعادل اشتغال و هم‌چنین رونق صنایع جانبی دارد. کشاورزی تنها بخشی است که در همه‌ی زمان‌ها و در همه‌ی شرایط فعالیت خود را حفظ و نقش اقتصادی خود را ایفا می‌نماید. به‌عنوان مثال درسال 1391 که به علت وجود تحریم‌ها، اکثر بخش‌های اقتصادی کشور رشد منفی را تجربه کردند، رشد بخش کشاورزی 7/3 (سه‌وهفت دهمِ) درصد بوده‌است (بانک مرکزی، 1393)

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004