شما اینجا هستید: خانهمقاله

 شعر نوعی اجرا با کلمات است. بدین شکل که اگر کلمات در شعرنباشند، شعر بی‌مجری می‌شود. اهمیت کلمه (لفظ) در شعر تا آن مرز معنایی می‌رود که خیلی از منتقدان آن را بر معنا برتر دانسته‌اند. این مهم بدین شیوه می باشد که خودِ کلمه علاوه بر قدرت القا و انتقال مفهوم، از هارمونی و آهنگی که در درون خویش دارد ما را در سُرایش شعرکمک می کند. بنابراین احضار کلمات هم به قلمرو شعر کمک می کنند و هم این که زبان را در شعر مستحکم و منسجم‌تر جلوه می‌دهند. به‌گونه‌ای که یدالله رویایی می‌گوید:« تمام شعر کلمه است.» بدین حال، می‌توان با نظر رویایی همراه شد زیرا که کلمات چه در شعر شنیداری و چه در شعر دیداری نقشی سازنده و فرآرونده را برعهده دارند. نیما نیز درباره‌ی اهمیت کلمات و وظیفه‌ی شاعر در قٍبال این کلمات نیز می‌گوید: « کسی که شعر می گوید، به کلمات خدمت می‌کند.» شوپنهاور نیز شعر را صنعت به کار انداختن تصورات به کمک کلمات می‌داند و شاملو نیز معتقد است که شاعر با کلمه می‌اندیشد نه با اشکال و تصاویر.

 سعيد تشكري در رمان هندوي شيدا عشق و اعتقاد را تعريف مي‌كند. عشقي را كه عبارت است از «از كف دادن» و نه «به كف آوردن»؛ و اعتقادي را كه بهايي گزاف دارد و بايد عاشقانه و از روي رضاي كامل پرداخت  بهايي كه كم‌ترينش «خود» است و «خود بودن» عشق و اعتقاد در هندوي شيدا، در نهايت به هم مي‌پيوندند و تشكري به ما مي‌نماياند كه اين دو، سنخ و جنس و جوهرشان يكي است، يا بهتر بگوييم: «عشق ابتداست و باور، انتها‌ي آن مقدمه است و اين شرح آن صورت مساله است و اين پاسخ و راه‌حل آن راه است و اين مقصد و اين نگرش فلسفي ديرينه‌ كه در فرهنگ ايراني چه پيش و چه پس از اسلام، اساس و زيرساخت بينش و تفكر و پايه‌ي شناخت چيستي خلقت و چرايي زندگي است و صبغه خويش به هر آيين و فرهنگ كه به جبر يا اختيار به اين سرزمين راه يافته، داده و با آن هر فرهنگ و آيين وارده را غنا بخشيده است، در قالب داستاني اكنوني و اينجايي با آدم‌هايي اينجايي و اكنوني به‌خوبي و روشني تبيين شده و به مخاطب انتقال مي‌يابد.

 زبان تو سرشار از  خشونت عليه من است!

سال‌هاست حرفایی از زبان پایتخت‌نشینان می‌شنوم و رفتارها و کرد‌‌‌‌ارهایی می‌بینم که موجب آزار روح ‌و روانم شد‌ه‌است، وقتی می‌خواهم با نگاه جامعه‌شناختي و رويكرد انسانيت و انسان‌دوستی به آن‌ها پاسخ د‌هم شنونده‌ام با ذهن قالبی حرف‌های ساده و صادقانه‌ي من را درباره‌ي فرهنگ، زبان، رفتارها و باورهای قوم لر باور نمی‌کند و نمي‌پذيرد و هر روز به دنبال يافتن سوژه‌اي جديد هم‌چون«سنگ‌سار توهمي گوزن در لرستان، حكم قاضي لر، خشونت هوادار خيبر...» و حتا اگر سوژه‌ی جديدي نيابد به دنبال ساختن و جعل چنين سوژه‌اي خواهد بود!

 يك قدم برخويشتن نه      وان دگر بر كوي دوست 

انسان‌ها ريشه‌ي مشتركي در خلقت دارند و هنگام بروز مشكل براي هر انساني از هر رنگ و نژادي خود را مؤظف به ياري رساندن مي‌دانند و ترديد به‌ خود راه نمي‌دهند. اصولاً تفاوت‌هاي نژادي و قومي مانع از كمك‌رساني و اَعمال نوع‌دوستانه‌ي انسان‌ها نمي‌شود. مولوي كه خود به اين اصل اعتقاد دارد، مي‌گويد:

«هر کس بگوید که طبیعتْ نسبت به رنج‌ها و دل‌واپسی‌های انسان بی‌تفاوت است، نه از طبیعت چیزی می‌داند و نه از انسان.» *
بدون کم‌ترین آشنایی و شناخت پیشین از کتاب «کوری» و نویسنده‌ی آن، به خواندنش پرداختم. هنوز دو /  سه صفحه از کتاب را نخوانده بودم که شیوه‌ی نگارش آن، مرا دچار این تردید کرد که آیا وقتم را تلف نمی‌کنم؟!  اما با وجود این به خواندن ادامه دادم. به کتاب احترام می‌گذارم و به پدید آورنده‌اش هم. اما چنان‌چه کتابی به مذاقم خوش
نیاید، آن را کنار می‌گذارم؛ تا هم من از او خلاص شوم؛ و هم این که او از خمیازه‌کشیدن‌های ذهنم رهایی یابد!: یک جدایی توافقی؛ کاملاً توافقی و با حفظ احترام متقابل!

 حرفی
 از ما در این برکه نمی‌ماند
جز گیسوانی خزه بسته
و آفتاب‌گردانی
که مرا دیوانه کرده‌است.

باید رؤیاهای این ماهی قرمز را
به رودخانه برسانم
و تُنگ را پر از قورباغه کنم!

 رشته‌کوه‌های زاگرس که از غرب ایران و شمال‌شرقی عراق به سوی جنوب ایران کشیده شده است؛ زیست‌بومی دارای بلندی‌های بی‌ترتیب از ناهمواری‌ها و سلسله‌ای از سنگ‌آهک‌های پرشیب است که در میان آن دره‌های عمیق قرار گرفته‌اند.‌ چندگونه پستاندار بزرگ در این زیستگاه جذاب یافت شده‌اند، ویژگی‌های محیطی خارق‌العاده‌ي این زیست‌بوم بخشی از جذابیت برای بزها و گوسفندهاست که با چابکی در میان این پرتگاه‌های سنگی زندگی کنند. در حدود40‌هزارسال پیش،‌‌ نئاندرتال‌ها1 شروع به شکار بز و گوسفند در بخش‌هایی از رشته‌کوه‌های زاگرس کردند.

 چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ
پيمانه چو پُر شود چه شيرين و چه تلخ
اگر مرگ حق است، پس زندگي چيست؟ حقيقت كدام است؟ مرگ يا زندگي؟! اگر مرگ همه‌ي انسان‌ها يكسان و شبيه هم‌ است، اما زندگيشان حتماً با هم فرق مي‌كند.

 شنیده‌ام که بهشت آن کسی تواند رفت  که آرزو برساند به آرزومندی (شهید بلخی)
اگر انقلابی در مملکت ما صورت گرفته است، سنگینی بار آن را همین اکثریت افراد زیر30 سال (فونداسیون فکری کشور) تحمل کرده‌اند و شکی نيست اگر روزی هم بخواهند در ایران یک ارتش انقلابی صددرصد خلقی یا هر نوع سپاه مردمی دیگری به‌وجود آورند، باز باید دست نیاز به سوی همین اکثریت روزافزون دراز کنند. بنابراین ما هرگز نمی‌توانیم به آینده‌ی مملکت خود خوش‌بین و امیدوار باشیم، مگر آن‌که سعی کنیم قبل از هر چیز نیازهای معنوی این اکثریت را که در رشد شعور اجتمايی و بالا رفتن سطح تقوا و فضیلت آنان تأثیر به‌سزایی دارد، برآورده سازیم.

زندگی در حال گذار است و ما برای زنده ماندن و دنبال کردن اهداف در تلاشیم. جنگ زندگی، دارای فتح و شکست است و ما برای آن‌که در این جنگ پیروز شویم باید نسبت به دنیاطلبی بی‌اعتنا باشیم. اگر دنیا را با چشم بصیرت نگاه کنیم، کشش و اشتیاق به سمت او گرفتاری به دنبال دارد و دام گسترده‌ی او، طالبان طعمه‌اش را در اسارت و ذلت قرار می‌دهد.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004