شما اینجا هستید: خانهمقالهسخنی درباره‌ی شجره‌نامه‌های کتبی و شفاهی برخی قبایل غرب ایران

سخنی درباره‌ی شجره‌نامه‌های کتبی و شفاهی برخی قبایل غرب ایران

دوشنبه, 23 مرداد 1396 ساعت 09:38 شناسه خبر: 2806 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

مقدمه
انسان‌ها در بدو خلقت، به حکم خدا، از زن و مردی به نام حوا و آدم به وجود آمده‌اند. آن‌ها در طول زمان و سکونت در این کره‌ی خاکی، تکثیر نسل نموده، و به صورت طوایف و قبایلی در آمده‌اند.

بعدها این قبایل و طوایف در قالب اتحادیه‌هایی نژادی، دینی، نظامی و ضرورت‌های حیات اجتماعی، و ... دولت‌ها و امپراتوری‌ها و حکومت‌هایی را در طول تاریخ  تشکیل داده‌اند، که در جدیدترین حالت، خود را به صورت دولت‌ـ ملت‌ها و جوامع و کشورها، ارائه کرده‌اند و الان بیش از دویست کشور در سطح بین‌المللی شکل گرفته است.
اکنون در قرن بیست‌ویکم میلادی، خیلی از افراد به دنبال هویت اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و نژادی خویش هستند، در این هویت‌طلبی و شناخت از رگ و ریشه‌ها‌ی تاریخی و... برخی منافع و مصلحت و یا اغراضی را دنبال می‌کنند و گروهی نیز هدف از شناخت هویت خویش، به دنبال کشف حقیقت هستند.

مختصری از شجره‌نامه‌های کتبی و شفاهی برخی قبایل غرب ایران
آن‌چه در مردم غرب کشور ایران متداول بوده این است که آن‌ها به علت عارف مسلکی و صعب‌العبور بودن مناطق‌شان، متأسفانه نتوانسته‌اند میراث فرهنگی و کتبی خود را که از گذشتگان فرهیخته‌شان به جا مانده است، حفظ نمایند. چون این مناطق از ایران زمین حوادث تلخ و شیرین فراوانی به خود دیده‌است و مهاجمان و غارتگران به شکل‌های مختلف میراث فرهنگی و باستانی آن‌ها را به یغما برده‌اند خصوصاً در حوزه‌ی لک، لر و کرد و اگر مبالغه نکرده باشم مناطق لک‌نشین بیش‌ترین صدمات را در این راستا متحمل شده‌اند. به عبارت امروزی همین دشواری راه‌های ارتباطی و عقب‌ماندگی تاریخی در یلدای غفلت از حفط چنین میراث گران‌بهای شعر و ادبیات و قصه و دفاع و پیروزی‌ها و شکست‌ها و ... همه دست به دست هم دادند و به عبارت امروزی از قافله توسعه و تمدن جا ماندند. باز هم باید تکرار شود، این قوم اصیل ایرانی تاریخ مدون و دقیقی در تمام زمینه‌ها از خود ندارند، به همین خاطر محققان و قلم به‌دستان امروز نمی‌توانند سخنانشان با سند و مدرک دقیقی ارائه گردد، و این عاملی برای سرخوردگی و ضعف تاریخی و فرهنگی و هویتی آن‌هاست و بافت ایلی و قبیله‌ای براثر مهاجرت‌های اجباری و تبعید و یا فرار از بن بست زندگی و یا فشار حاکمان جور همواره آن‌ها را متلاشی نمایند، شبیه سخنی که حسن‌خان والی پشت‌کوه هنگام متلاشی کردن و تبعید و متواری کردن دو ایل برادر یعنی ریزه‌وند و سوره‌میری که در ارتباط تنگاتنگ با ایل تاریخی کولیوند هستند، می‌گوید: «باید بلایی بر سرتان بیاورم که اعقاب دو برادر و یا دو پسر عمو هیچ‌گاه هم‌دیگر را نشناسند و به عبارت امروزی هویت ایلی و فامیلی شما کاملاً به هم بریزد.»
از این نمونه کارها حاکمان جور انجام داده‌اند و یا از فشار روانی و کشتار آن‌ها  برخی از ایلات ما از ترس جان و نا‌امنی‌های اجتماعی و سیاسی و گاه اقتصادی به کشورهای هم‌جوار رفته‌اند نمونه سه قرن و چهار قرن اخیر نابودی ایلات وابسته به آخرین اتابک لرستان یعنی شاهوردی خان و پادشاهان زند خصوصاً ایلاتی که کریم‌خان زند و لطفعلی‌خان‌زند را یاری کرده بودند، به همین خاطر زندهای عاشوری(آشوری) در بین اکراد سنی مسلک این ایلات شیعی به‌خاطر هم‌جواری و شاید ضرورت‌های دیگر حتا مذهب‌شان هم عوض شده است که همه‌ی این بدبختی‌ها زیر سر شاهان قاجار بود. خصوصاً آقامحمدخان قاجار و فتحعلی‌شاه قاجار که پژواک کار فتحعلی‌شاه در زمان والی‌گری حسن‌خان، صاحبان و ساکنان حقیقی پشت‌کوه را دچار چالش و تغییر و تبعید و متواری کردن نمود و الان خانقیین، کوت، عماره، مندلی، بدره، علی غربی و شرقی و بغداد و بصره و سلیمانیه و... پر از این لک‌ها یا فیلی‌های بخت برگشته است.
درباره‌ی تاریخ شفاهی ایلات لک، لر و کرد یک نکته مشهود است و آن این‌ست که هر طایفه‌ای به شخص مهم و بزرگی از دودمان یا تیره یا عشیره یا طایفه و یا ایل و تبار و نژاد خویش آگاهی نسبی و شناسنامه‌ای و شفاهی دارد، و به دنبال آن احفاد و اعقاب خود را از مسئله‌ی نژادی خویش آگاه کرده است و همواره بزرگ‌ترها بطور شفاهی برای کوچک‌ترها بیان نموده‌اند.
در عشایر ایران که تا یک‌صد سال قبل اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می‌داد، فرزندان وقتی به سن بلوغ می‌رسیدند کم کم هویت جدیدی را برای خود و اعقاب و آیندگان خویش ترسیم می‌کردند. معمولاً افراد ایلیاتی در گذشته، به نسل پدر یا مادری که دارای اهمیت و صلابت بوده است، هویت پیدا می‌کردند و همین‌طور قالب‌ها و قبایل و طوایف جدید ایجاد می‌شده است و در این تحرک مکانی و جمعیتی و مهاجرت‌ها برخی طوایف و شاخص‌های قدیمی خود را فراموش کرده‌اند و در بین قبایل و طوایف دیگر دارای هویت و انسجام و هم‌بستگی شده‌اند. اما بشر امروز به شیوه‌ی سنتی قانع نیست و می‌خواهد همه حقیقت ماهوی ایل و تبار خود را بفهمد و درک نماید و به آن حقیقت و شناخت واقعی دست یابد. بنابراین قبایل و طوایف به دانسته‌ها و داشته‌های شفاهی خود تکیه می‌کنند و گاهاً خیلی از این سخنان و نقل قول‌های شفاهی و سینه به سینه، رگه‌هایی از حقیقت و یا کل آن‌را در بر دارد.
درباره‌ی طوایف غرب کشور خصوصاً استان‌های ایلام، لرستان، همدان و کرمانشاه، می‌توان گفت: «از زمانی‌که شناسنامه و سجل به شکل جدید ایجاد شده است، بسیاری از افراد فامیلی شناسنامه خود را به عنوان و نام جد بزرگشان گرفته‌اند و لذا نام و عنوان فامیلی آن‌ها همان نام ایل و طایفه‌شان می‌باشد. آن‌ها در سنگ قبرهایشان  دیگر نیاز نیست نام طایفه خود را حک نمایند، زیرا نام خانوادگی و شهرت آن‌ها کفایت می‌کند.
نگارنده، این شیوه‌ی سنگ مزار نوشتن را در استان همدان، خصوصاً شهرهای نهاوند، کنگاور و تویسرکان  ملاحظه نموده است، تا آن‌جا که اکثر نوشته‌های روی سنگ قبرها، نام فامیلی آن‌ها نام قبیله و ایل و تبار آن‌هاست، شبیه سلگی، ذوالفقاری، حسنوند، سایه‌وند، حمیدوند، کولیوند، زرینی، سهرانی و ترکاشوند و سورمیلی و ... در لرستان برخی طوایف و ایلات، به‌خاطر رقابت‌های سیاسی و اجتماعی، اعتراض به عوامل جور، مغضوب حکومت‌ها بوده‌اند و برخی ایلات و طوایف وابسته به صاحبان قدرت و یا سوء‌استفاده از حوادث و موقعیت‌های پیش آمده، در تحقیر و تضعیف آن ایلات می‌کوشیدند، هر چند بزرگی و درست‌کاری فکر و اندیشه‌ی بزرگ یک یا چند ایل را نمی‌توان برای همیشه کتمان کرد و حقیقت وجودی هر فرد یا اجتماعی روزی آشکار خواهد شد. ایل کولیوند از جمله ایلاتی است که از دوستان و ایلات هم‌نژاد و منطقه‌ای خویش صدمه روحی و فرهنگی و روانی دیده است. ایل کولیوند گاه از جانب برخی مورخان طوایف رقیب او را از ایلات سلسله از جمله حسنوند و کولیوند و قیاسوند جدا می‌کنند و برای سل‌سل یا سلسله فقط سه پسر قائل می‌شوند اما برخی مورخان و قلم به‌دستان منصف ایلات سلسله را چهار ایل معرفی می‌کنند. درحقیقت ایل کولیوند مانند ایلات مهم سلسله و دلفان و بیران و باجول جزو اعقاب ساسانیان می‌باشند و در راه وطن و دفاع از آن با مهاجمان عرب و ترک و مغول و تاتار و افغان و عثمانی و بعثیان مزدور، نهایت جان فشانی و صدمات و لطمات فراوان دیده‌اند. به عبارت دیگر کولیوندها مانند سوره‌‌‌میری و سایر ساسانی‌های بخت برگشته، از آن ایلات هستند که از جانب عرب و عجم به شکل‌هایی تحقیر شده‌اند و خیلی از آن‌ها تبعید و متلاشی شده‌اند. بنابراین فقط اهل خرد و مردم با اصالت، جایگاه ویژه ی آن‌ها را می‌دانند که این ایلات چه اندازه وطن دوست و برای کشور تلاش‌گر هستند.
اعراب وقتی با اعقاب ساسانیان آشنا شدند که در کسوت ایمان آوردن به دین اسلام و مکتب و مذهب تشیع سرخ علوی در قالب دراویش مولا مرتضی علی(ع) درآمده بودند و با فقر و فاقه و خاکساری و همانه به‌دوشی و خاک‌روبه‌ای، ظاهر شدند برخی از اشراف و اعراب مهاجم آن‌ها را القاب زشت می‌دادند، تا آن‌جا که ایرانیان اسیر شده به عنوان موالی و علام انواع و اقسام تحقیرها رابه چشم خود دیدند و به گوش خود شنیدند و با جسم و روح خود آن را لمس و احساس کردند. به همین خاطر فیروز ابولوءلوء به احتمالی جد یکی از طوایف کولیوند پیروزآباد الشتر، عمر را کشت و با این اعتراض حداقل نارضایتی سران ایرانیان اسیر را از این تحقیرها به خود و سایر موالیان، به سمع و نظر تازه مسلمان حاکم گوشزد نمود. البته ایرانیان دوران یزدگرد سوم از جنگ‌های پادشاهان قبلی به تنگ آمده بودند و دست خیانت برای حفظ منافع برخی متمولان و افراد ضعیف النفس به انضمام شعارها و وعده‌های افراد مهاجم وضعیت طوری رقم خورده بود که از آخرین پادشاه خود و شهرها و مردم خویش جانانه دفاع نکنند. نمونه‌ی این خیانت را در حاکم مرو می‌توان ملاحظه نمود و از طرفی غیراخلاقی رفتار کردن اعراب دنیا طلب در شهر زور و سلیمانیه بود که طبق شعری بر روی پوست بز یا آهو که نوشته بود همه جا را به آتش کشیدند، دخترها را بردند و ...
حاکم خائن مرو به نام ماهویه با شنیدن حمله اعراب، مرو را به خاقان تسلیم کرد و به پادشاه آخر ساسانی بی‌احترامی کرد و آن پادشاه بی‌یاور، با پای برهنه از شهر خارج شد و بعد از دو فرسخ پیاده روی به آسیابی رسید و شاه خسته و بی‌‌یاور طلب مکانی برای خواب نمود ایشان در قبال کمربند زرین مسافر تنها و خسته، جایگاه خوابی تهیه نمود همین که یزدگرد سوم به خواب عمیقی فرو رفت، آن آسیابان نانجیب با عمودی آهنی (میله آسیاب) او را کشت و جسدش را در رودخانه افکند. صبح که مردم خبر ورود پادشاه به مرو و بی‌حرمتی حاکم مرو را فهمیده بودند، ضمن راندن متجاوزان به جست‌وجو برای دیدن پادشاه برآمدند، ولی دیر شده بود، زیرا پادشاه کشته شده بود.]۱[

نتیجه‌گیری
ایلات وابسته به ساسانیان به نظر می‌رسد هنوز ناشناخته هستند و مورخان و صاحب‌نظران را دعوت به کالبد شکافی و تبیین نظر می‌نماید، که خیال همه نسبت به تاریخ ظهور، بلوغ، مرگ و یا نو زایش آن‌ها را راحت نماید، این واکاوی ایلات، در کل کشور، عزم همگانی و به‌خصوص دانایان را به کمک فرا می‌خواند. نگارنده، با توجه به شناختی که از ایل کولیوند دارد، آن‌ها را از اعقاب ساسانیان می‌داند و گذشته از مدارک و روایاتی که خودشان دارند، حداقل پسوند طوایف و تیره‌های آن با کلمه «شه» این سخن را تقویت می‌کند که همه از نام شاهزاده‌گان و نجبای ساسانی تشکیل هویت و ساختار ایلی داده‌اند. برای نمونه طوایف کولیوند همه دارای پسوند«شه» یا «شاه» دارند مانند:
- فرخ شه (فرخ‌شاه)
۲- بمارشه (بمارشاه یا بمان‌شاه)
۳- اصلانشه (اصلان‌شاه)
۴- ایرانشه (ایران‌شاه)
۵- اولیشه (اولادشه) [اولادشاه]
۶- کرمشه (کرم‌شاه)
۷- سایر تیره‌ها ...
آن‌طور که از روایات و حوادث بعد از حمله عرب به ایران و نهاوند بر می‌آید کولیوند که الان  نام یک ایل عمده می‌باشد حداقل قدمتش دوازده یا سیزده قرن پیش است. [نقل از اسنادی که جناب هادی اسفندیاری از طایفه بالاوند در اختیار دارد]
به زعم ساسانی بودن ایلات سلسله و طبق روایات شفاهی سل سل یا سلسله از نسل سلسال هستند و به احتمال می‌توان گفت: دژ یا قلعه‌هایی که به نام سلسال در شمال ایران وجود دارد بی‌رابطه با ایلات سلسله خصوصاً ایل کولیوند نباشد و سلسال روزی روزگاری در شمال کشور پهناور ایران به عنوان حاکم و خدمت‌گزار فعالیت نموده است (الله اعلم).

پی‌نویس:
1 . این قطعه شعر را اکثر مورخان از جمله آیت‌الله محمد مردوخ نقل کرده‌اند و ترجمه این شعر هورامی لکی را از وب سایت مهر میهن عیناً نوشته می‌شودکه ترجمه ۴ بیت شعر آن به قرار زیر است:
۱- «هرمزگان» معابد ویران شدند، آتش [آتشکده‌ها] خاموش گشتند. بزرگان خود را پنهان نمودند.
۲- عرب ستم‌کار، دهات و شهرها را تا شهر زور خاپور و ویران نمودند.
۳- زنان و دختران را به اسیری گرفتند، و دلیران به خون خود غلتیدند.
۴- روش و آیین زردشت بی‌کس ماند و هرمزد به هیچ‌کس رحم نکرد.

منابع
]۱[ ابوحنیفه احمد بن داود دینوری ـ اخبار الطوال دینوری ـ ترجمه دکتر محمودمهدوی دامغانی ـ نشرنی ـ صفحه ۱۷۵ـ سال۱۳۶۶

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز