شما اینجا هستید: خانهمقالهدر جست‌وجوی طعم گمشده‌ی خیال درنگی کوتاه بر شعری از نصرت مسعودی

در جست‌وجوی طعم گمشده‌ی خیال درنگی کوتاه بر شعری از نصرت مسعودی

پنج شنبه, 25 آبان 1396 ساعت 09:37 شناسه خبر: 3039 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

آثار نصرت‌اله مسعودی، دنیای نگارینی از گذشته تا امروز را در برابرمان می‌گذارد، دنیایی که با همه‌ی کوتاهی، جمع و جوری و ایجازش، گاه چنان‌مان در خود می‌فشرد و در پیچ و خم شعریت گم می‌کند که تا مدت‌ها طعمِ گمشدگی دور و ناآشنایی به دنیای روزمره‌ی بری از شعر، رهاوردمان می‌شود.


برای نمونه در این‌جا بر شعر شماره‌ی 84 از مجموعه‌ی«به سبک خودم دوستت دارم» درنگ می‌کنم:
دستمال پدرم
پر از طعم ترانه بود.
برای من هم
چند روزنامه‌ آزادی
و پنجره‌ای
که به آسمان تو باز شود کافی است!
(شعر 84، ص: 90 )

در این اثر، دو دنیای متفاوت، نه در عرض که در طول هم، درهم تنیده و هم‌ریخت شده‌اند. هم‌ریختی و در عین حال عزیمت! هم‌ریختی آن‌جاست که راوی بازگشتی به دنیای پدر دارد. برشی از جان کندن‌ها و عسرت‌زدگی سال‌های سال‌ـ دستمال پرِ بعد از کار روزانه و طاقت فرسا و در عین حال سرشار از محبت‌ـ و لبالب از سبک‌بالی: دستمال چوپی هنگام سماع محلی، متقابل شده با دنیای متلاطم و آشفته‌زار راوی. تنش میان دو دنیای گذشته و حال، میان جهان ساده‌ی پدر و جهان درهم پیچ فرزند.
اما چه عناصری این جهان متلاطم و پرتنش را چنین آشکار می‌سازد‌؟ یک بار دیگر خود را در قاب شعر محدود می‌کنیم و بر واژه‌های: دستمال، طعم، طعمِ ترانه/ روزنامه، آزادی، پنجره و آسمان، درنگ می‌کنیم:
دستمالِ پر از طعم، دستمال‌های قدیم پدران در عصرها را تصویر می‌کند که همیشه چند میوه‌ی تازه و معمولاً نوبر را به رهاورد داشت. از طرفی دستمال با «طعم ترانه» یادآور فراغت روح و سبک‌بالی جسم و جان پدر است. یادآورد هیاهای روزهای روشنِ رفته‌ی چوپی‌گیرانی است  که در چریکه‌ی سرنا و کمانچه و کوبش دهل‌ها غوطه می‌خوردند و پایکوب از سماع هم‌دلانه و سرخوشانه‌‌ی ایل بودند. همین‌جاست که این دو سطر به ناگهان، دنیایی بی‌وزن را در خود هم‌بسته می‌سازد و معنای دیگر «طعم» را که «لذت» باشد، برجسته. و درست تنش شعر هم از این جا می‌آغازد. از نقطه‌ی با تأکید گذاشته شده‌ی سطر دوم، نقطه‌ای که دو جهان متباین و متفاوت را از هم جدا می‌ساز. جهان پدر با نقطه‌ی گذاشته شده در پایان سطر، پویا و رقص‌انگیز و آرام! تمام و بسته می‌شود. در واقع  ظاهراً بسیار عادی گزارش می‌‌شود!
    آن‌جا ترانه‌ساز می‌شده و لذت ترانه و سرود را موجاموج در خود انعکاس می‌داده و این جاـ از سطر سوم به بعدـ جهان راوی ای بازنمایی می‌شود که چشم انتظار چند روزنامه است و دلخوش به پنجره‌ای که به آسمان باز می‌شود. آسمانی که البته آسمان همه نیست یا لااقل آسمان راوی نیست. آزادی معطوف به روزنامه، آزادی منتشر است، آزادی اندیشه و بیان است و پنجره و آسمانِ تو، فاصله‌ی برناگذشتنیِ دو دنیای دور شده از هم را با اندوه ژرف راوی باز می‌آفریند.
    البته‌ـ و حتماًـ اگر یادمان باشد که یکی از معانی «پنجره»، خانه‌ی چوبین مخصوص پرندگان است (غیاث اللغات)، رابطه‌ی عمیق و فشرده‌تر آن را با آزادی و آسمان درک خواهیم کرد و رابطه‌ی آن نشانه‌ی لرزانِ تعجبی پایان را!
بنابراین در هم‌بافتگی اجزای اثر، کلیت هارمونیک‌اش را به ظهور می‌رساند.

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004