شما اینجا هستید: خانهمقالهفرهنگ عمومی و نقش رسانه‌های جمعی

فرهنگ عمومی و نقش رسانه‌های جمعی

دوشنبه, 29 آبان 1396 ساعت 08:19 شناسه خبر: 3047 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

 *چرا فرهنگ عمومی مهم است؟

*آیا نام‌گذاری یک روز به نام فرهنگ عمومی کافی است؟

14 آبان‌ماه در تقویم کشور ما به نام روز «فرهنگ عمومی» نام‌گذاری شده‌است. نام‌گذاری یکی از روزهای سال به نام فرهنگ عمومی نشان از اهمیت این موضوع است. همه می‌دانیم که فرهنگ مقوله‌ای است بسیار مهم و در عین حال پیچیده؛ به عبارتی دیگر فرهنگ، اساس توسعه‌ی یک کشور است و در واقع ستون و پایه‌‌های یک ملت را فرهنگ آن می‌سازد.


در فرهنگ بزرگ سخن، تالیف استاد انوری، ذیل واژه‌ی «فرهنگ» چنین آمده‌است: پدیده‌ی کلی پیچیده‌ای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر و شیوه‌ی زندگی که طی تجربه‌ی تاریخی اقوام شکل می‌گیرد و قابل انتقال به نسل‌های بعدی است. (ص 5346 جلد 6) هم‌چنین درباره‌ی فرهنگ عامه چنین آمده است: آداب و رسوم، باورها، زبان، هنر، ادبیات یا سنن و رفتارهای اجتماعی طبقه‌ی عامه یا عموم مردم. ص 5347 ادب، شعور یا تربیت اجتماعی، علم و معرفت، عقل و خرد، تدبیر چاره، از دیگر معانی است که در فرهنگ سخن در برابر واژه‌ی فرهنگ آمده‌است.
باتوجه به تعریف بالا فرهنگ مجموعه‌ای پیچیده از آداب و رسوم یک قوم است که طی قرن‌ها شکل گرفته و در ذهن و ضمیر مردمان آن نقش بسته است. هم‌چنین فرهنگ مترادف با شعور و تدبیر و چاره است به دیگر سخن انسانِ بافرهنگ، باشعور هم هست و کارهایش را برپایه‌ی خرد و تدبیر انجام می‌دهد.
 فرهنگ هر ملتی بیانگر جهان‌بيني‌هاي آن‌ها در زندگي است؛ فرهنگ عمومي به معناي فرهنگ غالب و گسترده‌اي است كه در ميان عموم جامعه رواج دارد و حوزه‌اي از عقايد،‌ ارزش‌ها، جلوه‌هاي احساسي و هنجارهاست كه اجبار اجتماعي غيررسمي از آن حمايت مي‌كند و فراتر از گروه‌ها و اقشار خاص در كليت جامعه مورد قبول است. هم‌چنین فرهنگ تعيين كننده‌ی چگونگي تفكر و احساس اعضاي جامعه است.
چون جامعه کنونی همواره در حال تغییر و دگرگونی است، به تبع این تحولات فرهنگ عمومی نیز در معرض دگرگونی و تحول است پس فرهنگ عمومی نیاز به اصلاح دارد زیرا  نسل‌های تازه هر ملت باید راه و رسم زندگی را فراگیرند و این امر از طریق «انتقال» فرهنگ رخ می‌دهد. انتقال فرهنگ جریانی است که طی آن نسل جدید با شیوه‌ی زندگی نسل قدیم آشنا می‌شود و چگونگی زندگی کردن به شیوه‌ی آنان را می‌آموزد.
از طرفی دیگر فرهنگ عمومی هر ملتی همواره در معرض سنجش نسل‌های تازه است و در جریان این ارزیابی و بررسی، کاستی‌ها و راستی‌ها آشکار می‌شوند. تلاش برای پاسخ‌گویی به نیازهای تازه و در عین حال رفع کاستی‌های برملا شده در جریان ارزیابی فرهنگ، به ایجاد شیوه‌های زندگی یا فرهنگ عمومی منجر می‌شود.
وقتی شهروندان یک جامعه نسبت به حقوق اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ...خود آشنا باشند و همواره خود را ملزم به رعایت مفاد آن کنند می‌توان گفت فرهنگ عمومی در جامعه تا حدی نمود پیدا کرده‌است.
بي‌شك فرهنگ عمومي يك جامعه يكي از نخستین بخش‌هاي يك جامعه است كه در برابر وقايعي كه آن جامعه را به سعادت يا سقوط سوق مي‌دهد، نقش كليدي و بنيادين بر عهده دارد و شايد يكي از اولين ملزومات يك جامعه بانشاط و امن٬ نهادينه كردن اين رفتارها و هنجارها در قالب يك فرهنگ‌سازي عمومي و همه‌جانبه است.
این که روزی به نام فرهنگ عمومی نام‌گذاری و در این روز هر ساله برنامه‌هایی از سوی نهاد متولی امور فرهنگی برگزار ‌شود در گام نخست خوب است اما کافی نیست. باید پرسید آیا در طول این سالیان از زمان نام‌گذاری تا کنون شورای فرهنگ عمومی چه سودی برای جامعه داشته؟ این شورا چه خروجی از نظر ارنقای سطح فرهنگ و سواد فرهنگی مردم داشته است؟
با این که در این روز برنامه‌های خاصی برای پاس‌داشت فرهنگ عمومی برگزار می‌شود و فرهنگ در این روز در سطح اخبار رسانه‌ها قرار می‌گیرد اما آیا تغییر ملموسی در رفتارهای فرهنگی مردم اتفاق می‌افتد یا افتاده است؟
به‌رغم انجام کارهای فرهنگی اما چرا سطح فرهنگ مردم چندان بالا نیست. چرا ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌های فرهنگی روزبه روز بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود.
چرا آستانه‌ی تحمل مردم ما این‌قدر پایین آمده‌است؟ چرا رفتار اجتماعی و فرهنگی مردم در آن حد مورد انتظار نیست؟ چرا دروغ‌گویی، بی‌تعهدی، دزدی، بی‌قانونی، تجاوز به حقوق دیگران، درجامعه‌ی ما عادی شده‌است؟ و چراهای دیگر...
فرهنگ عمومی مردم آن‌گاه بالا می‌رود که تعهد اجتماعی و مسئولیت اجتماعی بالا برود. مردم نسبت به آن‌چه در اطرافشان اتفاق می‌افتد بی‌خیال و بی‌تعهد نباشند. راستی ما را چه شده است چرا به این روز افتاده‌ایم؟ انسان دوستی مردانگی، مروت تعهد اجتماعی، نوع دوستی رعایت قانون، برابری، رعایت حقوق شهروندی، چرا امروزه کم رنگ شده‌اند؟
چرا پست‌طلبی، فرصت‌طلبی، مال‌اندوزی به هرقیمتی، چاپلوسی، ریاکاری، اختلاس به صورت یک هنجار درآمده است؟!
نقش نهادهای نظارتی به ویژه رسانه‌های جمعی در این زمینه کجاست؟ یا به قول فردوسی بزرگ چرا امروزه: «هنر خوار شد، جادویی ارجمند/ نهان راستی، آشکارا گزند.»

رسانه‌ها و فرهنگ عمومی
رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های محلی می‌توانند نقش بسیار مهمی در توسعه‌ی «فرهنگی» محل انتشار خود داشته باشند. باتوجه به تجربیات تاریخی به نظر می‌رسد مهم‌ترین بُعد توسعه در ایران «توسعه‌ی فرهنگی» است که تا کنون یا فراموش شده و یا به اندازه‌ی کافی به آن پرداخته نشده است. در توسعه‌ی فرهنگی، اخلاق و ارزش‌های انسانی اهمیت پیدا می‌کند تا جامعه به سطح بالاتری از شعور اجتماعی دست یابد. حال اگر بپذیریم پایه و اساس توسعه‌، توسعه‌ی فرهنگی است آن‌گاه می‌توانیم به بررسی نقش رسانه‌ها در توسعه‌ی پایدار بپردازیم.
رسانه‌های جمعی، به‌ویژه مطبوعات می‌توانند بر ارزش‌ها، رفتار و افکار افراد تاثیر بگذارند. رسانه‌ها نقش مهمی در تعیین هویت ملی و بین‌المللی ایفا می‌کنند تا آن‌جا که فناوری اطلاعات و ارتباطات جهان را دگرگون ساخته و دهکده‌‌ای جهانی به‌وجود آورده‌است. ما همراه رسانه‌ها و به کمک آن‌ها  زندگی می‌کنیم؛ ما واقعیت را آن‌گونه که هست نمی‌بینیم بلکه آن‌گونه می‌بینیم که زبان‌هایمان هستند و زبان‌های ما رسانه‌های ما هستند. بدین روی رسانه‌ها‌ محتوای فرهنگ ما را می‌آفرینند (خوانساری 1384، ص 133) و یا در کنار فرهنگ قدیم و ملی یک فرهنگ ثالث را که به « فرهنگ توده» معروف شده است گسترش می‌دهند. (معتمدنژاد 13 ص 61)
رسانه‌های جمعی خواه ناخواه در برابر «فرهنگ» مسئولیت بزرگی بر عهده دارند، زیرا تنها آن را انتقال نمی‌دهند بلکه محتوای آن را نیز انتخاب می‌کنند و سرچشمه‌ی آن هستند.
فرهنگ‌سازی، آموزش، اطلاع‌رسانی و ایجاد مشارکت اجتماعی بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی روزمره‌ی مردم امروزی شده‌است. مردم از رسانه‌ها در زندگی روزمره‌ي خود با هر محتوایی به صورت سرگرمی، اوقات فراغت و ... بهره می‌گیرند. نقش پررنگ رسانه‌ها در زندگی ما بر هیچ‌کس پوشیده نیست. زندگی بدون رسانه‌ها حتا برای لحظه‌ای سخت و طاقت‌فرسا می‌شود.
انسان‌ها امروزه می‌توانند آداب و رسوم، سنت‌ها و فرهنگ‌های دیگر جوامع را از طریق رسانه‌ها ببینند و از چند و چون آن آگاه شوند. در عصر کنونی که آن را عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات نامیده‌اند رسانه‌ها در کنار دیگر نهادهای مدنی می‌توانند نقش مهم و تعیین کننده‌ای را ایفا کنند.
قدرت رسانه‌ها به نحوی است که می‌توانند نقش به‌سزایی در شکل‌دهی افکار عمومی داشته باشند و هم‌چنین با این قدرت نسل جدیدی را در تاریخ بشریت پدید آورد به‌گونه‌ای که نسلی با نسل‌های پیشین از نظر فرهنگ، ارزش‌ها، آداب، رسوم و آرمان متفاوت باشند.
در جهان امروز وسایل ارتباط جمعی، روزنامه، تلویزیون و سینما با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله‌ی افکار و عقاید عمومی در راه پیش‌رفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی را بر عهده گرفته‌اند.
«رسانه‌ها در عصر حاضر تار و پود نمادین زندگی ما را تشکیل می‌دهند؛ آن‌ها نقش تسریع کننده‌‌ی نهادی را در جامعه دارند. امروزه نقش رسانه‌ها در دست‌کاری واقعیت و ایجاد «فرهنگ مجازی» بر کسی پوشیده نیست. رسانه‌ها در عصر کنونی حکم تیغ‌ دولبه را دارند که نوع کاربرد آن بر افکار عمومی بسیار موثر است. هم می‌توانند مخرب جامعه در «ابتذال فرهنگی» باشند و هم می‌توانند نقش اساسی در توسعه‌ی همه‌جانبه‌ی کشور داشته باشند.» (سلطانی‌فر 1396 ص 24)
رسانه‌ها نقش‌های گوناگونی را بر عهده دارند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: اعتمادسازی، انعکاس‌ واقعیت‌ها، نقدسازنده، پیش‌بینی بحران، تبلیغات، افکارسنجی و ...
نگاه واقع‌بینانه‌ی رسانه‌ها به مسایل و مشکلات جامعه به ویژه مسایل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... خود یک نقد سازنده‌ است. بی‌تردید اگر رسانه‌ها بتوانند نقش خود را در انعکاس بدون کم و کاست و واقعی یک اتفاق و رویداد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رعایت کند و به شکلی مناسب انجام دهند، گام مهمی در ایجاد و سامان دادن به افکار عمومی برای نقد مسایل برداشته‌اند.
از طرفی دیگر رسانه‌ها کارکردهای گوناگونی نیز دارند از جمله کارکرد نظارتی و آموزشی یا انتقال فرهنگ و... یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه‌ها نظارت بر محیط زندگی افراد است. کارکرد نظارت بر نحوه‌ی  زندگی افراد فرهنگ استفاده از زندگی شهروندی و رعایت ویژگی‌های آن البته بعد نظارتی می‌تواند باعث کژکارکرد هم بشود مانند ترویج برخی فرهنگ‌های غلط وارداتی از کشورهای بیگانه به گونه‌ای که رسانه‌ها آن را هنجار نشان بدهند.
کارکرد آموزشی یا انتقال فرهنگ یکی از کارکردهای مهم و تاثیرگذار رسانه‌هاست. رسانه‌ها فراهم‌آورنده‌ی دانش و شکل‌دهنده‌ی ارزش‌هایند و مردم همواره از آن‌ها تاثیر می‌پذیرند و می‌آموزند. جامعه‌شناسان برآنند که وسایل ارتباط جمعی با پخش اطلاعات و معلومات جدید به موازات کوشش معلمان و استادان وظیفه‌ی آموزشی خود را انجام داده و دانستنی‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان  و دانشجویان را تکمیل می‌کنند.
البته برخی دیگر معتقدند که ورود رسانه‌های جمعی به عرصه‌ی آموزش موجب کاستن خرده‌فرهنگ‌ها و تقویت جامعه‌ی توده‌وار می‌شود. معنی جامعه‌ی توده‌‌وار این است که ما به خاطر رسانه‌های جمعی گرایش بیش‌تری پیدا می‌کنیم به این که به شیوه‌ی یک‌سانی صحبت کنیم، به شیوه‌ی یک‌سانی فکر کنیم و کنش و واکنش ما مثل هم باشد. در کنار این یک‌دست‌سازی‌ها این اتهام وجود دارد که رسانه‌های جمعی مانع  رشد فرهنگی می‌شوند.
رسانه‌‌ها ابزار قدرتمندی هستند که در شکل دادن به افکار عمومی هدایت و جهت‌دهی آن، تصویرسازی ذهنی، ارتقای سطح آگاهی جامعه گذراندن اوقات فراغت نقش بسیار مهمی دارند و در تمامی سطوح می‌توانند بر «فرهنگ» جامعه تاثیر بگذارند زیرا به دلیل تنوع زیاد مطالب یک رسانه می‌تواتد برای تمام گروه‌ها قابل استفاده باشد.

آن‌گونه که گفتیم فرهنگ پدیده‌ی پیچیده‌ای است که نمی‌توان با اقدامات ضربتی و البته مقطعی آن را ایجاد کرد و یا از بین برد بلکه با هم‌کاری سازمان‌های مختلف و با فعالیت‌های مداوم و البته مکمل در طول زمان می‌توان به ایجاد و یا روال خرده‌فرهنگ‌ها امیدوار بود از این رو فعالیت‌های مقطعی، نهادسازی، برگزاری چند جشنواره در طول سال در این زمینه کارساز نخواهد بود.
فرهنگ نیز مانند هر چیز دیگری ممکن است با ناخالصی‌ها و موارد خلاف ترکیب شود و یا به مرور زمان تغییر یابد و ارزش‌ها جای خود را به ضد ارزش‌ها بدهند. بدین روی ضروری است باورهای غلط فرهنگ خود را اصلاح کنیم، نقش رسانه‌ها در این زمینه و نشان دادن راه و چاه کاملا آشکار است.
«در خانه تکانی فرهنگی به دو نکته‌ی اساسی باید توجه کرد؛ یکی ویرایش و وجین کردن فرهنگ، یعنی کشیدن علف‌های هرز و خودرو از مزرعه فرهنگ و دوم کاشتن گل‌های باور و اندیشه جدید. رسانه‌ها می‌توانند در این زمینه با معرفی ارزش‌های جدید و حذف ضرب‌المثل‌ها، داستان‌ها، اصطلاحات و لغات مضر، از فرهنگ لغات مردم، موثر باشند.» (محسنیان‌راد:1391 ص23)
فرجام سخن این که در عصر ما همه‌چیز به سرعت در حال تغییر است و «شتاب»، ویژگی ذاتی تحولات جهانی شده است. در این تحولات سریع جهانی، فرهنگ هم دست‌خوش دگرگونی و تحول می‌شود. برخی رفتارهای فرهنگی که زمانی هنجار بوده، ناهنجار می‌شود و برخی عادات و آداب جدید به صورت فرهنگ یا خرده فرهنگ در جامعه رواج پیدا می‌کند. دولت و مسئولان امور فرهنگی باید همواره با استفاده از راه‌های گوناگون و شیوه‌های علمی برنامه‌های فرهنگی جامعه را با توجه به تحولات برق‌آسای کنونی تنظیم کنند. زیرا فرهنگ هویت یک ملت است اگر این هویت خدشه‌دار شود به سختی می‌توان زیان‌های آن را جبر ان کرد.

منابع:
1- معتمد‌نژاد کاظم (1386)، وسایل ارتباط جمعی (چاپ سوم) تهران: انتشارت دانشگاه علامه طباطبایی.
2-خوانساری، جیران (1384)، نقش رسانه‌ها و آموزش و پرورش‌های نوین در گسترش فرهنگ ایمنی برق در جامعه،

**چاپ شده در سیمره 428 هفدهم آبان ماه 96

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز