شما اینجا هستید: خانهمقالهخاموش شد ستاره، اُفتاد رویِ خاک

خاموش شد ستاره، اُفتاد رویِ خاک

سه شنبه, 07 آذر 1396 ساعت 09:30 شناسه خبر: 3082 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

گذری بر زندگی هنرمند تئاتر لرستان زنده‌یاد «مجتبی شعبان»، به مناسبت دهمین سال‌ مرگش

در غروبِ یک روزِ سردِ پاییزی، در سال 1364، فارغ از تمرینات روزانه‌ی تئاتر، با جمعی از دوستانِ هنرمند، در کنار زنده‌یاد استاد «حسین شیدایی» بر گردِ بخاریِ «پُلارِ» زوار دررفته‌ی تالار امورتربیتی، مشغول گپ‌وگفت‌ بودیم. درِ سالن باز شد و پسرِ نوجوانی که یقه‌ی کاپشنش را رویِ گردنش کشیده بود، وارد سالن شد و بی‌آن‌که در را پشت سرش ببند، کنار در ایستاد و به جمع زُل زد. ما هم همگی به این غریبه خیره شده بودیم و منتظر ماندیم تا او در را ببند تا سوزِ روزهای آخرِ آذر ماه به داخل نیاید.
غریبه، گویا آن‌کس را که می‌خواست، در میانِ جمع پیدا کرد، پس در را بست و آرام و موقر به طرف ما آمد.
وی، که به تئاتر علاقه داشت و در دبیرستان فعالیت هنری می‌کرد، پیش‌تر از این به استاد «حسین شیدایی» مراجعه کرده و تقاضای پیوستن به گروه تئاتر ارشاد را نموده، که با موافقت استاد، حالا در جمع حضور یافته بود.


وی جلوتر که رسید سلام کرد و استاد شیدایی او را به جمع معرفی نمود و به این ترتیب او به گروه ما پیوست.
مجتبی در خوش‌نویسی و طراحی مهارت داشت و به‌همین‌خاطر قبل از آن‌که به بازی در نمایش‌های گروه بپردازد، در طراحی و اجرایِ دکورِ چند نمایش، گروه را یاری کرد. وی رنگ، شکل و حجم را خیلی خوب می‌شناخت و توانایی او در طراحی باعث شد که ایده‌های ذهنی استاد شیدایی را بر روی کاغذ عینیت بخشد. او هم‌چنین شناخت خوبی از خواص مواد و مصالحی که در ساخت دکور به کار می‌رفت، داشت و همین سبب شده بود، که در انتخاب مواد و مصالح دکور هم، به استاد پیشنهادها مناسب را بدهد.
مجتبی در کار طراحی و اجرای بروشور و آفیش نیز، خیلی زود مهارت پیدا کرد و طرح‌های پیشنهادی او معمولاً با موافقت اعضای گروه، روبه‌رو می‌شد. وی به‌خاطر این‌گونه فعالیت‌هایش، خیلی زود در میان اعضای گروه، به عنوان یک فردِ موثر و مفید جایگاه پیدا کرد.


مجتبی، که به خاطر علاقه‌اش به بازیگری، به گروه پیوسته بود، بالاخره بعد از یکی دو ماه، اوّلین رُل خود را در سال 1365 در نمایش‌نامه‌ی «بچه‌های گود» نوشته‌ی «امیر برغشی» به کارگردانی «سیامک موسوی» به دست آورد و در کنارِ بازیگرانی چون؛  امین مرادی، منوچهر شهبازی، شهریار مرادی و اکبر میرزایی، که به مراتب باسابقه‌تر و باتجربه‌تر از او بودند، قرار گرفت. با این حال؛ استعداد، هوشمندی، دقت و مهم‌تر از همه، پشتکار او باعث شد که همگام با «هم بازی‌هایش»، کار بر روی نقشش را به نحو مطلوب انجام دهد و آن را خوب از آب درآورد. این نمایش به دلیل شروع بمباران شهر خرم‌آباد مجال اجرایِ عمومی نیافت.
وی که در تمریناتش به عنوان یک بازیگر خوب ظاهر شده بود، در نمایش‌نامه‌ی دیگری از امیر برغشی، به نام «پرواز»1، با کارگردانی سیامک موسوی حضور پیدا کرد و در کنار دیگر بازیگران، از جمله: افشین سلیمانپور، اصغرجعفرپور، امین مرادی و سیامک موسوی، در زیر بمباران‌های شهر خرم‌آباد، با سختی و دلهره‌ی فراوان، به تمرین پرداخت. این نمایش به خاطر بمباران و خلوت و ناامن بودن شهر، فرصت اجرای عمومی در تالارهای خرّم‌آباد را نیافت ولی چون‌موضوع آن در ارتباط با دفاع مقدس بود، به پیشنهاد استاد زنده‌یاد حسین شیدایی، در یگان‌های نظامی، برای رزمندگان به اجرا درآمد. این نخستین کارِ مجتبی به عنوان بازیگر بود و او توانست به‌خوبی از پسِ ایفای نقشش برآید و جایگاهِ خود را به عنوان بازیگر، در گروه، به دست آورد و به خاطرِ وقت‌شناسی، تعهد و پشتکار فراوانش، برای شرکت در نمایش‌های بعدی، دعوت شود.
مجتبی در تهیه‌ی دکور نمایش‌هایِ؛ «بازداشت موقت، پرواز، بلبشو، رهایی، آرسنال، ایستگاه، تابستانه و ...» به طور جدی و خستگی‌ناپذیر، گروه را یاری می‌داد و چه در این جایگاه و چه در مقام بازیگر، همواره کوشا و مسئولست‌پذیر بود وکم‌تر موقعی پیش می‌آمد که از زیر بار کارهای سنگین، شانه خالی کند و همین هم باعث شده بود که کارگردان‌ها با رغبت، او را به همکاری دعوت کنند. وی فردی روراست و مرد عمل بود و اهل حاشیه‌سازی نبود، به عبارتی او اساساً به خاطر پُرکاریش، مجال ورود به حاشیه‌ها را نداشت و به همین خاطر هم، کسی از او گزندی نمی‌دید و احساس نارضایتی نمی‌کرد.
 این هنرمند ایده‌های بسیار زیبایی برای تولید فیلم داشت، به همین‌خاطر در کنار فعالیت‌های تئاتری، واردِ انجمن سینمای جوانان خرّم‌آباد شد و با آموختن فنون فیلم‌سازی، به ساخت چند فیلم کوتاه اهتمام ورزید و در چند فیلم کوتاه نیز به عنوان دستیار، با دیگر فیلم‌سازان به همکاری پرداخت.
مجتبی تصمیم گرفت که به تحصیل تئاتر بپردازد و در اولین کنکور سراسری که شرکت کرد، موفق ورود به دانشگاه شد و در دانشکده‌ی سینما تئاتر دانشگاه هنر، مشغول به تحصیل تئاتر گردید. به همین‌خاطر راهیِ تهران شد و به‌رغم مشکلات عدیده‌ی مالی، این دوران را سپری نمود.
وی در دانشکده‌ی سینما تئاتر نیز خود را به عنوان نیرویی فعال و چند جانبه، به دیگران شناساند و ضمن تحصیل، به فعالیت بازیگری، کارگردانی، و با حضور در کانون فیلم دانشکده، به برنامه ریزی و اجرای نمایش فیلم و نقد‌فیلم پرداخت و فیلم‌های کوتاهش را نیز در چند نشست به نمایش درآورد. به همین خاطر وی در مدت کوتاهی به عنوانِ یک دانشجویِ پُرکار و مستعد شناخته شد.
مجتبی در مدت زمانی که در تهران به سر برد، دو نمایشِ تعزیه اجرا کرد و در چندین تئاتر دانشگاهی به عنوان نویسنده، کارگردان یا بازیگر،‌ درکنارِ هنرمندانِ هم شاگردی‌اش، نظیرِ: «کوروش نریمانی»، «حسن معجونی»، «علی خودسیانی» و «نادربرهانی مرند» به فعالیت پرداخت و در چند کار حرفه‌ای نیز به عنوانِ بازیگر حضور یافت. وی در عین‌حال با هنرمندانِ زادگاهش در ارتباط بود و در طول دوران دانشجویی، به عنوان بازیگر و کارگردان، چند کار را در جشنواره‌های استانی، منطقه‌ای و سراسری شرکت داد. از آن جمله:کارگردانی نمایش ایستگاه و بازی در نمایش تابستانه به کارگردانی افشین سلیما‌ن‌پور بود، که هردو در دو سالِ متمادی در جشنواره‌ی گلریزان تئاتر جوان کشور، که در تهران برگزار می‌شد، حضور پیدا کرد.


وی نمایشی را در دانشگاه به اجرا درآورد، که در آن از حرکتِ‌ اسلوموشن بهره گرفت. دکتر «اکبر عالمی»2 که به تماشایِ این نمایش نشسته بود، کار را که دید، حیرت زده شد و اظهار داشت:«دیده بودیم که سینما از تئاتر وام بگیرد، امّا ندیده بودیم که سینما به تئاتر وام دهد. شعبان از حرکت اسلوموشن، در نمایشش خوب استفاده کرد». (روایت شفاهی استاد محمد سیف‌زاده)3
این هنرمند ارزنده پس از فراغت از تحصیل و گذراندن دوره‌ی سربازی، مجدداً فعالیت‌های هنری خود را از سرگرفت و پس از چندی، تحت عنوانِ تهیه کننده و کارگردان به استخدام سازمان صدا‌و‌سیمای مرکز لرستان درآمد و به برنامه‌سازی پرداخت و چند کار خوب را در پرونده‌ی هنری‌اش ثبت کرد.
هنرمند گران‌قدر مجتبی شعبان در سال 1348 در محله‌ی پشت بازار خرم‌آباد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سعادت و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان امیرکبیر سپری کرد. وی که نیمِ بیش‌تر عمرش را وقف هنر تئاتر کرده بود، در آستانه‌ی رسیدن به چهل سالگی، با دنیایی از آمال و آرزوها و ایده‌های هنری‌اش، در بهت و ناباوری دوستان و آشنایانش، در سال 1386 در روزی پاییزی و غم‌انگیزغروب کرد. یادش گرامی.

فهرست فعالیت‌های تئاتری‌:
- نمایشِ «بازداشت موقت» (اجرای دکور به همراه جهانگیر پاخیرزند- 1365).
- نمایش «سه گل و سه آرزو» (اجرای دکور و بازیگر - 1365).
-نمایشِ «پرواز» (بازیگر و طراح و مجریِ و دکور - 1366).
-نمایشِ «بارگه داد» (بازیگر و اجرای دکور- 1367).
-نمایشِ «رهایی» (طراح دکور و گریمور –1368).
-نمایشِ «آرسنال» (طراح صحنه و دکور - 1369).
-نمایشِ «ایستگاه». (نویسنده، کارگردان، طراح صحنه و دکور– 1370). شرکت یافته در اوّلین جشنواره‌ی سراسری گلریزان تئاتر جوانان کشور. (سالن چارسویِ تئاتر شهر تهران).
-نمایش «تابستانه». (بازیگر و مجری دکور– 1371). شرکت یافته در دوّمین جشنواره‌ی سراسری گلریزان تئاتر جوانان کشور. (تالار سینما تئاتر تهران). 
-نمایش «داش غلام».

نمایش‌نامه:
-ایستگاه.
-عصر یک روز پاییزی.
-درمانگاه.

فیلم کوتاه:
-«شهر خالی نیست». (دستیار کارگردان و طراح و مجری دکور).
-«صدایِ خاموش». (مستند داستانی/ نویسنده و کارگردان). استاد فرج علی‌پور، در این فیلم بازیگرِ نقش اصلی بود.
-«داستان شب». (داستانی/ نویسنده و کارگردان).
- گهر(مستند/ نویسنده و کارگردان).
-کاردستی(داستانی/ نویسنده و کارگردان).

شرح عکس‌ها:
1- مجتبی شعبان(کارگردان)، حجت‌اله علی‌پور (فیلم‌بردار)، شمس‌الدین آروند و مجید ساعی. پشت صحنه‌ی فیلم کوتاه «کاردستی».
2- مجتبی شعبان، اصغر جعفرپور، امین مرادی و افشین سلیمانپور در نمایش «پرواز».

پی‌نوشت‌ها:
1-  برای کسبِ اطلاع دقیق در خصوص نمایش‌های اجرایی، مندرج در این نوشتار، نگاه کنید به: موسوی، سیامک (1379)؛ «نمایش در لرستان»، خرم‌آباد: پیغام.
2- اکبر عالمی(1324) عضو هیئت علمی «دانشکده نمایش و سینما» دانشگاه هنر تهران، مدرس سینما.
3- سیدمحمد سیف‌زاده(1346) فارغ‌التحصیل «دانشکده نمایش و سینما» دانشگاه هنر تهران، نویسنده، کارگردان، مستندساز و پژوهش‌گر لرستانی.

 

 *** این مقاله در شماره‌ی 430 سیمره چهارم آذر ماه96 چاپ شده است.

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال دهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، چهار راه بانک، کوچه‌ی شهید جلال سرباز