شما اینجا هستید: خانهمقالهبد نگوییم به مهتاب، اگر تب داریم

بد نگوییم به مهتاب، اگر تب داریم

دوشنبه, 10 ارديبهشت 1397 ساعت 08:48 شناسه خبر: 3494 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

پروژه‌ی اقوام‌آزاری در ایران، چندسالی است که کلید خورده و هر از گاهی یا از سوی دستگاه‌های دولتی و حقوقی که با منابع مالی ملی تامین می‌گردند و یا از سوی افراد و اشخاص حقیقی، شاهد این موضوع بوده‌ایم.


پژوهش‌گران جامعه‌شناسی به ویژه جامعه‌شناسی سیاسی، از ایران و تراکم و تکثر قومیتی آن، با نام موزاییک رنگارنگ یاد کرده‌اند. کثرتی که هماره به وحدت انجامیده و موجب پدیدار شدن یک واحد جغرافیایی، سیاسی و سرزمینی، به‌نام ایران بزرگ در درازنای تاریخ شده است و به رغم تمام تلاش های بدخواهان هیمنه‌ی ایران، عناصر هویت‌سازش پایدار مانده و خواهند ماند. افراد و دستگاه‌هایی که هربار برای بازتولید پروژه اقوام آزاری، علیه یکی از قومیت‌های بزرگ ایران زمین، با هتاکی، توهین و تحریف تاریخ‌شان، موجب آزردگی بخشی از مردم ایران شده‌اند در حالی‌که نشان از جهل مرکب، بی‌اخلاقی و خردگریزی توهین‌کنندگان دارد، می‌تواند مصداق بارز اقدام علیه امنیت ملی و آب ریختن به آسیاب دشمنان ایران زمین تلقی گردد. آن‌چه در سریال سرزمین کهن دیدیم نمونه‌ی تلخی بود و توهین و هتاکی نماینده‌ی رباط کریم در سخنان اخیر خود نمونه‌ی دیگری از این رویکرد شنیع و ناپسند است. ایشان باید به یاد داشته باشند که همین پارلمان و نظام پارلمانتاریستی که ایشان، در آن عضویت دارند خون‌بها و ماحصل جان‌فشانی قوم لر در فتح تهران و به زانو در آوردن استبداد به همراه دیگر آزادی‌خواهان این سرزمین است. وقتی که در کتاب‌های درس تاریخ، شرح مجاهدت‌ها و سلحشوری بختیاری‌ها در انقلاب مشروطه را حذف می‌کنند، یکی از نتایج آن، عدم آگاهی چنین افرادی است که موجب می‌شود تا در سخنانی سخیف، چنین جسارت و توهینی را روا بدارد. سخن‌سرای بزرگ توس بیش از هزار سال پیش فرموده است که: «درشتی ز کس نشنود نرمخوی/ سخن تا توانی به آزرم گوی» به شرم و حیا و آزرم سخن گفتن، نشانه‌ی بزرگی و رستگاری آدمی است. وقتی این نماینده که بر اساس قانون اساسی و سوگندی که یادکرده است باید پاسدار حریم و حرمت وطن و شهروندانش باشد چنین سخن گفته و موجب رنجش چندین میلیون نفر از مردم ایران، این دیرینه‌ی دیار تاریخ‌ساز و فرهنگ‌خیز می‌گردد از دشمنان و بدخواهان ایران، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت؟ در شرایط امروز که هم‌گرایی، پرورش روحیه‌ی وطن‌دوستی، هم‌پذیری و دیگرخواهی برای ما، یک واجب تاریخی است، طرح چنین سخنان سخیف و سبک سرانه، چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟ در مجادلات طرح استیضاح وزرای 3گانه در اسفندماه گذشته و در مجلس شورای اسلامی، در کمال تعجب بارها شاهد طرح مباحث قومی و اشاره به چنین رویکردهای عجیب بودیم که جای شگفتی داشت. اما وقتی که سخنان نماینده‌ی رباط کریم را گوش دادم دانستم که طرح آن سخنان، نمی‌تواند چندان عجیب باشد، زیرا برخی به جای هم‌گرایی و نگاه ملی، سال‌هاست که به واگرایی و نگاهی کوته بینانه گرایش یافته و به هویت ملی ما تاخته‌اند. در کدامین جای دنیا سراغ دارید که رسانه‌ی ملی آن، به جای پاس‌داشت ارزش‌های ملی و تاریخی، به تخریب و تخفیف و تمسخر آنان بپردازد؟ آثار تاریخی و فرهنگی‌اش‌، یا به سرقت بروند و یا از سوی دیگران به نام خود مصادره شوند و ما به آسانی از کنار آن بگذریم و ندانیم که چه نتایج خسران زایی به دنبال خواهند داشت. وقتی که نازش به تاریخ پرشکوه کشورمان، معادل طاغوت‌گرایی تلقی شود و پاس‌داری از ارزش‌های ملی در مفهوم کهنه‌گرایی و خرافه‌پرستی تعریف گردد و نصب تندیس یکی از مفاخر تاریخ پرشکوهش، مصداق بت‌پرستی و مانع از نصب آن شوند نتیحه‌اش همین است که امروز به چشم حیرت می‌بینیم. وقتی که نماینده‌ی رباط کریم، چنین گستاخانه به صاحبان این خانه توهین می‌کند روشن است که برخی، غرضشان نقض غرض است. بدون تردید توهین به هریک از اقوام ایرانی، توهین به تمامیت ایران و تمامی ایرانیان خواهد بود. اگر دستگاه‌های مسئول و قانونی با این افراد برخورد نکنند، این رویکرد خطا و خردگریزانه بازهم به تکرار خواهد نشست. انتظار می‌رود رییس قوه‌ی مقننه، برای ایشان به اجبار هم که شده چند ساعت درس تاریخ معاصر را در برنامه‌ی کاریشان بگنجانند تا آن چنان که سزاوار یک نماینده‌ی مجلس در خانه ملت نیست با ملت خویش سخن نگویند. اگر ایشان اندک سواد تاریخی و فرهنگی می‌داشتند به خود اجازه نمی‌دادند که با آن تعابیر، به یکی از اقوام بزرگ ایرانی توهین کنند. در کدامین هنگامه‌ی تلخ و سخت وطن بوده است که مردمان این قوم، سینه‌های گشوده‌ی خود را به تیغ‌های آخته یا سرب‌های مذاب دشمنان ایران زمین نسپرده باشند و سلحشوری نکرده‌اند؟ از آن روزگاران دور تا 8سال دفاع مقدس، که جوانان برومندش به همراه دیگر هم‌وطنان سربلند و سلحشورمان، با پیشانی بندی سبز که نام پاک‌ترین خلایق بر آن نقش بسته بود. بلندترین چکامه‌های سربلندی را سردادند و به کسی پیوستند که خط خونش هنوز هم از فرات جاری است. مردمانی که سربلند پیشگاه تاریخ خواهند بود و همواره دیگران به روح بلند و خط‌شکن‌شان، رشک خواهند ورزید. این قوم همواره پاس‌دار ایران و تمامیت ارضی این سرزمین بزرگ بوده است. هیچ‌گاه به دشمنان وطن پشت نکرده و از چنان جایگاهی برخوردارند که گویا دشمنان این دیار، بیش‌تر از دوستانی امثال امام جمعه سابق و نماینده‌ی فعلی رباط کریم، آگاهی دارند.کاش ایشان به خود زحمت خواندن چند کتاب تاریخی می‌دادند تا دیگر به خود جرئت ندهند که این‌گونه گستاخانه سخنی به زبان آورند. ایشان کاش متوجه می‌بود که این قوم بزرگ در انقلاب مشروطه چنان کردند که تاریخ همواره گواهی خواهد داد و از چنان نقش یگانه و قابل تقدیری برخوردارند که ایشان می‌بایست بیش از هر طبقه و گروهی خود را مدیون و مرهون سلحشوری آن مردمان بزرگ بداند. در پاس‌داشت آزادی خواهی و وطن‌دوستی این مردم در جنبش مشروطیت، جمعی از رجال سیاسی ایران، طی نامه ای در نوزدهم شعبان1329هجری قمری و خطاب به نجفقلی‌خان صمصام، نخست وزیر وقت، نوشته‌اند که:«...همیشه ظاهر است که برادران، عموماً، نظر قدردانی و حق‌شناسی خاصی به برادران بختیاری خود داشته و دارند و همواره مزید سعادت و سربلندی ایشان را طالب و خواهانند و البته در این موقع که غیرتمندان آن ایل قابل تجلیل را، تنها قهرمانان حافظ آزادی و استقلال وطن می‌بینند، بیش‌تر چشم امید خویش را، به نتایج اقدامات ایشان دوخته اند...»خلاصه، قومی که زنان و مردان بزرگی چون، آریوبرزن، تا کریم‌خان و لطفعلی‌خان زند، محمدتقی خان چهارلنگ، حسین‌قلی خان ایلخانی، خداکرم خان بهمنی، سردار اسعدها، علی‌مردان خان، پژمان بختیار، بهمن علاالدین، داراب افسر، سردار بی بی مریم، بانوقدم خیر و.... را در دامان خود پرورانده، سزاوار توهین و تحقیر نیست. رباط کریم که اردوگاه سپاه و سواران دلاور بختیاری برای فتح تهران و به زانو درآوردن استبداد و استعمار روسیه بوده است شایسته نیست که امروز، مکان توهین و گستاخی نماینده‌اش به این قوم بزرگ و ایران‌خواه باشد. مردمی که«چو ایران نباشد تن من مباد» را هر لحظه در ذهن و زبان خود زنده نگاه داشته‌اند را نباید رنجاند و دوباره، شاهد پروژه‌ی اقوام آزاری ملت، توسط نماینده‌اش بود.

*چاپ شده در شماره‌ی447(28 فروردین ماه97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004