شما اینجا هستید: خانهمقاله«بیدار باش هان، بیدار باش هان»!

«بیدار باش هان، بیدار باش هان»!

یکشنبه, 16 ارديبهشت 1397 ساعت 09:17 شناسه خبر: 3504 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اساساً امروزه برای همگان و از نظر علمی نیز این موضوع ثابت شده است که بهترین راه شناخت شخصیّت و ماهیّت حقیقی افراد را می‌توان از نحوه‌ی صحبت کردن و قضاوت کردن‌شان در مورد سایر افراد ثابت کرد؛ یعنی این‌که باید روی گفته‌های افراد و قضاوت کردن آن‌ها در مورد دیگران دقیق شویم تا ببینیم آن‌ها چگونه در مورد دیگران و جامعه‌ی پیرامون خود قضاوت می‌کنند تا به شناخت بهتر شخصیّت خودِ شخص سخن‌گو و قضاوت‌کننده و ماهیّت راستین او پی ببریم؛ زیرا این امر مبیّن نوع نگاه او نسبت به افراد و پدیده‌هاست و می‌توان گفت که اساساً جهان‌بینی او را نیز بهتر و نمایان‌تر آشکار می‌سازد،

بدین معنی که اگر نگاهی زیبایی‌شناسانه و مثبت به افراد و مسائل پیرامون جامعه‌ی خود داشته باشد و به اصطلاح اگر شاهد آن باشیم که به توصیف نیمه‌ی پُر لیوان و جنبه‌های مثبت آن بپردازد پس دارای دیدگاه مثبت و سازنده است، ولی اگر نگاهی منفی و مبتنی بر پیش‌فرض‌های بدون شناخت نسبت به افراد و مسائل اجتماعی داشته باشد، طبیعتاً به خرده‌گیری غیرواقع‌گرایانه از آن‌ها نیز خواهد پرداخت و از همین روست که شاید بعضی اشعار شاعران هم بنابر همین موارد و در همین زمینه یا براساس این دیدگاه جنبه‌ی زبان‌زد یافته‌اند که:
تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد
و یا این چارانه‌ی شیخ بهایی نیز می‌تواند مصداق و مبیّن همین موضوع باشد که:
آن کس که بَدَم گفت بدی سیرت اوست
وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست
حالِ متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
اکنون شاید خواننده‌ی مطلب بالا یا مخاطب از خود بپرسد که این مطلب و نوشته‌ی بالا چه دخل و تناسبی با عنوان آن دارد؟! باید گفت که ما در دنیای جنجالی امروز، برخلاف تمام محدودیت‌هایمان و از جمله مقوله‌ی محدودیت زمان، باید تحت تأثیر فضای جنجالی و گفته‌های محاوره و عام و شفاهی و به‌طور کلّی اظهارات و اطلاعات سطحی و شفاهی سایر افراد پیرامون خود قرار نگیریم؛ یعنی ما نیز نباید بی‌تامّل و نااندیشیده قضاوت سطحی و قشری دیگران را ملاک و معیار قضاوت خودمان در مورد دیگران قرار دهیم و تحت تاثیر فضای کاذب دیدگاه دیگران و جوِ عمومی در مورد افراد و جامعه‌ی پیرامون خود به قضاوت سطحی و بی‌جست‌وجو بپردازیم، مگر مبنای‌مان اظهارات افرادی باشد که صداقت و انصاف‌شان کاملاً برایمان آزمایش شده باشد. این امر زمانی بیش‌تر ضرورت تام می‌یابد که می‌توان گفت ما امروزه در جامعه‌ای زندگی می‌‌کنیم که انصاف و وجدان در آن معنا و مفهوم واقعی‌اش را از دست داده است. باید اذعان کرد در جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم متاسفانه خیلی از مولفه‌های این نابه‌سامانی و بی‌انصافی‌ها به شیوه‌ها و روش‌های گوناگون و بر مبنای مناسبات قومی و به‌ دور از شایسه‌سالاری به راحتی اعمال می‌گردد و بلکه شوربختانه به نوعی رسمیت‌یافتگی و سازمان‌یافتگی کاذب نیز دست یافته است. باید اذعان کرد که جوامع امروزی ما، شوربختانه دیگر آن جوامع و مردمان یک دست پیشین و دارای بافت همگن سنتی و سابق نیستند که سادگی و صداقت مهم‌ترین شاخصه‌ی پایدار آن جوامع  باشد، بلکه باید با نهایت تأسف گفت که جامعه‌ی در حال گذار ما، امروزه جامعه‌ای است که ارزش‌های آن در حال تبدیل شدن به ضد ارزش‌اند و ضد ارزش‌های آن جای ارزش‌ها و ملاک‌های انسانی را گرفته‌ است و به گفته‌ی استاد توس، فردوسی بزرگ، دیگر باید گفت که: «هنر خوار شد، جادویی ارجمند/ نهان راستی، آشکارا گزند...»!
 امروزه ما در جامعه‌ای زیست می‌کنیم که با ملاک‌هایی نامطلوب و بی‌ارزش از طرف دیگران و به‌دور از انصاف و با شتاب‌زدگی سطحی و به راحت مورد قضاوت ناعادلانه‌ی دیگران قرار می‌گیریم؛ مورد قضاوت جامعه‌ای پر از حبّ و بغض، دیدگاه‌هایی از سر غرض، فضایی پر از خشونت و خودخواهی، سرشار از ریاکاری و در پی کسب مقام و ثروت و افرادی که هیچ‌گاه در پی هنجاری کردن مولفه‌های فرهنگی نیستند و هرگز در پی منافع عام جامعه نیز نیستند در راس هرم قرار می‌گیرند، جامعه‌‌ای پر از نشانه‌های عدم توسعه‌یافتگی فرهنگی و اقتصادی! در چنین فضایی هرکس متحکّم‌تر سخن بگوید و دارای پهنای شکم و حلقومی درازتر باشد- کوتاه‌تر سخن بگویم-، نخراشیده‌تر باشد، صاحب جاه و مقام می‌گردد و نوک جمع و جلسه را به نفع خود و اقمار خود می‌چیند و سر از راس هرم در می‌آورد و هرکس که نجابت بیش‌تر به خرج دهد، نه تنها به راحتی به حاشیه رانده می‌‌‌شود، بلکه به عنوان ترسو و بی‌لیاقت نیز به دیگران معرفی می‌گردد و حتا نجابت و عملکرد مثبت وی دال بر بی‌عرضگی‌اش نیز تلقی خواهد شد! برای دوام آوردن در چنین جوامع زمخت و خشنی، انسان علاوه بر پرورش ذهنی و فکری خود، به گفته‌ی سعدی نغزگوی، باید با عرض پوزش گفت که نیازمند گذراندن یک دوره‌ی کامل نخراشیدگی و «خرپروری» نیز هست، یعنی برای دوام آوردن در برابر فضای متحکّم زمان نیز باید یک دوره‌ی قرطی‌گری و پرورش جسم و تن را در عین کمال و جمال به عنوان پیش‌نیاز زیست و زندگی در چنین شرایط دهشتناکی طی نماید! شوربختانه با تظلم‌خواهی و خطاب‌های جرس‌وارانه و گفتن «همی میردت عیسی از لاغری/ تو در بند آنی که خر پروری» خطاب بدان‌ها این فضا نیز تغییر نخواهد کرد؛ چراکه مقوله‌ی تغییر نگرش و فرهنگ مقوله‌ای زمان‌بر است و نیاز به بسترسازی‌های فرهنگی و هزینه‌های کلان اقتصادی و مستمر دارد.
و امّا تو ای «پیدای ناپیدای» اصلاحات، تویی که تنها نماینده‌ی به حساب مؤثّر، اصلاح‌گرِ ما، شمایی که در پی بهبود این مردمان با این ویژگی‌ها و رنج «سیاهیِ این لشکر» را عهده داری و نقش یزک و پیش‌قراول آن‌ها را نیز، روی سخنم با شماست! می‌پرسی راه و کاری که از دست من ساخته است چیست؟ چرا من و چگونه؟ در پاسخ به شما فرهیخته‌ی ارجمند، صادقانه و با جرئت تمام می‌گویم که کلید خیلی از مسائل و مشکلات مردم و از جمله لرستان قرار بود و می‌بایست که به دست شما و دولت جناب آقای روحانی که میراث‌دار تفکّر اصلاح‌طلبان یا حداقل، گروه گسترده‌ای از مردم منتقد و مطالبه‌گر است، محقّق و باز می‌شد! مردمی که تنها راه رهایی و رضایت نسبی‌شان را پس از همه‌ی بن‌بست‌‌های پی‌درپی در این دولت و شعارهای تبلیغاتی آن جست‌وجو می‌کردند و یا در برآمدن مؤلفه‌هایی از خواسته‌های خود و ثمر دادن تصوّرات آزاد اندیشانه‌شان را در جامعه بحران‌زده‌ی امروز در این دولت و توسّل به نمایندگان انتخاباتی آن می‌دیدند و تنها راه رهایی از بن‌بست‌ها را در این دولت نیز جست‌وجو می‌کردند، امروزه دارند کم‌کم مایوس و بل«ناامیدتر» نیز می‌گردند! بله آن‌ها تنها راه نجات خود را از طریق جریان اصلاحات در ذهن خود ترسیم می‌کردند و بدان امید بسته بودند که به خواسته‌های آزادی‌خواهانه‌‌ی خود از طریق دولت اصلاحات و به تبع آن دولت روحانی به منصّه‌ی ظهور برسانند. ولی کو و کجا!؟ گویا رای قریب به حدّاقل هشتاد درصد این مردم آزادی‌خواه و منتقد به شرایط موجود، به دست گروه حدّاقلی‌ها و به نفع گروه اقلیّت‌ها باز کمافی سابق مصادره به مطلوب شد! باید گفت که در چنین برهه‌ای از زمان، در برابر این گروه گسترده مردمیِ شدیداً آرزومند و امیدوار به آینده‌ی روشن (گروه مردمی و خودی)، گروه مقابل و حدّاقلی باز مثل گذشته گوی را از میدان ربوده‌اند و باز در برابر خواسته‌ها و مطالبات اکثّریت مردم قرار گرفته‌اند! و به گفته‌ی شاعر باید اقرار کرد که: «خوشه خوشه گرد کردی ای شگفت/ رهزنت ناگه سرِ خرمن‌ گرفت!»
امروز برخلاف شرکت حدّاکثر مردم مطالبه‌گر و تلاش آن‌ها برای محقّق شدن خواسته‌های‌شان، برعکس جو غالب و هژمونی زمان دارد در یدّ قدرت دیگران برعکس دست به دست می‌چرخد و میدان کم‌کم دارد به جولانگاه زیاده‌خواهی‌های همیشگی دیگران مبدّل می‌گردد! این چه نوع روشی است که رای و مطالبات حدّاکثری مردمی که خواهان تحولاتی عظیم و همه‌جانبه در حوزه‌های گوناگون ساختاری، فرهنگی و سیاسی است به سادگی مصادره به مطلوب دیگران می‌شود و «از قضا باز سرکنگبین صفرا می‌فزاید»!
شخص رییس‌جمهور مگر نباید نماینده رای اکثّریت مردم و مطالبات آزادی‌خواهانه‌ی آنان باشد! ما داریم می‌بینیم که این دولت نیز مثل هر دولت دیگر در صحنه‌آرایی و مهره‌چینی‌های آن و بر منبر و بر منصب‌هایش و به جای شخصیت‌هایش و تفکرات غالب آن، نه تنها حدّاقل مطلوبات اصلاح‌طلبان پایگاه و جایگاهی ندارند و مطالبات آن تامین نمی‌شود، بلکه به انحا و اقسام روش‌های طراحی شده، شاهد حذف تدریجی چهره‌های برجسته‌ی آن هم از جانب رأس هِرم و از از جانب دولت تدبیر و امید و حتا وخیم‌تر از آن از جانب خود دولت اصلاحات از طریق و اعمال نوعی خودزنی ناخواسته نیز هستیم و مردم را متوجّه این نکته‌ی اساسی می‌کند که در جامعه‌ی کنونی ما و عمر با طولانی آن اساساً رییس‌جمهور تنها نقشی صوری و غیرفعال دارد، ...
باید اذعان کرد هیچ‌گاه خواست‌های مطالبه‌گرایانه‌ی مردم، حتا در چهارچوب قانونی که طراحی خود نظام است مورد توجّه آقایان ارباب قرار نگرفته و اساساً بدان وقعی ننهاده‌اند و این امر معنایش این نکته است که اصولاً مردم را به بیان محاوره‌ای عددی به حساب نمی‌آورند و در پهنه و بدنه‌ی سیستم و از جانب طیف حدّاقلی، برای اخته شدن رویکردهای اصلاح‌گرایانه و انتقادی کارآمد مردم و قشر روشن‌فکر، و نیز از طریق اعمال عمدی حذف جنبه‌های «غیریّت سازانه»ای که موجب «برجسته‌سازی» طیف «خودی» و حداکثری و به «حاشیه راندن» طیف مقابل و حداقلّی می‌شود، ماهیّت حقیقی افراد به کار گماشته شده در سطح کلان تا جزیی به عمد نامشخّص و مکتوم مانده‌است و جو افراد حاکم و هویّت آن‌ها نیز در این دولت کما فی سابق به شکل خنثی درآمده است و هویّت آن‌ها مصداق این بیت سنایی غزنوی است که:«به مار ماهی مانی نه این تمام نه آن/ منافقی چه کنی مار باش یا ماهی»! از این رو باید گفت که مسائل مهم و کلان خیلی مرموزانه به‌واسطه‌ی دولت اعتدال و هم‌اندیشی و تبانی با دیگران به شیوه‌ای طراحی گردیده است تا با ایجاد نوعی توازن قدرت، جریانات تند دو طیف متخاصم تندرو (اصلاح‌طلب و اصول‌گرا) را باز به نفع خود جذب حدّاکثری نمایند و دوباره فرصت‌طلبان با لطایف الحیل هر دو جناح را به خدمت خود و در خدمت مطالبات خود درآورند و شما به عنوان نماینده‌ی جریان اصلاحات نیز اصولاً در روند دخل و تصرّف خود و اعمال نفوذ از بالا به پایین یا سیر نزولی که به دلایل احاطه و استیلای قدرت حاکمه هدایت می‌شود، بدون شک نباید انتظار هیچ‌گونه تغییر و امیدی و فرجی برای دگرگونی اوضاع نابه‌سامان دیروزی و به تبع این امر امروزی را برای احقاق حق مردم و مطالبات آزادی‌خواهانه‌شان داشته باشید و اساساً باید گفت که در یدّ شما و امثال شما هم نیست؛ چرا که در چنین ساختاری نه تنها شما، بلکه خیلی دیگر از نمایندگان اصلاحات که نماینده‌ی اکثریت مردم هستید به‌راحتی در حلقه‌ی کمند گرفتار شده‌اید و البتّه باید در این زمینه اقرار کرد و گفت که:«سعدی تو کیستی که در این حلقه‌ی کمند/ چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم»!
 آری، چنین باید گفت و نتیجه این‌که جناب آقای روحانی با رای اصلاح‌طلبان و منتقدان حدّاکثری بر منبر نشست ولی برخلاف آن‌ها بیانیه صادر نمود، چرا که ایشان صرفاً جهت تنها رسالت خودشان، نه عموم مردم مطالبه‌گر و برای توازن دو کفه‌ی ترازوی قدرت حاکم و فریب مردم به روی کار آمد و تنها رسالت او جلوگیری از واژگونی ترازوی قدرت حاکم و میزان کردن نوک دو شاهین آن آمده بود و بس! وگرنه خواسته‌های مردم هیچ‌گاه محلی از اعراب نداشته است و پس از این نیز نخواهد داشت! آری اکنون و از این به بعد حکایت درونی این مردمان و ندای درونشان زمزمه‌ی این بیت از اخوان خواهد بود که:«گذشت عمر و به دل عشوه می‌خریم هنوز/ که هست در پی شام سیه صبح سپید»! 

و امّا در حوزه‌ی استحفاظی شما که انتظار بارقه‌هایی از تغییر و اصلاحات جزیی در سطوح پایین دستی و پایگاه مردمی از آن به چشم می‌‌خورد، باز نیز با این شرایط انتظار گشایش‌هایی اندک از پایین به بالا یا راس هرم با تکیه بر مردم قابل تصوّر خواهد بود؛ یعنی تنها با  به‌کارگیری روش صعودی و با اعمال سازوکارهایی مؤثر و بنابر پایگاه‌های مردمی می‌توان به شاخصه‌هایی از مطلوبات مردم و کارآمد بودن جریان اصلاحات و برآورده شدن پارامترهایی از آن‌ها به شرط‌ها و شروط‌ها نایل گردید! عملیاتی شدن این گام های مفید، از طریق دایر کردن اتاق‌های فکر تخصّصی و همه جانبه، به‌واسطه‌ی افراد «کارشناس» و حرفه‌ای، نه افراد غیرحرفه‌ای و آماتور که اساساً در قرن بیست و یکم با تفکّر ایلیاتی و عشیره‌ای به رایزنی و مشاوره برای برنامه‌های راه‌بردی و مترقّی جریان اصلاحات می‌پردازند، میسّر و عملیاتی خواهد بود. امّا باید گفت در این حوزه نیز نه تنها حدّاقل آن مطلوبات محقّق و میسّر نمی‌شود، بلکه محقّق شدن تمام عیار آن‌ها اساساً در این حوزه با وجود تعداد عدیده‌ای از موانع پایین دستی در صورت عدم رفع آن موانع غیرممکن و کاملاً منتفی خواهد بود. در چنین اوضاعی و با چنین روندی مهّم‌ترین پیشنهادهایی را که کارآمد و بلکه مفید است با عناوین زیر به عنوان موارد راه‌بردی می‌توان بدان اشاره نمود و یا به عنوان پیشنهاد مطرح کرد:
الف- اولویّت‌بندی مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره از سطح کلان به خرد و عملیاتی کردن آن‌ها با مشارکت افراد متخصّص و هم‌اندیشی و هم‌گرایی با آن‌ها (در حوزه‌‌ی گزینش مسئولیّت افراد نیز می‌توان از طریق تدارک یک آمار جامع در حوزه‌های گوناگون بدین مهّم دست یافت و بنابر هم اندیشی و هم‌گرایی حرفه‌ای در این زمینه آن‌ها را اولویّت بندی نمود).
ب- تأکید بر الویّت‌بندی بر مبنای «شایسته‌سالاری محض» و دوری از هرگونه اعمال نفوذ تفکّرات عشیره و قبیله‌گرایی، شوربختانه باید اذعان کرد که این نوع تفکّر تقلیل‌گرایانه و روند واپس‌گرای طایفه و قوم‌گرایی، امروزه نه تنها در بین توده‌ی عامّه‌ی مردم، بلکه در میان نخبگان و تحصیل‌کردگان  مسئول ما نیز گویا به مراتب نسبت به سایر اقشار از شدّت و حدّت بیش‌تری نمود و نشان برجسته‌ای یافته است!
پ- تعیین مدیران و مسئولین متخصّص و متعهّدی که دارای تعامل اجتماعی و توان مسامحه گسترده‌تری با سایر افراد از هر قشر و تفکّر دیگراند و از توان سازگاری و هم‌گرایی با دیگران نیز برخوردارند، البتّه باید گفت که شوربختانه در این زمینه بنابر تحریفی که در مورد مفهوم بعضی از واژگان ازجمله مفهوم واژگان «متخصّص» و «متعهّد» صورت گرفته است، گویا این دو مفهوم از آن‌ها بهره‌برداری‌‌های سیاسی و سوءاستفاده‌های کاذب ابزاری برای تامین منافع و قدرت‌طلبی بعضی از افراد و سازمان‌ها صورت گرفته است و این مفاهیم از ماهیّت و چیستی حقیقی خود به مراتب دور و دورتر گردیده‌اند؛ بدین معنی که هرگاه در جامعه‌ی ما امروزه از چهره و شخصیّت‌هایی «متخصّص» و کارآمد در سکان‌داری ارگانی استفاده می‌شود از طرف طیف مقابل و برای تخریب و ترور شخصیّتی آنان، از عناوینی چون «غیرمتعهّد» و معاند نام برده و یاد می‌شود، تا آن‌ها را با این‌گونه ترفندها از حوزه‌های مفید اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به در کنند. معمولاً این اظهارنظرها نیز از جانب افراد بی‌تخصّص، بی‌سواد و فرصت‌طلب مطرح می‌گردد تا با تخریب افراد توانمند و متخصّص فضا را برای حضور کاذب و غیرمفید خود و امثال خود باز و بازتر نمایند و به مطامع مورد نظر خود نیز بدین شیوه دست یابند. البتّه در مقابل گاه نیز متقابلاً از طرف فرد و اقشار «متخصّص»، به افراد «متعهّد» انگ‌هایی چون بی‌سواد، چاپلوس و سرسپرده زده می‌شود. در برابر چنین روند مخربی باید هر چیز را به ماهیّت و هویّت ذاتی خود برگرداند و تفسیر و تعبیر درست نمود و به نوعی راستی‌آزمایی دست یافت و مفهوم «متعهّد» را در معنای پایبند بودن به آرمان‌های انسانی برتر و «متخصّص» را در معنای فرد کاردان و کارشناس حرفه‌ای و باتجربه در حوزه خاصّ خود معرفی نمود و مفاهیم آن واژگان را در چهارچوب برون سازمانی و نه درون سازمانی و سیاسی آن‌ها تعبیر و تفسیر غیرابزاری نمود.
ت- و امّا بیدار باش دیگر این مهّم بی‌بدیل آن است که یکی از مهّم‌ترین ارگان‌هایی که رکن رکین و اساسی هر جامعه و  فرهنگ آن را تشکیل می‌دهد ارگان آموزش و پرورش آن استان است که باید بدان اهتمام ویژه صورت گیرد؛ چرا که در جامعه‌ی ما این ارگان اساسی‌ترین بخش اجتماعی و تاثیرگذار را تشکیل می‌دهد و احاطه و ارتباط گسترده‌ای با سایر ارگان‌ها دارد. از این رو ارگان آموزش و پرورش استان و توجّه بدان باید در راس امور قرار گیرد و دقّت در انتخاب مدیرکلّ آن و سایر سازمان‌ها و ادارات مرتبط با آن، باید جزء اولویّت‌های برتر مسئولین و از جمله نمایندگان باشد. این انتخاب باید نیز بدون تعصّب و به‌دور از هرگونه شتاب‌زدگی و سیاست‌زدگی و قبیله و عشیره‌گرایی صورت گیرد و شما و مسئولین ذی‌ربط باید بدون تعصّبات بی‌جا و حاشیه‌سازی‌های مخل، در پی انتخاب چهره‌ای حقیقتاً کارآمد، استخوان‌دار، متعهّد، متخصّص و دارای دغدغه‌ی نافذ برای این مهّم باشید؛ چرا که اساس آموزش و پرورش حقیقی و هدایت نسل نوین و آینده‌ی استان مان به مفهوم واقعی آن، در گرو این ارگان گسترده و انسان ساز و سایر ارگان‌های مرتبط با آن است و شما عزیز بزرگوار که عضو هیئت رییسه‌ی کمیسیون آموزش و پرورش مجلس و کشور نیز هستید، بدون شک و تردید با یک هم‌گرایی و نگاه آرمان‌گرایانه می‌توانید در پی انجام این مهّم برآیید و قطعاً دغدغه‌تان باید اساسی‌تر از دغدغه‌ی دیگر عزیزان مرتبط با آن باشد.
ث- در حوزه‌ی مسائل عمرانی بدون شک شما دارای مشاورینی خواهید بود که با رایزنی‌های مستمر و با هم‌اندیشی‌های پیگیرانه‌تان با آن‌ها در پی اجرایی و عملیاتی کردن طرح‌هایی عمده و ماندگار چون طرح‌های نوین شهرسازی و مبلمان شهری، راه‌سازی (اعم از آسفالته، راه آهن، هوایی و ...)، سدسازی، حفظ جنگل‌ها و مراتع، طرح‌های عمده‌ی دامپروری و روستایی و سایر مسائل کلان در این زمینه خواهید بود که از طریق تخصیص بودجه و دریافت ردیف مالی از مجلس و هم‌چنین با تعامل و عزم همگانی با تمام نمایندگان استان و هم‌گرایی با آنان به امید یکتای بی‌همتا این امر نیز محقّق و میسّر خواهد گردید
امید است که تمام گروه‌ها‌‌، انجمن‌ها، احزاب، تشکل‌های مردم‌نهاد، از هر طیف و هر نوع گرایش، با اعمال نوعی هم‌گرایی، به رسالتی واحد و یک‌پارچه در زمینه‌ی توسعه و رشد پایدار و مستمر دست یابند و از طریق مطالبه‌گری مستمر، شایسته‌سالاری و پیشه کردن عدالت و انصاف «درد مشترک» این دیار را به نوعی مطالبه عمومی و همگانی مبدّل سازند تا ما نیز چون سایر استان‌ها با اعمال شیوه‌هایی منطقی و معقول بتوانیم درصدد برداشتن گام‌هایی مؤثّر و راهگشا برای خود و آیندگان‌مان برآییم و شاهد رشد، توسعه و شکوفایی همه جانبه‌ی دیار و سرزمین‌مان، در تمام حوزه‌ها و جنبه‌های مختلف آن در آینده‌ی نزدیک و بهترِ پیش‌رو باشیم. با آرزوی بهروزی و سربلندی برای همگی کسانی که فراتر از مطامع فردی، برای رشد و شکوفایی همگانی این دیار غریب و به طور کلّی سرزمین‌مان ایران عزیز گام برمی‌دارند.

*چاپ شده در شماره‌های 442 و 449 (5 و 13 اردی‌بهشت 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004