شما اینجا هستید: خانهمقالهخوانش دکتر علی رشوند از شعر«سیاه‌کابوسِ» سریا داودی‌حموله

خوانش دکتر علی رشوند از شعر«سیاه‌کابوسِ» سریا داودی‌حموله

یکشنبه, 16 ارديبهشت 1397 ساعت 09:23 شناسه خبر: 3505 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اشاره:‌ از سریا داودی‌حموله، شاعر، منتقد و پژوهش‌گر فرهنگ مردم، دو مجموعه شعر، «اَم اَت»  و«سِرنادهای میترائیک» منتشر شده‌است.


این شعرهای سپید، بیش‌تر مضامین اجتماعی و تاریخی را در بر می‌گیرند. البته در بخش دوم «اَم اَت» نظر و دیدگاه شاعران و منتقدان در مورد شعرها آمده‌است.
خوانش  دکتر علی رشوند را در مورد شعر«سیاه‌کابوس» با هم می‌خوانیم:
........

مادر بزرگ
از آیینه می‌گریزد
از سایه‌های جا مانده
 از خودم
دعا می‌کند
مرگ را ببرند
گوانتانامو چال کنند

هر پنج شنبه
حرفی در گوری پرتاب می‌کند
چه می‌داند
برای مرگ نام تازه‌ای نداریم!
در شعر«سیاهکابوس» سریا داودی‌حموله، گریز انسان از نیستی و مقوله‌ی مرگ مفهوم‌گرایانه به تصویر کشیده شده‌است.
شعر رویکرد فلسفی و عرفانی دارد، مصداقش نوع انسانی است که برای گریز از مرگ درتلاش است. گریختن از آیینه که گریز از مواجهه با خویشتن دارد. گریزاز سایه‌های جامانده و گذشته‌ی پرافسوس، گریز از خودی که بارها انسان را به جدال با خویشتن می‌کشاند، بسی دشواراست.
بند دوم شعر، کنکاش انسانی را نشان می‌دهد که برخلاف قوانین حاکم برجریان هستی، در صدد است از مرگ بگریزد: «دعا می‌کند/ مرگ را ببرند/ گوانتانامو چال کنند!»
استفاده از واژه‌ی مادربزرگ در بند نخست شعر و گریختن‌اش از آیینه، به کلیت مفهوم  مرگ کمک کرده‌است. مادربزرگ با گذشت زمان زیبایی‌اش کمرنگ شده و طبیعتاً دلخوش ندارد که به هیج آیینه‌ای بنگرد.
بند دوم شعر جنبه‌ی تقابل سیاسی و اعتراضی اجتماعی به خود می‌گیرد، مادربزرگ آرزو دارد که مرگ را ببرند در زندان مخوف گوانتانامو چال کنند.
شاعر نگفته دفن کنند که با احترام همراه است، بلکه از چال کردن استفاده کرده تا نهایت نفرت از مرگ را برساند.
شاعر در بند سوم شعر«سیاهکابوس» از واژه‌ی پنج‌شنبه استفاده می‌کند که در فرهنگ ایرانی روز تقدس و دعای اهل قبور است. از ورد زیر لبی مادربزرگ در مواجه با قبرها می‌گوید و حرف‌هایی که از سر ترس و دلهره در گورها پرتاب می‌کند تا مرگ خویش را به تعویق بیندازد: «هر پنج‌شنبه/ حرفی در گوری پرتاب می‌کند.»
در آخر شاعر به اعتراف می‌نشیند و شعر را از تعلیق رها می‌سازد و بهانه‌های گریز را «مرگ» گریزناپذیر عنوان می‌کند. واژه‌ای کهن که تا کنون نام تازه‌ای را برنتابیده و گذشت زمان از وحشت و هولناکی‌اش نکاسته است: « چه می‌داند/ برای مرگ نام تازه‌ای نداریم!»

*چاپ شده در شماره‌ی 449(13 اردی‌بهشت‌ماه97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004