شما اینجا هستید: خانهمقاله‌با یاد امپراتور (به گل گشت بهاران یاد ما را زنده دارید ای رفیقان )

‌با یاد امپراتور (به گل گشت بهاران یاد ما را زنده دارید ای رفیقان )

سه شنبه, 18 ارديبهشت 1397 ساعت 12:50 شناسه خبر: 3512 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

دوازدهم اردی‌بهشت سال93 طوفان وزید و شاخه نوخیزی از درخت تناور فرهنگ و هنر این کهن بوم و بر را شکست و اهالی هنر و هنر دوستان را در ماتمی عظیم فرو برد. در آن ایام مردی دیده از جهان فرو بست که دنیایی از احساس و هنر بر سرانگشتان مردانه‌اش جاری می‌شد. مردی با هیبت و هیمنه‌ای عارفانه که ناخواسته جوان‌مردی، ادب و دل پاکی‌اش را به مخاطب القا می‌کرد مردی که خارج از اراده به او و کارهایش اعتماد می‌کردی و وقتی قلندروار زخمه بر تار می‌نواخت چنان احساسات خود را به مخاطب انتقال می‌داد که بی‌اختیار اشک بر چشمان همه جاری می‌شد. هیبت و هیمنه‌اش وانمود می‌کرد که نواختنش از جنس شور و هیجان است اما سراسر آثار او احساس است نه هیجان.


استاد محمدرضا لطفی در گرماگرم جوشش گل‌های رنگارنگ بر دامان طبیعت چهره در نقاب خاک کشید. استاد لطفی یکی از اساتید بزرگ موسیقی سنتی و در زمره‌ی سرشناس‌ترین اساتید معاصر تار، سه‌تار و کمانچه بود. وی هر از گاهی هم نی‌نوازی می‌کرد. استاد لطفی به گواهی آثار ارزشمندش از اساتیدی به شمار می‌رود که در دهه‌ی 50 تحولی در موسیقی سنتی پدید آوردند. او با به کارگیری موسیقی نواحی و در آمیختن آن با عناصر عرفانی هم به لحاظ موسیقایی و هم از نظر تکنیکی روح تازه‌ای در کالبد موسیقی این سرزمین می‌دمد.
شاخص‌ترین ویژگی استاد لطفی خلاقیت و احساس عمیق او در نوازندگی است و وقتی این ویژگی با صلابت، استواری، مردانگی و هیبت و هیمنه عرفانی او در می‌آمیزد بی‌هیچ تردیدی لطفی را به «پدر معنوی» «زیباشناسی نوین» در موسیقی اصیل ایرانی بدل می‌سازد. در سال 1325در شهر گرگان متولد می شود. پس از دوران متوسطه به دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه می‌یابد که بعدها در همان دانشکده در سِمت استادی به تدریس می‌پردازد و به عضویت هیئت علمی درمی‌آید. وی از سال 57تا59 سرپرستی دانشکده‌ی هنرهای زیبا را عهده‌دار می‌شود.
استاد لطفی نوازندگی را نزد اساتیدی چون «علی‌اکبر شهنازی»، «نورعلی برومند»، «استاد سعید هرمزی» و «صالحی» فرا می‌گیرد.
وی در سال 49 یعنی درست در سال‌هایی که موسیقی اصیل و سنتی ایران در زیر پای موسیقی‌های مبتذل قبل از انقلاب نفس‌های آخرش را می‌کشید، مدیر «مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی سنتی ایران» می‌شود و موسیقی سنتی را از مرگ حتمی نجات می‌دهد. ساز اختصاصی استاد تار و سه‌تار است. سه‌تار کلاً یک ساز خصوصی است. سازی است که بیان‌گر احساسات درونی است. استاد لطفی برای آموزش سه‌تار نزد استاد «سعید هرمزی» می‌رود و چنان‌که می‌گویند روش، منش و کردار استاد هرمزی بر کیفیت درونی لطفی تأثیر به‌سزایی داشته. مدت 10 سال از محضر استاد «عبدالله دوامی» برای آموختن ردیف‌های موسیقی بهره‌مند می‌شود.
استاد لطفی یک‌سال در مرکز حفظ و اشاعه، 2سال در مرکز «گردآوری و شناخت موسیقی بومی»، 3سال در «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و4سال را با رادیو همکاری دارد و در تمام این دوران‌ها متحمل زحمات فراوانی می‌شود. اما همه‌ی این تجارب کمک می‌کند که لطفی در کسوت یک پژوهشگر، معلم و استاد از چنان جایگاهی برخوردار شود که نه تنها در زمینه تار و سه تار بلکه در زمینه کمانچه نوازی شاگردان بزرگی چون «اردشیر کامکار»،  «سعید فرج‌پوری»، «کیهان کلهر»،  «هادی منتظری» و «مجید درخشانی» را تربیت کند که هر کدام از آن‌ها وزنه‌ای در موسیقی اصیل ایرانی به حساب می‌آیند.
از لطفی کارها و آثار زیادی به جا مانده که ذکر تک تک آن‌ها در این مجال نمی‌گنجد. ولی نمونه‌هایی هست که جاودانگی آن‌ها در موسیقی سنتی حتا اگر از آن‌ها نامی هم برده نشود در یادها و خاطره‌ها می‌ماند از جمله قطعه‌ی «راست پنجگاه» معروف به  «جشن و هنر شیراز» با همراهی استاد شجریان. یا قطعه‌ی «سپیده» و «سواران دشت امید» هم‌زمان با پیروزی انقلاب اسلامی و همین‌طور، بال دربال، شعر و موسیقی با همراهی و شعرخوانی، هوشنگ ابتهاج، و اجرای شعر و موسیقی با شعرخوانی، دکتراحسان طبری، اما به سلیقه‌ی خودم اگر بخواهم اثری را از میان مجموعه آثار لطفی جدا کنم از نظر بنده، «خموشانه»، بهترین است. خموشانه در دو بخش تار و سه تار که به مناسبت جشن تولد رادیوی دولتی فرانسه از ایشان به عمل آمد، به‌صورت زنده اجرا شد، ضبط آن هم به صورت واقعی و بدون پالایش در اختیار هنردوستان قرار گرفت و بخش دوم آن که به بخش، کمانچه یا کنسرت سوییس هم معروف است و در کلیسای مرکزی شهر، بازل، به اجرا درآمد. این کاست هم از شاه‌کارهای موسیقی سنتی و هم از شاه‌کارهای استاد لطفی است. این اثر بی‌بدیل در دستگاه ابوعطا با درآمد، ضربی، ضربی خوانی، ادامه درآمد، چهارمضراب، حجاز (بغدادی وابسته نگار) و با تصنیف، از کفم رها، اوج، شور و قلندری بر پایه شعری از مولانا به پایان می‌رسد.
روی دوم کاست نیزدر آواز، بیات زند، با درآمدضربی، قطعه داد، چهارمضراب داد، شکسته، فرود و زیباترین قسمت آن که ضربی برگرفته از موادی‌های لری و کردی است به پایان می‌برد. اگر از نظر بنده زیباترین قسمت این کاست قسمت ضربی تشخیص داده شده نه به خاطر برگرفته شدن ملودی‌های لری در این قسمت بلکه به خاطر جداکردن مخاطب از زمین و تعلقات زمینی و عروج مخاطب و گذاشتن او در دامان خداست. احساس من این‌گونه است که لطفی با نواختن احساسی این قطعه دست انسان را در دست خدا می‌گذارد. در بخش کمانچه این کاست و در لابه‌لای ملودی‌های دل‌نشین آن می‌توان روح لطیف، انسانی چهرقانی استاد لطفی را دید و همراه تو به خداوردی و نزدیک‌تر شد.
لطفی در سال 65 به آمریکا می‌رود و کنسرت‌های متعددی برگزار می‌کند. مرکز فرهنگی هنری «آوای شیدا» را نه تنها در آمریکا بلکه در اقصی نقاط جهان از جمله پاریس، زوریخ و ژنو بازگشایی می‌کند. تمام این کارها نشانگر تلاش قابل ستایش این فرهیخته مرد در معرفی فرهنگ ایران زمین به جهانیان است. تأثیر این تلاش‌ها در جهان خصوصاً آمریکا به حدی است که  «رابرت بلای» موسیقی‌دان و موسیقی‌شناس برجسته‌ی آمریکایی در بروشور کاست «پرواز عشق» در باره‌ی او چنین می‌نویسد: «اولین واکنش من بعد از شنیدن موسیقی لطفی حیرت بود. من از زیبایی موسیقی وی و از این که او رشته طولانی‌ای را که به فرهنگ کهن ایرانی بر می‌گردد حفظ می‌کند شگفت‌زده‌ام! موسیقی وی متعلق به فرهنگی است که چندین برابر کهن‌تر از تمدن اروپا است. علاوه بر این آن‌طور که اکنون می‌دانیم فرهنگ تصوف، منبع و اساس جوان‌مردی، سنت و ادب است که مرکز آن در قلب آدمی است. موسیقی لطفی، موسیقی صوفی‌گری است. وی اغلب با چند نت ساده شروع می‌کند و همین‌طور می‌نوازد و راهی را باز می‌کند که نهایتاً به نقطه‌ای و اعتمادی مفرط در درون ما منتهی می‌شود. و چنین اعتمادی اغلب اشک به چشمان ما می‌آورد. نوعی اعتماد که بسیار مشتاق آن هستیم. در سال‌های گذشته شاهد واقعه‌ی شگفت‌انگیزی در دنیای شعر آمریکا بوده‌ایم، اشعار مولانا را همه گروه‌های سنتی با شور و احساس می‌خوانند، خصوصاً ترجمه‌های «کلمن بارکس» با این همه لطفی مترجم نوعی دیگر است. او از راه موسیقی و صدایش چیزی را به ما یاد می‌دهد که انتظار داریم هیجان باشد ولی می‌بینیم که تبدیل به احساس می‌شود. این‌که چنین ارمغانی از فرهنگ ایرانی پیشکش شود و فرهنگ آمریکایی پذیرای آن باشد قوت قلب است....» با ارزش‌ترین کار لطفی در آمریکا در سال 68 ضبط و در سال 73 انتشار یافت اثری است با هنر بداهه نوازی تار، سنتور و ضرب در دستگاه چهار گاه که لطفی خود در مورد آن چنین می‌گوید:
«هنگامی که درمیان کوهستانی بکر و دست‌نخورده در واشنگتن زندگی می‌کردم سکوت و آرامش آن‌جا کمک کرد تا بتوانم به احساسات خود نزدیک شوم. شاگردانم راه زیادی را می‌آمدند و این فرار از فشار کاری دنیای صنعتی واشنگتن باعث می‌شد تا آن‌ها بتوانند طبعی نازک‌تر و آرام‌تر داشته باشند. در آن زمان من بر روی دستور موسیقی ردیف کار می‌کردم و می‌خواستم هرچه زودتر حاصل تحقیقاتم را در اختیار شاگردان و علاقه‌مندان بگذارم، چهارگاهی که می‌شنوید در چهار چوب این تحقیق اجرا شده. روزی آقای«هومان‌پور» و «داوودیان» نوازندگان تنبک و سنتور به خانه من آمده بودند، هرسه نفر در اتاق کار من که روبه‌روی دره‌ای قرار داشت، نشسته بود یم؛ غروب آفتاب بود و رنگارنگی افق که گفت‌وگویی تازه می‌طلبید، ساز را برداشتم و بی‌هیچ پیش‌زمینه‌ای چهارگاهی کوک شد و من که هیچگاه در وقت اجرا ضبطی را روشن نمی‌کردم. دستم را روی دکمه گذاشته و آن را روشن کردم. کیفیت درونی هر سه نفر ما و روشنی زیبای غروب پاییزی به همراه سکوت مطلق کوهستان تکنوازی را آفرید که من بسیار آن‌را دوست دارم. قرار نبودکه این آهنگ تکثیر شود تا این‌که شاگردان و دوستانم آن را شنیدند و از من خواستند که آن را به دلیل متفاوت بودنش منتشر کنم. من این کار را ابتدا در امریکا انجام دادم سپس در ایران هم منتشر شد».
استاد لطفی افتخارات زیادی در کارنامه‌ی خود دارد که به خاطر طولانی شدن از آن‌ها به صورت اختصار عبور می‌کنیم. در سال۴۲ جایزه‌ی نخست موسیقی‌دانان جوان را کسب می‌کند. درسال ۵۴ به همراه استاد شجریان و با هنرمندی ناصر فرهنگ‌فر به اجرای راست پنجگاهی می‌پردازد که سخت مورد توجه قرار گرفت. به همراه گروه عارف و به همراه حسین علی‌زاده به بازخوانی و اجرای مجدد گذشتگان می‌پردازد، کانون موسیقی چاوش را با همکاری زنده‌یاد پرویز مشکاتیان، حسین علی‌زاده و علی‌اکبر شکارچی راه‌اندازی می‌کند. این گروه خالق آثاری شدکه به گفته‌ی بسیاری از اساتید موسیقی از ماندگارترین آثار موسیقی سنتی به شمار می‌آیند. پس از انحلال گروه چاوش راهی ایتالیا، آلمان و فرانسه و سپس امریکا می‌شود و مرکز فرهنگی هنری«شیدا» را در واشنگتن تأسیس می‌کند.
وی در این سال‌ها ضمن همکاری با استاد شجریان، شهرام ناظری، هنگامه اخوان و محمد معتمدی خالق آثاری بی‌بدیل می‌شود. قصد ما ردیف کردن آثار استاد لطفی نیست بلکه اشاره به تلاش‌های مردی است که می‌خواهد فرهنگ، هنر و موسیقی سرزمینش را جاودانه کند.
داشتن این همه انگیزه و این همه تلاشِ بی‌وقفه نشان‌گر تفکری است انسانی که برای تثبیت و ماندگاری فرهنگ و هنر این سرزمین از هیچ کوششی دریغ نورزید. هم نقش او در حفظ و اشاعه موسیقی سنتی انکارناپذیر است هم  کارها و آثار پیش و پس از انقلاب او چه در رادیو و چه در کانون پرورش فکری برجسته و باارزشند. اجراها و بازخوانی‌ها، تحقیقات و پژوهش‌ها همه و همه قابل ستایش‌اند. با این همه، لطفی در اواخر عمر به دلیل جابه‌جایی‌های بی‌دلیل ایدئولوژیکی از طرف دوستان، هنرمندان و بسیاری از یاران دیرینه تا حدودی طرد و مورد بی‌مهری قرار گرفت. منتقدین معتقدند که لطفی به‌خاطر مدت‌ها دوری از وطن و تحلیل‌های غلط از اوضاع و شرایط سیاسی، اجتماعی به دامان حاکمیت خصوصاً دولت دهم سقوط کرد. به هرحال همین بی‌مهری‌ها در هل دادن بیش‌تر لطفی به سمت مقابل بی‌تاثیر نبوده. معتقدم جایگاه علمی، هنری و فرهنگی لطفی به گونه‌ای است و آثار او از چنان ارزش و اعتباری برخوردار است که حتا اگر ایشان به راه ناصواب هم رفته باشد می‌توان با دیده‌ی اغماض به آن نگریست.
 این همه ارزش و توانایی لطفی را نمی‌توان نادیده گرفت خصوصاً اکنون که در میان ما نیست. متاسفانه لطفی در بهاری دل‌انگیز و در اوج غوغای رنگ‌خیز گل‌ها بر دامان طبیعت، با دلی تنگ و آزردهِ خاطر از میان ما پرگشود و خواندن به اوج بر سر بازارهای شهر را به سکوت دردناکی برای هنردوستان بدل ساخت و نهایتاً «مهیمنا» به فریادش رسید و از بلاد غریب به دیارحبیبش رساند. اکنون ماییم و شهری بی‌قلندر و خانه‌ای بی‌کدخدا.
روحش شاد و یادش گرامی

*چاپ شده در شماره449(13اردی‌بهشت 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004