شما اینجا هستید: خانهمقالهدلالان فرهنگی

دلالان فرهنگی

پنج شنبه, 21 تیر 1397 ساعت 10:04 شناسه خبر: 3683 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

اگر از تبار مادرمرده‌های فرهنگی (صاحبان به‌حق و حق‌خورده‌ی فرهنگی) باشی بی‌شک دست و دلت به آتش دلالان فرهنگی سوخته است.
اگر از جرگه‌ی مدعیان و ذی‌نفعان فرهنگی هستی با شرکت در این آتش‌بازی بی‌شک جایی از شما نیز سوخته است. و اگر جزء هیچ کدام از این دسته‌ها نیستی، هم‌چون قورباغه‌ی زنده در دیگ در حال سوختنی و نمی‌دانی.


اغلب مردم اگر کلاهشان را بدزدند می‌فهمند ولی از دزدیدن آن‌چه که در سر دارند روحشان هم باخبر نمی‌شود.
سال‌هاست از صدقه سر رشد صنعتی و فناوری فرصت‌طلبان توانایی تکنیکی برای غارت سرمایه‌های طبیعی و تاریخی ملت را پیدا کرده‌اند و در چند دهه‌ی اخیر نه تنها ذخایر صدهزار ساله‌ی این سرزمین را بهره‌برداری کرده بلکه تمام سهم آیندگان را هم به یغما برده‌اند. و حالا که همه چیز را در حال خالی شدن می‌بینند سرشان را کج کرده‌اند به سمت فرهنگ. فرهنگ یتیم مانده که همیشه سهمش در بودجه‌بندی‌ها کم‌تر از همه بوده مورد هجوم مرده‌خوارانی قرار گرفته که چهره‌ی یتیم‌نوازی به خود گرفته‌اند.
رزومه‌سازی دروغین برای اهداف سیاسی و منفعت‌طلبانه‌ی شخصی در کارهای فرهنگی ساده‌تر از هر کاری‌ است، از آن جهت که خروجی کار با اعداد و ارقام مشخص نمی‌شود و ذهن تنبل و پر مشغله‌ی مردم در جست‌وجوی آن بر نمی‌آید. همین باعث شده این عرصه مورد تاخت و تاز نامجویان و مال‌جویان بسیاری قرار بگیرد.
تهاجمی فرهنگی از نوع گُل به خودی.
شاید نیازی به باز کردن پرونده‌ی تهاجم فرهنگی نباشد. بارها گفته‌اند و شنیده‌اید که آثار جنگ پس از چند سال سازندگی قابل جبران است اما زیان‌های تهاجم فرهنگی بسیار مخرب‌تر و عمیق‌تر از آن است که بشود آثار آن را از چهره‌‌ی یک ملت به راحتی پاک کرد.
اگر فرهنگ یک ملت دست‌خوش تغییر شود، ماهیت وجودی آن می‌پوسد و از درون متلاشی می‌شود. دلالان فرهنگی و غارتگران اجتماعی فرزندان ناخواسته‌ی نظام اداری و سازمانی جامعه‌ای ا‌ست که هنوز نتوانسته راه‌کارهای نظارت بر عملکرد افراد را شکل دهد و به نظم و انضباطی که نشانه‌ی کشورهای مدرن است دست پیدا کند.
درونی شدن ارزش‌ها، باورها و سازوکارهای قدرت در جامعه باعث شکل‌گیری نظم و انضباطی همگانی و خودساخته می‌شود که با بلبشو و آشفته بازار جامعه‌ی ما که قانونش «اگر نخوری، می‌خورند» است، آرزوی تجربه‌ی زیست متمدنانه‌، رویایی دور از ذهن می‌نماید.
نتیجه‌ی این بی‌قید و بندی و بی‌نظمی، ایجاد احساس ناامنی و ترس از آینده‌ای نامعلوم و در معرض تهاجم است که خواه ناخواه مردم را وارد دور رقابتی می‌کند که هر کس به قدر توانش از سرمایه‌های ملی به نفع خودش استفاده کند.
این مقدمات را گفتم تا به تحلیل پدیده‌ای به نام«طرح‌های نوروزی» بپردازم؛ خاصه آن‌چه که نوروز امسال در لرستان رقم خورد.
همان‌طور که می‌دانید هدف از طرح‌‌های نوروزی معرفی جاذبه‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی یک استان برای گردشگران است و دست یافتن به اعتبار و هویتی برای خاطره‌سازی و به خاطرسپاری استان مقصد در ذهن مسافران، با هدف تبلیغ دهان به دهان و بازگشت دوباره‌ی آن‌هاست.
حال اگر کسی در این میان بتواند با طرح و ایده‌ای نو در کنار دست‌یابی به این اهداف برای خود و عده‌ای که حقی بر گردن فرهنگ آن سرزمین دارند درآمدزایی هم کند گوارای وجودش.
اما آن‌چه که دلالان را از فعالان فرهنگی متمایز می‌کند در همین نکته نهفته که در کنار اهداف مالی چه خدماتی برای رونق گردشگری، شناسایی و حفظ و احیای جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی ارائه می‌دهند؟ تاثیر آن مقطعی است یا تداوم دارد؟
ایده‌ی کار خلاقانه و نوست یا تقلید و تکرار طرح‌های گذشته است؟ بازتاب خبری آن از چیستی کار است یا از کننده‌ی کار؟
سود آن شخصی ا‌ست یا منفعت کار (مادی یا معنوی) متوجه کل جامعه‌ی هدف می‌شود؟
متاسفانه آن‌چه که اغلب مواقع با نام کار فرهنگی انجام می‌گیرد در باطن کاری ضد فرهنگی‌ است و اگر بنشینیم و این سوال‌ها را از خودمان بپرسیم با یک حساب سرانگشتی ساده، می‌بینیم که بیش‌تر این فعالیت‌ها نقص غرض است و متاسفانه وقتی می‌فهمیم کعبه‌ای در کار نیست که از ترکستان سر در می‌آوریم. نقد عملکرد مدیری که دوران مسئولیتش تمام شده دیگر چه دردی را دوا می‌کند؟! بنایی که با سهل‌انگاری و ندانم‌کاری در مرمتش آسیب دیده مگر با مرمت دوباره‌ی آن همه‌ی زیان‌های وارده جبران می‌شود؟
چرا نباید سیستم و راه‌کاری برای نظارت و تحلیل برنامه‌های سازمان‌های مهم و کلیدی وجود داشته باشد؟
مدیری می‌بُرَد و می‌دوزد و هم پیاله‌هایش می‌پوشند و این وسط عده‌ای از اصحاب رسانه هم نقش بازار گرم‌کن را بازی می‌کنند. هر وقت هم گند کارشان درآمد با خیال آسوده به جایی دیگر و پستی دیگر تغییر موضع می‌دهند.
مطبوعات و رسانه‌‌ها اگر نظم و نظارت درون سازمانی داشته باشند خبرنگاری به خودش این اجازه را نمی‌دهد که با ادبیات سخیف قلم‌فرسایی کند و به جای نقدی حرفه‌ای و تخصصی با لحن کوچه‌بازاری مخاطبش را مورد اهانت قرار دهد.
اگر این انضباط در روح و باطن جامعه می‌نشست، ناامنی شغلی باعث نمی‌شد که خبرنگار به جای آن‌که زبان حال جامعه و آینه‌ی رنج‌های مردم باشد و رسالتش را به درستی انجام دهد، بادمجان دور قاب‌ چین دیگران باشد و تنها به منافع خودش فکر کند.
بدانید و آگاه باشید که رنج ما از جهل ماست. تا از این رخوت و خواب‌آلودگی بیرون نیاییم از تاراج دلالان فرهنگی و غارتگران اجتماعی در امان نخواهیم ماند.
آگاه باشیم تا اگر خبرنگاری و رسانه‌ای بانیان فروش غذا در بناهای تاریخی را با عنوان پر طمطراق«جوانان ایده‌پرداز و آینده‌دار» در بوق کرنا کرد به جای اعتراض و دفاع از سرمایه‌های ملی، دستانمان را به کف زدن رنجه نکنیم.
آگاه باشیم تا اگر مسئولان میراث فرهنگی نگاه ارثی به سرمایه‌های تاریخی و فرهنگی ما داشتند و مهم‌ترین معرف تاریخ استانمان را در ایام نوروز با اجرای برنامه‌های طنز بی‌محتوا در معرض دید و قضاوت هزاران گردشگر غیربومی قرار دادند، به جای آن‌که با گردنی کشیده به تماشا بنشینیم، سینه ستبر کنیم که چرا به آبرو و هویت و تمدن چند هزار ساله‌ی استانمان چوب حراج می‌زنید.
باید با چشم و گوش بسته بپذیریم و باور کنیم که در فرهنگ لرستان هیچ چیزی جز طنز محلی برای معرفی به گردشگران وجود نداشت و برای اجرای این‌گونه برنامه‌ها جایی به‌جز قلعه در این شهر نبود؟!
بپذیریم که طرح فروش غذا و اجرای طنز محلی در بناهای تاریخی به طرحی مانند«پایتخت نقالی» که برای حمایت از آخرین بازمانده‌ی نسل نقالان قدیم ایران، احیای چند هنر و آیین در خطر فراموشی و برندسازی برای گردشگری لرستان ارائه شده بود، ارجحیت دارد؟!
چه چیزی باعث شد که مرشد سیدمصطفی سعیدی که اسفندماه سال گذشته به عنوان گنجینه‌ی زنده‌ی بشری ثبت ملی شد، توسط تعیین تکلیف کن‌های فرهنگی مورد بی‌مهری قرار بگیرد؟!
با چه امتیازی خانه‌ی آخوندابو به کارمندان .... برای فروش غذا واگذار شد و میراث قلعه به کارمندان ... برای اجرای طنز رسید؟!
چرا بانو سیمین‌مهر که بزرگ‌ترین زن نقال ایران است و کشورهای مختلفی برای دیدن نقل و هنر ایشان از او دعوت می‌کنند باید در استان خودش (لرستان) ناشناخته بماند و از گوهر وجود چنین گنجینه‌هایی برای جذب گردشگر بهره نبریم؟!
تومور بدخیم دلالی در تن و روح بیمار ملت ما ریشه دوانده؛ نه اقتصاد ما از غارت دلالان در امان مانده و نه فرهنگمان! اما ما هم‌چنان کلاهمان را چسبیده‌ایم و از سرمان غافلیم (از آن‌چه در اندیشه و باورمان داریم).
سرمایه‌ی دلال‌ها ناآگاهی مردم است. از دلال‌هایی که با زیر و رو کردن بازار ارز، اقتصاد مملکتی را فلج می‌کنند تا دلال‌هایی که حاصل دست‌رنج کشاورزان را با قیمتی ناعادلانه می‌خرند و بدون کم‌ترین زحمتی به چند برابر قیمت می‌فروشند و آن کسانی که منافع شخصی خودشان را در قالب کارهای فرهنگی با ژست‌های خدمت به خلق عرضه می‌کنند، تنها با آگاهی و داشتن ذهنی بیدار و پرسش‌گر، می‌توان به دوران سلطه و معرکه‌گیریشان پایان داد.
فراموش نکنیم، خدا حال هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌که خودشان، خودشان را تغییر دهند.

*چاپ شده در سیمره 456(11تیرماه 97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004