شما اینجا هستید: خانهمقالهداشته‌ها و نداشته‌ها و پدیده‌ای به نام شعر

داشته‌ها و نداشته‌ها و پدیده‌ای به نام شعر

دوشنبه, 25 تیر 1397 ساعت 08:22 شناسه خبر: 3699 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

کلید واژه‌ها: شعر، جامعه، داشته‌ها و نداشته‌ها
واژه‌ی داشته‌ها و نداشته‌ها همیشه به عنوان دو صفت کاربردی و کار آمد در زندگی اجتماعی و هنری و .... بشر نقشی شایسته و بایسته را بر عهده داشته‌اند به گونه‌ای که تقابل معنایی و تفاوت ساختاری این دو واژه خود مسببی در جهت رشد و بالندگی بشر در ازمنه‌ها و ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و هنری بوده است‌.


واژه‌ی داشته یا داشته‌ها به معنی چیز یا چیزهایی است که فرد به نوبه‌ی خود در زندگی از آن‌ها برخوردار است و یا به اصطلاح چیز یا چیزهایی که انسان در فرآیند زندگی به دست می‌آورد و یا فی‌النفسه و ذاتاً از آن‌ها برخوردار است و یا دستاوردخویش می‌تواند باشد را از مفاهیمی می‌توان قلمداد کرد که به عنوان داشته  یا داشته‌ها به شمار می‌روند. داشته و یا داشته‌ها‌ی انسان به سه قسم 1- داشته‌های دستاوردی 2- داشته‌های ذاتی و3- داشته‌های اکتسابی منقسم می‌شوند. داشته‌های دستاوردی به داشته‌هایی گفته می‌شود که انسان درکسب این نوع داشته‌ها دخالت مستقیم و اساسی دارد و به تعبیری دست‌رنج خود فرد به شمار می‌روند. داشته‌های ذاتی به داشته‌هایی گفته می‌‌شود که انسان هیچ دخالتی در ایجاد و آفرینش این نوع داشته‌ها ندارد و ذاتاً در وجود بشر هستند و می‌توان گفت آفریننده‌ی این نوع داشته‌ها خداست. به مانند اعضا و جوارح انسان و هنر. داشته‌های اکتسابی به داشته‌هایی اطلاق می‌شود که انسان از طریق کسب تجربه از دیگران به‌دست می‌آورد و به اصطلاح هر آن‌چه که فرد دارد تجربی و تقلیدی است به مانند: دانش و علم و فن یادگیری و فنون تخصصی و ... که از دیگران به انحای مختلف کسب می‌کنیم. دیگر مقوله‌ی مدنظر واژه‌ی نداشته یا نداشته‌ها است. نداشته یا نداشته‌ها به چیز یا چیزهایی اطلاق می‌شود که فرد از آن‌ها بی‌بهره می‌باشد و یا هنوز این چیزها را به دست نیاورده و یا این که ذاتاً این صفات ِدر هستی را دارا نیست. بنابراین نداشته یا نداشته‌ها خود عواملی به شمار می‌آیند که انگیزش و انگیزه‌ی انسان را نسبتِ به تبدیل این نداشته‌ها به داشته‌ها بیش‌تر و پررنگ‌تر می‌کند. به بیانی انسان به عنوان موجودی نسبی همیشه به دنبال نداشته‌های خود و کسب این نوع نداشته‌ها در جنب و جوش و تکاپوی لازم و ضروری است.
به مانند نداشتن هنر و علم و یا نداشتن صبر و محبت و یا نداشتن مسکن و کار و یا مال و منال که هرکدام از این نداشتن‌ها خود محرکی در جهت داشتن همین نداشتن‌ها برای انسان تلقی می‌شود. با این وجود، نداشتن‌های بشر را می‌توان به دونوع تقسیم کرد. نخست: نداشته‌های معنوی است و دیگر نداشته‌‌های اجتماعی و هنری. نداشته‌های معنوی به نداشته‌هایی گفته می‌شود که انسان دخالتی در داشتن آن‌ها ندارد و تنها صاحب اختیار و انتخاب این نداشته‌ها خداست و البته در زوایایی هم دترمینیسم اجتماعی و طبیعی تأثیر اساسی دارد. نداشته‌های هنری نیز به نداشته‌هایی گفته می‌شود که انسان و یا فرد شاعر و هنرمند ذاتاً از آن‌ها بهره‌مند نشده‌است به مانند: شعر که قریحه‌ای خدادادی است و یا سایر هنرهای هفتگانه که هرکسی از این نوع هنرها بهره‌مند نیست. با این تعابیری که از داشته‌ها و نداشته‌ها تصویر شد در می‌یابیم که می‌توان دو نوع رویکرد را برای این دو مقوله مدنظر داشت:
1- رویکرد اجتماعی‌؛ با توجه به تجاربی که به صورت تقلیدی و تحقیقی در بین عوام و خواص مشاهده می‌شود می‌توان گفت که اغلب مطالبات مردم در ابعاد مختلف بر اساس داشته‌ها و نداشته‌هاست زیرا که اکثر ارتباطات و برقراری دوستی‌ها بر اساس همین دو مقوله صورت می‌گیرد.
به عنوان مثال: وقتی که دو نفر با مشخصات: یکی قدکوتاه، زشت و متمول و دیگری قدبلند، زیبا و فقیر با هم دوست می‌شوند یقیناً این دوستی بر اساس یک‌سری داشته‌ها و نداشته‌ها صورت می‌‌پذیرد چه این که، نداشته‌ی فرد پول‌دار نزد فرد فقیر قدکوتاهی و زشتی او می‌باشد که فرد فقیر از این دو صفت بهره‌مند شده‌است و بر عکس نداشته‌ی فرد فقیر نیز نزد فرد ثروتمند تنها داشته‌ای به نام فقر است که از فرد پول‌دار طلب می‌کند. به هر روی این نوع رویکرد ِدو جانبه نوعی آلترناتیو (جایگزینی ) به شمار می‌رود که در بعضی مواقع حالتی واقعی به خود می‌گیرد و در برخی اوقات هم حالتی خیالی و وهم برانگیز را به نمایش می‌گذارد و در هردو حالت دو طرف علاوه بر اقناع ظواهر خویش در ابعادی هم ارضای روحی و روانی می‌شوند. دیگر نمونه می‌تواند درحوزه‌ی دانش و علم باشد به گونه‌ای که در خیلی از مواقع این نوع روند در بین خانواده‌ها و حتا جامعه و گروه‌های اجتماعی متداول و مرسوم است.
زیرا که ممکن است درخانواده‌ای پدر و مادر سواد آن‌چنانی نداشته باشند و به دلایلی موفق به ادامه‌ی تحصیل نشده‌اند ولی فرزند و یا فرزندانی تحصیل‌کرده را تربیت و به جامعه معرفی کرده‌اند و از این طریق نداشته‌ی خود را که مقوله‌ی سواد بوده است از طریق دانش فرزندان جبران کرده‌اند که این حالت را می‌توان در بیرون از خانواده و در جامعه نیز به انحای متفاوتی مشاهده نمود چرا که ممکن است یک فرد پزشک و پول‌دار با یک فرد بی‌سواد اما متمول دوست شود و یا ممکن است یک فرد حقوق‌دان و متمول با یک فرد نویسنده یا شاعر و غیرمتمول دوست باشد که این نوع دوستی‌ها بر اساس داشته‌ها و نداشته‌های طرفین صورت می‌گیرد زیرا که هر کدام از این افراد در واقع یک کفه‌ی ترازویشان خالی است که این خالی بودن را ازهم‌دیگر طلب می‌کنند. با این روند، این نوع حالت‌ها را می‌توان آلترناتیو ذهنی نامید. آلترناتیو ذهنی نوعی جایگزینی ذهنی است که شکل و حالتی واقعی ندارد بلکه تصور و تخیل ذهنی است اما چون فردِ متصور و مخیل در این نوع فرآیند به دلایلی دست دارد لذا خود را صاحب این نوع داشته تلقی می‌کند.
2- رویکرد هنری و ادبی؛ بی‌گمان هنر و به ویژه شعر از عمده داشته‌هایی به شمار می‌آید که قریحه‌ای خدادادی است و شاید بتوان گفت خیلی از آدم ها از این نوع هنر بهره‌مند نشده‌اند. بنابراین شعر نوعی بی‌بدیل است که بدیل نمی‌پذیرد و به خاطر همین می‌‌باشد که برای شاعر به عنوان یک داشته قلمداد می‌شود و برای غیرشاعر نیز نوعی نداشته. با این حال، شعر به عنوان یک تولید اجتماعی و شاعر به مثابه‌ی مولد این تولید دست به آفرینش نداشته‌ای می‌زند که این نداشته پس از گذر از مراحل پر پیچ و خمی به مرحله‌ی داشته می‌رسد و در آن جاست که مردم مثلاً این فرآیند را «داشته‌های نویسنده و یا شاعر» می‌نامند. با این تعابیر تداوم بحث می‌تواند موضوع شعر و دو مقوله به نام داشته‌ها و نداشته‌ها باشد که درپی به آن می‌پردازیم. شاعر و شعر را می‌توان هم نوعی داشته تصور کرد و هم نوعی نداشته تعبیر نمود زیرا که شاعر و شعر لازم و ملزوم یک‌دیگرند و داشته و نداشته نیز با هم کلافی عمیق خورده‌اند. شعر می‌تواند نداشته‌ای باشد که شاعر برای به‌دست آوردن آن سال‌ها تلاش و کوشش می‌کند و زمانی که به معنی واقعی به آن دست می‌یابد را می‌توان داشته‌ی شاعر تلقی نمود.
اما در خیلی از مواقع اگرچه خیلی از افراد دوست دارند شاعر باشند و شعر بسُرآیند ولی چون فی‌النفسه ذوق و طبع شعر ندارند لذا هرگز شاعر نمی‌شوند و این خود می‌تواند نوعی نداشته و یا نداشته‌های این افراد باشد که هرگز تبدیل به داشته و یا داشته‌ها نمی‌شود. از جانبی دیگر می‌توان به افرادی اشاره نمود که شعر را به عنوان یک نداشته تلقی می‌کنند و برای این نداشته آن‌قدر تلاش و زحمت می‌کشند تا که یک روز به این نداشته که شعر است دست می‌یابند و در آن جاست که این افراد را شاعر می‌نامند. شاعر به کسی گفته می‌شود که شعر می‌سُرآید اما ُسرآینده‌ی هر شعری را هم نمی‌توان شاعر نامید چرا که به کسی شاعر می‌گویند که شعرش در جامعه به نوعی داشته‌ی کارآمد و سازنده تبدیل شده‌است. داشته‌ها و نداشته‌های یک شاعر به بخش‌های ذیل تقسیم می‌شود: نخست: داشته‌هایی است که از آنِ دیگران است و تقریباً می‌‌توان گفت نوعی شبیه‌نویسی و مدل‌سازی است. در ثانی داشته‌هایی است که سُرآینده‌ی این نوع داشته‌ها خودِ شاعر است و به بیانی این داشته‌ها زاده‌ی احساس و عاطفه‌ی پاک و زلال خودِ شاعر می‌باشد.
نداشته‌های شاعر نیز در دو صورت انجام می‌گیرد. نخست نداشته‌هایی که نزد دیگران است و شاعر می‌خواهد این نداشته را از دیگران کسب نماید. در ثانی نداشته‌هایی که نزد خود شاعر هستند و شاعر این نوع نداشته‌ها را از خود طلب می‌کند. در نوع اول شاعر را می‌توان شاعری تقلیدی به شمار آورد ولی در نوع دوم شاعر می‌تواند شاعری واقعی و خود ساخته باشد، به شرطی که بتواند این نوع نداشته‌ها را به داشته تبدیل کند. بنابراین با توجه به تقسیم‌بندی داشته‌ها و نداشته‌های انسانی که ذکر آن رفت می‌توان گفت که شاعر نیز به عنوان موجودی انسانی دارای سه نوع داشته و دو نوع نداشته است که هر کدام از این موارد را به انحای مختلف و متفاوتی در جامعه تجربه می‌کند. خیلی وقت‌ها شعر شاعر دست پرورده‌ی خود شاعر است و این نوع شعر را می‌توان دستاورد ادبی خود شاعر نامید که به این نوع شاعر می‌توان شاعری خودجوش گفت و البته در خیلی از مواقع نیز افراد ذاتاً شاعرند و برای این قریحه تلاش و کوشش می‌کنند و در نهایت به آن دست می‌یابند.
دیگر نکته اکتسابی بودن داشته‌ی شاعر می‌باشد به گونه‌ای که شاعر شعر خود را از دیگران می‌گیرد و این نوع کسب را می‌توان تشبث به طبع و ذوق دیگران تلقی کرد. بنابراین داشته‌های اکتسابی یک شاعر نمی‌توانند به عنوان اثر شاعر محسوب شوند چه این که اکتسابی می‌تواند مال خودِ شاعر باشد یعنی شاعر این کسب و کشف را از درونیات خویش اقتباس کرده باشد و یا می‌تواند اکتسابی بیرونی باشد که شاعر از دیگران کسب نموده است. دیگر نکته نداشته‌های معنوی و ادبی شاعرند. نداشته‌های معنوی بدین سان که شاعر هر آن‌چه که از حیث هنر و شعر ندارد را از دیگران طلب می‌کند و این روند هرگز جواب‌گو نیست زیرا که ذاتاً از این نوع خصیصه بهره‌مند نیست و به نظر می‌رسد که تلاش برای رسیدن به این نداشته‌ها معقول و منطقی نباشد. اما در نداشته‌های هنری و ادبی شرایط کاملاً فرق می‌کند چون‌که شاعر می‌تواند برای رسیدن به نداشته‌های هنری و ادبی خود تلاش و کوشش بیش‌تری را به خرج دهد و در نهایت به آن نداشته‌ها دست یابد. با این تفاوت که نداشته‌های هنری و ادبی نیز همیشه حالتی یک‌سویه ندارند بلکه از شکل و شمایلی چندسویه برخوردارند چرا که ممکن است یک شاعر فی‌النفسه طبع و ذوق هنری نداشته باشد و ناآگاهانه خود را به دایره‌ی شعر کشانده است و یا این که طبع و ذوق شعری دارد ولی به این طبع و ذوق شاخ و برگ نداده است که در این شرایط این نوع نداشته چون بالقوه می‌باشد شرایط بالفعل بودن را دارد. دیگر نداشته یا نداشته‌ها را می‌توان نداشته‌هایی قلمداد کرد که حالتی آلترناتیو به خود می‌گیرند. این نوع نداشته‌ها علاوه بر این که شامل افراد شاعر مآب می‌شود بلکه شامل دیگر افراد غیرشاعر هم هست.
 به گونه‌ای که افراد شاعرمآب با افراد شاعر دوست می‌شوند و این ارتباط بر اساس داشته‌ها و نداشته‌های دو طرف صورت می‌گیرد که هم حالتی واقعی دارد و هم شکلی خیالی و متوهم.
 به هر روی حالت آلترناتیو یکی از خطرناک‌ترین حالاتی است که هم در جوامع سنتی متداول است و هم درجوامع مدرن و تنها فرق این دو در شکل و شیوه‌ی رفتاری و عملی است. در جوامع سنتی اغلب افراد به دلیل این که از یکسری مطالبات بی بهره‌اند لذا سعی بر آن دارند تا که از طریق داشته‌های هنری و ادبی این نوع کمبود‌ها را جبران نمایند و تقریباً می‌توان گفت این نوع حالت جایگزینی به علت فقدان فرهنگی و اجتماعی صورت می‌گیرد. اما در جوامع مدرن حالت جایگزینی با نوعی اگاهی و تعمد همراست زیرا که اغلب افراد داشته‌ها و نداشته‌های خود را تعمداً در مرحله‌ی کار می‌گذارند و می‌توان گفت به دنبال نوعی رقابت ناسالم هستند.
در جوامع مدرن تبادل داشته‌ها و نداشته‌ها مدنظر نیست بلکه ارتباطات اغلب حالتی یک‌سویه و منفعت‌طلبانه را دارد چه این که در این نوع جوامع آگاهی چربش بیش‌تری بر ناآگاهی دارد. حاصل این که جامعه، شعر و دو مقوله به نام داشته‌ها و نداشته‌ها به مثابه‌ی مستطیلی می‌مانند که اضلاع آن‌ها دو تا دو تا با هم مساوی‌اند و این فهم هندسی نشان‌گر این است که نمی‌توان قاعده‌ی واحدی را برای این چهار مقوله‌ی اجتماعی که ذکر آن رفت، مدنظر داشت زیرا که شرایط جامعه و شعر خود مسببی است در جهت رهنمون داشته‌ها و نداشته‌‌‌ها به سمت و سویی سازنده و مفید و یا احیاناً غیرسازنده و مخرب‌.

*چاپ شده در سیمره 457(19تیرماه97)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004