شما اینجا هستید: خانهمقالهاهمّیت شعر در موسیقی آوازی ایران

اهمّیت شعر در موسیقی آوازی ایران

شنبه, 07 مهر 1397 ساعت 07:55 شناسه خبر: 3883 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

به‌مناسبت هفتادوهشتمین زادروز استاد محمدرضا شجریان

 

سعید عسکری‌عالم

 

یکم؛
موسیقی از دیرباز در ایران رواج داشته است. مدارک بسیاری دال بر رشد و کمال آن در این سرزمین وجود دارد. چنین برمی‌آید که ایرانیان در زمان هخامنشیان با موسیقی آشنایی داشتند، چنان‌که زنوفن می‌گوید: «در زادروز کوروش با آواز و ساز جشن می‌گرفتند و به‌هنگام جنگ، کوروش دستور می‌داد که سرود جنگی خوانده شود و شیپور نواخته شود.»
در زمان اشکانیان، موسیقی و شعر به‌هم نزدیک شده بود، چنان‌که شخص نمی‌توانست بدون این‌که با موسیقی آشنا باشد و یا در نواختن یکی از سازها مهارت داشته باشد؛ شاعر شود. در این زمان شاعر- موسیقی‌دان دارای اعتبار بسیار بود. او می‌توانست به‌راحتی کار کند یا در ارکستر و هم‌آوایی دربار برنامه اجرا نماید و یا در میان مردم به سرودن شعر و نواختن موسیقی بپردازد. سنت همراهی شعر و موسیقی به دوره‌ی ساسانیان نیز رسید. این سنت بعدها نیز ادامه پیدا کرد، چنان‌که بعدها می‌بینیم که رودکی شاعر عصر سامانی بدیهه‌سرایی می‌کند و شعرش را همراه با ساز می‌خواند.


«در تذکره‌ها آمده رودکی چنگ نواز بوده‌است. می‌گویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازه‌ای بوده‌است که نیروی افسون‌گری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد. این داستان که در کتاب چهار مقاله از نظامی عروضی آمده‌است بر این قرار است که؛ امیرنصر سامانی (یا امیری دیگر) از بخارا به هرات می‌رود و دلبسته‌ی هوای هرات می‌گردد. بازگشت به بخارا را چنان فصل به فصل عقب می‌اندازد که مدت چهارسال او و ملازمانش در هرات می‌مانند. لشکریانش که دلتنگ بخارا شده بودند به رودکی که در آن زمان نزد امیرمحتشم و مقبول‌القول بود روی آورده و به او گفتند اگر هنری بورزد و شاه را به بازگشت به بخارا ترغیب کند پنجاه هزار درم به او پاداش می‌دهند. رودکی نیز می‌دانست در این هوای لطیف نثر کارگر نیست و باید چیزی بسراید و بنوازد که از هوای هرات لطیف‌تر بنماید. از این رو قصیده‌ای می‌سراید و هنگامی که امیر سامانی صبوحی کرده بود، چنگ نواخته و آن تصنیف را با آواز می‌خواند. و امیر چنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد که بدون آن‌ که کفش را در پایش کند سوار بر اسب می‌شود و مستقیم به سوی بخارا می‌تازد. و نقل است که کفش‌هایش را تا دو فرسنگ دنبال او می‌بردند. و رودکی پنجاه هزار درم از لشکریان می‌گیرد».(1)
 
آن قصیده این‌گونه ‌است:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی‌های او
 زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ مارا تا میان آید همی
ای بخارا، شادباش و دیر زی
میرزی تو، شادمان آید همی
میر سرو است و بخارا آسمان
سرو سوی بوستان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
« او برای سروده‌های آهنگین خود یک راوی داشته که نامش احتمالاً «مج یا ماج» بوده که اشعار رودکی را با صدای خوش می‌خوانده‌است. خود رودکی در شعر خود از او به نام «مج» یاد می‌کند. اما فرهنگ انجمن آرای ناصری نام او را «ماج» ثبت کرده‌است». (2)

دوم؛
در موسیقی آوازی امروز ایران با تمام فراز و نشیب‌ها و تمام پیش‌رفت‌های فرمی و محتوایی و تجربه‌ی گونه‌های مختلف موسیقایی از تلفیقی گرفته تا موسیقی قومی و محلی و ترکیب  آن‌ها با دیگر گونه‌های موسیقایی و بازسازی آثار قدیمی، موضوعی که از دیرباز همیشه مورد توجه و بحث بوده، مسئله انتخاب کلام و شعر برای بیان و هدف یک قطعه موسیقایی بوده است. «کلام» یکی از خصوصیات بارز موسیقی ایرانی است که نسبت به سایر بخش‌ها و گونه‌های موسیقی ایرانی، بیش‌تر مورد توجه مخاطبان قرار دارد. این‌گونه است که گزینش یک شعر مناسب و دارای پیام و محتوای قابل توجه برای یک قطعه آوازی یا یک تصنیف و ترانه، همیشه از مهم‌ترین و وقت‌گیرترین کارهای یک آوازخوان، آهنگ‌ساز یا ترانه‌سرای موسیقی ایرانی است.
انتخاب شعر و درک ادبی نسبت به واژگان به‌کار برده شده‌ در شعر(غزل یا گونه‌های دیگر آن) و هم‌چنین صنایع ادبی موجود در آن، در کنار فهم و استنباط صحیح و متناسب از محتوای شعر انتخاب شده توسط آوازخوان موسیقی‌ایرانی، اساسی‌ترین و البته مهم‌ترینِ ملزوماتی است که یک خواننده‌ی موسیقی ایرانی می‌بایست از آن برخوردار باشد. شناخت و آگاهی نسبت به ‌این ملزومات پایه‌ای موجب می‌شود تا آوازخوان بتواند چارچوب اولیه‌ای برای آوازش انتخاب کند و بر اساس این چارچوب با قرار دادن ابیات شعری در قالب گوشه‌های مختلف و مناسب یک دستگاه یا آواز موسیقی ایرانی، پیام و مفهوم اصلی یک شعر یا قطعه را به‌درستی به شنونده و مخاطب انتقال دهد. نکته مهم دیگر که در موازات نکات گفته شده قرار می‌گیرد و اهمیت آن کم‌تر از انتخاب شعر نیست، شناخت و احاطه کامل آوازخوان بر ردیف دستگاهی موسیقی آوازی ایرانی است.
هریک از دستگاه‌های موسیقی ایرانی تحت تاثیر شرایط است. دستگاه‌ها می‌توانند در شرایط مختلف تاثیرات حسی متفاوتی را ایجاد کنند. احساسی که  از شنیدن یک قطعه سازی یا آوازی در دستگاه همایون به شنونده دست می‌دهد، کاملاً متفاوت از شنیدن قطعه‌ای در دستگاه ماهور است. خواننده‌ی موسیقی ایرانی ضمن ارتباط گرفتن منطقی و اصولی با شعر و درک معنی و مفهوم آن، که گاه ممکن است لایه‌لایه و به‌طور غیرمستقیم حرف وگفتار خود را به شنونده منتقل کند، می‌باید شعر را در قالب مورد نظر که در این‌جا دستگاه مناسب برای بیان احساس و مفهوم واقعی شعر است، قرار دهد. آوازخوان باید گوشه یا گوشه‌هایی که هرچه بیش‌تر به حال‌وهوا و پیام شعر و حتا به مفهوم آن نزدیک است، انتخاب کند تا بتواند با تکیه بر آن‌ها- ردیف و گوشه‌های آن- محتوای عمیق شعر را بیان کند.
این بیان بدون افزودن دقایق و ظرایف مینیاتورگونه که در گوشه‌های ردیف موسیقی‌ ایرانی و هم‌چنین تحریرهای آن متجلی است، ممکن نیست. خواننده آگاه، با ذوق و آشنایی با ادبیات ملی و کهن ایرانی می‌تواند برداشت و فهم خود را از ردیف دستگاهی موسیقی ‌ایرانی داشته باشد، بدین صورت که لزوماً نباید عین ردیف را موبه‌مو اجرا نماید، بلکه می‌بایست با ذوق و قریحه خود بتواند با جمله پردازی و چینش این جملات چارچوبی نو برای آوازش بیابد تا این برداشت‌ها برگرفته از ردیف باشد نه روایت نعل به نعل آن. ردیف موسیقی ایرانی و گوناگونی و گستردگی گوشه‌های بسیار آن این قابلیت را دارد که از آن‌ها ترکیبات زیبا، بدیع و تازه ایجاد کرد.
موتیف‌های آوازی و ساخت جملات آوازی که شامل تحریرهای مناسب و به‌موقع و خوانش صحیح شعر انتخاب شده می‌باشد، باید توسط آوازخوان موسیقی ایرانی به‌طور کاملاً منطقی و زیبا شناسانه در کنار هم قرار گیرند تا یک قطعه آوازی ساخته و پرداخته شود. ارتباط منطقی بین ابیات شعر و متصل نمودن آن‌ها به‌وسیله‌‌ی تحریرهای مناسب نیز باید توسط آواز‌خوان مورد توجه قرار گیرد. آوازخوانانی که در مرتبه‌ای بالاترـ از نظر ذوق، قریحه و آشنایی با ادبیات ملی‌ـ قرار دارند، حتا در انتخاب اشعار مورد نیاز خود برای آواز، اوزان عروضی شعر را نیز در نظر می‌گیرند.«فرصت‌الدوله شیرازی» در کتاب «بحورالالحان»  که در مورد دانش موسیقی و نسبت آن با عروض است، با احاطه‌ای که بر علم عروض و موسیقی داشته، رابطه‌ی شعر و موسیقی را از دیدگاه وزن بیان نموده و در مقدمه‌ی کتاب شرحی درباره‌ی موسیقی و اصطلاحات معمول آن آورده است؛« موسیقی‌دان( نوازنده،آهنگساز و خواننده) باید با علم عروض در ادبیات آشنا باشد و آگاهی کامل از آن‌را دارا باشد». آوازخوان باید با ادبیات و شعر مانوس باشد، هم از نظر شکلی و هم از نظر محتوایی آن‌را بشناسد، چرا که این شناخت و آگاهی موجب می‌شود که آواز‌خوان موسیقی درون کلمات در زبان پارسی- در شعر و نثر- را بشناسد و فقط به خواندن آواز و فراگيری گوشه‌ها اکتفا نکند، بلكه با ادبيات ايران، شعر ايران، مفهوم شعر، عروض فارسی، تاريخ شعر، خوب خواندن شعر و... يک آشنايی كامل و تخصصی داشته باشد. برای نوازنده، يک آشنايی حداقل با موارد فوق كافی است، اما خواننده، نياز دارد كه در اين زمينه به آشنايی كامل و آگاهی تخصصی دست یابد.
از خصوصیات آواز در موسیقی ایران، متد معین تحریر، نحوه‌ی درآمد و فرود، اوج و حضیض، انتخاب شعر و ادای مفهوم صحیح واژه‌ها و رعایت تناسب حالات است. تناسب در آوازها موجب زیبایی در استماع است چه، آوازها دارای کیفیات گوناگونی هستند مانند آهستگی، بلندی، نرمی، سختی، جنبش، نشاط و…
استاد شجریان درباره‌ی اهمیت شعر و آشنایی با ادبیات  و رعایت مسائل فوق‌الذکر می‌گوید:«وقتی می‌خواهیم مفهوم یک غزل را به شنونده انتقال دهیم باید خیلی دقت کنیم که شعر فدای تکنیک‌های آوازی و چهچهه و مسائل موسیقایی نشود و هر دو با هم بال پرواز باشند یعنی موسیقی و شعر هر دو با هم، آدم را ببرد. دستوراتی دارد که باید رعایت کرد. تاکیدها باید به جا باشد، کشش‌ها حد و اندازه دارد. تحریر نباید جایی باشد که فضای شعر را تحت تاثیر قرار دهد. همیشه تحریر را می‌گذاریم برای بعد از زمانی که شعر تمام می‌شود. چون ملودی‌هایی هست که با شعر جفت و جور نمی‌شود و ما آن را با تحریر بیان می‌کنیم. شعر خودش ملودی دارد و ما را گرفتار می‌کند؛ تکنیک‌های آوازی هم هست که این‌ها را در بیانِ کلام نمی‌شود اجرا کرد چون شعر فدا می‌شود. بنابراین بعد از بیان شعر اگر نیاز بود جمله‌ی موسیقایی شعرمان را با تحریر تمام کنیم، این کار را می‌کنیم. حتما هم این طور نیست که باید تحریر بدهیم. این است که همه دست به دست هم می‌دهد برای یک اجرای خوب. شعر خوب انتخاب کنیم، بیان کنیم و تکنیک‌های آوازی را رعایت‌کنیم».

پی‌نویس‌ها:
1- نظامی عروضی، چهارمقاله، به‌اهتمام دکتر محمد معین، نشر صدای معاصر، چاپ سیزدهم،۱۳۸۶، تهران، صفحات۵۳ تا ۵۵.
2- دیوان رودکی سمرقندی، سعید نفیسی، نشر نگاه، صفحه۱۹

 *چاپ شده در سیمره‌ی 467 (97/07/05)

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004