شما اینجا هستید: خانهمقالهبدرود مشد حسن!(نگاهی به کارنامه‌ی هنری زنده‌یاد عزت‌الله انتظامی)

بدرود مشد حسن!(نگاهی به کارنامه‌ی هنری زنده‌یاد عزت‌الله انتظامی)

سه شنبه, 24 مهر 1397 ساعت 11:40 شناسه خبر: 3933 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

-«مملکت را تعطیل کنیم، دارالایتام دایر کنیم درست‌تره.
-مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید.
-قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می‌کند.
-باران رحمت از دولتی سر قبله‌ی عالم است، سیل و زلزله از معصیت مردم.
-میرغضب بیش‌تر داریم تا سلمانی.....
-ریخت مردم از آدمیزاد برگشته، سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده.
-چشم‌ها خمار از تراخم است، چهره‌ها تکیده از تریاک.
-اون چارتا آب انبار عهد شاه‌عباس هم آبش کرم گذاشته.
-خلق خدا به چه روزی افتاده‌اند از تدبیر ما، دلال، فاحشه.......»
بخش‌هایی از دیالوگ فیلم «حاجی واشنگتن» به کارگردانی،کارگردان قدر و دیالوگ‌ساز سینمای ایران مرحوم «علی حاتمی»که بر زبان تنها بازیگر فیلم «عزت‌اله انتظامی» با دنیایی از احساس بیان می‌شود. انتظامی ساطور به دست با هزاران کینه در دل و هزاران خشم در چهره، لاشه‌ی گوسفندی را آویزان، با دلی پر و بغضی در سینه، ساطور به لاشه می‌زند و با هر ضربه قطعه‌ای از گوشت را جدا می‌کند و هم‌چنان با خود حرف می‌زند و اوضاع مملکت را به باد انتقاد می‌گیرد.

متاسفانه «حاجی واشنگتن» اجازه‌ی اکران دریافت نکرد تا مردم شاهد بازی درخشان، ممتاز و جانانه‌ی او باشند. حاجی واشنگتن یکی از فاخرترین آثار سینمایی ایران و علی حاتمی است که در سال۶۰ در داخل کشور تولید و در همان سال به محاق توقیف رفت.
انتظامی یکی از اضلاع اصلی بازیگران ممتاز سینمای پیش از انقلاب است که در مکتب هنری«دکتر عبدالحسین نوشین» بنیان‌گذار تئاتر نوین و علمی ایران آموزش دید و سنگ بنای محکم و استوار بازیگری‌اش را این استاد فرهیخته نهاد. سپس در دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته‌ی بازیگری به تحصیل پرداخت و بعدها برای تکمیل آموزش بازیگری و به روز کردن هنر خود راهی آلمان شد و در شهر هانوفر در رشته‌ی بازیگری به تجارب و اندوخته‌های خود افزود.
علاوه بر انتظامی بازیگران شاخص و پرتوان دیگری چون جمشید مشایخی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و داوود رشیدی که جملگی از بازیگران استخوان‌دار و قوی سینما و تئاتر ایران به حساب می‌آیند، خوشه‌چین خرمن فرهنگ و هنر دکتر نوشین بوده، از محضر این استاد بی‌بدیل عرصه‌ی بازیگری تئاتر و سینما کسب دانش، هنر و معرفت کرده‌اند. دانش، آگاهی، تجربه و تسلط به همراه وارستگی و عدالت‌خواهی استادنوشین، نسل تکرارنشدنی از بازیگران تئاتر و سینما را پرورش داد که هرگز نظیر آن را نخواهیم دید. در مورد انتظامی صرف نظر از آموزش او در محضر دکترنوشین، ذات هنری خود انتظامی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. او تنها چهارده سال داشت که به پیش‌پرده‌خوانی در تماشاخانه‌های تهران می‌پرداخت و پس از یک سال پیش‌پرده‌خوانی توانست نخستین نمایش حرفه‌ای خود با نام «التیماتوم» به نویسندگی ‌پرویز خطیبی و کارگردانی اصغر تفکری را در یکی از تئاترهای لاله‌زار تهران به روی صحنه ببرد.
انتظامی در التیماتوم چنان بازی درخشان، جذاب و به یادماندنی از خود به نمایش گذاشت که خطیبی بی‌هیچ قید و شرطی پای او را به دنیای سینما بازکرد. انتظامی نخستین بازی سینمایی خود را در فیلم «واریته بهاری» به کارگردانی پرویز خطیبی بدون هیچ نقص و ایرادی اجرا کرد. به عقیده‌ی بسیاری از منتقدان اگرچه کسانی مانند خطیبی خیلی زود متوجه ذوق و استعداد هنری انتظامی شدند، اما به نظر می‌رسد که کاشف اصلی استعداد شگرف هنری انتظامی در هنر بازیگری «داریوش مهرجویی» است. مهرجویی با جمع‌آوری کلکسیونی از بازیگران شاخص و قراردادن انتظامی، جمشید مشایخی و علی نصیریان درکنار هم یک شاهکار سینمایی خلق کرد و یکی از ماندگارترین آثار سینمایی ایران را با نام«گاو» جلوی دوربین برد.
«گاو»هم موفقیت بزرگی بود برای سینمای ایران چه در عرصه‌ی داخلی و چه در عرصه‌ی خارجی و هم موفقیتی بود بس بزرگ برای کارگردان و بازیگران به‌ویژه شخص انتظامی. بازی به بی‌نظیر انتظامی در فیلم «گاو» نام او را بر سر زبان‌ها انداخت، به‌‌طوری که دیگرکارگردان صاحب نام و صاحب سبک سینمای ایران زنده‌یاد«علی حاتمی» سراغ انتظامی رفت. حاتمی قاب تصویر بازیگران فاخر را بزرگ‌ترکرد و علاوه برانتظامی، مشایخی و نصیریان با دعوت از محمدعلی کشاورز و داوود رشیدی به یادماندنی‌ترین و فاخرترین سریال تلویزیونی تاریخ هنری ایران با نام «هزاردستان» را به نمایش درآورد. نقش‌آفرینی‌های هنرمندانه‌ی انتظامی در هزاردستان با شخصیتی مغرور، گردن‌کلفت و نفوذناپذیر واقعاً تکرار نشدنی است. به‌گونه‌ای که هزاردستان در تاریخ هنری ایران ماندگار و با ‌حافظه‌ی تاریخی مردم ایران گره خورد، گرهی که با هیچ دست و دندانی گشوده نخواهدشد.
انتظامی غرق شدن و فرو رفتن در نقشی را که به عهده می‌گیرد، چنان برایش مهم است که وقتی کاراکتر نقش اول فیلم «گاو» را می‌پذیرد از تهران راهی محلات می‌شود تا از نزدیک با گاوِ یکی از دوستانش آشنا شود تا گاو و شخصیت گاو را بهتر بشناسد. تمام این کارها برای این است که بتواند بهتر در آن نقش غرق شود. انتظامی در اندک زمانی چنان با گاو عیاق و دمخور می‌شود که مو به مو رفتار و حرکات گاو را یاد می‌گیرد.
«مشد حسن» وقتی گاوش سر به نیست می‌شود، سر به شیدایی برمی‌دارد و خود بر جای گاو می‌نشیند و سر در آخور می‌کند. انتظامی چنان در نقش گاو غرق می‌شود که بیننده تصور می‌کند، مشد حسن واقعاً گاو است! او علف خوردن را هم از گاو بهتر انجام می‌دهد اگرچه باید سهم بزرگی از این گونه بازی‌های درخشان را به کارگردان داد. چون کارگردان است که می‌داند چه چیزی از بازیگر می‌خواهد، آن هم کارگردانی به زیرکی مهرجویی که می‌داند بازیگرش را به کدام مسیر باید هدایت کند اما در عین حال ذوق سرشار و استعداد ذاتی یا آموزش‌های علمی و پایه‌ای انتظامی در بازیگری را نمی‌توان نادیده گرفت.
مهرجویی دقیقاً از این زاویه به انتظامی می‌نگرد و ذوق و استعداد هنری شگرف او را تکامل و تعالی می‌بخشد و به اوج خود می‌رساند و در بسیاری از فیلم‌هایش از جمله «آقای هالو»، «دایره مینا»، «پستچی»، «اجاره‌نشین‌ها»، «هامون» و «بانو» انفجار پتانسیل‌های هنری انتظامی را فراهم می‌آورد. از دیگر سو انتظامی هم از معدود بازیگرانی است که می‌داند کارگردان چه می‌خواهد و در ذهن او چه می‌گذرد. لذا آن چیزی را به نمایش می‌گذارد که کارگردان از او توقع دارد. بازی‌های«قجری» فاخر و درخشان انتظامی برای مهرجویی نظر حاتمی و «مخملباف » را نیز به خود جلب می‌کند. حاصل این دوران آثار درخشان و ماندگار مانند «هزاردستان» و «حاجی واشنگتن» برای حاتمی و «ناصرالدین شاه اکتور سینما» برای مخملباف است. انتظامی در یک مستند سینمایی ماندگار به کارگردانی «محمدهادی کاویانی» در کنار استاد «محمود فرشچیان» نیز نام خود را ماندگار کرده.
مسعود کیمیایی هم از حضور انتظامی در فیلم «حکم» به عنوان افتخاری بزرگ برای خودش یاد می‌کند. بنابراین ارزش‌گذاری بر روی کارهای انتظامی بسیار دشوار است. برای نمونه، بازی درخشان و دیدنی او در حاجی واشنگتن را واقعاً هیچ منتقدی نمی‌تواند ارزش‌گذاری کند. حاجی واشنگتن داستان زندگی غم‌انگیز. «حسین‌قلی‌خان صدرالسلطنه» اولین سفیر ایران در کشورآمریکاست و انتظامی هم تنها بازیگر این فیلم است. فیلم در ظاهر یک فیلم «کمیک تاریخی»است. انتظامی هم در ابتدای فیلم یک موقعیت کمیک از خود به نمایش می‌گذارد ولی هرچه جلوتر می‌رویم حال و هوای فیلم بیش‌تر به سمت تراژدی تمایل پیدا می‌کند. شاهکار انتظامی در این فیلم این است که بسیار نرم، آهسته و نامحسوس در طول فیلم این جابه‌جایی موقعیت از کمیک به تراژیک را با هم عوض می‌کند. حقیقتاً این‌گونه جابه‌جایی‌های هنری آن هم در طول یک فیلم از عهده‌ی هرکسی برنمی‌آید. کارنامه‌ی هنری او نشان می‌دهد که دست این هنرمند با توجه به توانمندی‌ها و آموزه‌های هنری‌اش برای این‌گونه جابه‌جایی ها و نقش عوض کردن‌ها نه تنها بسته نیست بلکه همیشه باز است.
تصور من این است که نه تنها ایران بلکه تمام جهان نیازمند شخصیتی مانند انتظامی بود تا هنرآفرینی کند. اگر انتظامی نبود فیلمی به نام «گاو» در کار نبود و اگر گاو ساخته نمی‌شد از «حاجی واشنگتن» و «هزار دستان» و «ناصرالدین شاه اکتور سینما»، هامون و... هم خبری نبود. آدم حیران می‌شود از این همه نقش جورواجور که انتظامی بازی کرده، از بازی در نقش آدم‌های لمپن و ساده‌لوح تا بی‌وجدان و فریب‌کار و ناپاک و دروغ‌گو از نقش آدم‌های حریص گرفته تا گردن کلفت و مغرور، به نظرم اگر انتظامی پا به عرصه‌ی حیات نمی‌گذاشت هیچ‌گاه «روسری آبی» یا «شب» ساخته نمی‌شد و اگر این‌ها ساخته نمی‌شد، ما هیچ‌گاه به مفهوم عاشقی، درماندگی و حیرانی پی نمی‌بردیم. اگر «خانه‌ای روی آب» ساخته نمی‌شد، ما هیچ‌گاه مفهوم خوش‌مشربی و پر رمزوراز بودن انسان‌ها را درک نمی‌کردیم؛ اکنون که او نیست ما بیش‌تر متوجه می‌شویم که جهان خلقت و جهان هنر و فرهنگ چقدر ابتر است و چه چیزی را کم دارد که هیچ‌کس و هیچ چیز نمی‌تواند جای خالی او را پر کند.
من برآنم که هر چه از بازیگران هم‌نسل انتظامی جلوتر آمده‌ایم، با کاراکترها و شخصیت‌هایی به مراتب مادی‌تر، خشن‌تر و کج‌خلق‌تر روبه‌رو بوده‌ایم. بدین‌روی به همان اندازه از جهان انسانی،  از خوش‌خلقی و اخلاق‌مداری، از مهربانی، از تعهد و از انسانیت دورتر شده‌ایم و به ناچار به همان اندازه به دنیای ریا، حرص، آز، طمع، بی‌اخلاقی و بی‌اعتمادی نزدیک‌تر شده‌ایم.
نسل انتظامی، نسلی بود که انسان درکنارش احساس آرامش می‌کرد؛ نسلی بود که دل آدم را قرص و محکم می‌کرد. می‌شد به او تکیه کرد چون قابل اعتماد بود و ناخودآگاه به آدم درس اخلاق، انسانیت و نجابت می‌داد. امروز وقتی پای سریال‌های بی‌محتوا و داستان‌های خطی و تکراری تلویزیون که بیش‌تر حول و حوش ازدواج، طلاق و موادمخدر می‌چرخند، می‌نشینیم و همیشه شاهد داستان تکراری فلان دختر جوانی هستیم که شوهرش می‌میرد و او کودک خردسالش را به دندان می‌گیرد و از این دادگاه به آن دادگاه دنبال حقوقش می‌گردد. یا زمانی که شوهای سفارشی بی‌معنی و بی‌محتوا با اجراهایی جلف توسط شومن‌هایی که به خاطر دریافت‌های میلیاردی از فلان سازمان یا فلان اپراتور تلفن تمام هنر، فرهنگ و داشته‌های مردم را به سخره می‌گیرند، آن وقت متوجه می‌شویم که چقدر سقوط کرده‌ایم و از کجا به کجا رسیده‌ایم، آن وقت متوجه می‌شویم که از «هزار دستان» و «کمال‌الملک» و از حاتمی و انتظامی رسیده‌ایم به سریال‌های بی‌محتوای کیلویی. تا آن‌جا که خبر دارم بسیاری از کمپانی‌های خارجی تولید فیلم و سریال در تلاش بودند که انتظامی را به هر قیمتی از کشور خارج کنند. پیشنهادهای وسوسه برانگیز و مبالغ کلان دادند تا او را از کشور خارج کنند اما انتظامی حتا یک لحظه هم به خروج فکر نکرد، آن هم در اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب که برای سینمای ایران هیچ چشم‌انداز روشنی را نمی‌شد متصور شد.
انتظامی به درختی می‌مانست که ریشه‌اش در این خاک بود و هیچ باد و طوفانی قادر به ریشه‌کن کردنش نبود. هیچ وعده و وعیدی وسوسه‌اش نکرد. او به تنها چیزی که فکر می‌کرد ارتقای فرهنگ و هنر سرزمینش بود. زیرا او صاحب اندیشه و تفکر بود، تفکر انتظامی برگرفته از تفکر عدالت‌‌خواه زنده‌یاد «نوشین» بود و او تا روز مرگ چو شاگرد به آموخته‌ی مکتب آن استاد بزرگ بر سر عهد و پیمان و بر سر ایمان و اعتقاد خویش با سری بلند و گردنی افراشته ماند و عزتمندانه زندگی کرد.
در روزگاری که نابازیگرانی تازه به دوران رسیده، همه‌کاره‌ی تئاتر و سینما شدند و از بنگاه‌های سیاسی، اقتصادی مبالغ کلان و دریافت‌های میلیاردی داشتند، خوش‌رقصی کردند و فیلم و سریال سفارشی ساختند و تا توانستند تیشه به ریشه‌ی فرهنگ و هنر این سرزمین زدند، انتظامی تنها دغدغه‌اش ارتقای فرهنگ و هنر ایران زمین بود. برخی دولت‌مردان با توجه به این خواسته‌ی انتظامی کوشیدند از نام، شهرت و محبوبیت او نردبانی برای مردم فریبی و مردمی بودن خود بسازند ولی انتظامی زیر بار نرفت و ماند. همان عزتی که بود، همان عزتی که خودش می‌گفت«من عزتم بچه سنگلج.» انتظامی در سراسر آثارش چنان شخصیتی ماندگار، استثنایی و متفاوت ازخود به جا گذاشته که پرداختن به هرکدام از آن‌ها خود مستلزم نقد و بررسی جداگانه‌ای است.
انتظامی یک استثنا بود و یک شخصیت متفاوت. نه اهل کینه بود نه اهل انتقام، به دریایی لب خموش می‌مانست، اگر چه در آرزوی طوفان بود. آدمی وارسته بود و دارای مناعت طبع، استقلال فکری و هنری داشت و اهل تن دادن به بازی‌های سفارشی نبود. اهل کینه و به دل گرفتن هم نبود. دنیای او دنیای گذشت بود و مهربانی، معتقد بود دلی که جای کینه، بخل و حسد باشد، نور خدا بر آن تابیده نخواهدشد. باید این آت و آشغال‌ها را بیرون ریخت، تا نشیمنگاه خدا شود تا جایگاه عشق به خدا و بندگان خدا شود.
چو آب بحر اندر ظرف ناید
 معانی هرگز اندر حرف ناید
انتظامی بسیار بزرگ‌تر از این‌ها بود و جا دارد که خود و آثارش بیش‌تر مورد نقد و بررسی قرار گیرد ارزش انتظامی چنان است که این نقدهای کوتاه و ناقص ما حتا گوشه‌ی ناچیزی از جایگاه والاو هنر او را نشان نخواهدداد. افسوس که از چنگ منش اختر بد عهد به در برد اگرچه معتقدم، کار آدمی باقی است ار جسمش فنا گردد.

 *چاپ شده در سیمره 469(21مهر97)

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004