شما اینجا هستید: خانهمقالهبازاندیشی خاطرات سردار مریم بختیاری

بازاندیشی خاطرات سردار مریم بختیاری

شنبه, 28 مهر 1397 ساعت 11:32 شناسه خبر: 3944 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

سردار مریم دختر حسین قلی‌خان ایلخانی و مادر شیر علی‌مردان بختیاری، زنی شجاع، نستوه، بی‌نظیر، با اقتدار که مبارزات وی در تاریخ مشروطه ستودنی است. او از فعالان و آزادی‌خواهان مشروطه بود که در کنار برادرش علیقلی‌خان سردار اسعد(1) بذر آزادی را در فضای فرهنگی آن دوره پراکندند. جای شک  و تردید نیست که غیر از سریر قدرت و نفوذ ایلخانی، قابلیت‌های سردار مریم او را به زنی مقتدر و با نفوذ تبدیل کرد، زیرا ایلخانی چند دختر دیگر هم داشته است.


 از خاطرات سردار مریم بختیاری(1316-1250)کاملاً پیداست که با تفکرات اصلاح‌گرایانه دست به مبارزه  زده است. وی خاطراتش را با نثری روان، جذاب و لایه‌لایه نوشته که روح حقیقت‌گرای تاریخ ملی - قومی در این دست‌نوشته‌ها نهفته می‌باشد، هیچ‌گاه درد دل نمی‌کند، بلکه معضلات را نشان می‌دهد. با منطق و استدلال و به دور از عصبیت‌های قومی و تنگ‌نظری‌ها روزمرگی‌هایش می‌نویسد.
سردار مریم در فعالیت‌های فردی و اجتماعی حضوری ملموس دارد و با عصیان‌گری  بحران‌های روحی نسل خود را به تصویر می‌کشد. جالب این که در نشان دادن چهره‌های تاریخی و اجتماعی فتوا و نظری قطعی نمی‌دهد. در مقابل بی‌عدالتی تاب مقاومت ندارد، در برابر کسانی که برای تصاب ملک و دارایی موروثی آمده‌اند، جبهه می‌گیرد و آن‌ها را خلع سلاح می‌کند.
وی پیرو آزادی‌های مشروع است و بیش‌ترین حضورش در عرصه‌ی سیاسی و سنگر مشروطه دفاع از آزادگی می‌داند. چون نگران ارزش‌های والای فرهنگی است، با اقتدار و تدبیر حکم می‌راند، نوع تصمیم‌گیری و طرز نگاه‌اش به روح اقتدارگرایانه مردان آن روزگار از منظر جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، مسائل سیاسی و فرهنگی قابل تأمل می‌باشد.
 خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا اوایل انقلاب مشروطه است. عشق و علاقه به بختیاری و زادگاه خود از این یادداشت‌های پراکنده کاملاً پیداست، تصاویری که از چهارمحال و بختیاری (جونقان، چغاخور، شلمزار، گندمان، اردل، بروجرد، دهکرد، فریدن، قهفرخ و میزدج...) و اطرافیان ارائه می‌دهد نشان از نگاه تیزبین وی دارد.
در دوران مشروطه خانه‌ی سردار مریم مأمن دانشمندان و پناهندگان سیاسی بود. وی بدون اغماض و چشم‌پوشی طبقات مخالف و موافق ایلخانی را شرح می‌دهد، با واگویه‌های تلخ و شیرین و نگاه عمیق به مسائل بنیانی فرهنگی و اجتماعی قوم بختیاری، به نوشتن پناه می‌برد.سردار مریم خاطراتش را به زبان گفتن می‌نویسد نه نوشتن! و این امر در رسم‌الخط نوشته شده کاملاً پیداست. گاه از موقعیت زن ایرانی دفاع مردانه می‌کند، گاه یک مبارز و گاه یک مادر فداکار و گاه یک فرمانروا و اهرم اقتدار... او به دنبال ارزش‌های اجتماعی است.
سردار مریم سریر موروثی را قبول نداشت و به لیاقت  و قابلیت‌ها توجه می‌کرد. در اوایل به توصیه برادرش سردار اسعد دست به نوشتار زد. از رنج‌های زن بختیاری تا دفاع و مبارزه در مقابل دشمنان از احدی هراس به دل راه نداد. برداشت‌های شخصی او از شخصیت‌های تاریخی، قومی و ملی... قابل بررسی و واکاوی است. وی صداقت خاصی در نوشتن دارد، آن‌چنان که به خود هم رحم نمی‌کند! ماجرای شوهر دومش را بدون ذره‌ای اغماض می‌نویسد و افسوس می‌خورد چرا زنان ایرانی و بختیاری باید چنین سرنوشت تلخی داشته باشند. سر به سطر کتاب نقاب‌ها را بر‌می دارد، زوایای تاریک روشن زندگی را نشان می‌دهد و از مردم بالا دست و فرودست می‌نویسد.
به علت شایستگی‌های ذاتی و جان‌فشانی‌های سردار مریم در دوران مشروطه  نشان کشور آلمان را از آن خود می‌کند:
«به پاس حمایت‌های سرسختانه بی‌بی مریم بختیاری از فن کار درف، امپراطور آلمان تمثال میناکاری و الماس نشان خود را هم‌چنین نشان صلیب آهنینی که مهم‌ترین نشان دولت آلمان بود...» ص21
سردار مریم از همان کودکی گل سرسبد دختران ایلخانی قرار می‌گیرد. بعد از پدر، خود را مدیون راهنمایی‌ها و اقتدار علیقلی‌خان سردار اسعد می‌داند که او را به نوشتن خاطراتش ترغیب می‌کند. با دوری از خاله زنک‌ها و خانباچی‌ها اقتدار خود را نشان می‌دهد؛ آن‌چنان که دختران ناصرالدین  را به هیچ می‌خرد و تنبلی و تن‌پروری آن‌ها را به سخره می‌گیرد.
به عقیده‌ی سردار مریم ناصرالدین شاه هیچ فکری برای ایران نداشت، جز کشتن مردم صاحب نفوذ و پراقتدار... و اگر خاندان ایلخانی مورد غضب او قرار گرفتند از نفوذ کلام و قدرت بختیاری هراس داشت:
«در تاریخ 1299 ه-.ق پادشاه ایران که ناصر دین شاه بود از استقلال پدرم ایلخانی ترسید و حکم  ظل سلطان که پسر شاه بود نمود که باید حسین‌قلی‌خان بختیاری را بکشد، چون که او را از میان بر ندارند سلطنت از خانواده قاجار به خانواده بختیاری منتقل می‌شود.» ص24
  در آن دوران به شدت تعصبی  و سنتی، سردار مریم سعادت زن بختیاری را در شوهرداری و بچه‌داری نمی‌بیند، نمی‌پذیرد سرسپرده و سلطه‌پذیر باشد؛ برای دفاع از حق قانونی و طبیعی خود از پا نمی‌نشیند. به علت ناسازگاری  شوهر تقاضای طلاق می‌کند که در خانواده‌های بختیاری امری تعریف‌ناپذیر محسوب می‌شود.
در زمانی که کم‌تر زنی جرئت و جسارت این موضوع را داشت؛ اما سردار مریم در این گذارها خود را نباخت و تا به شرایط دلخواه نرسید از پاننشست و بدون در نظر گرفتن محدویت‌های اجتماعی و جغرافیایی قد علم می‌کند. جامعه‌ای که حتا عاجز از نوشتن خاطرات یک زن بود! از  قوانین عرفی دست و پاگیر در رنج و عذاب است و می‌نالد که چرا قوانین مربوط به حقوق زنان در کشورش وجود ندارد، با این حال تسلیم نمی‌شود.سرسپرده هیچ‌کس نمی‌شود. سرنوشت و تقدیرش را نمی‌پذیرد. عصیان می‌کند. در روزگاری تن به نوشتن می‌دهد که زنان محصور در پستوها بودند و یا سواد خواندن و نوشتن نداشتند و در مقابل اقتدار تاریخی مردان نمی‌توانستند کلمه‌ای بر زبان بیاورند. زیرا زنان ایرانی در همه‌ی دوران دارای معضلات اجتماعی  خانوادگی هستند که گاهی این ظلم ریشه‌دار از سوی جامعه و عرف ترویج می‌شود. ظلمی که حق انتخاب را از زنان در تمام زمینه‌ها می‌گیرد. این‌جاست که سردار مریم تناقض‌ها را به تصویر می‌کشد. با حفظ احترام به آیین و سنت‌های قومی و وفادار به دیار و منطقه و زادگاه (چهارمحال و بختیاری) است. باز هم بر خلاف ایده‌ی عده‌ای علیه شوهرش می‌آشوبد؛ زیرا تحمل صفت‌های غیراخلاقی او را ندارد. ایستادگی می‌کند. به فرهنگ قومی احترام می‌گذارد اما  عرف را نمی‌پذیرد که چرا  معتقد است بعضی قوانین عرفی مردم را از حقوق قانونی خود دور می‌کند:
«می‌ترسم بمیرم و زن‌های ایرانی را عموماً و زن‌های بختیاری را خصوصاً آزاد نبینم...آیا می‌شود از درگاه پادشاه حقیقت(خداوند) قدرتی پیدا کنم که بتوانم به نوع خود خدمت کنم....آیا زن انسان نیست؟ خلقت او غیر خلقت مرد می‌باشد؟ چرا می‌بایست زن‌های بیچاره‌ی ایرانی در گوشه‌ی خانه در به روی آن‌ها بسته باشد؟» ص48
زن ایرانی بیش‌تر در قید و بندها و اگر و اما و شایدهاست که در جامعه‌ی مرد محور این امر خالی از حقیقت نیست. گاهی ساختارهای فرهنگی و عرفی دست‌وپاگیر هستند و این‌جاست که واکنش نشان می‌دهد. به استناد نوشته‌های سردار مریم هیچ صفتی ذاتی نیست بلکه در سایه باورهای عرفی و سنتی است که ضعیف جلوه می‌کند و مظلومیت جای خود را به محدودیت می‌دهد. سردار مریم آن‌قدر بی‌مهری از قوانین سنتی و اطرافیان می‌بیند که می‌گوید: «اگر عمرم باقی باشد قانون بختیاری را می‌نویسم» ص  116
فضای نوشتاری «خاطرات سردار مریم»(2)  نشئت‌گرفته از شرایط سیاسی و اجتماعی قوم بختیاری است. کتابی تحسین برانگیز که در آن  به تاریخ و فرهنگ قومی، سنت‌های آیینی، باورداشت، فولکلور و زبان بختیاری اشاره شده‌است.
 در قوم بختیاری آیین و باورهای اعتقادی رد پاي تاريخي دارند؛ گوشزدهای قوانین عرفی و سنت‌های آیینی در خاطرات سردار مریم  نقطه عطفی در تاریخِ فرهنگی بختیاری محسوب می‌شود.
 در «خاطرات سردار مریم» چند نمونه‌ی بارز از اجرای ریختارهای قومی ذکر شده است:
ـ اشاره به «سنت نافه بران» در فرهنگ قومی که بی‌بی مریم پانزده سال داشت و شوهر او چهل ساله بود:«من وقتی چهل روزه بودم پدرم عقدم نمود برای پسر محمدعلی‌خان چارلنگ!» ص53
ـ اشاره به «ازدواج‌های مصلحتی» و «وصلت‌های سیاسی» در فرهنگ قوم بختیاری:« حال سرنوشت ما دخترهای  ایرانی خصوصاً دخترهای بختیاری را ملاحظه کنید. دختر پانزده ساله را بدهند به یک مرد چهل‌ساله که دارای دو زن، پنج شش اولاد است. برادرهایم هم چندان  میل نداشتند، اما چون که در فامیل خودشان دشمن بود...»ص 54
این نوع ازدواج‌ها به سب اتحاد و یک‌پارچگی دو طایفه به هم وصلتی صورت می‌گرفت که در این پیوند سیاسی نوعی آینده‌نگری قومی مد نظر بود:
«ازدواج‌های سیاسی سران نوعی آینده‌نگری برای فرزندان آن‌ها بود. ایلخان و یا کلانتر طایفه‌ای با تزویج دختری از طایفه‌ای که قدرت فراوانی داشت حمایت آن طایفه را برای خود و فرزندان خود به هنگام منازعات تضمین می‌نمود.» (3)
تا آن‌جا که سردار مریم بعد از مرگ شوهر اولش به عقد پسر عموی‌اش فتح‌اله‌خان ضغیم‌الدوله درمی‌آید تا اوضاع آرام و بدون خون‌ریزی تمام شود:
«...یکی هم سیاست خانواده‌ام بود که می‌دانستم شوهر کردنم به فتح‌اله‌خان اول قدمی است که او به طرف دشمنی خانواده جعفر قلی‌خان جدم بر می‌دارد، یک هم نفرت فوق‌العاده از سوء رفتار او بود...» ص 114
ـ اشاره به طبقات مختلف اجتماعی و قومی و شناخت هویت زن بختیاری در مورد سهم الارث که به طرز نابرابر تقسیم می‌شود: «در بختیاری که ارث به دختر نمی‌دهند» ص 47
ـ اشاره به قوانین عرفی که گاهی به ضرر زن‌ها نوشته می‌شود و یا به غلط در عرف وجود دارد:
« ما زن‌های بختیاری تا در خانه پدریم یک مخارجی آن هم جزیی داریم. وقتی شوهر کردیم حق این که از مال پدر،خانه پدر اسمی ببریم نداریم... باید همین جور به ذلت  و خواری میان دو خانواده زندگانی کنیم» ص 116
طبق قانون عرفی قوم بختیاری اگر سرپرست خانواده بمیرد و وارث نداشته باشد، ملک و دارای‌اش را برادرانش تصاحب می‌کنند: «اگر پسر نداشته باشد و فقط دارای دختر باشد برادران متوفی ملک او را تصاحب می‌کنند و دخترها را شوهر می‌دهند و مطابق عرف از ثروت پدر برایشان جهیزیه در نظر می‌گیرند...»(4)
ـ در خاطرات سردار مریم به ساختار طبقاتی قوم بختیاری(ایلخان- خان- کلانتر- کدخدا- ریش سفید- مردم عادی) اشاره شده‌است که در آن دوره به نوعی تعرض طبقاتی محسوب می‌شد.
ـ سردار مریم با شجاعت و اقتدار برای سواران بختیاری که برای فتح تهران می‌روند سخن‌رانی می‌کند و سپاه و سرداران بختیاری را به هیجان می‌آورد؛ در این بین علیقلی‌خان سردار اسعد با سربلندی و افتخار از خواهر مقتدرش سپاس‌گزاری می‌کند: «زنده باد خواهر عزیزم که بعد از گریه و زاری فراوان این نطق آتشین را نمودید، هم محبت خواهرانه را بروز دادیدکه نجابت ایرانیت خود را...» ص 183 
در ادامه این صحنه می‌نویسد که:«...خیلی خود داری نمودم،جمعیت درب قلعه خیلی بود،خواستم تا درب قلعه مشایعت کنم، فرمودند خیلی شلوغ است، من دیدم حال ندارم، چند نفر زن فرستادم سر پیچ قلعه به رسم ایل کِل بزنند... سواران صدای کِل می شنیدند خوش‌حال می‌شدند و به وجد می‌آمدند...» ص 183 

پی‌نوشت‌ها:
1-سه تن از فرزندان حسینقلی‌خان ایلخانی یعنی علیقلی خان سردار اسعد ، سردار ظفر و سردار مریم خاطرات خود را نوشته‌اند که امروز این دست نوشته‌ها جزء سندهای  مهم تاریخی، فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شوند. توصیف شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی، ایلی، قومی، رعیت و کشاورز مخاطب را با نظام طبقاتی آن دوره‌ی بختیاری آشنا می‌کند.
2- خاطرات سردار مریم بختیاری، نشرآنزان، چاپ اول1382
3-علا.ک. ازدواج در بختیاری. هفته‌نامه‌ی روزان شماره 2/ مرداد 1374
4- کریمی، اصغر، نظام مالکیت ارضی در ایل بختیاری، ماه‌نامه هنر و مردم، شماره 189-190


 *شاعر، منقد و پژوهشگر فرهنگ مردم

 

** چاپ شده در شماره‌ی 470 (1397/07/26)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004