شما اینجا هستید: خانهمقالهرضاخان و جنبش جمهوری‌خواهی

رضاخان و جنبش جمهوری‌خواهی

چهارشنبه, 09 آبان 1397 ساعت 08:48 شناسه خبر: 3979 2 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
seymare seymare

میرپنج فرزند «عباسقلی سواد کوهی»، معروف به داداش بیک، 24 اسفند سال 1256 خورشيدي در قصبه« آلاشت» از توابع سوادکوه مازندران به دنیا آمد. عباسقلی خان، پدر رضاخان، در دوران حیات خود چهار همسر اختیار کرد. از سه همسر اول خود صاحب شش پسر و چند دختر شد و از همسر چهارم خود موسوم به «نوش آفرین» صاحب پسری به نام «رضا» شد و چون در هنگام تولد رضا در سنین پیری و کهولت به سر می‌برد، چهل روز پس از تولد او در آلاشت سوادکوه درگذشت. رضاخان تا سن چهارده سالگی اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشت و پس از آن به مقدار بسیار کم آموخت.

وی در زمان کودتای 1299 کم و بیش خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود، به گردان قزاق پیوست و به واسطه هوشمندی، توانایی و جزمش برای رسیدن به موفقیت به سرعت پله‌های ترقی را طی نمود. وی تمام این مراحل را تحت فرامین افسران روسی طی کرد. افسرانی که وی با تمام نفرتش از قیومیت خارجی چیزهای فراوانی از ایشان فراگرفت. در سال 1291 ه.ش توانایی‌های او در رهبری در خارج از حوزه‌های نظامی ناشناخته بود اما شخصیت مرموز و فریب‌کار او نشانی از یک بلندپروازی ظالمانه و عزمی غیرقابل انعطاف و سخت را داشت. رضاخان پس از  كودتا  به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302ش‌ به‌ نخست‌ وزیری‌ و در آذر 1304ش ‌به‌ پادشاهی‌ رسیدو تاشهریور1320ش‌ حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران شد.             ‌

کودتای 1299ه.ش
در مورد چگونگی‌ كودتا توسط‌ رضاخان‌، مشهور است‌ كه‌ انگلیس‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و سیطره‌ی‌ آن‌ بر بخشی‌ از خاورمیانه‌ به‌ دنبال‌ تسلط‌ بلامنازع‌ بر ایران‌ بود. انگلیس‌ با عدم‌ موفقیت‌ در قرارداد( 1919م‌) و پیروزی‌ بلشویك‌ها در روسیه‌ تصمیم‌ گرفت‌ با به‌ وجود آوردن‌ حكومتی‌ قدرتمند و با ثبات‌ منافع‌ خود را در عراق و هند و ایران‌ حفظ‌ كند.
آیرون‌ ساید، فرمانده‌ی‌ نیروهای‌ انگلیسی‌ در شمال‌ ایران‌، از طرف‌ لرد كرزن‌، وزیر امور خارجه‌ انگلیس‌، مأمور شد تا با صلاحدید خود كارها را انجام‌ دهد. لرد كرزن ‌می‌خواست‌ نفوذ بریتانیا را بر منطقه‌ پیشین‌ نفوذ روسیه‌ تسّری‌ دهد و سراسر ایران‌ را تحت‌الحمایه‌ انگلستان‌ سازد.
پسر ژنرال‌ در ضمن‌ شرح‌ خاطرات‌ پدرش‌ می‌نویسد: «پدرم‌ بعد از بازسازی‌ روحیه‌ نیروهای‌ انگلیسی‌ و ثبات‌ بخشیدن‌ به‌ وضعیت‌ آن‌ها در قزوین‌، متوجه‌ بازسازی ‌قزاق‌های‌ ایرانی‌ شد. داستان‌ انتخاب‌ رضاخان‌ به‌ فرماندهی‌ نیروهای‌ قزاق از جانب‌ او را همه‌ می‌دانند و گرچه‌ در آن‌ هنگام‌ نمی‌دانست‌ كه‌ او روزی‌ شاه‌ ایران‌ خواهد شد، اما آشكارا راه‌ را برای‌ او هموار نمود.
بنابراین می‌توان گفت کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان و هم‌دستی سیدضیا‌الدین طباطبایی  و با برنامه‌ریزی افسر انگلیسی آیرونساید اجرا شد. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها نقشی در طراحی کودتا یا آن‌چه بعداً رهبران می‌بایست انجام می‌دادند نداشتند. اما برخی منابع می‌گویند ۲۳ روز پیش از کودتا رضا‌شاه پهلوی (در آن زمان رضاخان سردار سپه) با ادموند آیرونساید ملاقات کرد که در این دیدار ژنرال آیرونساید به رضاخان سردارسپه گفته بود اگر شما قدرت را در دست بگیرید ما مخالفتی نداریم. در نتیجه مذاکرات و هماهنگی‌های به عمل آمده بین سیدضیاالدین طباطبایی  و رضاشاه پهلوی، در روز سوم اسفند قوای قزاق وارد تهران شده و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. نزدیک به صد تن از فعالان سیاسی و رجال سرشناس بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه قاجار و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. نتیجه‌ی کودتا، رییس‌الوزرایی سیدضیاالدین و وزیر جنگ شدن ماژور مسعودخان کیهان و سپس خود رضاخان بود.

جمهوری‌خواهی رضاخان
بعد از حکومت صد روزه‌ی سید ضیا‌الدین چون هیچ یک از نخست وزیران بعد از او نتوانستند موفقیت چندانی کسب کنند، رضاخان نخست وزیر شد که همزمان با روی کار آمدن او ندای جمهوری‌خواهی هم سر داده شد و جنبشی توسط رضا‌خان و طرفدارانش شکل گرفت که به جنبش جمهوری‌خواهی مشهور شد. حال سوال اساسی این است که رضاخان که از طریق کودتا  قدرت را به دست گرفته بود چرا پس از نخست‌وزیری به فکر جمهوری افتاد؟ در این رابطه باید گفت که جنبش جمهوری‌خواهی یکی از مهم‌ترین تلا‌ش‌های روشن‌فکران و تجددگرایان هوادار رضاخان برای تغییر نظام سیاسی مشروطه به نفع رضاخان و ریاست‌جمهوری وی بود که با هدف تمرکز سیاسی و ایجاد حاکمیتی مقتدر و مدرن صورت می‌گرفت. نطفه‌های این حرکت را باید در سال‌های پس از جنگ جهانی اول جست‌وجو کرد .
این اندیشه تا حد زیادی محصول ناکامی نهضت مشروطیت در تحقق بخشیدن به آرمان‌هایش بود. نهضتی که با وجود جانفشانی‌ها و تحمل مشقات بسیار، حاصلی جز پراکندگی منابع قدرت، منازعه مستمر میان نهادها و نخبگان سیاسی، آشفتگی اقتصادی، مداخله‌ی بیش‌تر امپریالیسم خارجی، نابه‌سامانی و بی‌ثباتی سیاسی، ضعف فزاینده دولت مرکزی، گسترش نامنی و... نداشت. مجموعه این عوامل به همراه پادشاهی نالا‌یق و ضعیف در اداره‌ی امور و نیز تاثیر نظام بین‌المللی پس از جنگ جهانی، خواه ناخواه وضعیت سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار می‌داد. از این رو روشن‌فکران سرخورده از مشروطیت و تجددگرایان شیفته‌ی غرب به این جمع‌بندی رسیدند که ایجاد دولتی مطلقه، مقدم بر آرمان‌های دموکراتیک و حاکمیت قانون است. از نگاه آنان تنها از رهگذر حکومتی مقتدر و با ثبات، مبانی و مقدمات یک دولت - ملت مدرن پدید می‌آمد و به دنبال آن بسترهای اجتماعی- اقتصادی متناسب شکل می‌گرفت و نهادهای مردم سالا‌ر بر بنیانی استوار بنا می‌شد. این آرمان جدید در ادبیات سیاسی و روشن‌فکری سال‌های پس از جنگ جهانی اول در سطح گسترده‌ای مطرح شد و تبلیغات وسیعی درباره‌ی مزایا و منافع چنین نظامی‌هایی انجام گرفت. سرانجام با ظهور رضاخان در صحنه‌ی سیاسی کشور، این حرکت وارد مرحله جدیدی شد. ظهور رضاخان در فضایی که هم شاه وهم نخبگان سیاسی، همگی ضعیف، منفعل و ناکارآمد نشان می‌دادند، این اندیشه را حول محور رضاخان متمرکز ساخت و او را در کانون توجه نسلی از متجددان بی‌تاب قرار داد که از نگاه آن‌ها، زمامداران ایران به‌ویژه در سال‌های پس از جنگ جهانی اول، همگی نالا‌یق و فاقد اراده مستقل و نیز آلت‌دست نیروهای مداخله‌گر خارجی بودند و نتوانستند اقدام قاطعانه‌ای برای نجات کشور انجام دهند
طراحان و بنیان‌گذاران جنبش جمهوری‌خواهی تصور می‌کردند که با طرح گسترده شعار جمهوریت، تمام آزادی‌خواهان به دلیل سرخوردگی از مناسبات موجود و دلزدگی از قاجارها، زیر پرچم سردار سپه جمع خواهند شد و حکومت شوروی نیز قاطعانه از آن پشتیبانی خواهد نمود و نجات کشور به این شکل ممکن خواهد شد. بنابراین با هدایت پنهان و آشکار رضاخان، روزنامه‌ها و محافل فکری- سیاسی به اشاعه‌ی اندیشه جمهوری‌خواهی و نکوهش سلسله‌ی قاجار همت گماشتند، از خصایص والا‌ی یک فرمانروای مطلوب ‌که ایران در آن شرایط به آن سخت نیاز داشت، داد سخن دادند و چهره‌ی قاجارها را به وقیحانه‌ترین شکل، تخریب کردند. اوج این حرکت چاپ عکسی از احمدشاه قاجار در کنار زنان عریان اروپایی بود.
آشکارا گفته می‌شد که وی به جای رسیدگی به امور آشفته کشور، دلداده‌ی خوش‌گذرانی، عیاشی و زنبارگی است. صراحت کلا‌م و بی‌ملا‌حظگی آنان نشان می‌داد که از پشتیبانی قدرتی مطمئن برخورداند و به آینده‌ای روشن چشم دوخته‌اند. به‌عنوان نمونه می‌توان به روزنامه‌های ایران، ستاره ایران، شفق سرخ، کوشش، میهن، حبل‌المتین، ایرانشهر و... اشاره کرد که هر یک از زاویه‌ای خاص به موضوع نگاه می‌کردند و موانع و مزایای استقرار جمهوریت و نسبت آن را با فرهنگ ملی و مذهبی جامعه ایران مطرح می‌کردند‌ .در برابر این نمایش‌های ساختگی که با زور یا صرف مبالغ هنگفت پول یا وعده‌های واهی صورت می‌گرفت، کم‌کم حرکت‌های ضد جمهوری شکل گرفت.
نقطه‌ي آغاز این حرکت‌ها بی‌تردید سیلی خوردن مدرس بود و نیروهای مذهبی در کانون آن قرار داشتند. رفت‌وآمد به منازل علما و نیز مساجد به منظور تجمعات اعتراض‌آمیز رو به افزایش نهاد، سخن‌رانی‌های مذهبی و خطابه‌های آتشین علیه جمهوری‌خواهی و ماهیت آن ایراد شد و هر روز دامنه‌ی بیش‌تری یافت که بزرگ‌ترین آن تجمع در مسجدشاه بود. هنگامی که کارکنان نهادهای مختلف به دیدار رضاخان می‌شتافتند، یک رشته درگیری میان مخالفان و موافقان ایجاد شد و در عصر 28 اسفند، این کشاکش به اوج خود رسید. در این روز حدود هشت‌هزار نفر از مردم تهران در مسجدشاه جمع شده بودند. هواداران جمهوری‌خواهی برای اجرای نقشه‌ای که طرح کرده بودند به سوی بازار رفتند تا روسای صنفی بازار را محرمانه ملا‌قات کرده و بازار را به اجبار تعطیل کنند و به این ترتیب حرکتی به نفع جمهوری صورت دهند، اما مردم زیر بار نرفته و روسای آن‌ها هم که عبارت بودند از شیخ عبدالحسین خرازی و غیره نه‌ تنها با این فکر موافقت نکردند، بلکه علیه جمهوری و جمهوری‌خواهان تظاهرات کردند. بنابراین می‌توان گفت که جمهوری خواهی به نتیجه نرسید و این ناکامی با هوشیاری و تدابیر به موقع آیت‌الله سیدحسن مدرس و هواداران او حاصل شد که بهای گرانی برای رضاخان داشت. رضاخان که در پشت پرده‌ی جمهوری‌خواهی، برای خود خواب سلطنت می‌دید، شهرت و محبوبیت خود را از دست داد و اعتبار و نفوذش به جز در ارتش در همه جا رو به افول گذاشت.
خشونت و قلدرمابی او در مواجهه با مردم و مجلس، اعتماد ملی به او را سخت آسیب‌پذیر ساخت. در مجلس نیز جناح اکثریت هوادار او، متلاشی شد و از درون آن فراکسیون‌های مختلفی با جهت‌گیری‌های متفاوت سر برآوردند و جبهه‌ی اقلیت هرچه بیش‌تر تقویت شد و صدای آن رساتر از گذشته نه صرفاً در مجلس، بلکه در محافل بیرون از آن طنین انداخت و با استقبال روبه‌رو شد، اما جناح اقلیت مجلس به رهبری مدرس با احساس پیروزی در بحران جمهوری‌خواهی و ناکام ماندن رضاخان در اجرای مقاصدش، خود را برنده‌ی نهایی میدان جنگ یافتند و همین احساس آنان را از وقایع بعدی غافل نمود. رضاخان با حمایت نیروهای بیگانه با اجرای برنامه‌هایی دوباره به صحنه‌ی سیاسی کشور بازگشت و در سال 1304 با خلع احمدشاه قاجار، دیکتاتوری خود را بر مردم ایران تحمیل نمود که 16 سال به طول انجامید. آیت‌الله‌ مدرس نیز که در ماجرای خلع قاجاریه و به سلطنت رسیدن رضاخان دوباره به مخالفت برخاست بود، صبح روز هفتم آبان 1305 وقتی برای تدریس به مدرسه سپهسالار می‌رفت، از سوی افرادی تیر باران شد و جراحتی برداشت، اما این ترور ناکام ماند تا این‌که در 16 مهر 1307 توسط شهربانی دستگیر و به خواف (نزدیک مرز افغانستان) تبعید و پس از 9 سال به کاشمر انتقال یافت و در شب دهم آذر 1316، هنگام غروب در حالی که روزه‌دار بود، مسموم شد و به شهادت رسید.

منابع:
-فرهاد رستمی، پهلوی‌ها، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1389.
حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، تهران، ج 2/ علمی، 1324.
یحیی دولت‌آبادی، حیات یحیی، تهران: انتشارات عطار و فردوس، ج4/ 1371.
یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل‌محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، تهران: نشر نی، 1387.
هوشنگ عامری، رضاشاه و تحولات ایران معاصر، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه‏‫، 1391.‬‬
سیروس غنی، ایران برآمدن رضاخان (برافتادن قاجار و نقش انگلیس)، ترجمه حسین کامشاد، تهران: انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۹.
سعید نفیسی، تاریخ معاصر ایران از کودتای 3 اسفند  1299 تا 24 شهریور 1320، تهران: انتشارات توس، 1377.

*دانشجویان دکترای تاریخ ایران بعد از اسلام

*چاپ شده در سیمره 471(5 آبان 97)

 

 

 

2 نظرها

  • پیوند نظر فاطیما فاطیما سه شنبه, 15 آبان 1397 ساعت 03:02

    بسیار عالی و زیبا...از این مطالب تو رو خدا زیاد بزارید

  • پیوند نظر  ئاگر (آتش)  حسنوند ئاگر (آتش) حسنوند جمعه, 11 آبان 1397 ساعت 21:52

    درود بر شما بسیار عالی بود ، لطفا نظرتان در مورد کتاب از الشتر تا آلاشت بنویسید ، و به این سئوال بنده جواب بدهیدآیا واقعا رضاخان میرپنج اصالتا از تبار لکستان بوده و نژادا الشتری بوده ؟ قبلا از پاسخگویی شما بسیار سپاسگزارم ، سربرز ئو مانا باین انشاالله صد سال بژین

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004