شما اینجا هستید: خانهمقالهضرورت پرورش بیان، بدن و احساس قصه‌گویان

ضرورت پرورش بیان، بدن و احساس قصه‌گویان

جمعه, 18 آبان 1397 ساعت 21:47 شناسه خبر: 3995 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
دکتر سیامک موسوی دکتر سیامک موسوی

اشاره: متن زیر سخن‌رانی دکتر سیامک موسوی اسدزاده است که عصر روزشنبه(28 مهرماه) در آیین پایانی بیست‌ویکمین جشنواره‌ی استانیِ قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لرستان ایراد شد.
در این آیین، دکترموسوی، هنرمند پیش‌کسوت تئاتر، موسیقی و سینما دیدگاه‌های خود را درخصوص قصه‌گویی مطرح کرد. متن پیاده شده‌ی این سخن‌رانی را هم می‌خوانیم:

پیش از پرداختن به بحث اصلی، با توجه به اجرای «قواّلی»1 توسط خانم «سمیه امیری»، با تقدیم ادب و احترام نسبت به تمامی قصه‌گویان ارجمندی که حضور دارند، اجازه بدهید مراتب خرسندی و شادمانی‌ام را به خاطر وجود مبارک دوتن از بانوان محترم لرستانی، که چراغِ دو شیوه‌ی قصه‌گویی سنتی ایران را در کشور روشن کرده‌اند، اعلام نمایم. نقّال گرامی؛ بانو «سیمین‌مهر» از شهرستان بروجرد و بانو «سمیه امیری» از شهرستان خرّم‌آباد.     
و امّا... در طی دوره‌های آموزشی که در خدمت هنرجویان محترم قصه‌گویی بوده‌ام، بعضی از هنرجویان محترم، به واسطه‌ی آن‌چه که در بعضی محافل رسمیِ قصه‌گویی شنیده‌اند، اظهار می‌دارند که قصه‌گوها مجازِ به استفاده از حرکات بدنی و تغییرات حالات چهره نمی‌باشند، یا گاه با قصه‌گویانی روبه‌رو می‌شوم که بیان پرورش یافته‌ای ندارند و اگر چه در ارائه‌ی یک قصه موفق هستند، امّا بیان‌آن‌ها موجب کسالت شنوندگان می‌‌شود. از این رو ترجیح دادم در این فرصت، به اهمیت و ضرورت پرورش بیان، بدن و احساسِ قصه‌گویان بپردازم. زیرا به زعم بنده این موارد از ارکانِ ایجادِ «ارتباط» مؤثر، با مخاطب محسوب می‌شود.


ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطب
یکی از چالش‌هایی که قصه‌گو با آن روبه‌روست، ایجاد یک کانال ارتباطی با مخاطب است- قصه‌گویی، که واجد این توانایی نیست، گویی در یک اتاق خالی از شنونده، به اجرا می‌پردازد. برقراری یک ارتباط مؤثر، به شما کمک می‌کند، تا مخاطبین جذب ارائه‌اتان قرار گیرند.
«مهارت‌های لازم برای بالا بردن انجام ارتباط گفتاری، به طرق متعددی ایجاد می‌شود. مهارت مهم استفاده از زبان، مستلزم رفتاری است که دست‌کم دارای دو الگو است، زیرا زبان شامل «عوامل شفاهی» verbal و «غیرشفاهی» nonverbal است. مهارت‌های شفاهی(بیانی) مربوط به کلمات بیان شده و دیگر صداهای صوتی هستند که اطلاعات و معنی مورد نظر را می‌رسانند.
مهارت‌های غیرشفاهی مربوط به حرکات بدن و صداهای عملی (مثل صدای بشکن انگشتان) هستند که ممکن است به عنوان قسمت‌های اطلاع دهنده‌ی عمل انجام گیرد. هم‌چنین ژست، حرکات بدن و صورت، عوامل غیرشفاهی به شمار می‌روند» (کِلتنر،1369؛24)
همان‌طور که جان دابلیوکِلتنر2 می‌گوید؛ عناصر و ابزارِ بسیار مهم و ضروریِ این ارتباط مؤثر؛ «بیان»، «بدن و حرکت» و البته «احساس کلام» می‌باشد که در یک روند ارتباطی «چهره‌به‌چهره» با مخاطب، در جلب توجه او و انتقال مفاهیم، عمل می‌کند.
حال اگر بدن و حرکت و حالات چهره را از این میان حذف کنیم،‌ اساساً نیازی به قصه‌گویی زنده نیست و قصه‌ها را ضبط و تکثیر و برای شنوندگان، پخش می‌کنیم. امّا همه‌ی ما به خوبی می‌دانیم، که از گذشته‌های دور، قصه‌گویی یک ارتباط مستقیم و رو‌در‌رو است و کلیه ی عناصری که از آن نام برده شد، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بیان
بیان، مهم‌ترین ابزار یک قصه‌گو است. لذا یک قصه‌گو باید بیش از هر تمرینی به تمرینات بیان بپردازد. او باید از یک صدای منعطف، رسا و گویا برخوردار باشد و برای تمامی موارد زیر، به طور روزانه، زمان تمرین معلوم کند.
- تنفس؛
- گویایی صدا؛
- رسایی صدا؛
- موسیقی کلام؛
- سرعت گفتار؛
- احساس گفتار؛
- دینامیک صدا
-حضور‌ذهن و ویرایی.

تنفس
تنفس قصه‌گو، یک تنفس خاص است. قصه‌گو بایستی حجم «دَم» را در کنترل خود داشته باشد و آن را به موقع و به‌جا مصرف نماید. این مهارت در تمرین‎های مکرر میّسر می‌گردد. کنترل وضعیت دم و بازدم، در گویایی، رسایی و درعینِ حال لطافت صدا بسیارمؤثر است.

گویایی صدا
تلفظ دقیق مصوت‌ها و ادای کاملِ صداها، لازمه‌ی ایجاد یک صدایِ گویا می‌باشد. اجازه بدهید، حروف و صداها کاملاً ادا شوند. اصطلاحاً از جویدن بعضی از حروف یا صداها خودداری کنید، تا آن‌چه را که می‌خواهید بگویید، مخاطب به راحتی متوجه گردد.

رسایی صدا
اطمینان حاصل کنید، که صدایتان به اندازه‌ی کافی رساست و به وضوح، به گوش شنوندگان می‌رسد.
بیش از حد بلند صحبت کردن و هم‌چنین بیش از حد آرام سخن گفتن، در دنبال کردن قصه، توسط شنوندگان، خلل وارد می‌کند. توجه کنید، که مردم در گفت‌وگو‌های معمولِ روزمره چگونه صحبت می‌کنند. آن‌ها در گفت‌و‌گوهایشان تمایلِ به بالا بردن و پایین آوردن حجم صدا، در هنگام صحبت کردن دارند.

موسیقی کلام
حرف زدنِ عادی ما، دارای موسیقیِ خاصی است، که وابسته‌ به احساس کلام می‌باشد. کلام موقعی جذاب و دوست‌داشتنی می‌شود، که موسیقیِ خوش‌آیندی داشته باشد. برای دستیابی به این عنصر، بایستی از «مُنوتُن» یا یک‌نواخت شدنِ کلام بپرهیزیم و متناسب با احساسِ متن و متکی بر منطقِ اجرا، صدایمان را فراز و فرود دهیم و خوش‌آهنگ نماییم.

سرعت گفتار
مطمئن باشید که سرعت تکلمتان ساده و متناسب گفتارتان است و به مخاطب اجازه می‌دهد که قصه را دنبال کند و آن را به خوبی درک نماید. اگر شما بیش از حد سریع، یا خیلی کند صحبت کنید، مخاطب، امکان دنبال کردنِ قصه را از دست می دهد و ارتباطتان گسسته می‌گردد. پس ریتم گفتارتان را، متناسبِ با مفاهیمِ متن، تغییر دهید، تا اجرایتان «جان‌دار» و پر رمَق گردد.

دینامیک صدا
قصه‌گویی از گذشته تا به حال، یک فرآیند ارتباطی مستقیم و رودررو با مخاطب بوده است، به همین خاطر ضرورت دارد، که قصه‌گویی در محافل کوچک و چهارسو برگزار گردد و قصه‌گو، امکان نزدیک و دور شدن به کلیه‌ی مخاطب‌ها را داشته باشد. امّا اکنون که چنین امکانی وجود ندارد و قصه‌گویان مجبور می‌شوند در سالن‌ها اجرا نمایند و از دستگاه‌های‌ تشدید‌کننده‌ی صدا استفاده کنند. لاجرم، آن‌ها باید با دینامیک صدا آشنا شوند و شدت صدای خود را در هنگامی که از میکروفن بهره می‌برند، تنظیم نمایند. حساسیت این امر، به اندازه‌ایست، که توصیه می‌کنم، هر قصه‌گو میکروفنی برای خودش تهیه کند و در اجراها همراه داشته باشد.

حضور ذهن و ویرایی
قصه‌گو، موظف به انجام تمریناتی برای بالابردن حضور ذهن و توان ویرایی‌اش است. بدین‌منظور بایستی متون، یا اشعار- به‌خصوص اشعاری که در بحر طویل سروده شده است را حفظ کرده و در تمرینات مکرر، آن را با سرعت زیاد و بدونِ «تِپق» بیان کند.
تلاش داشته باشید، که با حضور ذهن و تمرکز، به بیان قصه بپردازید، چرا که در غیر این‌صورت، در طولِ ارائه‌اتان، دچار تپق‌های مکرر و مکث‌های طولانی خواهید شد، که این، موجبِ گسست حسی شما می‌شود و مخاطب را می‌آزارد.

بدن و حرکت
کلیه‌ی‌ حرکاتی که یک قصه‌گو از ابتدا تا انتهایِ بیانِ قصه انجام می‌دهد، اعم از: «حرکات چشم»، «اشارات و حرکات بدنی» و «حرکات و تغییرات چهره»، بایستی از قبل، متناسب با حال و هوایِ قصه و احساس حاکم بر جملات، طراحی نماید و آن را به صورت بداهه انجام ندهد، مگر این که بداهه‌گویی کند. لذا بدن و حرکاتِ قصه‌گو، بایستی کاملاً در کنترلش باشد. همان‌طور که گفته شد، عناصر مهم بدن و حرکت، به شرح زیر است:
- ارتباط چشمی؛
- اشارات و حرکات؛
- حرکت و حالات چهره.

ارتباط چشمی
ار تباط چشمی یکی از ارتباطات معمول و روزمره در زندگی انسان است و یک شنونده، از این‌که این ارتباط با وی ایجاد نشود، احساس ناراحتی می‌کند. فردی را تصور کنید، که در حال حرف زدن با شماست ولی در تمام مدت، جلویِ پایش را نگاه می‌کند و نگاهش جز چند بار، آن هم بسیار کوتاه، به چشمان شما نمی‌افتد. در چنین حالتی این گمان در شما پدید می‌آید، که او یا خجالتی و کم‌رو‌ است و یا نمی‌خواهد با شما چشم در چشم شود.
 ارتباط چشمی با یک شنونده، در او حس مشارکتِ در اجرا می‌دهد و به انتقال موضوع و احساس آن، به مخاطب، کمکِ وافری می‌نماید. سعی کنید، که نگاهتان را به طور یکسان در بین تک‌تکِ مخاطبین، اعم از بزرگ و کوچک و زن و مرد تقسیم کنید. بدین ترتیب، با همه‌ی آن‌ها ارتباط چشمی برقرار می‌سازید. هرگز به طور ثابت به یک سمت سالن خیره نشوید و به طور متناب و منظم، جهت نگاهتان را، تغییر دهید، البته به گونه‌ای آرام و طبیعی این کار را بکنید، چون در غیر این صورت، نوعی پریشانی و ناآرامی را القا خواهید کرد. تقسیم نگاه در بین مخاطبین،‌ موجب می‌شود، تا همه‌ی حضار با بحث شما درگیر بشوند.

اشارات و حرکات
ما به طورِ معمول، در ارتباطات روزانه‌امان، از حرکاتِ دست‌هایمان به منظورِ تأکیدِ در گفتار و یا توصیف هرچه بهتر وقایع، استفاده می‌کنیم.‌ اگر قصه‌گو دست‌هایش را در جیب نگه‌دارد و یا آن‌ها را محکم و بی‌حرکت در دو طرف بدنش بگیرد، در نظرِ مخاطبین، بی‌تجربه و ناکارآمد جلوه می‌کند. استفاده از اشارات و حرکاتي متناسب با گفتار، برای مخاطبین بسیار خوش‌آیند است، ضمنِ این‌که به فهم هرچه بیش‌ترِ موضوع، کمک می‌کند. سعی کنید از حرکات «بازِ» بدنی استفاده کنید، به طوری‌که از فاصله‌یِ دور قابل دیدن باشد. این حرکات و اشارات، بایستی کاملاً منطقی، دقیق و کنترل شده باشد؛ حرکات بیهوده و زیادی مثلِ پا-پا کردن و این‌سو و آن‌سو رفتن بی‌مورد، خودداری کنید، چون این اعمال شما را متشنج، عصبی و بدونِ تمرکز، جلوه می‌دهد. هم‌چنین سعی نکنید «ادا» درآورید، بگذارید حرکاتتان از احساستان متجلی گردد.
    ایستایی قصه‌گو به معنای شکل ایستادن و ایست‌های او در صحنه، در ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطب، بسیار مهم است و کیفیتِ جلوه‌ی او در برابر تماشاگر را نشان می‌دهد و اُبهت و اهمیت قصه‌گو، وابسته به آن است.
هنگامی که قصه‌گو به طور نشسته به بیان قصه می‌پردازد، شکل نشستنش هم به مبانی حرکت و بدن ربط دارد. پس او باید، شکل نشستن و حرکاتی که در این حالت انجام می‌دهد، را نیز، از پیش طراحی کند.

احساس کلام
احساس کلام از عناصر بسیار مهم قصه‌گویی است و اساساً، چون القای مفاهیم در هنر، به واسطه‌ی احساس صورت می‌گیرد، لذا توانایی درکِ احساس متن و تمریناتی که احساس قصه‌گو و حافظه‌ی حسی او را تقویت می‌سازد، امری بسیار مهم است.
«لئو تولستوی»3 در کتاب «هنر چیست؟»، استدلال می‌کند، که اگر فردی در گذشته موردِ حمله‌ی چند گرگ واقع شده باشد و روز بعد از آن حادثه، برای دیگری، از آن سخن بگوید و همان احساسی، که در آن لحظات به او دست داده، در فردِ شنونده ایجاد کند، کاري هنری کرده است، ولو این‌که دروغ بگوید.4
او بر این اساس، چنین تعریفی از هنر ارائه می‌کند:
«فعاليتِ ‌هنری يعني: انسان، احساسي را كه قبلاً تجربه كرده است، در خود بيدار كند و آن را به وسيله‌ي؛ حركات و اشارات و خط‌‌ها و رنگ‌ها و صداها و نقش‌ها[صور خيالي] و كلمات، بازنمایی نماید و ‌به نحوي كه ديگران نيز بتوانند همان احساس را تجربه كنند، آن را به سايرين، منتقل سازد»(تولستوي، 1364؛ 57).
بارِ احساسی در یک قصه، بر جملات و کلمات سوار است. هر کلمه دارای باری احساسی است، که در جمله ایفا می‌کند و جمله؛ مجموعه‌ای از عناصر احساسی است، که نهایتاً یک کلِّ احساسی را می‌آفریند.
قصه‌گو باید هم بارِ معنایی و هم احساسیِ یک جمله را درک کند و خود تحتِ تأثیر آن قرار گیرد و نهایتاً در هنگام اجرا، با استفاده از بیان و تغییرات چهره و حرکات بدنی، آن را به مخاطبش انتقال دهد.
همان‌طور که قبلاً گفته شد، موسیقی کلام هم، وابسته به ادایِ حق حسّی جملات است.
در خاتمه رجوع می‌کنم به گفتاری از «ریچارد بولسلاوسکی»5  نظریه‌پرداز معتبرِ حوزه‌ی بازیگری. او در ارتباط با پرورش مهارت‌های بدن و بیانِ بازیگر، تعبیر زیبایی دارد، که می‌توان آن را در مورد قصه‌گو هم، به کار برد. او بازیگر را به یک «ساز» تشبیه می‌کند6  و من در تکمیل گفتارش می‎گویم: قصه‌گو به مثابه یک سازِ کوک باید باشد. چرا که با یک سازِ ناکوک نمی‌توان قطعه‌ای موسیقی نواخت. کوک بودن یعنی؛ آمادگی بیانی، بدنی و احساسی داشتن.

پی‌نویس‌ها:
1- قوّالی، یکی از انواعِ قصه‌گویی سنتی ایرانی است که قصه‌گو، به همراه نواختنِ ساز و خواندنِ آواز، به بیان «قصه» می‌پردازد. نمونه‌ی قوالان امروزی، «عاشیق»‌های آذربایجان می‌باشند.
2- John W. Keltner (1918-2005). جامعه‌شناس و ارتباط‌‌شناس  امریکایی
3-   Count Lev Nikolayevich Tolstoy (1828 –1910) نويسنده و متفكر روس.
4 - نگاه کنید به: تولستوي، لئون. (1364)؛ «هنر چيست»، چاپ هفتم. مترجم: كاوه دهگان. تهران: اميركبير. (ص27)
5-Richard boleslawski (1889-1937). کارگردان، بازیگر و نظریه‌پرداز بازیگری. لهستانی الاصل امریکایی
6- نگاه کنید به: بولسلاوسکی، ریچارد. (1367)؛ «شش درس نخست بازیگری» ترجمه: ناصر آقایی. تهران: انتشارات نمایش. (ص10)

سرچشمه‌ها و برگرفته‌ها:
1- بولسلاوسکی، ریچارد. (1367)؛ «شش درس نخست بازیگری» ترجمه: ناصر آقایی. تهران: انتشارات نمایش.
2- تولستوي، لئون. (1364)؛ «هنر چيست»، چاپ هفتم. مترجم: كاوه دهگان. تهران: اميركبير.
3- کولتنرجان دابلیو: (1369)؛ «ارتباط گفتاری میان مردم» ترجمه سیداکبر میرحسینی تهران: امیرکبیر.

 

** چاپ شده در سیمره‌ی 472 (12 آبان ماه 1397)

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004