شما اینجا هستید: خانهمقالهبررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(بخش ششم)

بررسی و نقد و نظر کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان(بخش ششم)

سه شنبه, 24 ارديبهشت 1398 ساعت 17:31 شناسه خبر: 4370 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

در جریان چاپ و نشر سلسله مقالات نقد تاریخی و توصیفی حاضر پیرامون مطالب و محتوای کتاب ایلات و طوایف لرستان نوشته‌ی شادروان استاد معجزی، بعد از انتشار نوبت دوم نقد مورد بحث، دوست و برادر عزیزم حسین معجزی فرزند نازنین علامه‌ی توانمند روان‌شاد محمدرضا معجزی این قلم را از طریق ارتباط تلفنی مورد محبت و اکرام قرارداده از مطالب نقد ابراز خوش‌وقتی کرده و از تقدیم مراتب عرض ادب و ارادت حقیر نسبت به ساحت پدر بزرگوارشان علامه‌ی گران‌قدر اظهار خوش‌وقتی و سپاس داشته، اما از مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لرستان که در قبال اهدای کتب گران‌بهای کتاب‌خانه‌ استاد معجزی، وظایف مربوطه‌ی خود را اعم از تنظیم فهرست و پرداخت هزینه‌های لازم و سایر موارد، قصور داشته، گله‌مند بودند،

در هر حال، این قلم وظیفه‌ی خود می‌داند عرض سپاس و تشکری را از جناب دکتر کیانوش رستمی، مدیرمسئول هفته‌نامه‌ی وزین سیمره و همکاران ایشان پیرامون چاپ و نشر سلسله مباحث نقد و نظر مطالب کتاب روان‌شاد معجزی داشته باشد و نیز طلب آسودگی روان زنده‌یاد مرحوم محمدرضا والی‌زاده معجزی را از یزدان پاک مسئلت نموده و برای فرزندان عزیز و بزرگوار روان‌شاد معجزی جناب آقای محمدرضا والی‌زاده معجزی که سال‌ها پیش مطلب پربار ایشان در مورد ارزش و اعتبار آگاهی و دانش و فرهنگ ذاتی و اکتسابی پدرشان را در سال‌نامه‌ی ارزشمند و ذی‌قیمت لرستان‌شناسی(شقایق) شماره 3 و 4 سال اول 1376 با افتخار لازم مطالعه کرده و خوش‌وقت از بهره‌ای چنان نیکو به غیرتشان احسنت گفته و هم‌چنین عرض سپاس و تشکر دارد از سعه‌ی صدر استمرار حوصله و بذل نهایت مراتب مهربانی از جانب خوانندگان بزرگوار که مشوق واقعی در تداوم راه و راز تقدیم مطالب نقد و نظر کتاب شادروان معجزی بوده، امیدواریم درخور ابراز مرحمت بزرگواران باشیم، در هر حال طی مراتب تقدیمی نوبت‌های پیشین، بخشی از محتوای کتاب مورد بررسی و نقد و نظر قرار گرفت و اینک ادامه‌ی موضوع:

 

در صفحه‌ی 350 نگاشته‌هایی حول مباحث قیام مرحوم علی‌محمدخان غضنفری‌امرایی امیراعظم در سال 1306 خورشیدی و محاصره‌ی ستون‌هایی از نظامیان تحت امر سرتیپ محمد شاه‌بختی در محل سرخ‌دُم لری به ویژه ستون تحت فرماندهی شخص شاه‌بختی توسط عشایر سلحشور که حکایت ناگفته‌ی واقعیت امر توسط نویسنده‌ی فقید به صورت مجمل یا مفصل در کتاب نیامده و می‌تواند نقیصه‌ای کلی در بازنگاری تاریخ ایلات عشایر لرستان تلقی شود و از این روی متوهم و متصور هستیم از جانب روان‌شاد معجزی رعایت جو زمان در حاکمیت محمدرضاشاه پهلوی و اشتغال روان‌شاد در کادر کارکنان سیاسی و دولتی وزارت کشور، عامل قرار گرفته باشد از این روی نویسنده‌ی فقید بی‌تفاوت از ذکر و بیان حادثه‌ای با گستردگی و ابعاد تاریخی قابل ملاحظه، گذشته‌اند، به نحوی که گفتیم، مورد، بسیار مهم بوده و عدم تذکار آن در کتاب یکی از کمبودها و نقایص تلقی می‌شود- اما در این روزگار برای جبران مافات به واقع زمان و بستر لازم، مهیا بوده، ویراستار عزیز و گرامی می‌توانست بدون هرگونه رادع و مانعی اگر اشراف و آگاهی لازم را از موضوع مورد بحث و دیگر موضوعات تاریخی تاریخ لرستان می‌داشت، نسبت به پژوهش و نگارش این موضوع مهم، یعنی محاصره‌ی نظامیان تحت امر سرتیپ شاه‌بختی توسط عشایر هوادار علی‌محمدخان امیراعظم به مدت 17 شبانه‌روز و خوردن علف و جو و گوشت چهارپایان، مبادرت می‌ورزید که متاسفانه چنین نیز نشده است، این پدیده و حدوث امر مورد بحث که سهل‌انگاری، عدم تذکار و بیان و یا تجاهل‌العارف و .... هم می‌توان گمانه زد از جانب مرحوم محمدخان پورسرتیپ ویراستار یادداشت‌های مرحوم میرزامحمدخان تیمورپور نیز صورت گرفته و به عنوان امری از مغفولات عمدی تاریخ‌نگاری خطا و یا در کلیت آن، خیانت در امانت قابل طرح و بحث و فحص می‌باشد که با بررسی سطحی مشخص است قصور متوجه‌ی شخص مرحوم محمدخان پورسرتیپ می‌باشد، چرا که به ظن قوی، مرحوم میرزا محمدخان تیموپور که بنا به موجودیت و وجود اسناد عدیده‌ی مورد عمل، رییس ارکان حرب(ستاد جنگ) مرحوم علی‌محمدخان امیراعظم بوده‌اند، به صورت قطع و یقین، مفصل و مشروح ضمن پرداختن به ابعاد و زمینه‌های قیام علی‌محمدخان امرایی، حوادث تاریخی دیگری را نیز نگاشته‌اند، اما چون مرحوم محمدخان پورسرتیپ مامور سیاسی و دیپلماسی رژیم پهلوی دوم بوده نسبت به عدم تذکار مطالب قیام و امحای دیگر موارد تاریخی نیز مبادرت کرده و بدین‌وسیله در زمینه‌ی سلب آگاهی عمومی و تاریخی علاقه‌مندان اقدامی نامناسب را رقم زده‌اند. در حالی که این موضوع در متن یادداشت‌ها و خاطرات امیران ارشد ارتش پهلوی اول و دوم، در سال‌نامه‌ها، نشریات، کتب و حتا در گزارش‌های یک‌سویه و جانب‌دارانه‌ی نظامیان حتا در متن اسناد سال 1306 سرتیپ محمدشاه‌بختی، واقعه‌ی محاصره‌ی قوای نظامی شاه‌بختی در سرخ‌دُم لری کوهدشت و تنگناهای ایصال و وصول آذوقه و خواربار مورد لزوم ستون نظامی و تناول گوشت چهارپایان به صراحت آمده‌است. و لذا بدواً نسبت به تذکار مطلب خاطره‌ی تاریخی سرلشکر نصرالله افطسی یکی از فرماندهان ارشد ارتش شاهنشاهی و سپس بیان خاطره‌ی سرهنگ سیداحمد جان پولاد، از فرماندهان رده‌های جنگی با عنوان سرگذشت یک افسر ایرانی آورده می‌ّشود و در تایید موضوع مفاد گزارش وقایع 24 و 27 آبان1306 از متن اسناد سرتیپ شاه‌بختی ارائه‌ می‌گردد.

در مقاله‌ی مبسوط سرلشکر نصرالله افطسی که در یازدهمین سال‌نامه دنیا در سال 1334 خورشیدی چاپ شده است، موضوع عملیات لرستان در سال 1303 و 1304 در صفحات 151 و 152 و عملیات مجدد لرستان در سال‌های 1306 و 1307 و اوایل سال 1308- در صفحه‌ی 154- به صورت کلی آمده است و در همان صفحه 154 و نیز در صفحه‌ی 155 جریان خوردن گوشت یابو، جو و علف نظامیان را به این صورت می‌خوانیم: «علت و طرز گوشت یابو، جو و علف خوردن قوا در عملیات لرستان: چون در تاریخ کشور عزیز ما محورهای شوسه و وسایط نقلیه‌ سریع مسیر نداشت و اغلب عملیات نظامی در مناطق بسیار سخت کوهستانی صعب‌العبور انجام می‌شد و بالاجبار وسایل و مهمات و خواربار بایستی به وسلیه‌ی قاطر حمل شود و علاوه بر این که تهیه‌ی قاطر مشکل بوده، تامین علیق[جو اسب] و وسایل دیگر آن‌ها مقدور نبوده لذا فرماندهان تصمیم می‌گرفتند که با مهمات و خواربار کم و زبده حرکت کرده، بعداً احتیاجات ضروری را از عقب تامین نمایند، این بود که ستون عملیات ما که مرکب از هنگ‌های نادری و جمله سوار و واحدهای تقویتی به فرماندهی سپهبد شاه‌بختی جهت خلع سلاح عشایر با داشتن یک هفته خواربار به طرف قلعه(کوه‌دشت) لرستان حرکت نموده که قلعه‌ی کوه‌دشت علی‌محمد غضنفری(نماینده‌ی فعلی مجلس) را اشغال و عشایر آن منطقه را خلع سلاح نماید. پس از سه روز راه‌پیمایی و ورود به سرخ‌دُم لری و توقف در آن محل شبانه واحدهای تامین در توقف ستون که گروهان خود این‌جانب هم جزو آن واحدها بوده، مورد حمله شبانه اشرار واقع و با دادن تلفات و مجروح سنگین از همان شب ستون، محاصره و چون بی‌سیم و وسایل مخابراتی دیگر نداشت، ارتباط ما با مرکز قوا در خرم‌آباد قطع گردید که در نتیجه این محاصره و طول مدت آن، ستون 16 روز بدون خواربار و ارتباط با مرکز در محاصره باشد، چون چاره نبود از طرف فرماندهی ستون دستور داده شد که با منتهای صرفه‌جویی، جوهای موجود را به مصرف خوراک افراد رسانیده و نیز دَواب[چهارپایان] مورد استفاده را هم به مصرف غذای افسران و افراد برسانند، این بود که علاوه بر خوردن جو و گیاهان قابل خوراکی که افراد می‌شناختند در حدود40 یابوی مکاری را کشته به مصرف خوراک افسران و افراد رسانیدند. چون گوشت اسب قدری شیرین مزه بوده و ما هم نه نمک و نه ترشی داشتیم، قدری خوردن آن مشکل به نظر می‌آمد، ولی دل و جگر آن‌ها خوب و از این لحاظ علاقه زیادی برای به دست آوردن دل و جگر از طرف افسران و افراد دیده می‌شّد. از طرفی در نظر دارم روزی که در منتهای گرسنگی بودیم، طیاره‌ای، مقدار دو گونی نان سنگک و تعدادی مرغ نه‌پخته آورده به داخل اردوگاه انداخت و به هر گروهان یک‌صد نفری یکی دو نان سنگک داده شد که در نتیجه‌ی تقسیم به هر نفری در حدود ده مثقال رسید. این گرفتاری و محاصره ادامه داشت تا این‌که هنگ پیاده بهادر و هنگ پیاده منصور کرمانشاه جهت نجات ستون آمده و ما را از محاصره خارج و چادر و خواربار و وسایل لازمه دیگر را آورد.»(1)

سرهنگ سیداحمد جان پولاد هم درکتاب تالیف خود و ذیل مطلب محاصره‌ی ستون طرهان تحت فرماندهی سرتیپ شاه‌بختی از طرف علی‌محمدخان غضنفری نوشته‌اند:« به ستون دوم دستور رسید که با راه‌پیمایی اجباری از طریق تنگ‌ تیر کشکان به سمتِ طرهان حرکت و در سرخ‌دم لری، ستون یکم را از محاصره نجات دهد، ستون یکم در مدت دوازده روز محاصره به علت نداشتن آرد و خواربار مکفی با ذبح اسب و قاطر مسلسل‌ها خوردن آن‌ها نجات یافته بودند.»(2)

در متن تعدادی از اسناد سرتیپ شاه‌بختی سال 1306 مراتبی از تنگناهای در سال آذوقه و خواربار نظامیان و محاصره‌ی آنان آمده‌است که به صورت مختصر می‌خوانیم:«وقایع لیله و یوم 24 آبان‌ماه 1306- تا کنون آذوقه به اردو نرسیده و ستون از این حیث در مضیقه می‌باشد.- 25 آبان‌- ستون اول در سرخ دُم متوقف و از حیث آذوقه فوق‌العاده در مضیقه می‌باشد- وقایع لیله و یوم 27 آبان‌ماه 1306- نظر به این‌که ستون از حیث نرسیدن آذوقه فوق‌العاده در مضیقه است، فرماندهی لشکر فرمودند از امروز تا وصول آذوقه امر می‌دهم صاحب منصبان و نفرات از گوشت دواب امتحان نمایند.»(3)

ادامه دارد...

 

پی‌نوشت‌های ارجاعی

1- سال‌نامه‌ی دنیا شماره 11، سال 1334، تهران، مشخصه‌ی متن، همان.

2- سرگذشت یک افسر ایرانی، سرهنگ سیداحمد جان پولاد، انتشارات پردیس دانش، با همکاری نشر شیرازه، چاپ اول 1385، تهران، صص 52 و 53.

3- عملیات لرستان، اسناد سرتیپ شاه‌بختی، پیشین، صص 218، 219 و 221.

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004