شما اینجا هستید: خانهمقالهنقد و بررسی کتاب تاریخی انیس‌المسافر(بخش 1 و2)

نقد و بررسی کتاب تاریخی انیس‌المسافر(بخش 1 و2)

چهارشنبه, 20 شهریور 1398 ساعت 10:15 شناسه خبر: 4591 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
اردشیر کشاورز اردشیر کشاورز

انیس‌المسافر رساله و یا کتابی منسوب به نگاشته‌هایی از مرحوم غلامرضاخان امیرجنگ، آخرین والی پشتکوه (استان کنونی ایلام) که بار اول با این عنوان: مطبوعه‌ی اداره‌ی مظفری بندر بوشهر فی شهر ربیع‌الاول سنه 1329 هجری در نسخ محدود، سیصد نسخه چاپ و توزیع گردیده، و نوبتی دیگر در جلد سی‌ام مجلدات فرهنگ ایران زمین با اقدام شایسته‌ و بخردانه‌ی فرهنگی آگاه، زنده‌یاد، شادروان، استاد فرهیخته علی‌محمد ساکی، باعطف عنایت ویژه‌ی روان‌شاد، استاد ایرج افشار در سال 1384 چاپ گردیده است. و اینک و در این نوبت، شاهد چاپ مستقل آن با پژوهش، تدوین و یادداشت‌های تحقیقاتی جناب آقای دکتر روح‌الله بهرامی، دانشیارتاریخ دانشگاه رازی کرمانشاه و در سال 1397 در شمارگان پانصد نسخه هستیم که جای سپاس و تشکر داشته و اقدام ارزنده‌ی آقای دکتر بهرامی، رییس گروه تاریخ و انجمن ایرانی تاریخ شعبه کرمانشاه را ارج می‌نهیم. ضمایم، افزوده‌ها، مدخل و ملحقات کتاب در کلیت امر 209 صفحه است که حاوی اطلاعات مفید، مناسب و ذی‌قیمتی می‌باشد و در عین حال واجد کاستی‌ها، نقایص، اشکالات و لغزش‌هایی است که به‌منظور رفع اشکال مباحث در چاپ‌های بعدی، مواردی چند در باب‌های مربوطه عرضه می‌گردد، ان‌شاءالله مورد توجه و امعان نظر کوشنده‌ی محترم جناب آقای دکتر روح‌ بهرامی قرار گیرد.

 

به نحوی که در مباحث مدخل کتاب هم آمده‌است، ایالت کهن لرستان تا سال 1006 هجری‌قمری که سال کشته شدن شاهوردی عباسی از خاندان خورشیدی علویان، آخرین اتابک مقتدر و با صلابت لر کوچک، به دست شاه‌عباس اول صفوی است، با حاکمیت‌هایی با عناوین لر بزرگ و لر کوچک، تقسیم و اداره‌ می‌شد، اما از سال مذکور (1006 ه-ق) شاه‌عباس، ایران را به 26 تا 36واحد بیگلر بیگی‌نشین(شهرستان) و چهار ایالت والی‌نشین، تقسیم کرد، از جمله ایالت‌های گرجستان، کردستان، لرستان و خوزستان که عربستان هم گفته می‌شده‌است، لذا از سال 1006 ه.ق، ایالت یا والی‌نشین لرستان که همان لر کوچک مورد نظر باشد، تحت والی‌گری حسین‌خان سلیورزی از اعراب بنی‌ربیعه علوی به عنوان والی‌ لرستان در ایام حاکمیت سلسله‌های گوناگون که بر ایران فرمانروایی و سیطره داشته‌، نسل اندر نسل به حکومت پرداخته تا سال 1307 خورشیدی و به مدت بیش از 340 سال که آخرین والی مرحوم غلامرضاخان امیرجنگ، مقهور حاکمیت نظامیان رضاشاهی، مولود کودتای 1299 خورشیدی گردید. در مورد و موضوع پناهنده شدن غلامرضاخان امیرجنگ ابوقداره به بغداد که در صفحه‌ی اول(صفحه‌ی 3) مدخل کتاب آمده است، بایستی گفت: غلامرضاخان والی در ایام والی‌گری خود به‌رغم این‌که هرچندگاه یک بار، چه خود و چه پدرش حسینقلی‌خان ابوغداره[با این املا رایج بوده] به تجاوزات سربازان عثمانی که به عنوان رومی در اشعار و اسناد محلی از آنان یادشده پاسخ کوبنده‌ای در حد بریدن گوش تا حد چندین من تبریزی، پاسخ لازم می‌دادند و در واقع مرزدارانی غیور و با شرف ایرانی در تاریخ و حتا رزم‌آرا در کتاب جغرافیای نظامی پشتکوه، از حسینقلی‌خان یادکرده و به پاس بزرگی ابوغداره عکس تمام‌قد والی ابوغداره در کتاب مذکور گرآور گردیده است، کاربرد جمله‌ یا کلمه پناهندگی و پناهنده شدن که می‌تواند گاهی هم جنبه وهن داشته باشد، زیبنده‌ی شخصیت مرحوم والی نیست، در هر حال برابر جربوزه‌ی ذاتی و شایستگی‌های شخصیتی والی که در سفرهای زیارتی و یا ایام اقامت‌های موقت بیتوته‌ای که در کنار همسر و فرزندانش در بغداد، کاظمین، کوت و دیگر شهرهای عراق، ترتیب داده می‌شده و یا صورت می‌گرفته است، از جانب مسئولان دولتی و حکومتی باب عالی، دربار سلاطین عثمانی با توجه به کمال شایستگی شخص والی، از هر نظر مورد پذیرش، اقبال و احترامات لازمه بهره‌مند و برخوردار می‌گردیده و لذا چنان که خواهیم گفت، خروج والی‌ از پشتکوه، چه در سال 1303 و چه در سال 1307 خورشیدی و اقامت در نقاطی از بین‌النهرین به هیچ‌وجه عنوان پناهندگی نداشته است چرا که مرحوم والی غلامرضاخان در اکثریتی از نقاط مناطق عراق دارای املاک، مزارع، مستغلات و ... و... می‌بود و غیر این‌ها.

کتاب و یا رساله‌ی انیس‌المسافر که اکثریت صفحات آن، معرفی شکار وحوش، حیوانات اهلی و کوهی و خواص و مزایای آن‌ها را در بر می‌گیرد، در ماهیت خود، واجد معرفت موضوعیتی چندان جهت نقد و نظر و بحث و فحص موارد تاریخی به ویژه تاریخ محلی را در بر نگرفته و شامل نمی‌شود، اما جناب دکتر روح‌الله بهرامی مساعی لازمه‌ای را مصروف توجه به فروع موضوع اصلی اختصاص داده که در جهت روشنگری پاره‌ای از مباحث تاریخی، اقدامی مفید را صورت بخشد و به نحوی که در ضمن تذکار کاستی‌های کار و اقدام جناب آقای دکتر بهرامی در این راستا خواهیم گفت، یادآوری این نکته را حضور استاد عزیز خودم جناب بهرامی ضروری دانسته و تصدیع می‌دهم، به‌رغم ماهیت بنیان ایلی و عشیره‌ای و تعلق تبار لک از برای جناب دکتر بهرامی که از مردم بزرگوار ایل بزرگ لک هلیلان هستند و مضاعف بر آن نشو و نمای ایلی و طایفه‌ای و انجام وظایف علمی و فرهنگی در استان‌های ایلام، لرستان و کرمانشاهان، با توجه به تخصیص علمی مربوطه شناخت حداکثری و بالای علمی ایشان، البته تاریخ اسلام و تشییع بوده که در این راه آثار ارزشمندی چون نهضت کیسانیه و قیام مختار ثقفی و پدیده‌ی انقلاب اسلامی در کرمانشاهان و .... آورد جامعه علمی داشته و از این روی زحمات و کوشایی جناب دکتر بهرامی مورد عنایت حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان از اعضا و اجزای فعال اسبق دادگاه‌های انقلاب اسلامی قطعا قرار گرفته تا جایی که دکتر بهرامی در صفحه‌ی پیش‌گفتار به شماره‌ی 31 از مشارالیه در سمت ریاست محترم مرکز اسناد انقلاب اسلامی [البته کتاب انقلاب اسلامی در کرمانشاه، مجلدات دو جلدی از دستاوردها و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی است] تشکر و قدردانی کرده‌اند... و با این اوصاف عرض لازم این‌که متاسفانه جناب آقای دکتر روح‌اله بهرامی به نحوی که ‌خواهیم گفت آگاهی لازم را پیرامون شناخت مسایل و قضایای ایلی و عشیره‌ای مردمان غرب کشور و تاریخ بومی و محلی مربوطه‌ی آنان نداشته و لذا در تدوین آثاری از این دست که آگاهی همه‌جانبه‌ای را می‌طلبد، کار آن چنان که مورد نیاز رفع عطش علمی جویندگان هست، پر ثمر و برمراد نمی‌تواند باشد و به هر صورت برای ثبوت عرایض خود بهتر آن است که به مباحث کتاب ورود شود. در صفحات 3 و 4 مدخل کتاب سطور آخر و اول، سال مرگ غلامرضاخان والی که بنابه قول و قلم جناب دکتر بهرامی پناهنده در بغداد بوده، سال 1318 در عراق آمده است، در حالی‌که مشخص نیست، این تاریخ و یا سال‌مرگ با تقویم سال‌شمار خورشیدی و یا هجری‌قمری است و در نهایت و اصول هیچ ماخذ و مدرکی پیرامون موضوع مورد ادعای جناب دکتر بهرامی که تشریح فرموده‌اند، ارائه نشده. در سطر سوم صفحه‌ی 4 مدخل می‌خوانیم:«قدرت والیان به پشتکوه‌های کبیرکوه محدود شد» مفهوم نیست، منظور از پشتکوه‌های کبیرکوه چه هست، مي‌شود متصور بود که کبیرکوه چند پشتکوه داشته است. در حالی که می‌دانیم بعد از مهاجرت والی به بین‌النهرین و انتصاب سر لشکر صادق‌خان کوپال به عنوان والی نظامی پشتکوه و از سال 1307 خورشیدی به بعد سیطره‌ی حاکمیت پیشین والی باعنوان فرمانداری پیشکوه و کبیرکوه و در تقسیمات فرعی زیرمجموعه‌هایی چون نایب‌الحکومه‌ای، صفحه‌ کُرد و آبدانان و ... را در بر می‌گرفته که معمولا به عهده‌ی افسران و امیران ارتش از جمله سرلشکر کوپال، سرتیپ پورزند، سرتیپ درخشانی و ... و... بوده است که احکام نظامی صادره‌ی مربوطه‌ی مورد بحث در آرشیو کتاب‌خانه شخصی این قلم موجود است از این نظر مشخص نیست، منظور آقایی دکتر بهرامی از عنوان و کاربرد پشتکوه‌های کبیرکوه که در دیگر صفحات نیز آمده است چه بوده. 

درمورد القاب حسینقلی‌خان ابوغداره صفحه‌ی 5 و دیگر صفحات گوناگون و متعدد کتاب از جمله در صفحات10 و 11 .... سجع مهر حسینقلی‌خان که در برگیرنده‌ی القابی از مرحوم والی بوده است به این شرح:

(حکمران بر فلک بحر و سیاره- صارم‌السلطنه- سردار ابوغداره)

در کتاب انیس المسافر، اما مطلبی نیامده است.

در صفحه‌ی 12 مبحث علی‌رضاخان شهاب‌الدوله فرزند دوم حسینقلی‌خان و برادر اخیافی غلام‌رضا‌خان والی، آمده است، مادر وی [علی‌رضاخان شهاب‌الدوله] دختر یکی از خوانین ایلات بزرگ غرب ایران به نام ایل بالاوند بوده و .... . قابل ذکر است مادر شهاب‌الدوله، ملک‌زاده خانم دختر لطیف‌علی‌خان بالوند قائدزینی‌الدینی بوده و به‌رغم، نگاشته‌های جناب آقای دکتر بهرامی بالوند، در گذشته‌های دور تاریخ نه ایل و نه طایفه محسوب می‌شده بلکه یکی از تیره‌های زیرمجموعه‌ی طایفه‌ی ایوتوند از ایل دلفان لرستان محسوب مي‌گردد که با کوچ تاریخی خود، از لرستان پیشکوه به لرستان پشتکوه، سرانجام در منطقه‌ی زردلال اسکان یافته و به طوایف و تیره‌های زیرمجموعه‌ی ایل بزرگ هلیلان ملحق شده و در حال حاضر، چنان‌چه سرشماری جدید صورت گیرد و به‌طور قطع و یقین به عنوان یکی از ایلات بزرگ لک غرب کشور شناسایی خواهند شد. اما در بیان مباحث تاریخی، قرار دادن وضعیت امروزین به جای گذشته‌های دویست ساله و آن هم در مباحث مکتوب تاریخی و از جانب دکتر روح‌اله بهرامی، رییس گروه تاریخ و انجمن ایرانی تاریخ شعبه کرمانشاه، دانشگاه رازی کرمانشاهان به هیچ‌وجه نمی‌تواند زیبنده‌ی علم و اطلاع مشارالیه باشد.    

بخش دوم:

در بخش اول، مواردی از متن مدخل کتاب انیس‌المسافر که تهیه‌ی آن به غلامرضاخان امیر جنگ ابوقداره آخرین والی لرستان پشتکوه منسوب هست و پاره‌ای از نوشته‌های جناب آقای دکتر روح‌الله بهرامی دانشیار تاریخ و انجمن ایرانی تاریخ و رییس گروه تاریخ دانشگاه رازی استان کرمانشاهان که دارای توصیف‌ها و واجد کاستی‌هایی در تبیین مباحث تاریخی می‌باشد مورد نقد و بررسی قرار گرفت که ادامه‌ی آن از پی آورده می‌شود. 

دکتر بهرامی در صفحه‌ی ۱۲ مبحث علیرضاخان شهاب الدوله فرزند دوم حسینقلی‌خان صارم السلطنه ابوغداره و برادر کوچک غلامرضاخان امیر جنگ، آخرین والی لرستان پشتکوه مطالبی را متذکر شده که عدم مطابقت نگاشته‌ها با واقعیت امر، آورده شده و ادامه‌ی موضوع به این صورت هست که ملک‌زاده خانم دختر لطف‌علی‌خان بالوند مادر علیرضاخان شهاب‌الدوله و علی‌رضاخان پدر روان‌‌شاد فرهیخته‌ی آگاه و بزرگ‌مرد با سخاوت مرحوم عبدالحسین‌خان پورابوقداره بوده و پیش‌تر و در عرصه‌ی زمان، ملک‌زاده خانم همسر و منکوحه‌ی فتح‌الله‌خان امرایی، رییس فوج امرایی و حاکم ترهان لرستان بوده که بنا به خواست فتح‌‌الله‌خان همسرش به عقد ازدواج برادرزاده‌اش برخوردارخان سرتیپ در‌می‌آید. ملک‌زاده خانم از برخوردارخان سرتیپ امرایی که شرح و نحوه‌ی کشته شدنش در کتب تاریخی و از جمله در کتاب امنیت و انتظامات در لرستان از صفویه تا پهلوی که نوشته‌ی هنرمند ارزنده و آگاه جناب استاد رضا اقبالی و شرح احوال و تاسیس نهاد نیروی انتظامی استان لرستان در بخشی از بعد زمان می‌باشد، آمده است، صاحب دو دختر می‌شود که یکی به همسری حاج‌میرتیمورخان درکوند رییس ایل کوچ‌رو درکوند لرستان و وزیر حسینقلی‌خان والی درمی‌آید و دیگری را به غلامرضاخان والی شوهر می‌دهند و از این روی، ملک‌زاده‌خانم بعد از ازدواج با حسینقلی‌خان نیز صاحب پسری به نام علیرضا‌خان شهاب‌الدوله می‌گردد که گفتیم پدرروان‌شاد مرحوم عبدالحسین‌خان پور ابوقداره است، ضمناً ضرورت این توضیح نیز الزامی است که جناب آقای دکتر بهرامی در صفحه‌ی ۱۰ کتاب انیس‌المسافر از ایل بزرگ درکوند لرستان با عنوان دیرکوند، نام برده که درست آن (درکوند) هست و درک نام شخص است.

در صفحه‌ی ۱۶ کتاب آمده است: حاصل ازدواج دختر والی پشتکوه غلامرضاخان امیر جنگ پسری به نام محمدرضا بود که به نام محمدرضاخان مظفری شناخته شده و هم‌چنین در پاراگراف دوم ادامه داده‌اند: همان‌طور که بیان شد، حاصل ازدواج سالارالدوله با دختر والی پشتکوه پسری شد که بعدها محمدرضا میرزا مظفری معروف شد، این شاه‌زاده‌ی قاجاری پس از فرار سالارالدوله و سپس دستگیری و تبعیدش به اروپا، در پشتکوه نشو و نما یافت و در زمان فتح پشتکوه به وسیله نیروی نظامی رضاخان به عراق، پناهنده شد و سپس با درخواست تامین از رضا شاه به ایران بازگشت.

درستی و صحت هر آن‌چه جناب دکتر بهرامی نوشته‌اند، چون هیچ‌گونه ماخذ و مدرکی را جهت بررسی لازم ارائه نکرده، می‌تواند حتا بر فرض صحت، مورد تردید قرار گیرد و لذا نمی‌توان نسبت به صحیح و یا سقیم بودن مطلب، اظهار نظر کرد، اما توضیح لازم در این مورد و ناصحیح بودن نام خانوادگی فرزند سالارالدوله، محمدرضا میرزا به شرحی است که از جانب این قلم با عنوان عقبه‌ی سالارالدوله به صورت کتابی مستقل و تاریخی در دست پی‌گیری بوده و خود حکایتی است با سررشته‌ی دراز که به اجمال مطالبی از آن جهت روشن شدن موضوع و ثبوت ادعایی که شده است، تقدیم خوانندگان بزرگوار می‌گردد. در چند سال قبل، روان‌شاد محمد حسن یزدی صمدی، وکیل دعاوی وراث سالارالدوله، پسر مظفرالدین‌شاه، چند جلد پرونده‌ی دادخواهی بانو اعظم‌الملوک میرزانی، عروس سالارالدوله که بالغ بر پانصد برگ اوراق قضایی معتبر از مراجع داوری و دادگاه‌های ایلام، کرمانشاه و مرکز کشور می‌باشد و مربوط است به طرح دعوی خواهان، عقبه‌ی سالارالدوله از سال‌های بعد از رفتن رضاشاه به تبعید، سال‌های بعد از شهریور ۱۳۲۰ خ در اختیار این قلم قرار دادند به موجب رونوشت شناسنامه محمدرضا میرزا و دیگر اوراق هویتی موجود در پرونده، مشخص می‌گردد نام‌خانوادگی محمدرضا میرزا پسر سالارالدوله مظفری نبوده و بلکه درست آن قاجار مظفر و یا قاجار مظفری است[محمدرضا قاجار مظفر] و لذا قابل ذکر این‌که، مادر محمدرضا میرزا قاجار مظفری پسر ابوالفتح میرزای سالارالدوله ملکه خانم دختر غلامرضاخان والی امیر جنگ بوده‌است. غلامرضاخان والی از دو دختر لطف‌علی‌خان بالوند، به ترتیب و بعد از مرگ اولی، ابتدا مرحومه هاجرسلطان خانم اسفندیاری را در همسری داشته که صاحب دو فرزند می‌شوند، غلام‌شاه‌خان سردار اشرف و ملکه خانم، که گفتیم ملکه خانم همسر سالارالدوله و مادر محمدرضا‌میرزا قاجار مظفر بوده. دختر دوم لطف‌علی‌خان بالوند، که بعد از مرگ اولی، یعنی خواهرش، هاجرسلطا‌ن‌خانم، به عقد والی درمی‌آید. آغا سلطان خانم اسفندیاری نام داشته که مادر یدالله‌خان علوی و اسفندیارخان علوی [اسفندیارخان امیرحرب] بوده است. مرده‌ریگ یا میراث و ثروت هنگفت مرحوم غلامرضاخان والی که ماترک والیان پیشین، مطابق سیاهه‌ی اموال منقول و غیرمنقول، اسناد مالکیت، بنجاق‌ها و غیر آن که در کلیت امر در پرونده‌ی قضایی موجود است، اینک این قلم بر آن است با توجه به محتویات احوال سالار‌الدوله و بخشی از میراث والی که از طریق صلح محاباتی وراث مرحوم غلامرضاخان امیرجنگ به محمدرضامیرزاقاجار مظفری رسیده و مشتمل است بر آثار بنا پی و ساختمانی چون کاخ‌های والی اعم از حسینقلی‌خان و غلامرضاخان و... که بیش‌تر در اختیار وزارت دارایی و اینک موزه‌ی مردم‌شناسی ایلام، کاخ فرمانداری ایلام، مکان استقرار ژاندارمری و شهربانی و پست و تلگراف و تلفن ماکروویو که خود شخصا در دهه‌ی چهل خورشیدی ملاحظه کرده و مطابق با اوراق پرونده، اراضی، کاخ‌ها، باغات، طواحین[آسیاب‌ها] و مکان‌ها و... شرح تفصیل آن‌ها در لوحی برنجی آمده‌است که عکس آن در پرونده موجود است.

در زیرنویس3 صفحه‌ی 16 کتاب مورد بررسی جناب آقای دکتر بهرامی به نگارش و نشر سلسله مقالاتی پیرامون سالارالدوله و غیر آن در هفته‌نامه‌ی طلیعه اشاره داشته‌اند که یادآور می‌شود، مقالات مورد نظر دارای کاستی‌هایی بوده که در همان سال چاپ (1374) و در همان هفته‌‌نامه‌ی طلیعه ضمن نقد و بررسی محتوایی مورد لزوم به اطلاع و استحضار جناب دکتر بهرامی رسیده‌است.

در صفحه‌ی 20 کتاب حاضر پیرامون گرایش غلامرضاخان امیرجنگ (والی) به آلمان در جنگ جهانی اول که مطالبی آمده‌است، خواننگان بزرگوار به منظور تحصیل آگاهی افزون و در صورت تمایل، مطالعه‌ی مجلادات دو جلدی کتاب پیش به سوی شرق اولریخ‌گرکه، ترجمه‌ی پرویز صدری می‌تواند مد نظر عزیزان آگاه و بیدار دل باشد.همچنین در صفحات ۲۲-۲۳-۲۴-۲۶ و زیر نویس مربوطه در صفحه ۲۳ کتاب انیس المسافی به مواردی از یادداشت های سپهبد احمدامیراحمدی اشاره شده که با توجه به تفضیل کلام و عدم ضرورت نگارش در این بررسی ،خوانندگان بزرگوار را به مطالعه‌ی سلسله مطالبی که بر کتاب نخستین سپهبد ایران احمدامیراحمدی و آثار سپهبد حاجیعلی رزم آراء ، به زودی در روزنامه‌ی وزین باختر خواهیم داشت، آگاهی می‌دهد، در این بررسی، هم‌چنین عمل کرد دو تن ژنرال مذکور و نیز عمل کرد، دو ژنرال دیگر ارتش پهلوی اول و دوم با عنوان و آثار و اعمال شوم و ناشایست سپهبد محمد شاه بخشی و سرلشکر جاهل حسین‌آقا خزاعی و در کل چهار تن ژنرال ستاره بر دوش چکمه‌پوش مورد بازبینی و داوری قرار خواهد گرفت.

 

برادر عزیز و گرامی وجودم، جناب دکتر بهرامی، به عنوان مولف در صفحات ۲۷ و۲۸ کتاب مورد تدوین خود، مطالبی آورده‌اند که نه با حقیقت موضوع وفق می‌دهد و نه با کل واقعیت امر تطابق داشته‌ و لذا بدون بررسی لازم و بر اساس پاره‌ای از نگاشته‌ها، مبادرت به انعکاس مطالبی مبنی بر جنگ و برخورد سخت و خونین، بین عشایر لر پشتکوهی به عشایر کلهر گیلان‌غرب کرده‌اند که انصاف نیست، در این راستا حقایق لوث و یا مکتوم بماند و از این روی می‌دانیم، ریشه‌ی امر، مبتنی بر بدقولی مکر، غدر و حیله‌‌‌‌‌‌ای بوده است که مرحوم علی‌ قلی‌خان یاسان پسر والی مرتکب شده که در هر حال نمی‌بایست صورت وقوع به خود می‌گرفت، اما علی‌رغم عهد و میثاق بین علی‌قلی‌خان‌یاسان و عباس‌خان‌امیر‌مخصوص‌کلهر، و زیر پا گذاشتن مفاد میثاق طرفین، تهاجم عشایر لر پشتکوهی، به گیلان‌غرب که نسبتا خالی از نیروهای مسلح و جنگنده‌ی کلهر طرف‌دار عباس‌خان امیر مخصوص بوده است، صورت می‌گیرد، این قلم در بازکاوی و شکافتن عمیق موضوع بر اساس رسالت درست تاریخ که امانتی است نزد قلم، در جلد دوم کتاب امیرمخصوص‌کلهر بر اساس روایات مکتوب و در اصل تاریخ شفاهی مرحوم فرج‌الله‌خان منیشی شجاع‌السلطان، بزرگ و رییس طایفه‌ی منشی که با خاندان مرحوم آقا سید‌رستم‌گوران و آقا سید‌شمس‌الدین‌گوران داشته است و هم‌چنین نگاشته‌های مرحوم خسرو خان سالاراقبال قبادیان کلهر، از صفحه ۹۱۷ تا ۹۲۹ نسبت به انعکاس موضوع جهت ثبت در تاریخ اقدام کرده‌ است. (چاپ سال ۱۳۹۰ – انتشارات تاقبستان، کرمانشاه) و تا کنون شاهد هیچ‌گونه نقد و نظر منفی و رویه‌ای نیز نبوده است و حتا شخص جناب آقای دکتر بهرامی نیز با توجه به صمیمیت و دوستی مابین و علم و اطلاع و آگاهی از موضوع مطالب کتاب، موردی را مثبت و یا منفی در این راستا متذکر نشده‌اند، به هر صورت در جهت بازشکاف اجمالی موضوع مطالب غیرصحیح نگاشته‌های جناب دکتر بهرامی که با خلط مباحث و استناد به مطلب صفحه ۲۳ کتاب نخستین سپهبد ایران احمدامیر‌احمدی، همان چاپ مورد استنادی دکتر بهرامی (سال۱3۷۳) که آشکار می‌دارد: اصولا هیچ مورد ادعایی مربوطه که به آن اتخاذ سند نشده‌ است، در آن قید نشده و به چشم نمی‌آید، لطفا جناب دکتر بهرامی خود و شخصا یک بار دیگر متن صفحه را ملاحظه نمایند تا وقوف کامل حاصل کنند که چنین موردی، صورت خارجی ندارد، صفحات ۲۸ و ۲۹ کتاب انیس‌المسافر، از این روی یقین حاصل است و به نحوه‌ی که پیش‌تر هم گفته شد، متاسفانه استاد عزیزم جناب دکتر بهرامی خبرگی لازم را درشناخت مسایل عشیره‌ای و بازخوانی و انعکاس درست وقایع تاریخی نداشته و همین مورد رسالت و امانت تاریخ را دچار خدشه می‌سازد، چرا که بازتاب امر غیر واقعی و غیرحقیقی، استخفافی است نسبت به فرازهای تاریخی.       

 

چاپ شده در سیمره 498 و500 (12 و 29 تیر98)

 

 

 

 

 

 

1 نظر

  • پیوند نظر  امرایی امرایی یکشنبه, 24 شهریور 1398 ساعت 12:46

    داستان ازدواجهای ملکزاده خانم به طور مفصل در تاریخ غضنفری آمده است و آقای اقبالی هم در کتاب انتظامات لرستان ضمن بیان موضوع به تاریخ غضنفری ارجاع داده اند. خوب بود نویسنده گرامی در بیان داستان به اصل مرجع اشاره میکردند. ضمنا مادر غلامشاه خان سردار اشرف طبق نوشته تاریخ غضنفری دختر حشمت الدوله بوده است. و با توجه به قرابت و دوستی مرحوم اسفندیار غضنفری با فرزندان والی احتمالا نوشته های او به واقعیت نزدیکترند.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004