شما اینجا هستید: خانهمقالهنقد و بررسی کتاب تاریخی انیس‌المسافر

نقد و بررسی کتاب تاریخی انیس‌المسافر

یکشنبه, 21 مهر 1398 ساعت 11:10 شناسه خبر: 4651 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
اردشیر کشاورز اردشیر کشاورز

بخش پنجم:

در نوبت‌های پیشین، مواردی از کاستی‌های افزوده به کتاب تاریخی انیس‌المسافر منسوب به غلامرضاخان والی پشتکوه که از جانب آقای دکتر روح‌الله بهرامی، ویراسته، تهیه و عرضه گردیده است، تقدیم حضور خوانندگان بزرگوار شد و اینک بایستی گفت: در متن یادداشت‌های منضم به کتاب انیس‌المسافر و افزوده‌ها و ضمایم کتاب مواردی از قلم جناب آقای دکتر بهرامی آمده‌است که در باب احتوایی املا و انشا و هم‌چنین طرح مباحث تاریخی، دچار اشکال و ایراد است و لذا با ذکر موارد مربوطه، سعی خواهد گردید توضیحات مورد لزوم که در جهت آگاهی بیش‌تر خوانندگان بزرگوار، احتمالاً مفید افتد از پی آورده شود.

در نوبت پیشین(بخش چهارم) پیرامون این بند از پژوهش انجام شده دکتر بهرامی که در صفحه‌ی 45 آمده است، مطالبی آورده شد، اما اهم توضیح مورد لزوم با تذکار عین مطلب که در صفحه‌ی 45 به این صورت درج گردیده و می‌خوانیم: «در این زمان بین نیروهای والی و طایفه‌ی کلهر به رهبری عباس‌خان قبادیان امیرمخصوص، زد و خوردی پیش آمد، در این نبرد، والی غلامرضاخان، شکست سختی برنیروهای کلهر و امیرمخصوص وارد آورد و پس از مراجعت والی از این پیروزی، عشایر پشتکوه به رسم عشایری خود، دو شبانه روز ساز و دهل نواختند و تفنگچی‌ها و توپخانه مخصوص والی به آتش بازی، پرداختند.»

 

مستند مطلب، در زیرنویس صفحه‌ی 45- بند 2- ترکمان- محمد- پیشین صفحه‌ی 183 آمده است. درحالی که نه درصفحات پیش از صفحه‌ی45- که ارجاع به ماخذ صورت گرفته و نه در صفحات منابع و مآخذ از صفحه‌ی 205 تا صفحه‌ی 209- نام و نشانی از ترکمان- محمد- و یا مآخذ مربوطه را شاهد نیستیم و لذا پی‌گیری امر، می‌تواند موضوعی واهی و بیهوده تلقی شود چرا که چنین منبع و ماخذی برابر صورت ظاهر تفحص انجام گرفته وجود خارجی ندارد، دو دیگر، این‌که  اصولاً جنگ بین نیروهای پشتکوه والی و عشایر طرفدار عباس‌خان امیرمخصوص کلهر، مربوط به سال 1302 خورشیدی، است که ریشه در یک رشته تحرکات مردمان طایفه‌ی قلیه‌وند، یکی از طوایف ایل خزل داشته که گفته شده است، یکی از بانوان حرم غلامرضاخان والی از مردم همین طایفه قلیه‌وند بوده و می‌دانیم، عشایر خزل از ابواب جمع والیان پشتکوه بوده‌اند که والی به طرفداری و حمایت از آنان، عشایر کلهر را مورد تهاجم قرارداده و ریشه‌ی نفاق از همین موضوع پدید آمد که در یادداشت‌های سالاراقبال مندرج در کتاب امیرمخصوص کلهر به این صورت، مورد اشاره قرار گرفته است:«باز هم طایفه‌ی قلیه‌وند(قلی‌وند) مشغول دست‌برد به مردم ایل کلهر شدند و ما هم سخت تلافی کردیم، در حالی با امیرجنگ والی پشتکوه، قوم و خویش بودیم، عمه‌ی ما [زبیده خانم] همسر ایشان بود، اما والی با این که قادر بود، تا جلوی تحرکات قلیه‌وندها را بگیرد، این کار را نمی‌کرد، به همین علت بین ما و والی سخت به هم خورد و منجر به اردوکشی طرفین شد و ....صفحه‌ی 2/915- و این مورد سرآغاز تهاجمات بعدی و وقایع سال 1303 توسط نیروهایی از لشکر غرب و سواران و تفنگدارانی از عشایر کلهر، سنجابی، جاف، شکاک و غیر این‌ها به پشتکوه گردید. و این مورد باز هم می‌نمایاند، غلامرضاخان والی در امر وساطت نماینده‌ی امیرلشکر غرب، مبتنی بر ترضیه خاطر غارت‌شدگان کلهر و پرداخت دیه مقتولین جنگ که از جانب مردم عشیره‌ی قلیه‌وند صورت گرفته به موجب مراسله‌ای که تحت عنوان سند شماره 36- کتاب اسناد نخستین سپهبد  ایران امیراحمدی آمده است، والی متعهد شده‌اند، من بعد هم از طرف اهالی پشتکوه نسبت به اهالی کلهر شرارت و تعدی نخواهد شد. صفحه‌ی 30.» اماجناب آقای دکتر بهرامی در تدوین کتاب تاریخی انیس‌المسافر، نه در متن و نه در حواشی و بیان توضیحات یادداشت‌ها، در پی بررسی و ارائه‌ی توضیحات روشنگری مورد لزوم برنیامده تا خواننده‌ی کاوش‌گر را در جریان قضایای لشکرکشی عشایر و نیروهای لشکر غرب به پشتکوه و در واقع تبیین سیاست شوم رو در رو قرار دادن عشایر علیه یک‌دیگر و در نهایت نابودی سیستم عشایری قرار دهد از این روی ایجاب می‌کند ولو به صورت اجمال جهت روشن شدن حداقل موضوع به ذکر مواردی که جناب دکتر بهرامی متذکر شده و اما هیچ‌گونه شرح و تحلیلی که ماهیت امر را روشن کند ارائه نداده‌اند، بپردازیم.

در این راستا گریزی می‌زینم به نقل پاره‌ای از وقایع مورد بحث که در کتاب نظم و امنیت به همین قلم آمده است:« در زمستان سال 1302 خورشیدی، غلامرضاخان امیرجنگ والی پشتکوه به بهانه‌ی حمایت از مردم طایفه‌ی قلیه‌وند،  اقدامات ایذایی چندی را علیه کلهر به کار گرفت که در نهایت منجر به تهاجم یکی از پسران والی (صارم‌السلطنه)  به گیلان غرب و غارت مردم کلهر گردید که پیش‌تر نیز به آن پرداخته شده‌است به همین واسطه، امیر لشکر غرب، امیراحمدی، تعدادی نیروی نظامی را به سرپرستی سرهنگ سالار حشمت [در اصل سرگرد و یا یاورسالار حشمت] به گواوور اعزام کرد تا از تفنگداران کلهر تابع امیرمخصوص کلهر پشتیبانی کرده باشد. موضوع اعزام تعدادی سرباز در حد یک صد تن را یکی از علل تهاجم تفنگچیان پشتکوه به منطقه‌ی گیلان غرب دانسته‌اند چرا که این پدیده ناشی از نزدیکی امیرمخصوص به حکومت نظامیان دانسته شد و چون با قرینه‌ی منازعه‌ی کلهر و سنجاپی که البته ریشه در مسایل و حوادث تاریخی زمان‌های پیشین داشت پیوند خورد تصور و توهمی در ذهن و اندیشه و دماغ غلامرضاخان والی رسوخ پیدا کرد که دیرنیست عن‌قریب امیرمخصوص در روزگار مقتضی به سروقت او و پشتکوه نیز خواهد آمد و درحالی که اندیشه‌ی والی، خالی از وجه بود و امیرمخصوص در قضایای مخاصمه‌ی بین خود و سلیمان خان امیر اعظم عمویش، وام‌دار والی بود که والی تهاجم به عشایر کلهر را از جانب عشایر پشتکوه از قوه‌ به فعل درآورد.»1

تهاجم به عشایر کلهر در سال 1302 خورشیدی صورت گرفت که موجبات نامه‌پراکنی‌هایی هم بین امیر لشکر غرب غلامرضاخان والی پیش آورد و درسال 1303 خورشیدی که اندیشه‌ی لشکرکشی به خوزستان پدید آمد هم‌زمان با لشکرکشی مورد بحث که دفع خزعل را مشتمل بود، لشکرکشی به پشتکوه نیز در دستورکار قرار گرفت و لذا این موضوع می‌نمایاند طرح میثاق و اتحاد عشایر غرب کشور که در جهت دفع غلامرضاخان والی پشتکوه بوده است، به هر حال ریشه در اقدامات غیرمنطقی و عدم درک صحیح موقعیت پیش آمده در کشور از جانب والی پشتکوه و تهاجم او در زمستان 1302 خورشیدی به داخل خاک کلهر، غارت و بی‌خانمان شدن تعداد بسیاری از عشایر کلهر و بیم امیر لشکر غرب از خودسری والی، موجباتی را پدید آورد تا با رهنمودهای لشکر غرب، بزرگان عشیره‌ی غرب کشور، دست عقد اتحاد و تعهد همکاری خود با لشکر غرب را در برنامه داشته باشند که این مورد، در بند 6 مبحث یادداشت‌های کتاب انیس‌المسافر صفحه‌ی 61 از جانب آقای دکتر بهرامی به صورت خشک و فاقد هرگونه توضیح ضروری مورد لزوم محسوس انجام گرفته است و لذا با تشریح موضوع، نسبت به ارائه‌ی توضیحات مربوطه مبادرت می‌گردد صفحه‌ی 61 -یادداست‌ها(6-متن دو قسم‌نامه از امرا و سرکردگان طوایف کرد و کلهر برای همکاری با دولت و امیرلشکر غرب جهت پایان بخشیدن به قدرت غلامرضاخان والی پشتکوه- الف متن سوگندنامه محمد امیراعظم برای همکاری با دولت علیه غلامرضاخان(والی پشتکوه) با حضور کلام‌الله مجید سوگند یاد می‌کنیم اولاً با کمال افتخار و تشکر به جهت خدمت‌گزاری و فداکاری دولت و اطاعت و فرمان‌برداری از حضرت مستطاب اشرف اعظم آقای امیرلشکرغرب دامت شوکته حاضر، ضمناً با حضور نمایندگان وکلای امیرمخصوص و فتح‌الدوله عهد می‌کنیم.... الخ امضا محمدامیراعظم).

ب: متن سوگندنامه سه تن دیگر از امرای کُرد برای براندازای غلامرضاخان والی پشتکوه و همکاری امارات غرب. باحضور کلام‌الله مجید، این بندگان از طرف امیرمخصوص ریاست عشایر غرب و فتح‌الدوله .......الخ- 4 برج حوت 1342- سالارارفع- بهرام رستم....) همان‌طور که ذیل متن سوگندنامه آمده است، موضوع به نقل از صفحه‌ی 29 کتاب اسناد نخستین سپهبد ایران آمده و اسامی نیز مربوط به نمایندگان جریان‌های عشایری غرب کشور است، اما جناب‌ آقای دکتربهرامی چون شناختی نسبت به ماهیت نمایندگان ایلات و عشایر متعهد و هم‌پیمان با دولت و نظامیان امیرلشکرغرب نداشته، مبادرت به ارائه‌ی هیچ‌گونه توضیح مورد لزوم نیز نکرده و به صورت ابتر و ناقص موضوع را رها کرده و لذا منظور از (محمدامیراعظم) مرحوم علی‌محمدخان امیراعظم امرایی فرزند نظرعلی‌خان امیراشرف امرایی بوده که به جهت دوستی امیراشرف با امیرلشکرغرب و خصومت‌های دیرینه بین خاندان والی وخاندان امیراشرف امرایی، به‌رغم پیوند نزدیک خانوادگی که پیش‌تر در توضیح درجه‌ی قرابت سببی این خاندان‌ها گفته شده است، حاضر به شرکت در لشکرکشی مورد بحث به پشتکوه که علیه والی در دستور کار بوده است، گردیده هم‌چنین در ردیف ب-بند6- یادداشت‌ها، ذیل متن سوگندنامه‌ی دومی، از اشخاص دیگری چون امیرمخصوص کلهر، عباس‌خان قبادیان، نوه‌ی داوودخان کلهر و فتح‌الدوله، سالارارفع- بهرام - رستم و.... نام برده شده که به این صورت مبادرت به توضیح می‌شود. منظور از فتح‌الدوله مرحوم رضاقلی‌خان ابوقداره- پسر امان‌الله‌خان سردار اشرف پسر والی است که در شورش سال‌های 1301 -1302 خورشیدی و...... علی‌قلی‌خان صارم‌السلطنه پسر والی و عموی فتح‌الدوله در کنار عمو بود، فتح‌الدوله برادر حمید ابوقداره بود که پیش‌تر گفته‌ایم: حمید ابوقداره لقب صارم‌السلطنه را از آن علی‌قلی‌خان می‌دانست، اما ملاحظه گردید در جایی دیگر نیز به این قلم فرموده‌اند: لقب صارم‌السلطنه به تناوب زمان از آن حسین‌قلی‌خان، امان‌الله‌خان و علی‌قلی‌خان نیز بوده‌است، هم‌چنین منظور از سالارارفع- بهرام و رستم، سران و سرداران و خوانین طایفه‌ی ولدبیگی از ایل بزرگ جاف جوانرود، بوده که با توجه به دوستی و نزدیکی مرحوم امیرمخصوص با بهرام بیگ سردار اکرم و برادرانش در لشکرکشی‌های امیراحمدی به روانسر و پشتکوه در کنار یک‌دیگر بوده‌اند. در هر حال جناب آقای دکتر روح‌الله بهرامی که استاد تاریخ دانشگاه رازی و رییس انجمن ایرانی تاریخ و رییس گروه تاریخ و ... و .... بوده و هستند، می‌بایست با آگاهی و بینش لازم و عمیق از زوایای تاریخ محلی نسبت به آماده‌سازی این‌گونه رساله‌ها مبادرت فرمایند، تا حداقل خواننده‌ی کتاب سهمی بر داده‌ها و حجم فراگیری‌های تاریخی را نصیب ببرد، نه این‌که باری از مشکل عدم دانستنی‌هایی از این قماش را به این صورت، حاصل صرف انرژی و وقت و .... داشته باشد.

از صفحه‌ی 65 تا 75، بخشی از کتاب انیس‌المسافر، تدوینی جناب آقای دکتر روح‌الله بهرامی ذیل مبحث انیس‌المسافر نوشته غلامرضاخان والی پشتکوه، به کوشش و مقدمه شادروان علی‌محمد ساکی آماده‌سازی گردیده است که البته دارای نقایص چندی می‌باشد که تا حد ممکن جهت آگاهی خواننده بزرگوار آورده می‌شود، در صفحه‌ی 65، ارجاع به ماخذ مربوطه که کتاب خاطرات حاج سیاح گفته شده بند یک زیرنویس، ناقص و ابتر است، در صفحه 66، سطر پنجم می‌خوانیم:«تو را یاغی به خرج داده لشکر می‌کنند.» که درست آن ........ لشکرکشی می‌کنند، می‌باشد در همین صفحه، بند 1 زیرنویس، آمده است: در سال 1208- امیرخان سردار در  نظر داشت....... ضمن این که در سطر دوم زیرنویس به جای(خویی) (خوی) آمده است، اصولاً موضوع مطرح شده ناصحیح و سال قید شده، هم، اشتباه و مورد مربوط به جریانی است که به صورت اجمال آورده می‌شود:

امیرخان سردار به تحریک ..... قرار می‌دهد به بهانه‌ی میهمانی به طرف پشتکوه حرکت کند، اگر زورش رسید، والی را در خانه‌ی خود دستگیر و اگر هم نشد دست‌کم مبلغی نقد و جنس و امثال آن به والی زیان وارد شود، امیرخان سردار ضمن نامه‌ای به حسین‌قلی‌خان والی اطلاع می‌دهد چون موقع  و فصل آمدن به خوزستان است، قصد دارم برای دیدن شما راه خود را کج کنم و در آن‌جا بعد از دیدن شما چند روزی با هم به شکار برویم......... حسین‌قلی‌خان والی از این خبر فوق‌العاده متوحش می‌شود و رونوشت نامه را برای پدرم می‌فرستند[این یادداشت‌ها که ماخذ نقل مطلب می‌باشد، مربوط به یادداشت‌های خطی مرحوم میرزامحمدخان تیمورپور، فرزند حاج‌میرتیمورخان درکوند، وزیر والی است که از صفحات 202 به بعد آورده می‌شود.] والی در نامه‌ی خود نوشته بود:« اگر بخواهم در انظار میهمانانی که ورود می‌کنند، اردو، جمع‌آوری کنم، چون به بهانه‌ی میهمانی می‌آید مصلحت و خوش‌آیند نیست و اگر هم اردویی جمع‌آوری نشود، یعنی خود را دست بسته تسلیم کرده‌ام لازم است که به جانب اعراب کوچ کنم، حاج میرتیمورخان درکوند، نوشت شما مثل والی‌های سابق نیستید که رفتن و برگشتن برایتان سهل باشد، باغ دارید، کاخ دارید، علاقه و آبادانی دارید و اگر از ایران خارج شوید، دولت فوری یک نفر را به جایتان نصب می‌کند، کوچ را موقوف کرده تا من بیایم، میر، وزیر والی به حسین‌قلی‌خان ابوغداره می‌گوید شما با کاظم‌پاشا والی بغداد دوستی دارید یک نفر را بفرستید و به او پیغام دهید: امیرخان سردار به تحریک دشمنان من، میهمانی را بهانه کرده و دارد به این‌جا می‌آید، مصلحت آنست، شما به دولت عثمانی تلگرافی خبر دهید، امیرخان والی لرستان گویا با هم‌دستی والی پشتکوه می‌خواهد با ابواب جمعی تمامی لرستان به منزل والی که از زرباطیه و سرحد عثمانی دو فرسنگ بیش‌تر فاصله ندارد و بیاید و چون از احتمال حمله ناگهانی آنان بیم هست، اجازه داده شود تا عثمانی هم اردویی در برابر آنان به سرحد ببرد و لذا وصول چنان موردی به صورت تلگراف از جناب والی بغداد به دربار عثمانی، موجب می‌شود، دولت ایران، از آمدن امیرخان سردار به نواحی پشتکوه جلوگیری کند و ...... از صفحه 202 تا 205.»

سال سفر ناصرالدین‌شاه بنا به آن‌چه در کتاب سفرنامه عراق عجم نوشته ناصرالدین‌شاه چاپ 1362- انتشارات تیراژه صفحه 2- آمده است، سال 1309 هجری‌قمری بوده، نه سال 1308- ضمناً رقم 1308 مشخص نیست، خورشیدی است و یا هجری‌قمری. مورد دیگر این‌که، ارجاع سند بند 2- صفحه‌ی 66 نیز ناقص و ابتر است، درست موضوع کتاب اسناد برگزیده دوران قاجاریه- ابراهیم صفایی-(سپهسالار-ظل‌السلطان-دبیرالملک) انتشارات بابک-چاپ سال 2525 شاهنشاهی[1355 خورشیدی] اسناد ظل‌السلطان- سند ششم صفحات 78 و 79 درست است.

پی‌نوشت‌های ارجاعی:

1-امیرمخصوص کلهر، اردشیرکشاورز، جلد دوم، انتشارات تاق‌بستان، 1390 کرمانشاه و نک به کتاب نظم و امنیت یا تاریخ نیروی انتظامی در کرمانشاهان، اردشیر کشاورز، دفتر تحقیقات کاربردی نیروی انتظامی، کرمانشاه، سال 1397، زیرچاپ.

 

بخش ششم:

پدر آخرین نوبت نقد و بررسی کتاب تاریخی انیس‌المسافر، تدوین، تهیه و ویراسته‌ی جناب آقای دکترروح‌الله بهرامی، استاد گرامی رشته‌ی تاریخ دانشگاه رازی، دوست و استاد عزیر و مهربان، قایل به این مورد هستیم که کتاب ارزشمند انیس‌المسافر با نام و محتوای واجد ارزش و اعتبار، در کلیت امر بالغ بر 209 صفحه است که بخش‌ها و صفحاتی با جنبه‌ها و جوانبی از عمومیت تاریخ منطقه‌ای و با شاخصه‌ی تاریخ محلی، تا صفحه‌ی 90 که ضرورت بازکاوی و نقد و نظر موارد و مطالبی از صفحات درونی تا صفحه‌ی را شامل می‌شود، با رعایت جوانب لازم و عرض خسته نباشید و دست‌مریزاد به ساحت علمی جناب آقای دکترروح‌الله بهرامی، دوست و پژوهشگر اندیشمند، در نهایت رعایت احترام بایسته‌ی مقام و موقعیت مراتب فضل و دانش استاد و دکتر عزیز، مورد نقد و بررسی تاریخی قرار داده، به صرف ابراز سپاس و تشکر به ساحت جناب آقای دکتر بهرامی و هم این‌که ان‌شاء‌الله در چاپ دوم و چاپ‌های بعدی در صورت تایید نگاشته‌های این قلم مد و ملحوظ نظر قرار دهند و لاغیر و لذا شخص جناب استاد دکتر بهرامی هرآن چه را مصلحت معنوی بدانند و انجام دهند، درست و شایسته می‌نماید با آرزوی بهروزی برای اوقات به کام جناب آقای دکتر و توفیق در ترقیات علمی و معنوی و وصول و نیل به درجات علمی برتر و بالاتر.

در ختم کلام و در آخرین بخش، مواردی دیگر که به عنوان تتمه‌ی کلام می‌تواند به عنوان مکمل اطلاعات ارائه شده‌ی پیشین باشد به شرحی که ملاحظه‌ می‌فرمایند از پی آورده می‌شود. از جمله مباحث اغلاط املایی، نوشتاری و از جاافتادگی صفحه‌ي‌3- چهار سطر به آخر (از) از قلم افتاده است.

صفحه‌ی4- تاریخ سال 1318 مربوط به سال خورشیدی است یا هجری‌قمری- به سر - شکیل‌تر از بسر نیست - سیمره با(س) درست می‌نماید، ص 6 و دیگر صفحات ابوغداره حرف(غ) درست است- صفحه‌ی 10 درکوند، درست است، نه دیرکوند-صفحه‌ی 30 و صفحه‌ی‌ 40 و دیگر صفحات رشنوآبادی، ناصحیح و رشنوادی درست است. در سطر آخر صفحه‌ی 37 منصب سردار اسعد بختیاری- وزیر داخله آمده، به نظر نمی‌رسد، درست باشد، منصب جعفر قلیخان سردار اسعدبختیاری در کابینه‌های سردارسپه و رضاشاه، وزیر پست و تلگراف و تلفن، و وزیر جنگ بوده است. صفحه‌ی 44 سطرآخر واقعه به جای (واقع) آمده صفحه‌ی 46- واقعه به جای واقع ضمناً در همین صفحه می‌خوانیم: از سال 1304 ش- زمینه‌های پایان دادن به سیطره و قدرت خاندان والی پشتکوه کاملاً فراوان آمده بود- در حالی که زمینه‌های مورد بحث از بدو ورود و روی کار آمدن نظامیان- به عنوان اندیشه‌ی محو نفوذ ملوک‌الطوایفی و سیستم خان‌خانی در دستور کار آنان قرار گرفته بود، و در هر حال جمله باید به این صورت اصلاح شود: از سال  1304 ش، زمینه‌های پایان دادن به سیطره‌ و قدرت خاندان والی پشتکوه کاملاً فراهم شده بود، به جای فراهم آمده بود. برای آگاهی بیش‌تر می‌شود به مفاد اسناد کتاب اسناد سرتیپ محمدشاه‌بختی- نشر شیرازه- تهران- به کوشش کاوه بیات مراجعه کرد. در صفحه‌ی 47- سطر دوم پاراگراف سوم- سال مرگ والی، سال 1318 شمسی در عراق آمده است اما ماخذ لازم ارائه نشده، به نظر می‌رسد گفتمان غالب محلی سال 1316 شمسی را سال مرگ مرحوم غلامرضاخان والی بداند - در صفحه‌ی 54- پاراگراف دوم، سطور نهم و دهم می‌خوانیم: بعضی به شرت و استعمال افیون، برخی مشغول ادویه‌ی الکلی و جمعی نهایت اشتغالشان به قمار و کارهای ناشایسته که جز تضییع مال و عمر گران‌مایه حاصلی ندارد و به شریعت عقل هر ذی‌حسی را حرام و مذموم است- جمله گنگ، نامفهوم و غیررساست. ضمناً به جای شرب، شرت به کار رفته است.

صفحه‌ی 63 پاراگراف آخر، سطر سوم گذارش به جای گزارش آمده است.

صفحه‌ی 69- سطر اول: تمام ارکان ادراه والی به جای تمام ارکان اداره والی – صفحه‌ی 70- سیدحسین کلیددار که دافع بود- به نظر می‌رسید، رافع- درست باشد. صفحه‌ی 72- پاراگراف دوم- سه سطر به اتمام متن اصلی صفحه، سال مرگ مرحوم امان‌الله‌خان وبا- سال 1337 آمده است. ماخذ مربوطه ارائه نشده در ثانی، مبنای سال هجری‌قمری و یا هجری خورشیدی است. آخرین سطر از پاراگراف دوم، تعبید به جای تبعید آمده است.

در صفحه‌ی 74- به جای حسینقلی‌خان ابوغداره- حسینعلی‌خان ابوقداره آمده است و در چهار سطر پایین‌تر می‌خوانیم: دبیرکل زنگنه، از عباسقلی‌خان طرفداری می‌کرد. مشخص نیست، این دبیرکل زنگنه در آن عصر و زمانه، چه کسی بوده و چه محلی از اعراب داشته است. در این‌جا لازم می‌نمود، حداقل جناب آقای دکتر بهرامی، بیش از این میزان و مقدار که بر ویرایش و آماده سازی کتاب نظارت و بازبینی داشته، احساس وظیفه و تعهد علمی بیش‌تری به خرج می‌دادند تا توضیحی ولو به اجمال در مورد تشریح احوال شخص موهومی با هویت مجعول دبیرکل زنگنه برای خواننده روشن و مشخص می‌کردند، هرچند صدور لغزش و اشتباه از ناحیه‌ی روان‌شاد بزرگوار علی‌محمد ساکی بوده باشد. 

در زیرنویس 1- صفحه‌ی 90 از آخر سطر دوم، می‌خوانیم: کاکا ملک‌‌حسین به دستور والی، سواران لر را 5 نفر، 5 نفر در مرز سفر کرد[سفر کرد به جای مستقر کرد] و در صبح زود به تپه‌‌ها، حمله شد، توپ‌های عثمان را گرفتند[به جای توپ‌های عثمانیان را گرفتند.]

و در همین زیرنویس و در ادامه‌ی توضیح 1- صفحه‌ی 90 آمده است: نصف سوار نظام کشته و بقیه فرار کردند. یکی از اسرا دکتر قشون بود که 120 کیلوگرم وزن داشت، گوش کشته‌ها را بریدند و برای والی به بان روشان، فرستادند اسرا را هم به عمله آوردند و بعد از چند روز مرخص کردند.

این مورد، یعنی بریدن گوش و بینی سربازان عثمانی که در  اصطلاح و گویش محلی(رومی) گفته‌ می‌شده، در آغازین روزهای حماسه‌ی دفاع مقدس، در متن سرایش ابیاتی زیبا، پرمعنی، داغ و مهیج توسط مرحوم روان‌شاد استاد ملا احمد احمدی ده بالایی، از بزرگان بومی، اصیل و قدیم روستا و یا محله نوروزآباد ایلام، پاییز سال 1359 متجلی گردیده و با آوای اصیل، مایه‌دار، خوش و مورد پسند عموم جامعه‌ی ایلام آن روزگار، استاد عزیز، هنرمند گران‌مایه جناب آقای محمدعلی قربانی، اجرا گردید که با بازتابی درخور و مطلوب و پسندیده و از هر نظر شایسته‌ی رزم، دلاوری، ایثار و جنگاوری و دفاع از میهن و مرزوبوم رزمندگان ایلامی مرحوم غلامرضاخان والی و نیز زرمندگان مردمی روزهای دفاع مقدس و حماسه‌های مهران  و میمک و ..... مواجه شد، روان‌ آن یادگارانِ دلاوری عرصه‌های عصمت و طهارت تاریخ شاد باد.     پایان           

*چاپ شده در سیمره 507 و 509 (1مهر و 17 مهرماه 89)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004