شما اینجا هستید: خانهمقالهنقد و بررسی کتاب تاریخ غضنفری(روزگاران لرستان از آغاز تا عصر پهلوی)5

نقد و بررسی کتاب تاریخ غضنفری(روزگاران لرستان از آغاز تا عصر پهلوی)5

دوشنبه, 16 دی 1398 ساعت 09:13 شناسه خبر: 4807 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
اردشیر کشاورز اردشیر کشاورز

بخش پنجم: پیرو نقد و بررسی جلد اول کتاب ارزشمند تاریخ غضنفری در بخش‌های پیشین، طلب آمرزش روان پرفتوح شادروان استاد فرهیخته، شاعر و ادیب گران‌مایه، مورخ وارسته، سلاله‌ی نیکوتباران، روان‌شاد اسفندیار غضنفری، عرض خسته نباشید و دست‌مریزاد برای تلاش‌گران‌ ویراستار کتاب مورد بحث جناب اسعد غضنفری و استاد عزیز یدالله ستوده، هم‌چنان پی‌گیر و ویرایش دیگری از مطالب کتاب به این شرح هستیم: در صفحه‌ی 566 پاراگراف ماقبل آخر سطرسوم، اواخر بهار، 1390 شمسی= جمادی‌الثانی 1329 قمری ناصحیح، سال 1290 شمسی درست است.

 

در همین صفحه، سطور میانی که متذکر به نام بزرگان شهری و عشایری نقاط مختلف غرب کشور جهت الحاق به اردوی سالارالدوله چه در کنگاور و چه در نهاوند و دیگر مناطق هست می‌خوانیم:« از کرمانشاه: اکبرخان معاون لشکر، حسین‌خان معاون‌الرعایا حسن‌خان معاون الملک.» این سه تن و شیخ علی‌اصغر به تعداد چهارتن، مجموعه‌ی بزرگان و برادران موسوم به خاندان معینی‌ها و یا معین‌الرعایا هستند برادر بزرگ‌تر حسین‌خان معین‌الرعایا بوده که پیش از فتنه‌ی سالارالدوله، در شهر کرمانشاه ترور گردید بود، پس در قید حیات نبوده، ضمناً لقب حسین‌خان معین‌الرعایا بوده است، معاون‌الرعایا معاون لشکر و معاون الملک، لقب برادر دوم اکبرخان بوده است که در غائله‌ی سالارالدوله به تحریک و یا دستور داوودخان سردار مظفرکلهر توسط شخصی به نام کریمه گرده‌ی کلهر کشته می‌شود، فریدالملک کارگزار امورخارجه کرمانشاهان در این مورد نوشته است:« چهارشنبه 10 شوال 29- قبل از ظهر جمعی به تفاوت آمده قدری نشسته، صحبت کردند و رفتند، از قرار مشهور اردوی حضرت اقدس[سالارالدوله] در خاک ساوه و زرند از قشون مرکز شکست خورده و اغلب قشونی که از کرمانشاه و کردستان و غیره همراه رفته بودند، متفرق شده، بعضی هم وارد این‌جا شده‌اند- جمعه 12 شوال- خبر آوردند جنازه اکبرخان برادر مرحوم معین‌الرعایا را که در این اواخر از طرف شاهزاده سالارالدوله ملقب به معاون‌الملک شده بود، امروز وارد شهر نمودند، مشارالیه در جنگ تیر خورده و در صحنه فوت شده است»(1). 

در صفحه‌585 – پاراگراف آخر سطر دوم: از دو تن به اسامی حسین‌خان معاون‌الرعایا و اکبرخان معاون‌ لشکر نام برده شده این دو تن هر دو یک‌تن بوده و درست آن، اکبرخان معاون‌ لشکر است. و گفتیم که برادر ارشد آنان حسین‌خان معین‌الرعایا در آن زمان کشته شده بود در هم ریختگی موضوع می‌تواند ناشی از مشابهت اسامی و القاب و عدم شناخت قوی از کسان و اشخاص هست و هم این‌که القاب بعد از گذشت مدت زمانی مرتباً تغییر پیدا می‌کرده‌اند و در هرحال لقب حسین‌خان، معین‌الرعایا بوده است و نه معاون‌الرعایا، مرحوم معین‌الرعایا شخصیتی با نفوذ، وارسته و نیکوصفت بود و در کرمانشاهان و لرستان از ارکان معتبر محسوب می‌شد، بانی ساختمان حسینیه معین‌الرعایا در شهر کرمانشاه بوده است که در جریان جدال و کشاکش‌های مشروطه و مستبد در شهر کرمانشاه دچار خسارت عمده گردیده بود و بعد از ترور معین‌الرعایا که از جانب سردار یارمحمدخان کرمانشاهی دانسته شده بود، برادر سوم مشهدی حسن‌خان معاون‌‌الملک که در کرمانشاه و لرستان صاحب نفوذ بود، با الحاق صحن‌های زینبیه و عباسیه به صحن حسینیه، نام ساختمان را به تکیه معاون‌الملک تغیر داد. 

از صفحه‌ی 589- سطر 12- و دیگر سطور می‌خوانیم که سرداران بسیاری از هر نقطه‌ی شمال‌غرب، غرب کشور و .... به اردوی عظیم سالارالدوله ملحق شده بودند، از جمله از همدان، علی‌رضاخان گروسی، علی‌رضاخان فرمانده‌ و حاکم فوج گروس و از گروس به اردوی سالارالدوله ملحق شده بود، نه همدان، چنان که در صفحه‌ی 566 هم آمده است: از گروس: علی‌رضاخان گروسی– هم‌چنین در صفحه‌ی 589- کلخانی به جای قلخانی آمده است که درست آن قلخانی از تیره‌های زیرمجموعه‌ی طایفه‌ی گوران قلعه زنجیری، ایل بزرگ گوران محسوب می‌شده و قلخان در اصطلاح و گویش محلی به معنای سپر است.

در پاراگراف دوم صفحه‌ی 590 سطر دوم و سوم در نام‌بردن از روسای حسنوند، از طایفه‌ی حسنوند، باعنوان ایل حسنوند نام برده شده که این هم لغزشی دیگر که تصحیح و ویرایش آن به عهده‌ی ویراستار محترم بوده است اما وقتی که آمادگی انجام امر را درتشریح تعرفه‌ی ساختاری ایلات و عشایر نداشت بدیهی می‌نماید چنین کاستی‌هایی نیز محتمل باشد و لذا حسنوند، در کنار دیگر طوایفی چون کولیوند، یوسف‌وند، غیاثوند و ... از اجزای بزرگ ایل سلسله می‌باشند. 

در صفحه‌ی 592 و در کنار تشریح و توصیف آمادگی و مقابله‌ی نیروهای عشایری تحت فرمان شاهزاده مخبط قاجار سالارالدوله با عشایر بختیاری و ارمنی که نتیجه‌ی کار به‌رغم شجاعت نیروهای عشایر باغیرت و حمیت لرستان چون امیراشرف بزرگ، نظرعلی‌خان امرایی، سرداران سلسله و دلفان و طرهان و دیگر نیروهای لک و لر و کرد به ضعف و ضرر شکست و خفت فضاحت‌بار کشید، می‌بینیم پاره‌ای از واژه‌های ایلی و طایفه‌ای تحریف و دگرگون شده مورد کاربرد قرار گرفته‌اند که پیش‌تر هم به آن‌ها پرداخته‌ایم و در این صفحه هم از مرحوم عالی‌خان رضایی فرزند لطف‌علیخان سرتیپ ایوتوند، با عنوان ایتی‌وند نام برده شده که باز هم جای تعجب و تاسف از عدم توجه ویراستاران دارد و باز هم کلخانی به جای قلخانی در همان صفحه و دیگر صفحات در صفحه‌ی 593 پاراگراف دوم سطور آخرین از تعدد بسیار و فراوان ایلات قوم لر، لر بزرگ و لر کوچک- بختیاری و لرستان که در برگیرنده‌ی کلیتی بالغ بر ده‌ها ایل بزرگ و ایل و طایفه‌ و می‌باشند – با این عنوان یاد شده است:« در خصوص برادری لرستان و بختیاری هم خونی دو ایل بزرگ.»

پیرامون رشوه ستاندن و اخذ مقادیر زیادی لیره از دولت و ارتباط نهان و سری داوودخان کلهر سپهسالار کل سپاهیان انبوه سالارالدوله و تظاهر به شکست در برابر قوای دولتی، بختیاری و ارمنی که در زیرنویس صفحه‌ی 604 آمده است خوانندگان بزرگوار می‌توانند به کتاب سه جلدی امیرمخصوص کلهر به همین قلم (اردشیر کشاورز) جلد اول، مبحث جنگ باغ شاه ساوه صفحات 185 تا 197 چاپ اول 1390 انتشارات تاق‌بستان کرمانشاه مراجعه فرمایند.

در زیرنویس صفحه‌ی 618 موضوع توصیف دلاوری‌های روان‌شاد سردار دلاور لک مرحوم یوسف‌خان امیربهادر نورعلی فرزند رضاقلی‌خان که متاسفانه، قلم رشک‌انگیز و شورآفرین شادروان اسفندیارخان غضنفری به آن پرداختی نداشته، مربوط به انجام دلاوری‌های امیربهادر در جنگ جهانی اول در حواشی بلندهای بید سرخ صحنه و ... بوده است که این قلم در کتاب تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از جنگ جهانی اول تا کودتای 1299 خورشیدی به آن پرداخته است. ضمناً در همین زیرنویس به جای شونمان وابسته نظامی-سیاسی آلمانی و یا اصلاً دیپلمات سیاسی آلمان- شولمان آمده است.

در زیر نویس 39- صفحه‌‌ی 622 جلد اول تاریخ ارزشمند و ماندگار غضنفری نام خانوادگی بازماندگان مرحوم میراسفندیارخان شهاب‌السلطان میردرکوند فرزند میرتیمورخان درکوند، تیمورپور آمده است که درست آن‌ هاشمی و شهابی است که برگرفته از لقب شهاب‌السلطان می‌باشد.

کتاب تاریخ غضنفری از صفحه‌ی 663 ذیل شروع مبحث بازی‌های روزگار تا 670 به بعد چون در ایجاد آشوب و بلوا و لشکرکشی و تهاجم و فتنه‌های از پی هم سالارالدوله- مرحوم شادروان نظرعلی‌خان امیراشرف امرایی نقشی نداشته‌اند و در واقع بیان حکایت تاریخ دودمانی در پی‌گیری سیر قضایا دخیل نیست کتاب و مطالب آن‌چنان در گرداب لغزش‌ها، اشتباهات، در هم ریختگی تداخل مباحث و ... و ... و چه کنم‌ها فروغلتیده که تدقیق و بررسی همه‌جانبه‌ی آن به صورت کلیت البته در حوصله‌ی انرژی و وقت خوانندگان بزرگوار نیست و اما و به جهت درست‌اندیشی و باورداشت خوانندگان آگاه به آن‌چه گفته‌ایم، ناگریز و به صورت مختصر به تذکار پاره‌ای از لغزش‌ها می‌پردازیم، ان‌شا‌الله مقبول طبع عزیزان بزرگوار قرار گیرد.

البته عدم هم‌کاری امیراشرف با سالارالدوله را در آشوب‌های زمستان سال 1329 هجری‌قمری و بهار و تابستان سال 1330 هجری قمری برابر با سال 1291 خورشیدی باید پای‌بندی امیراشرف که به میثاق ترک مخاصمه و صلح او بعد از جنگ اشترینان با سران و سرداران بختیاری که دولت‌مدار آن روزگار بودند از جمله نجف‌قلی‌خان صمصمام‌السلطنه بختیاری رییس الوزرا، نصیرخان سردار جنگ، جعفر قلی‌خان سردار بهادر و ... و... دانست که البته از جانب طرفین و به ویژه مرحوم امیراشرف اندیشه‌ای به‌جا و درست بود. ضمن این که هم‌چنان با ملاقات و نامه پراکنی با شاهزاده‌ قجر بنا به مندرجات آثار تاریخی چون خاطرات فریدالملک، در تکاپوی تاج و تخت یا اسناد سالارالدوله، امیرمخصوص کلهر، گُرد کُرد، ادامه می‌داده است و شاهزاده را به تداوم هم‌کاری با خود امیدوار می‌ساخته و اما در ادامه‌ی کار در تهاجم و لشکرکشی آخرین سالارالدوله به قصد تهران که قوای عمده‌ای از قزاق و سرباز دولتی، مجاهدان ارمنی، عشایر محلی و بختیاری، مجاهدان مسلمان و ... و... به مقابله‌ی با عشایر کلهر، عمده‌ترین حامی و نیروی سالارالدوله، قوای لرستان سرکشی نداشته‌ند، در هر حال کتاب تاریخ غضنفری در این راستا و به ویژه اعزام مجاهدان مسلمان تابع سردار یارمحمدخان کرمانشاهی جهت بازپس‌گیری شهر کرمانشاه که به تصرف سالارالدوله درآمده بود دچار کاستی‌های فراوانی بوده از جمله جنگ یارمحمدخان با قوای سالار‌الدوله، عدم حمایت دولت بختیاری از مجاهدان سرداریارمحمدخان و در نهایت شکایت و عقب‌نشینی سرداریارمحمدخان و انتصاب  حسین‌خان اعظم‌الدوله زنگنه و عبدالحسین میرزا فرمان‌فرما به حکومت کرمانشاهان و عزیمت یپرم‌خان ارمنی و طرفدارانش به همدان و شورجه و کشته شدن یپرم‌خان و ... و... که کتاب رشته و انتظام کلی توصیف وقایع تاریخی را از دست داده است، در این مورد البته به جهت این که لرستان در قضایای مورد وصف نقش و حضور نداشته و کسانی از معمران لرستان در صحنه‌های موصوف وجود نداشته‌اند که حکایت‌گر قضایای تاریخی در محضر مرحوم روان‌شاد اسفندیارخان غضنفری ‌باشند به قسمی که خود در زیرنویس 57 صفحه‌ی 669 به آن اذعان کرده‌است و می‌خوانیم:«57- ... مطالب این کتاب عموماً از سینه‌ی پیران و سال‌خوردگانی که خود در متن حوادث نقش موثر داشته‌اند استخراج گردیده است... ،» از این روی مطالب کتاب تهی از بیان حقیقی واقعیت‌ها شده، سر در گم و عاری از صحت و مبتنی بر لغزش شده و به عنوان نمونه بیان تجمع سران شهری و عشایری کرمانشاهان در تاق‌بستان به دستور سالارالدوله که البته چنین امری حادث نشده و صورت عینی، واقعی و حقیقی نداشته و در ثانی در همان مبحث صفحه‌ی 664 متذکر به نام کسانی شده‌اند که یا حضور نداشته و یا در قید حیات نبوده‌اند از جمله می‌خوانیم: از افشار: عبدالباقی‌خان، عباس‌خان چناری، علی‌نقی‌خان چهاردولی، از کرمانشاهان حسین‌خان معاون‌الرعایا- به نحوی که پیش‌تر هم گفته‌ایم حسین‌خان معین‌الرعایا درست بوده که قبل از لشکرکشی و جنگ باغ‌شاه ساوه ترور گردید و برادرش اکبرخان معاون‌الرعایا با لقب آخرین معاون لشکر هم دربازگشت نیروهای عشایری از باغ‌شاه ساوه توسط کریمه گرده‌ی کلهر کشته شده بود...

ضمناً نام همین اشخاص جز کسانی که عازم جنگ باغ شاه ساوه بوده آمده است و در همین نوبت به استناد نوشته‌ی کتاب خاطرات فریدالملک کارگزار امورخارجه‌ی کرمانشاهان به آن پرداخته‌ایم. در هر حال با اذعان به این که کتاب تاریخ غضنفری با نثری شیوا، بلیغ، تحسین برانگیز مورد توجه و تمجید به عنوان مدرکی عالی در تاریخ مورد قبول هست اما بی‌توجهی ویراستاران و عدم شناخت و آگاهی از مباحث تاریخ معاصر موجباتی چنین را پیش آورده‌است که در بخش‌های بعدی به آن‌ها می‌پردازیم.

ادامه دارد...

پی‌نوشت‌ها:

1-تاریخ فرید- پیشین- صفحات 328-383

*چاپ شده در سیمره519(7دی‌ماه98)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004