شما اینجا هستید: خانهمقالهنقد و بررسی کتاب تاریخ غضنفری6 (روزگاران لرستان از آغاز تا عصر پهلوی)

نقد و بررسی کتاب تاریخ غضنفری6 (روزگاران لرستان از آغاز تا عصر پهلوی)

شنبه, 28 دی 1398 ساعت 08:29 شناسه خبر: 4833 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
اردشیر کشاورز اردشیر کشاورز

 در مبحث پیشین گفتیم سیر حوادث و یا پی‌گیری سیر حوادث در کتاب تاریخ غضنفری جلد اول، مجلدات مورد بررسی از صفحه‌ی 670 تا صفحات و مباحث بعدی دچار یک نوع خلاصه‌گویی و در واقع تلخیص و اختصارگرایی حوادث تاریخی شده که در درون آن شاهد لغزش‌های تاریخ‌نگاری بسیاری هستیم و لذا اگر در فضای کنونی، یعنی روزگار امروزین حیات معنوی پربار روان‌شاد اسفندیارخان غضنفری امرایی تداوم می‌داشت با توجه به چاپ آثار روشنگر تاریخی چندی که در تنویر افکارعمومی و شفاف شدن قضایای مشروطیت در کشور و در لرستان نقش مهم و عمده داشته قطعاً استاد فرهیخنه و توانمندی که در خلوت خود شنیده‌های معمران، انبوه یادداشت‌های گذشتگان، مددگیری از یاد و ذهن و حافظه را به کار گرفته بود تا نسبت به خلق، ابداع و ایجاد و آفرینش اثر ماندگار تاریخی تاریخ لرستان را با نام و عنوان تاریخ غضنفری مبادرت ورزد هرگز با توانایی‌های ذهنی موجود خودش در بیان حوادث مورد بحث دچار سر در گمی نمی‌شد و اما چون عمر پر بارش نپاییده است وظیفه‌ی تصحیح و تکمیل میراث فرهنگی درگذشتگان جاوید از جمله یه صورت قطع و یقین به عمده‌ی کسانی است که با عنوان ویراستار و یا هر نام دیگری نسبت به چاپ آثار به‌جای مانده اقدام کرده و یا می‌کنند و از این روی کتاب روان‌شاد غضنفری نیز مشمول همین مورد می‌شده تا کاستی‌های آثارش با ارائه‌ی توضیحات لازم هم‌چنان مانایی خود را در بستر زمان حفظ کند، در حالی‌که متاسفانه شاهد چنین موردی در مجلد مورد بررسی نیستیم و در نهایت می‌بینیم محتوای کتاب دچار قلب ماهیت گردیده است،

در هر حال سیر حوادث و یا پی‌گیری آن در کتاب بعد از نگارش جریان‌های مربوط به جنگ‌های باغ‌شاه ساوه و شکست سالارالدوله منطبق با حوادث و قضایای رخ داده‌ی واقعی نیست و چندین صفحه‌ از صفحات مور بحث کتاب یعنی از صفحه‌ی 665 تا 671 به ذکر تعاطی مکاتباتی چند بین نظرعلی‌خان امیراشرف و دیگران و ... و... و ... اختصاص داده شده. در صفحه‌‌ی 671 بغتتاً و به صورت ناگهانی به مبحث تصرف کرمانشاه توسط یارمحمدخان و حمله‌ی سردار رشید کردستانی می‌رسیم که بدون ذکر پیش‌زمینه‌ها و بررسی حوادث منتهی به چنان وضعیت و اتفاقاتی که لزوم نگارش موضوع به واقع محسوس می‌نموده است مواجه با مطالبی هستیم که ناصحیح و دچار خلط مبحث و بریده از موارد پیشین است که اصل قضایا را تشکیل می دهند. استاد روان‌شاد غضنفری در این راستا به تذکر این‌که دولت مرکزی فرمان‌فرما را به حکومت کرمانشاهان برگزید، نوشته‌اند:« فرمان‌فرما فیروز[منظور شخص عبدالحسین میرزای فرمان‌فرما از شاهزادگان قجری است که بازماندگانش با نام خانوادگی فیروز- فرمان‌فرمایا‌ن شناخته می‌شوند] با تعدادی ژاندارم و نفراتی از چریک‌های آذربایجانی که در راس آن‌ها از دوستانش قرار داشتند به اتفاق رزمنده‌ی معروف یپرم‌خان و مجاهدینی که جنبه‌ی یک‌دلی و دوستی داشتند به راه افتاد. در این اردوکشی‌ها از بختیاری‌ها کسی حضور نداشت....» صفحه‌ی 665 چون حجم لغزش‌ها و ناصحیح بودن مطالب دارای فشردگی و درهم ریختگی بسیار است و قطعاً باید ویراستاری آگاه به مباحث حوادث تاریخی اتفاق افتاده‌ی مستند، نسبت به اصلاح لغزش‌ها مبادرت می‌کرد و حتماً ویراستاران بزرگوار چون آثار مرده‌ریگ پدران خود را اعم از مادی و معنوی حق قانونی و شرعی خویش دانسته و می‌دانند پس بدون مشاوره‌ی علمی و فرهنگی مجاز و محق هستند یک اثر میراثی به‌جای مانده را به دست چاپ و نشر بسپتارند. خواننده‌ی خود می‌داند و دریافت درست حوادث و لذا ناقد به جای ویراستار به جهت در جریان قرار گرفتن خواننده‌ی بزرگوار با بهره‌گیری از مستندات، محتوا و مطالب مورد قبول تاریخی و تاریخ‌نگاری نسبت به تذکر موارد محسوس و ضروری امر مغفوله‌ی مندرج در کتاب مبادرت می‌ورزد. برای شناخت خواننده‌ از شخصیت مبارز سردار یارمحمدخان کرمانشاهی آثار ارزشمندی چون تاریخ هیجده‌ ساله آذربایجان سیداحمد کسروی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران دکتر مهدی ملک‌زاده و آثار دیگری اعم از عمومی و محلی، چنان‌چه مورد مطالعه قرار گیرد در هضم لازم مطالب مرتبط با اقدامات یارمحمدخان در مقابله‌ی باسالارالدوله و ... نمی‌تواند بیهوده و نابه‌جا باشد به هر صورت در زمزمه‌ی شایعات تهاجم به تهران مرتبط با فتنه‌ی سالارالدوله از جانب غرب کشور، دولت بختیاری بنا به شایعه‌ی ترسیم خط سیر تهاجم سالارالدوله از همدان به قزوین و قبل از انصراف مهاجمان از طریق مذکور، سردار مجاهد یارمحمدخان کرمانشاهی از اعضای رده‌بالای حزب دموکرات ایران و از هم‌رزمان سردار و سالارملی در تبریز را به عنوان پیش‌آهنگ نیروهای حکومتی به قزوین اعزام کرد. با تغییر مسیر تهاجم به تهران، یارمحمدخان تا پایان جنگ‌های موصوف به باغ‌شاه ساوه و نوبران در قزوین باقی ماند.(1)

 به هرحال بعد از پایان جنگ باغ‌شاه ساوه و بازگشت نفرات اردوی هرچند هزاره‌ی سالارالدوله که آمار و احصاییه‌ی آن به تفاوت و تقریب در کتاب تاریخ غضنفری و آثار تاریخی دیگری هم آمده است، در حالی که شهر و ایالت کرمانشاهان در پس‌لرزه‌های شکست جنگ باغ‌شاه ساوه و نبود آرامش و امنیت، دوره‌ی نوین دیگری را در عدم ثبات حاکمیت منطقه‌‌ای تجربه می‌کرد، وزارت داخله با صدور احکامی نیابت حکومت کرمانشاه برای کسانی چند از بزرگان منطقه اقدام کرده، اما آن کسان و اشخاص به دلایل عدیده از جمله عدم وجود استعدادی که بتوان در سایه‌ی وجود آن امنیتی را فراهم کرد، شانه از زیر بار مسئولیت خالی کرده، از این روی باز هم با بروز ناامنی‌ها، تردد کاروان‌ها و قوافل در راه‌ها دچار اشکال شده، سرقت‌های از پی هم، این اشکال را افزون کرده، سیم‌های تلگراف قطع گردیده و صدای تیر تفنگ شبانه، در سطح محله‌ها و کوچه‌های شهر، نوید روزگار سخت دیگری را می‌داده است و لذا در نبود نایب‌الحکومه‌ی شهر، شاهزاده‌ جلال‌الدین‌ میرزا محتشم‌الدوله، فرزند امام‌قلی میرزای عمادالدوله که به بهانه‌ی زیارت اعتاب مقدسه، محل ماموریت سیاسی خود را ترک کرده بود و البته با توجه به شایعه‌ی بروز ناامنی‌های دیگر بازگشت و تهاجم سالارالدوله از نقطه‌ای از محدوده‌ی غرب کشور، گروه گروه مردم کرمانشاه خانه و زندگی خود را رها کرده به بین‌النهرین و شهرهای مذهبی و مقدس عتبات کوچ می‌کردند.(2)

شادروان غضنفری در این رابطه در صفحه‌ی 665 کتاب خود نوشته‌اند:«شاهزاده با پول‌هایی که خرج می‌کرد، خیلی زود توانست عده‌ی زیادی را دور خود جمع کند و دارای نیروهایی شود و همین نیروها، او را به فکر اجرای نقشه‌ی تازه‌ای انداخت، حال این وجوه سرشار که برای شاهزاده‌ ارزشی برابر با ریگ‌های بیابان داشتند، از کجا و از چه منبعی می‌رسید، موضوعی بود که در اطراف آن حدسیات فراوانی وجود داشت، مهم‌تر آن‌که تا آخرین روزهای توقف در مناطق باختری کشور و کوشش‌های جنگی و سیاسی، همه وقت جیب‌‌های او پر و از لحاظ مالی کسی وی را گرفتار کمبود ندید. به هرحال دیری نگذشت که عمال شاهزاده و سواران مسلحی که بدون دریافت جیره و مواجب به صورت شکم‌چران او را احاطه کرده بودند، اندک‌اندک دست تطاول و تجاوز به خانه و زندگی مردم دراز کردند و به ستم‌گری پرداختند، به‌طوری که خراجی از حد تحمل گذشت و مردم آشفته و پریشان به دستجاتی تقسیم و هر دسته به سمتی رهسپار شدند، عده‌‌ای

به عتبات عالیات رفتند، جمعی راه تهران را پیش گرفتند و ....»

به هر صورت با توجه به نبود و نداشت حاکم در منطقه و کرمانشاهان، چاره‌‌ی کار در دستان آقایان علما و اعیان شهر کرمانشاه قرار گرفته که به قول خودشان برای انتظام بلد باید چاره‌ای اندیشید، از این روی در خانه‌ی یکی از علما به نام حاج رحیم‌آل‌آقا  اجتماع کرده و رای دادند، چون فرخ‌خان ایلخانی پیشین ایل کلهر از خاندان حاجی‌زادگان کلهر، پیرمردی صاحب طایفه و بی‌غرض هست، در این چندماه از پدیده‌ی فتنه‌ی پیشین سالاالدوله و شکست سخت نیروی سی‌هزار نفری او در باغ‌شاه ساوه، بار دیگر شاهزاده‌ی قاجار در تکاپویی جدید، خالق فتنه‌ای دیگر در منطقه‌ شد.(3) بنا به آن‌چه مرحوم امام مردوخ در کتاب خود نوشته است، این بار سالارالدوله خود را شاهنشاه کل ممالک خوزستان و لرستان و عراق عجم، معرفی کرده و ضمن مکتوبی نوشته بودند:« چون در باغ شاه خبر رسید که شاه [محمدعلی‌شاه مخلوع] عقب نشسته، ما هم بر حسب اقتضای سیاست، عقب نشستیم و قرار دادیم، این زمستان را در کرمانشاه بمانیم و به اداره‌ی خوزستان و لرستان و عراق بپردازیم. تا ان‌شاءالله موسم بهار دوباره اعلی‌حضرت محمدعلی‌شاه، از سمت شمال و ما از سمت جنوب به طرف تهران ببریم و کار را یک‌سره کنیم ... .»(4) 

در هر صورت پیش از ورود سالارالدوله به کرمانشاه و تعیین حکومت از جانب روحانیون و بزرگان شهر کرمانشاه و به واسطه‌ی گزارش‌های نمایندگان خارجی و متظلمین و گریختگان و ... به دولت مرکزی، به نحوی که استاد روان‌شاد غضنفری هم نوشته‌اند، شاهزاده‌ عبدالحسین میرازی فرمان‌فرما به حکومت کرمانشاهان تعیین، اما آن شاهزاده‌ی محیل با توجه به تاریکی افق وضعیت منطقه، عزیمت خود را به تعلل گذرانیده و در نتیجه دولت مرکزی چون مسامحه و تعلل فرمان‌فرما را ملاحظه‌ کرده بود، حسین‌خان اعظم‌الدوله زنگنه، از نایب‌الحکومه‌های پیشین کرمانشاه که فرزند حاج محمدرضاخان ظهیرالملک زنگنه رییس ایل و فوج عشایری زنگنه محسوب می‌شد و در سال 1328 هجری‌قمری به دستور وزارت داخله حاج‌علی‌قلی‌خان سردار اسعد بختیاری با ترفندی مکارانه و به دست رضا‌قلی‌خان نظام السلطنه مافی گرفتار و در بند کرده و به مدت نزدیک به دو سال در زندان باغ‌شاه تهران سرکرده بود، اینک و در وضعیت استیصال از بند مستخلص و راهی کرمانشاه کرد تا در برابر آشوب سالارالدوله مقابله کند، با ورود اعظم‌‌الدوله به کرمانشاه و حاکمیت انتصابی فرخ‌خان ایلخانی از جانب روحانیون و بزرگان کرمانشاه، دو حاکم در اقلیمی نگنجیده، شرار‌ آتش نفاق و جنگ و درگیری سخت و مرگ‌آور بین آنان به مدت چندین شبانه‌روز جان بسیاری از مردم بی‌گناه را در آن شراره‌های آتش سوزانیده‌ و خاکستر کرد. هواداران سالارالدوله اماکن اداری و دولتی از جمله قورخانه و تلگراف‌خانه و .... را غارت کرده، در کوچه‌ها، معابر و راه‌ها نسبت به ایجاد سنگر و مزاحمت برای مردم مبادرت ورزیده، جنگی شدید بین دو قطب مشروطه‌خواه‌ و استبدادطلب که هر دو گروه خود را بر حق می‌دانستند بیش از هشت شبانه‌روز، زندگانی آحاد جامعه را به محاق توقیف و تعطیل برد و در حالی که برد و باخت هیچ یک از طرفین مشخص مشخص نبود با شایعه‌ی ورود سالارالدوله و ورود و یورش گروهی از هواداران با پیروزی او، تب اغتشاش فرو نشست و اعظم‌الدوله حاکم کرمانشاه، به اتفاق عده‌ای از همراهان خود به ساختمان کنسولگری انگلیس در شهر کرمانشاه پناهنده شدند.(5)

مطالبی که در حد اختصار بسیار و خلاصه‌گویی بیش از حد به جهت بازیافت زمینه‌ی حوادثی که ناقص و ابتر در کتاب تاریخ غضنفری نیامده است آورده شده تا خواننده در جریان پی‌گیری حوادث نیامده در کتاب قرار گیرد و در این راستا به ویراستاران محترم که هیچ‌گونه کمک و مساعدتی جز قید نام خود بر روی جلد کتاب  نکرده‌اند [جدای از اعمال هزینه‌های مالی و مادی.....] باید دست مریزاد گفت که خواننده‌ی خوش‌ذوق و پی‌گیر مطالعه‌ی مطالب کتاب را با چه کنم‌ها مواجه ساخته و ان‌شاءالله خوش بدرخشد و باقی مطالب در نوبت‌های بعدی.

ادامه دارد...

پانوشت‌ها:

1-نگاشته‌ها بر اساس محتوای کتاب سرگذشت موسیقی در ایران روح‌الله خالقی، خاطرات کلنل علینقی‌خان وزیری، سرگذشت شجاعان، گوشه‌هایی از مشروطیت، سرهنگ عبدالحسین مومنی، گُردکُرد اردشیر کشاورز و ...  و ...  تنظیم گردیده است.

2و 3- امیرمخصوص کلهر، جلد اول، اردشیر کشاورز، انتشارات تاق‌بستان، سال 1390، کرمانشاه، ص 199.

4-تاریخ مردوخ یا تاریخ کرد و کردستان و توابع شیخ محمد مردوخ کردستانی، انتشارات غریقی، جلد دوم، سال 1352، سنندج، صفحه‌ی 300.

5- برگرفته از آثاری چون کتاب گردکرد، انقلاب مشروطیت در کرمانشاهان، امیرمخصوص کلهر، تاریخ تحولات سیاسی کرمانشاهان از مشروطیت تا جنگ جهانی اول، به همین قلم، اردشیر کشاورز و ... و...

*چاپ شده در سیمره520(23دی‌ماه 98)

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004