شما اینجا هستید: خانهمقاله...خوانشی از اشعار نیما یوشیج، هوشنگ بادیه نشین، اسماعیل شاهرودی...

...خوانشی از اشعار نیما یوشیج، هوشنگ بادیه نشین، اسماعیل شاهرودی...

یکشنبه, 07 ارديبهشت 1399 ساعت 12:57 شناسه خبر: 5102 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
سریا داودی حموله سریا داودی حموله سیمره

 نخست: انگاره‌های هستی مند در اشعار نیما یوشیج

 

علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج( 1338ـ 1274) در یوش مازندران به دنیا آمد.

جریان‌سازی در شعر معاصر با خلاقیت‌های نیما شروع شد، با گسست از شعر کلاسیک شعر نو را بنیان نهاد، و در جهت مفاهیم اجتماعی از گزارشگری  صرف رمانتیسیم فاصله گرفت. 

 

این بنیان گذار شعر نو فارسی در سال 1300«قصه ی رنگ پریده» را منتشر کرد، اما مدرنیسم را با شعر «افسانه» در سال 1301 مطرح کرد، که به نوعی مانیفست شعر نو بود. و با سروده‌ی «ققنوس» به ذهنیت خویش فرم داد و پنجره‌ ای تازه‌ به ادبیات فارسی باز کرد.

 با نگاه تازه به جهان انگاره های هستی مند را بنیان نهاد. در نوآوری های زبانی، به مضامین حسی و مفهومی، و جنبه های شهودی و كشف لحظه ها نظر داشت. با شعرهای ماندگاری نظیر «ققنوس، مرغ آمین،آی آدم ها،ری را،پادشاه فتح،ناقوس، مانلی، داروگ...» بر ظرفیت های زبان فارسی افزود.  حیات مدرن شعرنو به واسطه ی تلاش های نیما رقم زده شد. به طوری که شعر مدرن وامدار تحولی است که وی به ساختار آن بخشید. با شکستن مصرع ها ذائقه مخاطب ایرانی را عوض كرد. به واسطه ی دلبستگی به سمبليسم، طرح تئوری و نظريه های ادبی اش(1) را بنیان نهاد. آن چنان که هستی شعرش در مظاهر طبیعت،ا شیا و حیوانات عینیت پیدا کرده است.

ذات زبان نیمایی در حوزه عروض نیمایی، قافیه، طول مصرع ها و تئوری هایی ادبی قابل تامل است. در شعر نیمایی عروض عنصر موسیقیایی است. به واسطه ی موسیقی درونی( واج آرایی) و موسیقی معنایی ارتباط میان تعابیر و کلمات شعر فرم نوینی شکل گرفت. 

نیما به گفته خود رودخانه ای بود که هر کسی از هر کجای آن می توانست آب بردارد،(2) مضامین «اومانیسم گرایی، طبیعت گرایی و نمادگرایی» در اشعارش مشهود است. مولفه‌های نظام شعر نیمایی در محوریت معنا و مفهوم و پیوند با مردم سرشاز از رمز و راز می باشد.

 نیما عقیده داشت که انسان پاره ای از طبیعت است، با این اندیشه طبیعت را وارد زبان شعر کرد.(3) به واسطه ی سیر در دشت و دمن،جنگل و کوه شاعر طبیعت لقب گرفت.

تو را من چشم در راهم

 تو را من چشم در راهم، شباهنگام

 که می گیرند در شاخ«تلاجن» سایه ها رنگِ سیاهی،

 و آن دل خستگانت راست اندوهی فراهم،

 تو را من چشم در راهم

 شباهنگام، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران

خفتگانند

 در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

 گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم

 تو را من چشم در راهم./ تاریخ سرایش 1326

پس‌لرزه‌های شعر نیمایی پیش‌فهمی‌برای مفاهیم اومانیسمی‌(4) بود. دریچه‌ای  به جهان شعر باز شد که در ارتباط ناگسستنی با انسان در حوزه ی عشق و مرگ گردید.

تحولات بنیادین شعر نیمایی متاثر از رویکردهای زیباشناسی زبان در حیطه ی تصویر، نماد،استعاره، کنایه، ایهام و ابهام است که ساختار کلامی آن بر مختصات زمانی و مکانی، و شرایط اجتماعی و سیاسی استوار می باشد.

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با آن.

از فراز گردنه، خرد و خراب و مست

باد می پیچد.

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من!

آی نی زن که تو را آوای نی برده است دور از ره، کجایی ؟/ تاریخ سرایش 1331

نیما صدای زمان خود بود، تاثیرش برشعر و ادب فارسی انکار نشدنی است. بیشترین تاثیر را روی نسل های بعد از خودش گذاشت. به طوری که شاعران معاصر مدیون آموزه های نیما هستند. 

پس از وی شاعران هوشمندی پا به عرصه ی ادبیات فارسی گذاشتند و فرم های مختلف به دنیا آمد. تجربه های تازه ای در حوزه ادبیات آفریده شد، و مخاطبان با موقعیت تازه ای از جسارت های  زبانی  و کلامی روبرو شدند. 

 

دوم: 

ذهنیت امپرسیونیستی بادیه نشین  فراتر از  شگردهای زبانی است.

هر شامگاه سرخ

 آن دم که آفتاب

 با قاره های سوخته و زرد آسمان

دریاچه ها و قایق و توفان است

هر شامگاه سرخ

آن دم که بی کرانگی نرم ابرها

 با خیمه های نقره و فیروزه

 تصویر یادها و خدایان است./ هوشنگ بادیه نشین

هوشنگ بادیه نشین متولد ( 1358-1314) از شاخه های پربار تاریخ شعر نو ایرانی است. مهم ترین خلاقیت شعری وی  برخورد با ساختارزبانی می باشد.

با انتشار مجموعه شعر « یک قطره خون»(1) در سال 1334 اولین اثر خود را در بیست سالگی  منتشر کرد، که بیشتر در فضای شعر نیمایی است.  یک سال بعد یعنی سال 1335 مجموعه « چهره طبیعت»را با مقدمه ی یدالله رؤیایی منتشر کرد،  و ذهنیت خود را   در معرض نگاه  منتقدان شعر نو قرار داد. 

در دهه ی هشتاد مجموعه «آتش تلخ»(3)بادیه نشین به کوشش احمدرضا احمدی وسادات اشکوری منتشر شد. این گزیده اشعار مولفه‌های لازم برای جذب مخاطب خاص را داشت. آن چنان که اکنون   بعد از گذشت بیش از  چهار دهه علاقه مندان ادبیات به وی پرداخت می کنند، زیرا گره‌های ذهنی وی هنوز  گشوده نشده است.

دغدغه ی بادیه نشین بازی های زبان فرمی است. شعرش زبانی وصفی و تمثیلی دارد. که از منظر تكنيكي به عنوان یک جریان ارزشی قابل تامل می باشد. نگرش  به انسان، طبیعت  و مولفه های اجتماعی در شعرها اولویت دارد. گاه سردرگمی ها  واقعیت عینی پیدا می کنند که این اتفاق ‌ریشه در تحولات ذهنی دارد، و مولفه های اجتماعی به شناخت شاعر  از جامعه و هستی برمی گردد که بیشتر بر  ساختار های انتقادی ـ تعارضی استوار است:

دست غروب 

 خنجر آلوده می‌کشید 

 ره را قطار باد 

 به خط اوفتاده بود 

 فتنه 

 درون دره تنگ کبود رنگ 

 چون چشم ره زنان 

 به کمین نشسته بود./ هوشنگ بادیه نشین

ذهنیت امپرسیونیستی بادیه نشین  فراتر از  شگردهای زبانی است.در راه رسیدن به حقیقت  از واقعیت الهام می گیرد. در این جهت «طبیعت» جزو  مؤلفه‌های تغییر ناپذیر شعرها  می باشد.

 در بازنمایی وقایع «مرگ و زندگی »بیشتر روایت گر دنیای بیرون( طبیعت) است. در حیطه ی ساختاری فراتر از زبان مالوف رفته است. سعی دارد با جدا نویسی کلمات، و ترکیب سازی نوآوری کنند. آلیتراسیون ( حروف آرایی) شکلی ملموس دارند و در  پراكندگی كلمات و محتوا  به سمت ساختارشكنی می رود و با کلمات زینتی ساختاری نو به شعر می دهد. به طور معمول در زمینه هارمونی و سطر بندی، ظرافت ها و ظرفیت ها شگردی برای غافلگیری مخاطب دارد.

تجربه های عینی و ذهنی شاعر همراستای محتوا و مضامین است.با بهره‌گيري از ساختار ‌مدرن به بيان دغدغه‌هاي دنياي معاصر پرداخته است. بیشتر  درگیر فرم و شگردهای زبانی است. کلام آهنگین و خوش آویی زبان ظرفیت تازه ای در شعر به وجود آورده است. در تک‌گویی ها زبان روایی اولویت دارد، و تکرار  برخی کلمات و حروف تداعی صداهای شنیداری در طبیعت است:

   هاپ! ... 

 آید از گمی فریادی از سگ‌ها که جاری می‌شود مرداب‌های شب

  با هیاهویی که از آتشفشان شب نشین باغ می‌خیزد، به هم آمیخته چون رنگ:

 هاپ! / اوهوی! / هاپ! /هوی! / _ هن!.... / هوشنگ بادیه نشین

ساختار منعطف شعرها محسوس است.چند لایه گی زبانی علت و معلول را به هم پیوند دهد.ارتباط حسی  و مفصل بندی بین سطرها و بندها برقرار است. به طور معمول فعل ها بدون قرینه حذف می شوند. تصاویر روایی مبتنی بر استعاره است، تصویر سازی و ایماژ، شگردهای زبانی رویکرد تعارضی از نقاط روشن شعرها محسوب می شود.

پرش های ناگهانی، قطع و گسست های سطری، تصویر گرایی و فاصله گذاری بین بندها و گاه سطرها  سبب گره افکنی می شود. فضای شعر به واسطه ی صدای باد لا به لای شاخه سارها،صدای پرندگان و حیوانات، و  صدای اشیا نمایش داده می شود.

پیوند بین دو فضای عین و ذهن از بنیان‌های زیباشناختی شمرده می‌شود.آن چنان که شگردهای ساختاری  در هنر زبانی رخ داده است.زبان عمل ذهن است  که در حوزه ی معنا و فرم دچار متغییرهای سوررئالیستی شده است:

 

 و چشم رودخانه ها

 هزار آینه در آفتاب‎

 سرود ماهیان

  حریر فلس ها و نور‎

 و باد رقص نقره ها

 و ابرو خنجر طلای آذرخش‎

درخت ها و دوستی سبز./ هوشنگ بادیه نشین

 

فضا سازی وهم انگیز در تقابل با «طبیعت ـ انسان»از ارکان اساسی محسوب می شود. به طوری که هم معنایی با طبیعت با جزیی نگری همراه است. «ابر و باران، باد» موتیف هایی کم دوام  هستند، و «آسمان،ساحل،طبیعت» از موتیف های همیشگی شعرها محسوب می شوند:

ابر، صیقل می‌دهد شمشیر زنگ آلود 

 آسمان را، پنجره بسته است 

 روز بر سنگ سیاه شب، بلورین جام بشکسته است./ هوشنگ بادیه نشین

نگاه امپرسیونیستی جزو ذات شعرها است. در این آفرینش گری «عشق ـ مرگ» ماهیتی عینی دارد. 

در این پیوستگی برخی سطرها  ماهیتی استعاری دارند. این نوع ساختار، عصیان علیه  مولفه های رایج شعری آن دوره بوده است:

ترانه زبرجد پرندگان‎/ و اشتران بادیه که شرق من

 به کوهه هایشان ‎

 جوانه می زند

 بلند تر زسقف آهنی ‎

 وسیع تر ز میز و صندلی

  همه .... همه ‎

 طبیعت ای وسیع کلمه خدا/. هوشنگ بادیه نشین

اندیشه و روشن بینی ادبی بادیه نشین نسبت به هم نسلانش در مسیری بود که کمتر رهروانی داشت. دستاورد وی در حیطه ی عرفان و اسطوره هم از جنس دیگری است. در  برخی شعرها مضامین آیینی و اعتقادی را به اجرا در می آورد.این شعرها  جهان بینی دارند، و اندیشه در  ژرفنای معنایی کلمات و ترکیبات نهفته است.

 

سوم:

شعر نام دیگر جنون است!

چیزی به من بگو / دستی به من بده/ راهی به من ببخش/و آفتاب کن / که می خواهم/در چشمان تو/شب را  زبون تر از همیشه ببینم! / شعرِ«در چشم های تو»(4)

اسماعیل شاهرودی(1360-  1304)متولد دامغان، از صداهای شعر  نیمایی است که با لفظ «آینده» تخلص می کرد. 

از این شاعر تجربه گرا حدود شش مجموعه منتشر شده است.طی دهه ی بیست تا سی  در  قالب  چهار پاره شعر  می سرود و سعی داشت از نهایت ظرفیت های زبانی  در تصویرگرایی بهره ببرد و با ذهن نوگرا واقعیت های اجتماعی را زیباتر نشان دهد.از  دهه ی چهل تا پنجاه در راستای شعر نیمایی طبع آزمایی کرد  که  با این نوزایی به فرم خاص خود دست یازید. 

شاعران و منتقدان بسیاری از شعرهای شاهرودی سخن گفته اند. نیما یوشیج  به علت موضوعیت اجتماعی و انتقادی  بر کتاب «آخرین نبرد در سال(1330)، مقدمه نوشت و مهر تاییدی بر ذهنیت نیمایی وی نهاد. رضا براهنی شعربلند اسماعیل را به وی تقدیم کرد.علی بابا چاهی در «زيباتري از جنون» به نقد شعر و شرح زندگي  ایشان پرداخت و گفت و گو و نقطه نظرهای دیگران را هم در آن گنجاند. و البته چندین گزیده شعری که به دفعات از وی منتشر شده است.(5)

وی بیشتر شعرهایش را به نام های برجسته  همدوره هاش نظیر« محمد زهری، منوچهر شيباني، نصرت رحماني، محمود تفضلی، یدالله رویایی،منصوره حسینی،پرویز تناولی، سیاوش کسرایی،ه. الف. سایه، بهمن محصص، حمید رهنما،فریدون رهنما، يدالله مفتون اميني، جلال آل احمد،رضا براهنی...» تقدیم کرد، که این نشان از حشر و نشر شاعر با اهالی ادب و هنر آن سال ها دارد.

در  برهه ای  به سمت  نوعی از آشنا زدایی در فرم  رفت، که  در این مقطع زمانی به ساختار شعر هوشنگ ایرانی نظر داشت، اما این فرم گرایی تداوم نداشت.و شاعر در حال برون رفت از این وضعیت به مسیر دیگری برخورد، که از لحاظ تکنیکی فرم بر محتوا غالب است: (دیگر/ من/باور نخواهم کرد/خرطو /مفیل /وپا /ندو/ل ساعت را / چون/ آن/ آبـروی /آبنبات ساعتی های قناد /ریخته/ و این /هنوز /دنبا/لۀ تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک تیک تک /...) که تاریخ  سال 1345 را  در مجموعه آینده بر پیشانی دارد.

 ابداعات شاعر در این نوع فرم نوعی خود انگیختگی بود: «وای من در دل من می گردد/ از پی گردش این گونه به دل/موجی انگیخته ام.» این تحول ساختاری با جزیی نگری همراه است، به طوری که برخی عناصر تکرا شونده در شعرها بازنمود بارز دارند. 

این روح عصیانگر گام در مسیری منحصر به فرد نهاد. با ذهنیتی که بر  ساختارهای انتقادی ـ اجتماعی استوار بود،در شعر مناجات از مجموعه آینده این گونه سرود: «ما در درون چشم/ خورشيد زندگاني خود را/ پنهان نموده‌ايم. » گرچه برخی سطرها را بر اساس منطق نثر پیش می برد، اما ظرفیت تازه ی کلمات به خاطر مضمون های عام بشری است. که در عین عینیت گرایی شعر فضایی نو دارد: «زبان حادثه در کار است/ و حرف/ ز حکم‌رانی اندیشه است.» 

مختصات زبان  شعر شاهرودی:

اگرچه  شاهرودی از پیروان جدی شعر نیمایی بود.اما  نیما سرای صرف نبود، بلکه نگاه و و دیدگاه خاص خود را خود را داشت، و در جستجوی فرم تازه برای ذهنیت خویش بود. رویکردی که با تمرین و تجربه به آن رسید.البته در این  چارچوب نوآوري‌هاي خاصی هم داشت. به طوری که   در دو مجموعه  «م و مي‌‌درسا» و «از هر سوي راه راه راه راه...» به واسطه ی تجربه‌هاي فرمي و زباني، به صورت جدی مطرح شد.

در آن دوره این تجربیات منحصر بفرد بود.علاوه بر اومانیسم و خردگرایی... به جنبه های دیگر زیباشناسانه هم نظر داشت:

بازی های زبانی:  ساختار زبانی از عناصر برجسته ی شعر است. بازی با کلمات و مفاهیم نو تجربه ی تازه ای برای شاعر بود. آشنایی زدایی و غریبه سازی گاه  ساختار را غیر متعارف می کرد، که در این جهت شعرها  به سمت فضای سورئالیست می رفتند.

تصویر گرایی:  شاعر تصاويري تازه از هستی و پدیده ها به رشته تحریر در آورد. اگرچه رئالیسم حاکم بر شعرها سطحی فراگیر دارد، اما وجوه تصاویر زبانی و ایماژ  تجربه درخشانی از ذهنیت  نیمایی است. 

معناگرایی:  روایت گری و مضمون گرایی دو شاخصه ی اصلی شعرهاست. ذهنیت  شاعر به واسطه ی تقابل و قرینه سازی به سمت معنامحوری می رود و با نگاه تعارضی و  اتنقادی شعر را به سمت تعارض‌های اجتماعی می برد.

موسیقی شعر:  دقت در موسیقی درونی کلمات، جدا نویسی، تلفیق سطرهاي  بلند وكوتاه،  تکرار مصوت های بلند و کوتاه، تکرار برخی حروف و کلمات، تقطیع خاص... سبب هارمونی شعرها شده است.

شعر  شاهرودی یک جهان بینی دلنشین و  جذاب دارد.  حقیقتِ مرگ و زندگی لا به لای سطرها نهفته است، هم چنان که هستی فلسفه در تار و پور سطرها تنیده شده است.

در صورت بندی «عشق  ـ مرگ» ذهنیت غنایی  مبتنی بر فردیت یافتگی است. شعری به شدت معناگرا که مضمونی شهودی در آن تنیده شده است. البته گذشته گرایی (نوستالژیک سرایی) از جاذبه های بافتاری شعرهاست:

برای بعضی هراز نفر/برای بعضی یک نفرو برای بعضی دیگر/یکی از هزار نفر/هزار ستاره که می درخشد از درد/در یک آسمان از امید/روشن می کند یک زمین را/که در آن/انسان ها و رنگ هاشان/سایه روشن زندگانی را/با خود می برند/عشق هاشان را/با خود می کشند./  شعرِ«رنگارنگ»(6)

بافت اجتماعی شعرها مبتنی بر ارزش های احساسی و عاطفه است. فرمی‌که ریشه در تحولات اجتماعی دارد و هم پیوند نگره های انتقادی است.

حرکت شعرها در حوزه ی روایی ، تجربی  و عاطفی قابل تامل است. به طور معمول سه گانه های  اندیشه، عاطفه و تخیل  از ارکان اساسی شعرها هستند. ارتباط حسی  و مفصل بندی بین سطرها و بندها سبب پیوند دو رویکرد ذهنی و عینی است: 

زندگی دریاست/ این دریاها را /من بس دیده ام/و چشم هایی که دریا بوده اند/با  رنگ هاشان/با موج هاشان/با گرداب هاشان/گذشته وداعی بود/گذشته ها را من/ به دریا ریختم./شعرِ«گرداب ها»(7)

مضامین اشعار شاهرودی  زیبا و دلنشین است. سطرهایی کوتاه با مضمون اجتماعي  همتراز فرهنگ ایرانی رشد می کند و  سرشار از تک‌گویی های نوستالژیک می باشد. در این ساختار پیام‌رسانی و گزارشی تناسب های لفظی  موجب ارتباط معنایی  می شود.زبان شعرها  زلال و شفاف و ساده است. برخی سطرها در چارچوب مونولوگ هاي انتقادی باقي مي مانند:

تاریخ یادگار غریبی ست/ آنجا که این غریب/اسرار عمق خویش/در چشم می گشاید/عصر شکوه قامت انسان/بیدار می نماید!/  شعرِ«تاریخ» (8)

شاهرودی این  فاعل گزارشگر بیشتر در گیر چه گفتن هایی پیرامون مفاهیم انسانی است. به شدت درگیر روزمرگی می باشد، احساسات و تجربیات خویش را منعکس می کند و به واسطه ی تک صدایی تصاویر عینی را برجسته تر نشان می دهد. این روایتگر دغدغه های اجتماعی ـ فردی ، بیشتر در گیرکشف ابعاد ناشناخته زندگی است. با تلفیق خودآگاه و ناخودآگاه مضامین را به تصویر می کشد.  بازگو کننده‌ی حوادثی است که در جزییات زندگی اتفاق می‌افتد، و لحظه‌های تنهایی و بیهودگی را به نمایش می‌گذارد.

پی‌نوشت:

1- نیما در نامه‌ها، حرف‌های همسایه، درباره‌ی شعر و شاعری و ارزش احساسات... تئوری و نظریه‌های ادبیش را مطرح کرده است.

2-«من به رودخانه‌ای شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد، بدون سروصدا می‌توان آب برداشت.» 

3-انسان‌گرایی در اشعار نیما  مشهود است: «می‌توان شاعر نبود، اما انسان بودن وظیفه است.»

4-آتش تلخ، به کوشش احمدرضا احمدی و  سادات اشکوری انتشارات نگاه ، چاپ 1380.

5-مجموعه شعر هر سوی راه راه راه راه ،نشر بوف، 1350. / برگزیده اشعار اسماعیل شاهرودی، نشر بامداد 1348 / و  گزینه شعر«ویران سراییدن» اسماعیل شاهرودی، نشر چشمه ، چاپ اول 1380.

6-از مجموعه شعر آینده، انتشار در سال 1346

7-  از مجموعه‌ی م و می درسا، نشر پیام 1349.

8- از مجموعه آی میقات نشین، نشر بوف 1351.

 

منابع و مآخذ:

 آرین پور، یحیی، از صبا تا نیما، نشر زوار(تهران)، چاپ اول 1382.

اخوان ثالث، مهدی، بدایع و بدعت‌ها و لقای نیما یوشیج، نشر بزرگمهر(تهران)، چاپ اول 1369.

پارسا، خسرو، پسامدرنیسم در بوته‌ی نقد، نشر آگاه(تهران)، 2جلد، چاپ اول1377.

داودی حموله، سریا، کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند(جلد1 و 2، نشر قطره(تهران)،چاپ دوم1396.

شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط، نشر سخن(تهران)، چاپ اول 1380.

طاهباز، سیروس، پردرد کوهستان: زندگی و هنر نیما یوشیج، نشر زریاب(تهران)، چاپ اول 1375.

طاهباز، سیروس، نیما یوشیج(مجموعه کامل اشعار) گردآوری و تدوین، نشر نگاه(تهران)، چاپ اول 1370.

فلکی، محمود، نگاهی به شعر نیما،، نشر مروارید(تهران)، چاپ اول 1372.

گلدمن، لوسین، نقد تکوینی، ترجمه محمدتقی غیاثی، نشر بزرگمهر(تهران)، چاپ اول1369.

ماهرویان، هوشنگ، مدرنیته و بحران ما، نشر همراه(تهران)، چاپ اول 1387. 

هال، ونون، تاریخچه نقد ادبی، ترجمه‌ی احمد همتی، نشر روزنه(تهران)،چاپ اول 1379.

 

 

 *چاپ شده در شماره‌ی 528 سیمره (1399/01/30)

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004