شما اینجا هستید: خانهمقالهویرایش اجتماعی پرس‌وپو

ویرایش اجتماعی پرس‌وپو

شنبه, 20 ارديبهشت 1399 ساعت 11:28 شناسه خبر: 5137 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
سیدابراهیم موسوی‌نژاد سیدابراهیم موسوی‌نژاد سیمره

 مقدمه

عادات و رسوم، بخش‌های پایدار فرهنگ و کمترتغییرپذیر جامعه هستند که از نسلی به نسل دیگر با کاهش و افزایش‌هایی انتقال یافته‌اند و رکن اصلی میراث فرهنگی جامعه به حساب می‌آیند. پیدایش و هستی یا بی‌‌آن‌ها، درآغاز بر اساس هوشمندی اجتماعی و انباشت تجارب نیاکان، برآورنده‌ی یکی از نیازهای روحی، مادی و یا جسمانی، اعضای جامعه بوده‌اند و در بازه‌های کم‌تغییر تاریخ اجتماعی، تقریباً ثبات می‎یافته‌اند و انجام آن‌ها - در مواردی که حالت قدسی نیز پیدا می‌کرده‌اند- اجتناب‌ناپذیر می‎نموده است. علاوه بر این عده‌ای که از راه آن‌ها  امرارمعاش می‎نمودند، درتثبیت و پایداریشان کوشا بوده‌اند. 

 

با شروع تغییرات در ابزار کار، پدیدار شدن و گسترش رسانه‌های جعمی، افزایش سواد و دانش اجتماعی، با وجودی که مبانی نظری برخی از این عادات و رسوم برای بعضی زیر سوال رفته است و حتا کارکرد مفید اولیه خود را از دست داده و شکل و فرم اولیه را گم کرده‌اند، اماگروهی که از طریق آن‌ها امرار معاش می‎نماید و یا براساس باورهای متحجرانه ذهنی به آن‌ها پایبند شده، به شدت و متعصبانه در حفظ و حراست آ‌ن‌ها کوشا هستند. 

در شرایط عادی، روشن‌اندیشان و پیشگامان جامه به‌رغم فشارمتعصبین در صدد اصلاح این عادات و رسوم ناخوانا با شرایط زمان، برآمده‌اند و اصلاحاتی نیز شروع نموده‌اند، لیکن این‌گونه اصلاحات تدریجی، زمان‌بر و گاه برگشت‌پذیر و غیرفراگیر بوده‌اند. 

بروز حوادث غیرمترقبه طبیعی و اجتماعی، همواره، در روند اجرای عادات، رسوم و آیین‌ها خلل ایجاد می‎نموده و گاه آن‌ها را به تعطیلی می‌کشانیده‌اند و غالباً اصلاح و پاک‌سازی‌هایی در آن‌ها نیز صورت می‎گرفته است.

"درد فراگیر"و هراس‌انگیز "کرونا" به‌عنوان یک روی‌داد، که در حال حاضر حیات فردی و اجتماعی جهان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است؛ بیش از هر حادثه غیرمترقبه دیگر، بنیان‌ها و ریشه‌های اندیشگی آن‌ها را را برای بسیاری از مردم آشکارتر کرده و ترک برخی از آیین‌ها، سنن، عادات و رسوم اجتماعی را بر جامعه تحمیل کرده‌است آن‌چنان‌که هواداران متعصب آن‌ها در مقابل آن، چون بازی شطرنج آچمز و یا مات شده‌اند.

بنابراین، پابه‌پای تلاش برای حفظ سلامت جامعه و مبارزه با این بیماری مخوف و اضطراب‌انگیز، اکنون فرصت مناسبی است برای اندیشه‌ورزان اجتماعی و فرهنگی که رسوم و عادات کهنه‌ای که به مرور زمان بر سنگینی بار و تراکم بی‌حاصلی آن‌ها افزوده شده است، خردمندانه حذف یا اصلاح و مفید گردانده شوند.

فهرست نمودن این دسته از عادات و رسوم محتاج به کنکاش جمعی است امّا مراسم «پرس و پو»  یا «پرس» در بین آن‌ها هم درگذشته دارای سوابق اصلاحات ناگزیری بوده و هم در شرایط  بسیار دشوار مبارزه با آفت کرونا در صف تشدید کننده و تسریع دهنده آن درآمده و مقدم بر همه‌ی آن‌هاست، جامعه نیز مستعد پذیرش اصلاح است و در گوشه و کنار به‌طور خودجوش اقداماتی را در این جهت شروع کرده‌اند.

طرح مسئله

«پرس و پو» که مجموعه‌ای از اقدامات ضروری و اجتناب‌ناپذیر و آرام‌بخش، از «تشییع» تا «ترحیم» و تسلی را در بر می‎گیرد؛ در گذشته شیوه‌ی اجرایی ساده و کم هزینه‌ای داشته ولی به مرور، بر پیچیدگی و تشریفات اجرایی آن افزوده است و برخی کردارهای نیکوی گذشته از آن منحرف یا جدا شده‌اند و به‌جای آن‌ها پاره‌ای گرایش‌های منزلت جویانه نمایشی‌ فردی و دودمانی بر آن اضافه شده است. 

امروزه «پرس و پو» تنها یک تشیع و تدفین و ترحیم ساده بر اساس موازین شرعی نیست بلکه به عرصه‌ای برای خودنمایی، رقابت، فخرفروشی اجتماعی پرهزینه درآمده است به‌طوری‌که اقشار مرفه جامعه اگر از پس هزینه‌های آن برآیند، اقشار تهی‌دست جامعه، دست‌کم زیر بار هزینه‌های آن کمرشان خم می‎شود. 

به عنوان مثال: در گذشته و در جامعه سنتی‌تر ما، وقتی کسی فوت می‎کرد، این اقوام نزدیک یا همسایگان بودند که با غذایی ساده و بی‌تجمل؛ « آبی به دهان» مصیبت‌ دیدگان می‎کردند نه این‌که مصیبت‌دیدگان سراسیمه و شتاب‌زده و قبل از هرچیز به فکر شام و ناهار و حتا صبحانه جمع نسبتاً کثیری از اقوام دور و نزدیک و خویش و بیگانه، به مدت چند روز باشند. علاوه بر این برای فراهم کردن «جایی به تفکیک زن و مرد برای این مهمانان مصیبتی» همسایگان می‎بایست خانه‌ی خود را با انتقال اهل بیت به جای دیگر برای چند روز در اختیار صاحب عزا بگذارند و خود در مضیقه و تنگنا قرار گیرند و ابراز و فضای منزلشان دست‌خوش بی مبالاتی و گاه تخریب واقع شوند. 

مراسم، تشییع و تدفین و ترحیم نیز علاوه بر زحمت خانواده مصیبت دیده و همسایگان و هزینه‌های غیرضروری مترتب به آن‌ها، روز به روز رفتار و حرکات بی‌سابقه یا کم‌سابقه‌ای چون: آویختن پارچه‌های تسلیت (بنر)، پخش تراکت ایجاد ازدحام و ترافیک در معابر، توزیع و سرو انواع خوراکی و چای در مراسم، تشکیل صفوف طولانی در چند نوبت برای تسلیت گویی، نشست و برخاست و دست بلند کردن‌های «خودنما یا نه»، مداحی‌های غلو آمیز، ریخت‌و‌پاش‌های فراوان غذا، احداث قبرهای نامتجانس و ناهماهنگ، الزام و عادات به مراجعه مکرر و هفتگی به گورستان- نه تنها برای تازه‌درگذشتگان بلکه برای اموات بسیار زود درگذشته – .... به‌وجود آمده است. بسیاری از خانواده‌ها با اجرای برخی از این رفتارهای زحمت و هزینه افزای خلق شده، موافق نیستند ولی فشار اجتماعی آن چنان سنگین است که چاره‌ای جز تن دادن به آن‌ها ندارند چرا که اقشاری از جامعه طی مراسم «پرس و پو» بیش از هر چیز به رخ کشیدن منزل اجتماعی، فرد و دودمان را در نظر دارند تامناسک شرعی.

در این میان غم و رنج و زحمت زنان و پریشانی و افسردگی کودکان، حکایت ناخوشایدی دارد که از دید روان‌شناسی، جداگانه بدان باید پرداخت.

 در بعضی از مناطق و گروه‌های طایفه‌ای با همت معتمدین پیشگام و واقع بین، برخی از مراسم را در جهت ساده کردن و حذف زواید تا حدودی اصلاح نموده‌اند، اما کافی و فراگیر نیست. 

حال که جامعه درگیر مرضی به‌شدت واگیردار و مخوف شده است و خاص و عام برای رهایی از آن ناگزیر به شیوه‌ای از رفتارهای فردی و اجتماعی در راستای موازین بهداشت ورهایی از آن تن داده‌اند که در گذشته به ذهن هیچ‌کس  خطور نمی‎کرد. از جمله حذف اجباری، همه یابسیاری ازمراحل ضروری مراسم اشاره شده «پرس و پو». 

بنابراین اکنون فرصت مناسبی است تا پیشگامان و آگاهان جامعه با حفظ موازین شرعی؛ تشریفات زاید پرزحمت و پرهزینه‌ی این مراسم را با استفاده از امکانات فضای مجازی، حذف نمایند و اصلاح کلیت آن را  با بهره‌گیری از رسوم گذشتگان و باتوجه به امکانات و محدویت‌های زمان فعلی در دستور کار خود قرار دهند. 

در این‌جا لازم است برای ورود به اصل موضوع و ویرایش و تسهیل‌گری در «پرس و پو» پیشنهادهایی مقدماتی برای بحث در محافل اجتماعی و فضای مجازی عنوان شوند ولی قبل از آن ضرورت دارد به چند نکته در مورد حالات روحی و رفتارهای مردم در مراحل «پرس و پو» اشاره شود:

1- ایرانیان به‌ویژه مردم لرستان، در سوگ اقوام و نزدیکان خود واکنش و رفتارهای غم‌آلود تند و در لحظات اولیه، گاه هنجار شکنانه‌ای از خود بروز می‎دهند؛ آن‌چنان جوی به‌وجود می‌آورند که گاه قصد هلاک خودرا دارند. بر سر و سینه زدن، رو خراشیدن و موی کندن و گیسو بریدن و گریبان چاک کردن و خاک بر سر کردن و سر بر دیوار کوبیدن . . . از جمله‌ی آن‌ها بوده و هست.

این رفتارهای سنتی، در زنان شدت بیش‌تری دارد؛ چنان جاافتاده است که هرچه شدت این رفتارها جدی‌تر باشد نشانه‌ی دل‌بستگی و درد فراق بیش‌تری را بازتاب می‎دهد و عشق بیش‌تر به متوفا را بازگو می‎‌کند. چنین رفتار هیجانی وقتی در جمع اتفاق می‎افتد موجب واکنش‌های متقابل در افراد و تشدید آن می‎شود. در این گیرودار اگر فردی هم‌نوایی لازم را با جمع نداشته باشد و آرامش خود را تا حدی حفظ کند حتا اگرغم‌خوارترین و نزدیک‌ترین فرد به در گذشته باشد، مستقیم یا غیرمستقیم مورد سرزنش و نقد قرار می‌گیرد. به‌طور خلاصه، فریاد و فغان و آه و ناله را در مراسم «پرس و پو» نوعی ارزش و اعتبار خانوادگی می‎دانیم و سوت و کور بودن مراسم را نوعی تحقیر. از این رو به‌مرور  افرادی برای گرم کردن و «سرمویه» آوردن پرورده  شده‌اند.

جملاتی از قبیل: 

-«فلانی از گریه و زاری خودش را کشت» 

-«فلانی عین خیالش نبود»یا «از خدا خواست تا بمیرد! » 

واگویه‌هایی در محافل بعد از «پرس و پو» است! چنین است که حفظ آرامش بعد از مرگ بستگان، در فرهنگ‌های دیگر برای ما تعجب‌برانگیز شده است. 

2- کثرت جمعیت در هر یک از مراحل «پرس و پو» موجب آرامش و سر افرازی صاحب عزا و دودمانش  تعبیرمی‎شود. از این رو، تدابیری اندیشه می‎شود که با رعایت زمان و مکان و موقعیت، مراحل مراسم موجب فرصت بیش‌تر برای مشارکت اقوام و مردم در مراسم باشد. 

صف‌های طویل عزاداری‌ها و گذر تک به تک، مشارکت کنندگان از مقابل آن‌ها و عرض تسلیت به همه آن‌ها موید این موضوع است. در خلال این وضع، نوعی «رفتار مقابل» و «بده و بستان» نانوشته مورد انتظاری وجود دارد که بر اساس آن «برای این‌که مراسم درگذشتگان مان، در آینده پرجمعیت‌تر باشد» باید حتماًً در همه مراسمات دیگران شرکت کنیم. «مراسم‌گردی»های روز جمعه در آرامستان‌ها به همین دلیل است. یک فرد ممکن است سه یا چهار مراسم را  باعجله سرکشی و تسلیت‌گویی نماید. 

3- امروزه خانواده و دودمان‌های گسترده قبلی، از هم پاشیده شده و به‌صورت خانواده‌های هسته‌ای هر کدام در استان یا شهری اغلب دور دست، اشتغال و استقرار یافته‌اند. در مراسم «پرس و پو» این انتظار وجود دارد بدون توجه به بعد مکانی و وضع شغلی افراد فامیل، در مراسم؛ ترجیحاً تشییع و تدفین، شرکت نمایند. کم نبوده است مواردی که شتاب در آمدن به مراسم ، موجب تصادف و مرگ و میرهای جاده ای و یا باعث لطمه به کسب و کار و شغل افراد شده است. 

4- کووید 19 یا کرونا، چنان‌که می‎نماید، بیماریی نیست که به این زودی ریشه کن شود، پروسه‌ای خواهد داشت طولانی که به اعتقاد برخی در مسیر خود مناسبات، هنجارها و رفتارهای فردی و اجتماعی بسیاری را دگرگون خواهد نمود. به این اعتبار بی‌ربط نیست که آن‌را «انقلاب کرونایی» بنامیم.                                                                      بنابراین بایستی با دیدی واقع‌بینانه و اخذ تجربه از گذشته وتحلیل شرایط حال؛ آینده را ولو نه چندان دقیق؛ در زمینه‌های مختلف، طراحی و برنامه‌ریزی کرد. نباید آینده پس از کرونا را رها کرد. چه بسا کروناهای دیگر به صورت گوناگون در انتظار جهان ما باشد. شاید ما کروناهایی در گذشته از سر گذرانده‌ایم و چون پس از آن‌ها، برنامه‌ریزی‌هایی برای آینده نداشته‌ایم، امروزه سراسیمه، دست‌پاچه و خودباخته در چنبره‌‌ی این بیماری مهلک، افتاده‌ایم.

توجه این نوشته بر ارائه پیشنهادهایی مقدماتی، درر استای بازبینی و بازسازی، مراسم و آیین «پرس و پو» است که به مرور زمان حشو و زوایدی بر شیوه‌ی اجرای سنتی آن‌ها، افزوده و تحمیل شده است. پیشنهادها به منظور حذف، تصحیح و تکمیل، تحت عنوان « آموزه» به شرح زیر آورده می‌شوند:

آموزه‌ی اول: بر اساس واقعیت زیستی و باورهای مذهبی، جهان مادی را دیر یا زود و در نهایت در یک محدوده‌ي سنی باید ترک کنیم. غالباً در مراسم عزا این تعبیر را برای تسلای هم‌دیگر به‌کار می‎بریم. پس امری که گریزی از آن نیست، با بروز حالت‌های هیجانی، شیون و ففان و خودآزاری... تغییر نخواهد کرد. 

بخشی از این رفتارهای هیجانی، به‌ویژه در ساعات اولیه شنیدن خبر فوت، خصوصاً آن‌هایی که انتظار ازدست دادنشان را نداشته‌ایم، اجتناب‌ناپذیر و خودانگیخته است و طولی نخواهد کشید که در صورت حفظ آرامش اطرافیان، فروکش خواهند کرد. بنابراین با یستی حفظ «آرام»، «متنانت» و«خویشتن‌داری» را که بسیاری از بزرگان و مشاهیر جامعه، هنگام مرگ عزیزانشان از خود نشان داده‌اند، سرمشق قراردهیم و آن را ارزش بنماییم و این باور را ملکه سازیم که «گریه و زاری»  فراوان و بیش از اندازه شاخص خوبی برای نشان دادن نزدیکی و علاقه به درگذشتگان نیست. 

خواهران و مادران، به‌طور کلی زنان در این مرحله از عزا بیش‌تر از مردان شیون و زاری می‏کنند و در مقابل هر گروه تازه وارد، حتا برای چندین روز باید این کار را تکرار کنند. 

باید رسم را بر این نهاد که یک روز اول را برای گریستن خانواده معزا و دیگران مجاز نمود و روزهای دیگر بدون «وی یا ویشت» یا «سینه زدن» و گریه و زاری با ذکر فاتحه مراسم را پیگیری نمایند. ملاقات‌کنندگان، فقط به دلداری و تسلی دادن بسنده کنند و از گریه و زاری اکیداً اجتناب نمایند.

تاکید شود در روز اول غیر از اقوام و دوستان نزدیک از رفتن و ازدحام در منزل متوفا خودداری شود. 

آموزه‌ی دوّم: به روال سنّت خوب گذشته، تهیه دست‌کم دو وعده غذا (ناهار و شام) برای اعضای اصلی خانواده و صاحب عزا بر عهده‌ی همسایگان و فامیل خواهد بود. هیچ‌کس و به‌ هیچ‌وجه در روزهای اول و دوم در منزل متوفا، مجاز به صرف غذا، نخواهد بود. این یک وظیفه و تعهد همسایگی است که با ید اعمال شود. اولویت این است که غذا در منزل همسایه صرف شود. 

آموزه‌ي سوم: جنازه هرچه زودتر، تشییع و تدوفین شود، نگه‌داری میت، به انتظار رسیدن نزدیک‌ترین اقوام او که در شهرستان‌های دور هستند و یا به‌منظور تشییع با شکوه جمعیت بیش‌تری مشارکت نمایند، امر پسندیده‌ای نیست. منزلت و اعتبار یک خانواده و یا یک دودمان را در کثرت جمعیت مراسم‌ تشییع و تدفین نباید دانست، چراکه یک خانواده و دودمان در طول حیات اجتماعی خود، چنین ویژگی باید از خودنشان دهند اصولاًٌ دیدن و لمس میت، به‌ویژه اگر پس از یک بیماری طولانی فوت کرده باشد، کراهت دارد و یا مشاهده «به خاک سپردن» جز افزون بر رنج و اندوه بازماندگان تاثیر دیگری ندارد. بهتر است تمام مراحل تدفین، جدای از مشایعت‌کنندگان فقط با همراهی یک یا دونفر از نزدیکان، به سازمانی مثل شهرداری سپرده شود. مشایعت‌کنندگان پس از دفن بر مزار، فاتحه بخوانند و وداع نمایند. 

آموزه‌ی چهارم: مجلس ختم هم، پس از دفن، بر مزار میت انجام و اعلام شود؛ «پس از این، مراسم جمعی و رسمی دیگری برگزار نمی‌شود.»  البته ضرورت دارد فضای مناسب در آرامستان‌ها برای آن منظور فراهم شود. مردم هم از مراجعه به خانه‌ي فرد درگذشته یا شرکت دربرگزاری مراسم عمومی دیگری توسط بستگان متوفا، بدون رودربایستی خودداری نمایند. اما از طریق تلفن، پیام کوتا، وسایل ارتباط جمعی، سایت‌ها و کانال‎های فضای مجازی با تسلیت گفتن، خانواده‌ي متوفا را تنها نگذارند. اعضای فامیل و دوستان نزدیک به‌صورت خصوصی و محدود می‌توانند، مراسم یاد بود، بدون تدارک غذا داشته باشند. 

آموز‌ه‌ي پنجم: امروزه بسیاری از امور اداری، شخصی و اجتماعی از طریق سامانه‌های فضای مجازی و اینترنت صورت می‎گیرد. بخش زیادی هم از پیام‌های تبریک و تسلیت نیز از این طریق رد و بدل می‎شوند و حتا برخی از شهرستان‌ها (مثلاً الشتر و کوهدشت ) و گروه‌های قومی، کانال‌هایی تحت عنوان «پرس و پو»  فعال کرده‌اند و مراحل پرس را با «رحمت بی» (نوعی قرارداد اجتماعی مرسوم در لرستان) به حداقل رسانده‌اند. بنابراین زمان آن است که سهم عمده‌ای از اطلاع‌رسانی و پیام‌های تسلیت و اظهار هم‌دردی را به فضای مجازی محول نماییم. 

بدین منظور، باید ساز و کاری را بیندیشیم و طراحی کنیم که در آن مراسم « ترحیم مجازی» قابل قبول و اقناع کننده و آرامش دهنده‌ای وجود داشته باشد، به‌طوری‌که خلاهای دیدار حضوری اقوام و دوستان را تا حدودی جبران نماید. برای ساخت چارچوب، فرمت و چگونگی این مراسم «ترحیم مجازی» باید از متخصصین مربوطه کمک گرفت ولی لازمه‌ی این‌کار این است که تمام شوراهای شهر و روستاها موظف شوند تا سایت یا کانالی در فضای مجازی به نام «پرس و پو» ایجاد نمایند که بلافاصله پس از فوت هر فرد، آگهی ترحیم، مشخصات کامل متوفا به همراه شماره تلفنی از خانواده وی که توسط آن امکان تماس‌های عرض تسلیت و اعلام هم‌دردی به‌وجود آید، در آن ثبت شود. 

ترجیح این است که خانواده متوفا هم کانال موقتی در فضای مجازی باز کنند تا امکان درج و ثبت، گفت‌وگو و نمایش فیلم، عکس، صدا، خاطره و ... از متوفا و دوستان و خویشاوندانش، در آن فراهم شود. رجوع و هم‌گرایی در این کانال قطعاً در آرامش بازماندگان تاثیرگذار خواهد بود. 

در تهران انجمن لرستانی‌های مقیم استان تهران، بدین منظور کانالی را راه‌اندازی خواهد کرد و در سایت انجمن بخشی به اطلاع‌رسانی در مورد سوگواری‌ها، دایر می‎نماید. در سایت و کانال انجمن از طریق ارتباط مستمر با شهرستان‌های استان و گروه‌های مجازی داخل تهران اطلاعات به روز عرضه خواهد شد. 

آموزه‌ی ششم: برای اجرا و جاانداختن این آموزه‌ها، پس از نقد و حک و اصلاح  آن‌ها و مشورت با مراجع واقع بین و معتمدین محلی، لازم است گروه پیشگام و شناخته شده‌ای که در این زمینه وفاق دارند از طریق کمپینی درفضای مجازی وسپس درجلسه‌ای، هم را بیابند. بین خود و از جانب دودمان و بستگانشان، (رحمت بی) بزنند و پیمان ببندند که این آموزه‌ها را اجرا نمایند. تردیدی نیست مناسب‌ترین زمان برای این ویرایش، هم‌اکنون است که کرونا، آیین‌های پرس وپو را تقریباً تعطیل کرده‌است.

 

 *چاپ شده در شماره‌ی 530 سیمره 1399/02/13

 

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004