شما اینجا هستید: خانهمقالهموزه‌ها و چشم‌انداز نوین

موزه‌ها و چشم‌انداز نوین

جمعه, 02 خرداد 1399 ساعت 12:51 شناسه خبر: 5178 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
seymare seymare

موزه‌ها از جمله نهادهای جامعه‌ي مدرن هستند که پیوند تنگاتنگی با تغییرات جامعه‌‌ی بشری داشته و تحولات و فراز و نشیب دوران طی شده را بازنمایی می‌کنند. از یک طرف موزه سعی می‌کند که پدیده‌ای را برای شناخت ارائه دهد و از طرفی دیگر این ارائه در بستر تاریخی تحولات موزه تغییرات و پیچیدگی‌هایی به خود دیده‌است. موزه‌ها به عنوان بستری برای ارایه و حفاظت از تاریخ، فرهنگ و هویت جوامع به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تفریحی، خدماتی و البته آموزشی در جوامع مختلف محسوب می‌شوند. اختصاص روزی برای توجه به موزها در تقویم بین‌المللی نشان از اهیمت این عنصر فرهنگی برای ما و لزوم توجه و بازاندیشی مستمر نسبت به شرایط و عملکرد این نهاد دارد.

 

 موزه‌ها را باید برآمده از مجموعه‌ها و کلکسیون‌هایی دانست که در اختیار اغنیا و دور از دسترس عامه مردم قرار داشتند. شاید تصور گنجینه‌ها و صندوقچه‌های پر از جواهرات پر زروق برق از دارایی‌های اشراف و حکام ناشی از این عدم دسترسی باشد. به همان ترتیب که جوامع سنتی فرو پاشیده و جوامع جدید به سمت درکی (حداقل در بعد نظری) برابرانه‌تر از توزیع  قدرت و ثروت پیش می‌رود مجموعه‌های خصوصی هم به دسترسی بیش‌تر عرصه عمومی تن می‌دهند. همان‌طور که در عرصه‌ي سیاست نظام‌های استبدای فروپاشی و زوال را تجربه می‌کنند در عرصه‌ي فرهنگ نیز در راستای دموکراتیزه شدن دسترسی عموم به آثار هنری، کالاهای لوکس و تجملی (حداقل در قالب دیدار از گالری‌ها و موزه‌ها) سرعت گرفت. هرچند که همگی توانایی و ابزار درک، بهره‌مندی و استفاده از این موقعیت را به‌طور برابری در اختیار نداشتند. در بعدی دیگر می‌توان گفت موزه‌های بسیاری برای ایجاد و تداعی هویتی ملی یک‌دست شکل گرفته و در خدمت تجسم ایده دولت ملت قرار گرفت.

در بعدی دیگر باید به این نکته توجه داشت که موزه‌ها به عنوان دستاورد جامعه‌ی مدرن صرفاً نهادی دموکراتیک نبوده بلکه با روابط قدرت پیوندی تنگاتنگ داشته و دارد. این که چه چیز، توسط چه کسانی، چگونه، به چه هدفی و برای چه کسانی به نمایش درآید به طور انکارناپذیری با قدرت پیوند ناگستنی دارد. این اروپاییان بودن که قدرت و دانش و ابزار تعریف و به تصویر کشیده دیگران را برای خود مهیا دیدند و به این ترتیب موزه‌های با رویکردهای شرق شناسانه/ بیگانه گرایانه (تمایل به نمایش دیگری در اشکال عجیب و غریب، غیر آشنا، غیرعقلانی و عقب افتاده) شکل گرفت و در این زمینه حتا مردم غیراروپایی در باغ وحش‌های انسانی برای سرگرمی (و البته تداعی برتری نسبت به آن‌ها) به نمایش درآمدند. فرهنگ‌های محلی و قومی در سایه‌ی دولت-ملت‌ها به حاشیه رفته و در موزه‌ها تلاش برای نمایش هویتی یک‌پارچه که بازنمای ملت منسجم باشد شدت گرفت. 

اما موزه‌ها به عنوان محصول اندیشه و دانش بشری در این معادله تحمیل‌گرانه قدرت و نابرابری باقی نمانده و به سمت خروج از این رویکرد سلطه‌آمیز حرکت کرده و نهایتاً به نهادهایی با رویکرد بین فرهنگی جهت تسهیل در شناخت و ارتباط جوامع و فرهنگ‌ها تبدیل شدند. در این برداشت از موزه آن‌چه اهمیت دارد کارکرد موزه به عنوان نمایشگر فرهنگها، تشابهات و تفاوت‌ها و تلاش برای به رسمیت شناختن این تفاوت‌ها به عنوان تنوع فرهنگی است. موزه‌های پسا استعماری به ستایش فرهنگ‌های محلی و نقد روابط استعماری پرداختند و بدین ترتیب موزه‌ها به عنوان دریچه‌ای به ارزش‌های دوره‌های تاریخی گذشته، بازنمایی ایده‌های تاریخی و ارزش‌ها و باورهای جوامع که تنوع آن‌ها متناسب با تنوع فرهنگی بشریت است درنظر گرفته می‌شوند. موزه‌ها به عنوان مخزن دانش، تکنولوژی، ارزش‌ها، روابط اجتماعی، جهان‌بینی‌ها و سبک‌های زندگی بشر ارزش فرهنگی و استراتژیکی برای ملت‌ها و اقوام دارند. 

تحول موزه‌های کلاسیک به موزه‌های نوین رویکردی دیگر در ارزیابی تحولات نهاد موزه است. در این تقسیم بندی موزه‌های کلاسیک با رویکردی شیء محور و تمرکز بر اشیاء و مدیرت آن‌ها تعریف می‌شوند. موزه‌های کلاسیک با رویکردی مدرن به جمع‌آوری و یک‌پارچه‌سازی اشیای تاریخی در قالب مجموعه موزه تمایل دارد. در این رویکرد تلاش می‌شود، اشیای نمایش داده شده با برچسبی که آن را در یک مرجع یک‌پارچه منجمد می‌کند توصیف شوند (به عنوان مثال:  یک سرتبر مفرغی، هزاره‌ي اول قبل از میلاد) به این ترتیب اشیا و موضوعات به نمایش درآمده از زمینه اجتماعی، فرهنگی و انسانی و حتا نمادینی که در آن تولید و مصرف می‌شده است جدا می‌شود و صرفا به یک شیء و یک مقطع زمانی تقلیل داده می‌شوند. به علاوه نحوه نمایش با نگاهی یکجانبه نگر در راستای افکار و برنامه‌های طراحان موزه است. به طورکلی موزه‌های کلاسیک محور کار خود را بر طبقه‌بندی قرار داده و نمایشگاه‌هایی بر اساس ویژگی‌هایی مانند دوره‌ی تاریخی، جنس اشیا، انواع گونه‌شناسی و... ایجاد می‌کنند. موزهی حیوانات، موزه‌ی اشیای مفرغی، جواهرات، نقاشی و ... از این دست می‌باشند. در موزه‌های کلاسیک طبقه‌بندی و فاصله‌گذاری فضای موزه به عرصه‌ي خصوصی(متعلق به متصدی، طراح. متخصص تولید دانش ارائه شده در موزه) و فضای عمومی متعلق به مخاطب وجود دارد. اطلاعات با ادبیاتی علمی مبتنی بر رویکرد متخصص و بدون توجه به مخاطب تولید و منتشر می‌شود (به‌عنوان مثال در قالب اتیکت، یک مجسمه نقره‌ای که بزکوهی را در حالی که تقلای زیادی را از خود برای رسیدن به لبه جامی نشان می‌هد و  ظرفی دیگر را به شکل شیری که انتهای بدنش به شکل یک جام ساخته شده است، تحت عنوان ریتون؟ معرفی می‌کند و زمینه‌های اجتماعی، نمادین، تکنولوژیکی و ... آن را نادیده می‌گیرد). موزه‌ها در این رویکرد به‌عنوان مؤسسات مجموعه محور تلقی شده که توانایی ارتباط چندانی با مخاطب خود را ندارند. بازدید کنندگان اجسامی ساخته شده از مواد مختلف را که بر اساس ماده یا زمان ساخت طبقه بندی شده اند تجربه می‌کنند. در واقع این رویکرد بسته نسبت به مخاطب را می‌توان در این نکته نیز دید که موزه‌های کلاسیک صرفا در ساعاتی «باز» سپس «بسته» می‌شوند، یعنی همانطور که دسترسی فیزیکی در موزه‌های کلاسیک محدود است رابطه مخاطب با شیء، دانش تولید شده و به طور کلی مجموعه ای که موزه داعیه آن را دارد کنترل شده می‌باشد.  

مسائل مطرح شده در دو دهه‌ي اخیر تغییر رویکرد از موزه‌های کلاسیک به موزه‌های نوین را در پی داشته. در موزه‌های نوین زمینه‌ي اجتماعی، فرهنگی و انسانی که شیء در آن قرار داشته مورد توجه قرار گرفته و مجموعه های شیء محور به سمت درک بیش‌تر مخاطب، توجه به نیازها، کنجکاوی‌ها و ویژگی‌های او حرکت می‌کند. دانش موجود در رابطه با مجموعه با مخاطب به اشتراک گذارده می‌شود. اطلاعات در قالب، تصاویر، ویدئو، متن و به صورت کمتر محدود شده در دسترس می‌باشد. دانش موجود در موزه‌ها و مخازن  در دسترس قرار دارد و به ویژگی‌های مخاطب برای بهره‌مندی از انواع این داده‌ها توجه شده‌است. در موزه‌های کلاسیک معمولا به دلیل محدودیت فضا تعداد کمتری از اشیای نمایش داده می‌شود و این مسئله در موزه‌های نوین با استفاده از دیجیتالیزه کردن آثار در سطح بسیار وسیع‌تری قابل رفع است. تصاویر سه بعدی به کمک نمایش کیفی‌تر آمده و دیدن جزئیات بیشتر مهیا می‌شود. محدودیت زمان بازدید از طریق ارایه آثار موزه در فضای مجازی رفع شده و اشیاء بیشتر قابل نمایش شد‌ه‌اند. زمینه‌های انسانی، اجتماعی و فرهنگی اشیاء موزه‌ای در محور توجه است و در قالب روایت‌هایی از جامعه، محیط و زندگی ارایه می‌شوند. در موزه‌های نوین اقتدار طراحان و متخصصان به نفع پاسخ‌گویی به نیازهای بازدیدکنند‌گان و در نظر گرفتن تکثر معانی، برداشتها و ایجاد تعامل کم رنگ می‌شود. این رویکرد موزه‌ها را از مجموعه‌های به شدت محافظت شده به موسسه فرهنگی، در دسترس و همراه با مسئولیت‌پذیری اجتماعی تبدیل می‌کند.

به این ترتیب وجه تمایز اصلی موزه‌های نوین از موزه‌های کلاسیک به این شرح است که:

* در موزه‌های کلاسیک اشیای خارج از زمینه فرهنگی و انسانی خود به توضیح مختصر بر روی اتیکت تقلیل داده می‌شد. به این ترتیب موضوعات نمایش  و دعدعه مخاطب صرفا به کنجکاوی زیبایی‌شناختی تقلیل داده می‌شود. اشیا و آثار به نمایش درامده در یک متن اجتماعی و فرهنگی که از طریق در دسترس قرار دادن اطلاعات چند بعدی از آن دیده می‌شوند.

* در موزه‌های نوین که مخاطب محور هستند تمرکز بر ارائه اطلاعات به مخاطبان کاوشگر اطلاعات و جلب آن‌ها از طریق داده‌های مختلف قرار دارد. به همین منظور فاصله میان متخصص و مخاطب کاهش یافته و اطلاعات، دانش و اشیای بیش‌تری برای مخاطبان عرضه می‌شود. موزه‌ها به این ترتیب با فراهم نمودن تنوع و کیفیت و کمیت بیشتر در اطلاعات ارایه شده امکان بهره‌گیری مخاطبان بیش‌تر و با ویژگی‌های متنوع‌تری را فراهم می‌کنند. 

* موزه‌های نوین استفاده از فناوری دیجیتال را به عنوان یکی از موثرترین شیوه‌های ارتباط و جلب مخاطب در پیش گرفته‌اند. دیجیتالی شدن اشیای این امکان را به وجود می‌آورد که خطر آسیب به اشیا در حین نمایش کاهش یافته و تعداد بیش‌تری از اشیا قابل نمایش هستند. و موزه ها از محدودیت‌های کالبدی در عرضه آثار و ارتباط‌گیری با مخاطب فراتر روند.

نتیجه‌ای که از ارائه‌ی مطالب فوق می‌تواند ما را در رابطه با موزه‌ها و تصور آن‌ها به عنوان مجموعه‌های فرهنگی که مسئولیت اجتماعی را برای خود متصور هستند آگاه تر کند این است که باید از روند کنونی سازماندهی و مدیریت موزه‌ها که عمدتا با نگاهی درونگرایانه اداره می‌شوند به سمت بازآفرینی موزه‌ها در شکل نوین آن که توانایی جذب مخاطب و پاسخگویی به کنجکاوی‌های او را داشته باشد حرکت کنیم. موزه‌ها باید به سمت جلب مخاطب حرکت و توجه به ویژگی‌های مخاطبان را به عنوان یک اصل در نظر گرفته و خود را در مقابل جامعه‌ای از مخاطبان متکثر و متفاوت توانمند و مسئولیت پذیر سازند. همگامی موزه با جامعه می‌تواند ابعاد مختلفی داشته و موزه به محلی برای بازنمایی خاطره‌، حافظه و دغدغه های جوامع تبدیل شوند. موزه‌ها با ارائه‌ی روایت‌های متنوع از تاریخ، طبیعت، فرهنگ و فراهم آوردن فضایی برای نزدیک شدن نگرش‌ها می‌تواند در قالب یک رسانه به عنوان واسطه‌ای برای تعامل میان افکار و فرهنگ‌ها مطرح شود.

بسیاری از موزه‌های ما صرفاً مخازن بزرگی هستند که به دلیل محدودیت‌ها حجم کمی از آثار در آن‌ها به نمایش در می‌آید. در واقع آن‌چه که یک مجموعه گردآوری شده خصلت موزه‌ای بودن می‌دهد نه اشیای گردآوری شده که میزان اطلاعات و دانشی است که در خلال بازدید از آن منتقل می‌شود. که بدون توجه به این مقوله ما صرفا با انباری از آثار و اشیاء و ... مواجهه خواهیم بود. بی‌شک با توجه به محدودیت‌های مکانی و اعتباری که می تواند گریبانگیر این مجموعه‌ها باشد حرکت به سمت موزه‌های مجازی یکی از مهم‌ترین راه‌کارها می‌باشد. موزه مجازی به عنوان ساحتی انعطاف پذیر از موزه آسوده از محدودیت‌های مکانی، زمانی و آسیب پذیری اشیای قادر به ارائه و نمایش تعداد بی‌شماری از آثار می‌باشد. به علاوه موزهی مجازی به ما این امکان را می‌دهد که اشکال مختلفی از اطلاعات را برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های مکانی و زمانی ارائه دهیم. در این شکل از موزه دغدغه محافظت از آثار در مقابل تهدیداتی از قبیل سرقت، فرسودگی، جابه‌جایی و آسیب‌هایی محیطی به حداقل می‌رسد. موزه مجازی به مخاطب امکان بزرگنمایی و رصد جزئیات، بازدید شئ در زمینه‌ی اجتماعی و فرهنگی و با استفاده از داده‌های چند بعدی را داده و او را در فرایند بازدید از موزه‌ها خودمختارتر و فعالتر می‌بیند. در این موزه اطلاعات و دانش از حوزه‌های تخصصی خارج شده و در دسترس عموم قرار می‌گیرد. در موزه‌های نوین  با بهره‌گیری از فضای مجازی امکان ارتباط مستمر با گروه‌های خاص از قبیل دانش آموزان و پژوهشگران و سایر علاقه‌مندان ایجاد می‌شود. موزها امروزه با رقیبان قدرتمندی در زمینه جذب مخاطبان حتا در رابطه با تخصص موز‌ها یعنی ارائه‌ی مجموعه‌های فرهنگی مواجه هستند. انواع رسانه و رویکردهای متنوع و متفاوت ارایه شده در آن‌ها از جمله مهم‌ترین آن‌ها هستند. شبکه‌های اجتماعی به مراتب نسبت به موزه‌های کلاسیک شرایط جذاب‌تری برای ارائه‌ی مواد فرهنگی چه در جذب مخاطب چه از نظر مشارکت آن‌ها در فرآیند تولید و انتقال آگاهی و دانش در اختیار دارند. موزه‌ها باید نسبت به شرایط موجود واکنش نشان داده و خود را به فناوری‌های نو مجهز نموده و در دنیای امروزی که صرفاً ارتباط رودرو تنها شیوه‌ي ارتباط نیست مخاطبان خود را در عرصه‌ای جهانی  گسترش دهد.

به علاوه در شرایط فعلی و چشم‌انداز طولانی مدت تهدیدکرونا ویروس، رکود بخش‌های عمده‌ی اقتصاد جهانی و به‌خصوص صنعت گردشگری موزه‌هایی که پیش‌تر از تکنولوژی دیجیتال  بهره برده و در فضای مجازی نیز مخاطبان خود را جذب کرده‌اند می‌توانند واکنش فعال‌تری در مقابل رکود ایجاد شده ناشی از عدم مراجعه مخاطبان از خود نشان داده و علاوه بر کسب درآمد هم‌چنان جذابیت خود را حفظ نمایند. استفاده از فضای مجاز یکی از مهم‌ترین راه‌کارهای موزه برای برون‌رفت از بحران به وجود آمده است که می‌تواند موجب تحولی در ایجاد راه‌های نو ارتباط مخاطب و موزه گردد. برای این که موزه‌ها هم‌چنان در عرصه اجتماعی تاثیر گذار بوده می‌بایست با انعطاف پذیری و بهره‌گیری از تکنولوژی دیجیتال به عمق خانه‌ها رسوخ کرده و کارکرد خود به عنوان نهادی فرهنگی را تداوم بخشند. علاوه بر این در راستای مسئولیت اجتماعی موزه‌ها در شرایط رکود اقتصادی پیش آمده چون همه‌ی موزه‌ها از حمایت درآمدهای عمومی برخوردار نیستند در قالب ارایه مجازی داشته‌های خود می‌توانند اقتصاد خود را مدیریت نمایند.  

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004