شما اینجا هستید: خانهمقالهساکی: اسطوره‌ای ناکام یا قهرماني واقعي!

ساکی: اسطوره‌ای ناکام یا قهرماني واقعي!

سه شنبه, 10 تیر 1399 ساعت 23:26 شناسه خبر: 5259 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دکترمجتبا ترکارانی دکترمجتبا ترکارانی سیمره

هر ملتی در حافظه‌ی تاريخي خود بزرگانش را به خوبی و نيكي به یاد دارد. هميشه با هربهانه‌اي و گاه بي‌دليل از آن‌ها یاد می‌کند، یادشان را گرامی می‌دارد و همه‌ی خوبی‌ها را به آن‌ها نسبت می‌دهد. «ساکی» از منظر مردم لرستان يكي از این مردانِ بزرگ است.

 

مردم لرستان و به‌ويژه شهروندان خرم‌آباد همیشه از ساکی به‌عنوان یک اسطوره یاد می‌کنند؛ کسی که آرزوهای بلندی برای مردم شهرش داشت و در دوره‌ي مدیریتش شهر خرم‌آباد متحول شد و بسیاری از امكانات امروز شهر نتیجه‌ی آینده‌نگری و درایت و دور‌انديشي شخص ساکی  است. درحقیقت مردم او را الگوي يك شهردار موفق مي‌دانند.

  پرداختن به نام ساكي پس از چهاردهه از كنار رفتن وي از سمت‌هاي مديريتي شهر، اين سوال جدي را به ذهن متبادر مي‌كند كه طرح ساکی به عنوان یک فرد موفق و يك اسطوره در ذهن شهروندان خرم‌آباد از چه چيز نشئت مي‌گيرد؟ 

آيا مي‌توان اين اسطوره‌سازي را به همان روحیه‌ی گذشته‌گرا و مرده‌پرست جامعه‌ي ما برگرداند که فكر مي‌كنند لزوماً گذشتگان بهتر از امروزيان بودند و هر روز كه مي‌گذرد ما از آن روح اصلي فاصله مي‌گيريم و کسی نمی‌تواند جای خالي گذشتگان را پركند؟

یا چنين نيست و علت را بايد در اين نكته جست كه طی این‌ها سال‌ها چنان تراز مدیریتی، کاری و علمی نزول كرده که هنوز تراز عملکرد و موفقیت علي‌محمد ساكي چون ستاره‌ای دست‌نیافتنی در افق ما قرار دارد و امروزيان نتوانسته‌اند از تراز ايشان عبور كنند و هنوز به‌رغم بالارفتن سطح توسعه در اين ديار، موفقيت افراد با تراز ايشان مقايسه مي‌شود و سايه‌ی ساكي برسپهر ذهني ما حضوري سنگين دارد و ساکی ستاره‌ی درخشان این دیار مانده‌است و کسی نتوانسته رکورد ایشان را بزند؟

 بالاخره تبيين سوم اين‌كه آیا شيوه برکناری ناگهاني ایشان از شهرداری و قهر ایشان از این دیار و کنار رفتن ایشان از سمت‌های دولتی  به‌خاطر حوادث بعد از انقلاب 57 و انزوا و قطع حقوق ايشان و كم‌دستي و بیماری و مرگ تراژدیک ایشان در اوج فقر چهره‌اي مظلوم از او ترسيم مي‌كند كه در ذهن اسطوره‌ساز ما قهرمانان ناكام  چنين جايگاهي را اشغال كرده‌اند و ساكي نيز چنين جايگاهي را به خاطر اين شرايط كسب كرده‌است؟ 

نگارنده سعي مي‌كند فراتر از آفرین و نفرین‌ها با نگاهي جامعه‌شناختي زمينه و زمانه‌ی ساكي را مورد بررسي قرار داده، زندگی کاری، فکری و اداري ساکی و نقش‌های مختلف ایشان را مورد توجه قراردهد شايد از اين زاويه بتوان ابعاد واقعي شخصیت علی‌محمد ساکی را روشن‌تر ديد و به سوال‌هاي بالا پاسخ داد.

 علي‌محمد ساکی در طول زندگی خویش نقش‌های مختلفی مانند معلم، مدیر مدرسه، مدیرآموزش و پرورش، شهردار، مترجم و جامعه‌شناس و محقق را به عهده داشته است. اين نقش‌ها هركدام به قدري بزرگ هستند كه هركس عمري را اگر بخواهد به يكي از آن‌ها مشغول باشد، كفايت نمي‌كند. ولي به نظر مي‌رسد ساكي به‌خاطر زندگي دريك جامعه‌ی توسعه‌نيافته كه در آن تقسيم كار و تمايز نقش‌ها وجود نداشت و احساس رسالت تاريخي يك‌تنه مجبور شد در كنار انگشت‌شماري مثل خويش يك‌تنه اين بار تاريخي را به دوش بكشد و همه‌ي اين نقش‌ها را متقبل شود. 

 

نقش اول: 

ساکی معلم و مدير آموزش پرورش بود. وي از نسلي بود كه درنخستین مدارس مدرن رضاشاهي درس خوانده بود و به دانشگاه تهران رفته بود. پايان‌نامه‌ی ليسانس‌اش را زير نظر استاد ستوده با موضوع جغرافياي تاريخي لرستان گذراند و همزمان با تحصيل در دانشگاه به معلمي نيز اشتغال داشت. نسل ساكي و ايزد پناه و... در زمانه‌اي مي‌زيستند كه سطح سواد در لرستان بسيار پايين بود و اين قشر تحصيل‌كرده دانشگاهي به‌خاطر زندگي در ميان فقر و محروميت‌هاي جامعه‌ی خويش و ارتباط با مجامع شهري، علمي و دانشگاهي و مشاهده رشد و ترقي جوامع ديگر مخصوصاً توسعه‌ی مدرنيستي دهه‌ی 30 و  40 دوره‌‌ی پهلوي از افق ديد بالاتري نسبت به هم نسلانش برخوردار بود و با نگاه فرهنگي خويش سعي داشت تا ديار خويش را از فقر و فلاكت اقتصادي و مشكلات فرهنگي نجات دهد. 

روايت‌هاي زيادي از سخت‌گيري ساكي به‌عنوان يك معلم و مدير مدرسه نسبت به دانش‌آموزان آن دوره وجود داشت. ريشه‌ی اين سخت‌گيري‌ها را جدا از شيوه‌ی تربيتي پدرسالارانه حاكم برآن دوره و يا ويژگي‌هاي شخصيتي كاريزماتيك ساكي شايد بتوان در دغدغه و علاقه‌ی شديد او نسبت به پيشرفت و ترقي فرزندان مرزو بوم خود نسبت داد.

به‌هرحال ساكي در اين دوره چه در کسوت معلم يا مدير فرهنگي، دغدغه‌ی تربيت نسلي با سواد و تاسيس نهادهايي فرهنگ‌ساز را داشت. به‌گونه‌ای که در بيش‌تر مدارس كتاب‌خانه‌هايي براي دانش‌آموزان تاسيس مي‌كرد تا آن‌ها را نسبت به كسب و علم و آگاهي تشويق و گاه اجبار نمايد. و از همه‌ي امكانات خود براي كمك به فرزندان خانواده‌هاي فقير براي پيشرفت تحصيلي كه عموماً درآن دوره فقير بودند، استفاده مي‌كرد.

 

نقش دوم: 

نام ايشان همواره در كنار  نقش معلمي به‌عنوان يك محقق و مترجم مطرح بوده است. در زمانه‌اي كه ميزان سواد و تحصيلات دانشگاهي و آگاهي به روش‌هاي تحقيق پايين بود و اين جامعه در يك فرهنگ كاملاً شفاهي زندگي مي‌كرد. نياز بود كه تاريخ، جغرافيا، آداب و رسوم و مردم‌شناسي اين ديارمورد تحقيق و ثبت و منتشر گردد. ساكي نه فقط در پايان‌نامه‌هاي خود به اين كار همت گمارد و در پايان‌نامه‌اش با عنوان جغرافياي تاريخي لرستان به جمع‌آوري و ثبت و ضبط و انتشار تاريخ و فرهنگ لرستان پرداخت و تا پايان عمرتلاش كرد به ترجمه آثار سياحان و مسافران و مقامات دولتي خارجي بپردازد(مانند ويلسون، استارك و لايارد) كه به لرستان سفر كرده و مشاهدات خود را از ان روزگار لرستان ثبت نموده بودند. ويلسون، لايارد و استارك و... روايتگر خاطره‌هايي از اين قوم بودند و اين روايان با زبان و قلم ساكي و ديگران به اين مردم شناسانده شد. ساكي هم‌چنين براي كمك به ترويج فرهنگ كتابت، سال‌نامه‌هايي را در دبيرستان بهار با همكاري دانش‌آموزان و معلمان  منتشر  و اهل فرهنگ را به نوشتن در چنين آثاري تشويق مي‌کرد.

شايد بتوان در اين ترجمه‌ها و تحقيقات، دغدغه‌ي هويت‌جويي نسلي را ديدكه به‌خاطر شروع  مدرنيسم پهلوي، سنت‌هاي محلي‌شان را در معرض خطر ديده و نياز شديدي به شناسايي هويت خويش در اين زمانه‌ی پرآشوب احساس مي‌كردند. اين هويت‌جويي فرهنگي را ساكي، ايزدپناه و امان‌اللهي و ديگران با ترجمه‌ي آثاري رقم زدند كه به نوعي گذشته‌ی قومي اين قوم را روايت مي‌كرد.

 

نقش سوم: 

ساکی به‌عنوان مدیردولتي و شهردار نقش ديگري بود كه وي به عهده گرفت. شايد بتوان اين نقش ساكي را ماندگارترين چهره‌ي او در حافظه‌ي جمعي لرها دانست. شهرداري مقتدر، دورانديش، پاك‌دست، توسعه‌گرا و با تعلق عاطفي و اجتماعي به همشهريان خود؛

پاك‌دست بود زيراهم در روايت‌ هاي جمعي همشهريان از او به پاكي و سلامت مالي ياد مي‌شود و هم در نامه‌اي كه از آن به‌عنوان «خداحافظي از مردم» در سال 1356 منتشر كرد به ريز دارايي‌هاي شهرداري و اموال خود اشاره كرده است. 

وي در آن نامه سعي نموده به شهروندان ثابت كند كه در طول خدمتش هيچ‌گاه از اموال اداري، استفاده شخصي نكرده و حتا افسوس مي‌خورد كه چرا سرمايه‌اي نداشته تا از آن براي آباداني شهر خرم‌آباد استفاده كند. اين نوع گفته‌ها شايد در اين زمانه كه به مدد رسانه‌ها بسياري از چيزها به نوعي ژست‌هاي اخلاقي و روشن‌فكري تلقي مي‌شوند، ولي در آن دوره به‌خاطر پيوند خوردن با تصورعمومي مردم از ايشان كاملا مورد قبول واقع شده و باوجود اين‌كه ما هميشه مديران را به صفاتي مانند دزد و مال‌مردم خور منتسب مي‌كينم ولي در مورد ساكي اين نوع شفافيت در ارايه عملكرد اداري خويش، غير از پاك‌دستي فردي به نوعي مسئوليت‌پذيري را او در سيستم اداري نشان مي‌داد.

 وي فردي توسعه‌گرا بود، زيرا افق‌هايي را براي آينده‌ی شهر خرم‌آباد مي‌ديد كه معمولاً مديران بومي حتا امروز نيز كمتر واجد اين نگاه دورانديشانه و آينده‌نگرانه هستند. اين نوع نگاه، نه فقط در ساختن پروژه‌هاي شهري عيان بود بلكه خود را در ساختن مراكز فرهنگي شهري مانند كتاب‌خانه و شهربازي و فضاي سبز شهري، هتل و مراكز تفريحي و گردشگري نشان مي‌داد. حتا به گفته‌ي دوستان نزديكش صندوق كوچكي با كمك افراد خير بازار براي كمك به دانش‌آموزان كم‌بضاعت شهر تشكيل داده بود و به  اين افراد كم‌بضاعت ولي توانا و مستعد براي ادامه‌ي تحصيل كمك مي‌كرد. در ساخت پروژه‌هاي شهري نيز صرفاً نگاهش به انجام اين پروژه‌ها و پركردن عملكرد خويش و ارتقای اداري نبود بلكه آينده را نيز درطراحي اين پروژه‌ها در نظر مي‌گرفت. همين‌ها بود كه دشمنان زيادي برايش دست و پا مي‌كرد. ايشان در نامه‌ي خداحافظي‌اش به اين مخالفت‌ها و كارشكني‌ها اشاره مي‌كند.

ساكي در زمانه‌اي سكان شهرداري را به عهده گرفت كه شهر خرم‌آباد و به تبع آن لرستان وارد تحولات اجتماعي عميقي در حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي، جمعيت‌شناختي و فضاي شهري شده بود. جمعيت شهر خرم‌آباد در دهه‌ي 30 و 40 با آهنگ بالايي رشد كرده و اين جمعيت بالا نيازمند توسعه و برنامه‌ريزي، اشتغال و فضاي شهري مناسبي بود. مهاجرت روستاييان و عشاير در اين دهه به‌دنبال اصلاحات ارضي و انقلاب سفيد و باسوادي فرزندان روستايي و جمعيت خانواده‌هاي روستايي و شهري، نيز افزايش قابل توجهي پيدا كرده بود. مهاجرت‌هاي دهه‌ی 40 و50 تقريباً اولين نوع مهاجرت روستاييان به شهرها در لرستان در دوره‌ي مدرن بود. به‌خاطر نبود برنامه‌ريزي مناسب به پديده هاي مانند حاشيه نشيني ، بيكاري و اشتغال غير رسمي و تعارض هاي فرهنگي بين شهرنشينان و ايل نشينان وروستانشينان دامن مي‌زد. اين وضعيت باعث شد كه وقتي ساكي به عنوان يك مدير شهري وارد عمل شد در مقابل خود پارادوكس‌ها، موانع و مشكلات دردآوري را ببيند.

يكي از اين پارادوكس‌ها ايستادن در مقابل ساخت‌وساز در مناطق حاشيه شهر بود. بدين صورت وقتي در مقابل حاشيه‌نشيني و ساخت غير‌قانوني منازل در سكونت‌گاه‌هاي غيررسمي توسط مهاجران و يا ساكنان فقير مي‌ايستاد و با تخريب منازل آنان راه بر ساخت بي‌قواره و بي‌برنامه شهر ميبست مجبور بود در عين حال كه انرژي زيادي را براي مقاومت در مقابل چنين موضوعاتي مي‌گذاشت همزمان نيز از خود چهره‌اي بي‌رحم و ظالم و حتا غير اخلاقي نشان دهد كه شفقتي بر فقرا و بيچارگان ندارد. اين‌جاست كه پارادوكس قانوني بودن و يا باهمه كنار آمدن و نوعي پوپوليسم و مردم‌دار بودن خود را نشان مي‌دهد. تجربه نشان مي‌دهد كه در زمينه‌ی فرهنگي لرستان با شبكه‌هاي فرهنگي و اجتماعي درهم تنيده با قاطعيت قانون را اجرا كردن و ملاحظه افراد و بزرگان طوايف و افراد صاحب نفوذ را نكردن، به تدريج فرد را در معرض خطر و انزوا قرار مي‌دهد و سيل توطئه و تهمت را روانه فرد خواهد كرد. در اين‌جا همه انتظار دارند كه شما پيوندهاي خانوادگي و فاميلي و همشهري‌گري را بر اجراي عادلانه قوانين دولت ساخته ترجيح بدهيد و درصورت عدم انجام چنين رفتارهاي مردم دارانه و نه قانون‌گرايانه، از شما تصوير يك فرد غيراخلاقي و به لحاظ اجتماعي مطرود و منزوي ساخته مي‌شود كه همه را با هم در برانداختن شما متحد مي‌سازد چرا كه يك ساز ناساز هستي.

تناقض بعدي كار كردن در ساختار اداري لرستان در جايي است كه شما در مقابل اقشار صاحب نفوذ قرار مي‌گيريد و براي پيش‌برد كارخود ناچاريد بر مقاومت اين گروه غلبه كنيد. ساكي در آن دوره براي پيش‌برد برنامه‌ريزي و توسعه‌ی شهري نياز داشت، براي تعريض خيابان ها  و كوچه‌ها خانه‌هاي مسكوني موجود بر سر مسير را بردارد و يا براي ساختن پارك‌ها و مراكز فرهنگي زمين‌هايي را از مالكان و خوانين بگيرد. هم‌چنين براي اجراي برنامه‌هايش مجبور بود در مقابل زياده‌خواهي بعضي از مسئولين دولتي و يا نظامي آن دوره بايستد. اين نوع جدال و مقاومت‌ها، معمولا ايشان را در مقابل اين اقشارصاحب نفوذ قرارمي‌داد تا جايي‌كه خودش در همان مكتوب آخر از زمين‌داران شهري و روستايي و بعضي از مسئولان رانت‌خوار دولتي به سختي ياد مي‌كند كه چگونه در مقابل برنامه‌ريزي‌هاي او مقاومت كردند. بعد از اين‌كه زورشان به او نرسيد به بدگويي و تهمت‌زني و پرونده‌سازي براي ايشان دست زدند. کار به جایی رسید که به‌خاطرگزارش‌هایی كه عليه ايشان به دربار و نخست‌وزيري در مورد عملكرد ايشان داده شده بود، گروه‌هاي بازرسي براي بررسي صحت و سقم اين گزارش‌ها به لرستان اعزام شد.

پارادوكس بعدي ساكي كاركردن در كنار دولتي بود كه مدرن و توسعه‌گرا ولي ديكتاتوري طرفدار غرب بود. دولت شاه با وجود اقدامات توسعه‌گرايانه نيم‌بندش در لرستان، در ميان جوانان انقلابي اين ديار محبوبيتي نداشت. اين جوانان شاه را مزدور غرب و وابسته و ظالم به محرومان در جامعه‌اي چون لرستان مي‌دانستند. بنابراين همكاري با چنين دولتي براي فرد باسواد و فرهنگي چون ساكي يك تيغ دولبه بود. از طرفي به‌عنوان اولين نسل‌هاي تحصيل‌كرده دانشگاهي لرستاني انتظار مي‌رفت كه بتواند در توسعه‌ی لرستان در كنار بوروكراسي دولتي نقش بازي نموده، فرصتي پيش آمده بود تا اين تحصيل‌كرده‌ها جامعه‌ي خويش را كه از سال‌ها عقب‌ماندگي رنج مي‌برد به سوي توسعه به پيش ببرند. از طرفي ديگر در فضاي انقلابي دهه‌ي پنجاه مبارز بودن، چپ بودن و مخالفت با شاه يك ارزش ايدئولوژيكي محسوب مي‌شد و هركسي با هر ميزان از فرهيختگي درصورتي نسبت به اين نگرش انقلابي هم‌دلي نداشت و با دولت شاه همكاري مي‌كرد در بين انقلابيون متهم به همكاري با رژيم شاه و ساواكي بودن و بزك كردن ديكتاتوري شاه با اقدامات توسعه‌اي بود. مخصوصاً در نظر بگيريم كه مديران در اين دوره مجبور بودند به‌خاطر فشارهاي وارده از بالا در احزاب دولت ساخته‌اي مانند ايران نوين و يا رستاخيز عضو شوند. اين وضعيت باعث مي‌شد كه در بين انقلابيون تصويري منفي از ايشان ساخته شود و ايشان را فردي خودفروخته و ساواكي و... معرفي كنند.

اما در پايان نمي‌توان از يكي از خوش‌شانسي‌هاي تاريخي ساكي صرف‌نظر نمود كه در زمانه‌اي شهرداري را به‌عهده داشت كه هم شهرداران از قدرت بالايي برخوردار بودند و هم انجمن‌هاي شهر وارد زدوبندهاي مرسوم با انجمن شهر(معادل شوراي شهر كنوني) نشده بودند و شهردار مي‌توانست از قدرت و اختيارات خود به‌خوبي استفاده كند. هم‌چنين به خاطر وجود استاندار توسعه‌گرايي مانند فرح‌بخشيان در آن دوره هم از حمايت آن‌ها برخوردار بود و هم مي‌توانست تعامل مناسبي با ديگر سازمان‌هاي دولتي داشته باشد.

 

نتيجه گيري:

روشن است که هریک از تبيين‌هاي مذكور می‌توانند بهره‌ای از حقیقت داشته باشند ولي حقیقت بزرگ‌تر آن است که  عملكرد ساکی در آن دوره به‌خاطر تلاش‌ها و توانايي‌هاي فردي خويش و استفاده از فرصت‌ها جلوتر و موفق‌تر از زمانه بوده و جامعه‌ی ما در سال‌های بعداز انقلاب به‌خاطر مهاجرت و جابه‌جايي نخبگان مدرن با سنتي و نزول سطح مديريتي كشور و تغيير سيستم سياسي كشور کمتر توانسته موفقیت‌هایی در سطح ساکی را تكرار كند. بنابراین این وضعیت اجتماعي و سياسي، همراه با شم اسطوره‌سازی ما باعث شده که ساکی  به قهرماني بزرگ تبدیل شده و ناکامي و سرگذشت تراژديك ایشان در اواخر عمر و احساس هم‌دلی جامعه‌ی ما با قربانی، باعث پایداری محبوبیت اين اسطوره تا كنون شده است.

به‌هر روی باتوجه به توضيحات بالا مي‌توان گفت: تراز عملكرد ساكي در سه نقش اشاره شده واقعاً در سطحي فراتر از زمانه‌ي خود بوده است. گرچه شرايط زمانه اجازه نداد تا ساكي از توانايي‌هاي خود كاملاً در جهت توسعه‌ي اين استان استفاده كند ولي همان‌اندازه تلاش‌هايش او را به یكي از ستارگان اين ديار بدل نموده كه تا ابد يادش در تاريخ و فرهنگ اين سرزمين باقي خواهد ماند.

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004