شما اینجا هستید: خانهمقالهتعامل دولت و مجلس؛ آیا علی مطهری می‌تواند آغازگر تفکر فراجناحی باشد؟

تعامل دولت و مجلس؛ آیا علی مطهری می‌تواند آغازگر تفکر فراجناحی باشد؟

چهارشنبه, 16 بهمن 1392 ساعت 12:22 شناسه خبر: 530 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 بررسی دوره‌های مختلف مجلس شورای اسلامی به‌خصوص بعد از خرداد 76 نشان می‌دهد که از نظر ترکیب جناحی هم‌واره روند به یک صورت تکرار شده است. به این معنی که دورِ اول ریاست‌جمهوری یک شخص، مصادف بوده با ترکیبی از مجلس که هم‌راهی اندکی با دولت و رئیس دولت داشته است.

در چنین شرایطی تلاش گردیده دوره‌ی بعد مجلس، شرایط به گونه‌ای پیش برود که هم‌راهان و حامیان بیش‌تری از دولت بتوانند به مجلس راه پیدا کنند تا بهتر بتوانند سیاست‌های کلان مد نظرشان را پیش ببرند. در این میان گاه آن‌چنان تنش بالا گرفته که دوره‌های خاصی رقم خورده است که می‌توان دوره‌ی رئیس‌جمهوری بنی‌صدر، خاتمی و احمدی‌نژاد را به عنوان سه دوره‌ی مختلف بیان کرد که البته حاصل تنش‌ها در هر دوره متفاوت بوده است. در زمان بنی‌صدر این تنش‌ها به صدور رای عدم کفایت و برکناری وی از مسند ریاست‌جمهوری انجامید؛ در زمان خاتمی، آزار و اذیت‌های فراوانی را در پی داشت که استیضاح و برکناری بی‌حساب‌وکتاب وزیران و اختلال در عمل‌کرد دولت به واسطه‌ی این سیاست‌ها، در خاطر مانده است و شاید بتوان دلیل اصلی روی کار آمدن کسی مانند احمدی‌نژاد را در همین مقطع جست‌وجو نمود که در جای خودش به آن اشاره خواهیم نمود.
مناسبات تعاملی احمدی‌نژاد و مجلس اما متفاوت از دوره‌های پیشین بود. از طرفی نارضایتی نمایندگان و اصرار به فشار بر دولت مانند زمان خاتمی بود و از طرف دیگر ادامه یافتن این کشمکش‌ها و قهر 11 روزه‌ی احمدی‌نژاد باعث گردید شمار قابل توجهی از نمایندگان مجلس به فکر صدور رای عدم کفایت به وی باشند که روزگار بنی‌صدر را به خاطر می‌آورد. طرح سؤال از رئیس‌جمهور توسط شماری از نمایندگان و در صدر آن‌ها علی مطهری به میان آمد و امضاهایی برای این‌کار جمع‌آوری شد که البته در نهایت به واسطه‌ی واهمه از رفتارهای پیش‌بینی نشده‌ی احمدی‌نژاد مسکوت ماند و راه به جایی نبُرد.
شاید بتوان گفت در دوره‌های گذشته، هیچ کدام از رؤسای جمهور در تعاملات‌شان با مجلس شورای اسلامی به دنبال واکنش‌های مستقیم و اصطلاحاً لجبازی و مقابله به مثل نبوده‌اند. او با جَوی که ایجاد نموده بود، در موارد بسیاری مجلس را وادار به سازش و هم‌راهی، علی‌رغم میل باطنی کرد. جالب این‌جاست
که اگر در دولت‌های گذشته مجلسی که در دور دوم ریاست‌جمهوریِ وقت روی کار آمده، هم‌راهی بیش‌تری با دولتِ وقت داشته است، این روند در دور دوم رئیس‌جمهوری احمدی‌نژاد که حرف و حدیث بسیاری را هم به همراه داشت، برخلاف روند گذشته بود و اختلافات دولت و مجلس به اوج خودش رسید. نتیجه‌ی رفتار احمدی‌نژاد هم به صورت کلی این بود که در انتخابات یازدهمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری، اصول‌گرایانی که خواسته یا ناخواسته احمدی‌نژاد را هم‌راهی کرده بودند، هیچ شانسی برای خودشان قائل نبودند و به همین خاطر در یک تصمیم‌گیری درست و منطقی خودشان را به دامن نامزدی انداختند که معتدل بود و می‌توانستند تا خروج از شرایط موجود که به هیچ عنوان شرایط مناسبی هم نبود، خواسته‌های‌شان را در برنامه‌های حسن روحانی دنبال نمایند. گزینه‌ای که اصلاح‌طلبان نیز پس از رخ‌دادِ اتفاقات سال 88 آن‌را مطلوب خودشان می‌دانستند؛ چرا که آن‌ها نیز به دنبال ترمیم خود به دور از جنجال و هیاهو بودند و البته روحانی را گزینه‌ی مناسبی برای رسیدن به خواسته‌های‌شان ارزیابی نمودند.
خیرِ کلی این شرایط هم البته به صورت کلی به نظام اسلامی رسید که زیر فشار تبلیغات و هجمه‌های سنگین دشمنان‌اش، انتخابات آبرومند و نسبتاً پرشوری برگزار نمود و بسیاری از توطئه‌ها را از میان برداشت و طراحان‌اش را ناامید ساخت.   
در هر صورت ایدوئولوگ‌های اصلاح‌طلب و اصول‌گرا نیز به خوبی دریافتند که پدیده‌ی روی کار آمدن احمدی‌نژاد ریشه‌اش در افراطی‌گری‌هایی بود که خواسته یا ناخواسته در زمان دولت اصلاحات شکل گرفته و به واسطه‌ی مرزبندی شدیدی که میان اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی صورت گرفته بود، قصد بسیاری، بر دوری از این رویکرد بود و البته از آن‌جا که سُنبه‌ی اصول‌گرایان پُر زورتر بود، به دامن افراط دیگری افتادند و حامی کسی شدند که معتقد بود باید شرایط در همه‌ی حوزه‌ها به سال‌های دهه‌ی 60 برگردد. رویکردی که شاید بتوان تنها نمونه‌اش را در همین کشور خودمان یافت و مثال دیگری نمی‌توان برایش پیدا نمود. میل به گذشته‌ای که ریشه‌اش نوستالژی پیچیده‌ای بود و از آن‌جا که نمی‌توان به گذشته برگشت و همه چیز را بازسازی کرد، از همان آغاز مشخص بود که راه به کجا خواهد بُرد. اصلاح‌طلبان به خوبی خطر را احساس کرده بودند اما واقعیت این بود که آن‌ها در شرایطی نبودند تا از روی کار آمدن احمدی‌نژاد جلوگیری نمایند و شد، آن‌چه نباید می‌شد.
علی‌رغم فشارهای زیادی که این گرایش و اندیشه‌های غیرجناحی احمدی‌نژاد بر جامعه تحمیل نمود و به نظر می‌رسد هنوز زمان زیادی تا برون‌رفت از آن وجود داشته باشد؛ باور به اعتدال و خروج از افکار حزبی نه‌چندان مشخص و منطقی را می‌توان دستاورد بزرگ این دوره نامید. بارزترین رفتار فراجناحی را هم البته می‌‌توان در وجود شخصیتی مانند علی مطهری جست‌وجو نمود که این روزها هم‌واره خبرساز است و نه می‌توان او را اصول‌گرا دانست و نه اصلاح‌طلب.
البته در موضع کلی به نظر می‌رسد بهارستان‌نشینان که هنوز نتوانسته‌اند رفتارهای دولت احمدی‌نژاد را فراموش نمایند، نمی‌خواهند باور کنند که شرایط عوض شده و نباید به اصطلاح دقِ‌دلیِ گذشته را بر سر وزیرانِ دولت یازدهم خالی کنند. حجم بالای تذکرها و کارت‌هایی که این روزها از طرف آن‌ها به وزیران روحانی داده می‌شود، نشان می‌دهد دوباره باید منتظر پوست‌اندازی و روی کار آمدن نمایندگانی باشیم که در راستای درک درست شرایط موجود و منافع کشور هم‌راهی بیش‌تری با دولت خواهند داشت. حسن روحانی نیز می‌داند که تا جایی که ممکن است باید هم‌زمانی که منتظر این پوست‌اندازی در آینده‌ی نه چندان دور است، قدرت مدارا و تعامل‌اش را تا جایی که امکان دارد بالا ببرد، تا در مدت‌زمان باقی‌مانده تا این اتفاق، هزینه‌های کم‌تری بر دولت‌اش تحمیل شود.
این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که از طرفی هر روز ابعاد تازه‌ای از تخلفات و قانون‌گریزی‌های دولت احمدی‌نژاد رو می‌شود و البته همین مجلس در پیش‌گیری و برخورد با آن‌ها نقش پُررنگی نداشته است و نمی‌داند آب رفته به جوی بازنمی‌گردد. از طرف دیگر بحثی که این روزها پیرامون عمل‌کرد مرتضوی و بده بستان‌اش با برخی نمایندگان مجلس وجود دارد، شاید به تنهایی کفایت می‌کند که نمایندگان مجلس بدانند در چه موضعی هستند و بهترین رفتار در این شرایط چگونه رفتاری است.
به هر حال بررسی ابعاد مختلف تعامل قوا در جمهوری اسلامی به خصوص مناسبات دولت و مجلس نشان می‌دهد که هر چه‌قدر جلوتر رفته‌ایم، به صورت کلی کشمکش‌های بیش‌تری وجود داشته و البته عموماً این کشمکش‌ها سودی در بر نداشته است. ناگفته نماند که به صورت کلی اهداف هر دو نهاد، رشد و بالندگی کشور است، اما اختلاف در راه‌های نیل به آن و گوناگونی آرا باعث گردیده تعامل مناسبی میان این دو نهاد وجود نداشته باشد که شاید بتوان به صورت کلی این طور نتیجه گرفت که باید با ترسیم مسیری مشخص راه را بر اعمال ‌سلیقه‌های شخصی و حزبی و اختلاف‌نظرهای بازدارنده بست تا همه‌ی قوا تشکیل‌دهنده‌ی یک کل هماهنگ و هدف‌دار باشند. اختلاف‌نظر، تداخل مسئولیتی و اعمال سلیقه‌ای که هم‌اکنون در سیاست خارجی و مشخصاً توافق هسته‌ای بروز کرده و بازدارنده شده است، نشان‌دهنده‌ی یک ناهماهنگی مضر است که مطمئناً نتیجه‌اش هر چه باشد هم‌راستا با منافع ملی ایرانیان نیست.
به هر حال درک همه‌ جانبه‌ی مسائل امروز از طرف همه‌ی گروه‌ها و اتخاذ رفتار مناسب بر اساس این درک، به‌خصوص در زمینه‌ی منافع بین‌المللی و ملی امری ضروری و غیرقابل اجتناب است که اصلی‌ترین لازمه‌اش فراجناحی عمل نمودن است. موضعی که هم‌واره شخصی چون علی مطهری آن را نمایندگی کرده است.    

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004