شما اینجا هستید: خانهورزشگشت و‌گذاري در نمايشگاه 29 كتاب تهران

گشت و‌گذاري در نمايشگاه 29 كتاب تهران مطلب ویژه

یکشنبه, 03 خرداد 1394 ساعت 16:38 شناسه خبر: 1435 3 نظرها
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
seymare seymare

 نمی‌دونم شاید تا حالا واژه‌ي کوران رو نشنیده باشید خودمم معنی دقیقشو نمی‌دونم اما من الان در کوران امتحانات قرار گرفتم. یعنی این‌که هفته‌ي قبل امتحان آناتومی سر و گردن داشتم و حالا هم تا چند روز دیگه با آغوشی باز به پیشواز امتحان میکرب می‌رم. خوانندگانی الان منظور من از واژه‌ي کوران رو می‌تونن درک کنن که این واحدها رو پاس کرده و یا به نحو جوان‌مردانه‌ای افتادن (به زبان خودمون استاد اون‌ها رو انداخته) حالا فرض کنین تو این شرایط دهشتناک بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب هم باشه. فکرم خیلی مشغول نمایشگاهه. اولین‌باری که حس کردم دوست دارم برم نمایشگاه کتاب تهران، دوازده سالم بود و اول راهنمایی بودم.

از اون موقع تا الان که در دومین دهه‌ی زندگی خودم به سر می‌برم (توجه کردید چقد زیرکانه از زیر گفتن سنم در رفتم. نگفتم تا نفهمید چند سال از عمر عزیزم به پای کنکور لعنتی حروم شد) و ترم چها رم پزشکی هستم هنوز نتونستم به این خواسته‌ی خودم جامه‌ی عمل بپوشانم. خوب، قبل‌ترها که کوچیک‌تر بودم می‌خواستم برم و نمی‌تونستم ولی الانا که بزرگ‌تر شدم خودم نمی‌خوام که برم. چون علی‌القاعده آدما میرن نمایشگاه که کتاب بخرن و من امکان نداره این کارو کنم. با خودم می‌گم اگه من همین یه خورده‌ پولی‌رم که بابت کتاب می‌دم بخوام تو نمایشگاه خرجش کنم، پس اون‌وقت کی از کتاب فروشی‌های شهر خودمون کتاب بخره. توی همین مدت اخیرم من خیلی از هم‌شهری‌هامو رو دیدم که واسه‌ي خریدن چند جلد رمان که همین‌جا هم راحت می‌شه پیدا کرد، پاشدن رفتن تا تهران. در صورتی که کتاب‌فروشی آسیا توی شهر خودمون، اونم توی یکی از خیابونای اصلیه بعد از نزدیک 50 سال ورشکسته و تعطیل شده. کتاب‌فروشی‌هایی از قبیل آسیا توی شهر ما کم نیستن حتا یکی از کتاب‌فروشی‌ها بعد از بسته‌شدن مغازش مدت‌ها اون چن جلد کتاب باقی‌مونده رو می‌ریخت تو عقب پیکانش و در کنار دست‌فروش‌های خیابون شقایق، سعی در جهت فروش محصولات فرهنگی داشت. من این چیزا نمی‌گم که تعجب شما رو برانگیزم نه. واقعاً هم جای تعجب نیست. در مملکت ما که میانگین مطالعه نزدیک دو دقیقه در ساله (ژاپن با 90 دقیقه اوله بعدم اینگلیس با 55 دقیقه و بعدم آمریکا با 30به ترتبی اول تا سومن) خوب بیش از اینم انتظار نمی‌ره. تازه روز به روزم در حال کاهشه چنان که تیراژ کتاب از 30000جلد در دهه‌ي 50 و 60 با وجود دوبرابرشدن جمعیت به 500 عدد در سال 90 رسیده و این‌که در دهه‌های بعدی به چقد خواهد رسید خدا خودش رحم کنه. اون چیزی که فکر منو مشغول کرده و جای تعجبه حضور این حجم زیاد جمعیت توی نمایشگاه‌ست. نزدیک شش‌میلیون نفر از نمایشگاه دیدن کردن. واقعاً این جمعیت توی نمایشگاه از کجا آب می‌خوره. حتا گفته می‌شه که در یک روز نزدیک یک‌میلیون‌وهفصدهزار نفر از نمایشگاه دیدن کردن حالا این که چی می‌شه ملت ما یه‌شبه و یهویی کتاب‌خون می‌شه واقعاً جای بحث داره. گفته می‌شه پایین بودن سطح مطالعه در ایران به سه دلیل می‌تونه توجیه بشه
 1- عدم احساس ایرانی‌ها به مطالعه 2-عادت داشتن ملت ما به ادبیات شفاهی 3-سانسور کتاب. سانسور کتاب توی ایران بیش‌تر مربوط به مسایل سیاسی و مذهبی و جنسی‌ست. مثلاً واژه‌ای مثل سینه جز لغات جنسی محسوب می‌شه و شما در کتاب‌های این اخیر جملاتی از قبیل دست به سینه رو نمی‌بینید. یا مثلاً واژه‌ي عرق، لغت قبیحی‌ست و با واژه‌‌ي نوشیدنی جایگزین می‌شه. پس اگر در حین خواندن کتاب با جمله‌ای مثل (...نوشیدنی را از روی صورتش پاک کرد..) روبه‌رو شدین هول نکنین. البته از نظر من دلیل سوم اصلاً توجیه خوبی برای پایین بودن سرانه‌ي مطالعه توی کشور نیست یعنی اگه تا پیش از این این‌طور فکر می‌کردم،29 دوره‌ي نمايشگاه به من ثابت کرد که دارم اشتباه فکر می‌کنم. آخه می‌دونین توی نمایشگاه امسال روزی نبود که خبری از ممیزی کتاب یا بستن غرفه به گوش نخوره. همایون امیرزاده مدیر کميته‌ي رسیدگی به تخلفات ناشران درباره‌ي جمع‌آوری کتاب در روزهای اول دوم نمایشگاه گفت: «در روز نخست 46 اثر مورد توجه قرار گرفت که پس از انجام بررسی‌های لازم دو کتاب در دو حوزه‌ی روان‌شناسی جمع‌آوری شده و بررسی 14عنوان دیگر ادامه دارد. روز دوم 13 عنوان بررسی شد که 3 عنوان با توافق ناشر آن‌ها جمع‌آوری شد.»
از جمله دیگر ممیزی‌های امسال کتابی بود به نام «مجموعه‌ي شعرهای شاد به همراه چند عکس یادگاری» اثر فاطمه اختصاری. دلیل جمع‌شدن این کتاب هم وجود اشعاری بود که توسط شاهین نجفی خوانده شده بود که البته علی‌رضا اسدی مدیر نشر نیماژه و ناشر این کتاب، انتشار این دست از اشعار رو رد کرده و به صراحت گفته که اشعار خوانده‌شده توسط شاهین نجفی در این کتاب موجود نیست. حال خود پیدا کنید پرتقال فروش را....
سومین روز نمایشگاه مصادف بود با جمع شدن دو جلد کتاب از نشر روزنه به نام‌های «من، سیمین و مصطفی» نوشته‌ي شیوا ارسطویی و «ملت‌ها چگونه شکست می‌خورند» به ترجمه‌ي محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور که دو تن از معترضین به انتخابات سال 88 بوده و از همان سال تاکنون در زندان به سر می‌برند و این کتاب رو هم در زندان ترجمه کردن.
جالبه بدونین دو جلد از کتاب‌های صادق زیباکلام هم به نام‌های «الف مثل اصلاحات» و «تولد اسراییل» از نمایشگاه جمع شدن که واکنش صادق زیباکلام در نوشتن نامه‌ای طنز‌آمیز به وزير فرهنگ و ارشاد را به دنبال داشت که خوندنش خالی از لطف نیست.
 «صبح فردا» و «حیان» هم از جمله انتشاراتی بودن که تعطیل شدن و خوب دلیل واضحی هم  برای تعطیلی آن‌ها ارائه نشد. انتشارات صبح فردا مربوط به آیت‌الله محمدرضا نکونام از مدرسین قم هست که البته گفته می‌شه شاید این عمل برمی‌گرده به پرونده‌ي قضایی ایشون در دادگاه ویژه‌ي روحانیت. ...
در جای دیگری همایون امیرزاده خاطرنشان کرد:
«با هرگونه کتابی که شامل مواردی علیه قانون اساسی و انقلاب اسلامی باشد، ایجاد خودباختگی در مقابل تمدن استعماری و ایجاد اختلاف و درگیری در میان طوایف قومی، اختلال دروحدت ملی و تمامیت ارضی کشور باشد برخورد می‌شود. کتاب‌هایی با محتوای تمسخر و تضعیف غرور ملی، روح وطن‌دوستی و ترویج کتاب و اصول مبانی صهیونیسم، کتابی که اسراییل را به رسمیت بشناسد نیز نمی‌تواند در نمایشگاه عرضه شود. ترویج و تبلیغ الحاد و اباحه‌گری تحریف یا انکار مبانی دین و احکام اسلامی، مخدوش کردن چهره‌ی پیامبران و امامان و بزرگان دین و ترویج چهره‌های منحرف وهابیت و بهاییت و عرفان‌های کاذب نیز از دیگر مسایلی هستن که طرح آن در کتاب‌ها موجب جمع‌آوری آن‌ها می‌شود. در حوزه‌ی فلسفه نیز کتاب‌های مروج اندیشه‌های پوچ‌گرایانه، سکولاریسم، اومانیسم افراطی، ترویج و تبلیغ موارد خرافی مثل اسطرلاب، کف‌بینی  و جادوي سنگ‌شناسی نیز جمع‌آوری می‌شود. در حوزه‌ی علوم سیاسی، اجتماعی و   تاریخی و نیز ترویج آرای گروه‌های محارب، غیرقانونی و ضدانقلاب و هم‌چنین دفاع از نظام استبدادی و سلطنت و تطهیر چهره‌های منفی آن‌ها، تخریب، توهین و اهانت به مهره‌های مؤثر انقلابی مراجع تقلید از خط قرمزهای مسئولان نمایشگاه کتاب‌ست»
عجب لیست بلندی بود من که دارم تایپ می‌کنم دستام از جون افتاد احتمالاً شمام چشماتون الان داره سوز می‌زنه. اون چیزی که نگران‌کننده‌ترست حجم بالای این لیست نیست بلکه قابلیت بالای تفسیرپذیری آن. مثلاً من خودم اگه جای ایشون بودم این رمان‌های آب‌دوغ‌خیاری نویسنده‌های نسل جدید که این روزها هم خیلی مد شدن رو جمع می‌کردم. به نظرم متن سبک و نثر مزخرف و داستانی که بیش‌تر مثل یک فیلم هندی می‌مونه، در برابر رمان‌های گردن کلفت و پرمایه‌ی غرب خودش نوعی توهین تمسخر و تضعیف غرور ملی‌ست. این را هم بگم که تمامی کتاب‌های مذکور مجوز انتشار از وزارت ارشاد را داشتن. شما این‌جا یک سؤال در ذهن‌تان ایجاد می‌شه اونم این‌که چه‌طور کتابی اجازه‌ي فروش در بازار را دارد اما در نمایشگاه نه؟ که البته تا حدودی سؤال منم هست. می‌گم تا حدودی چون خودم واسش یه جواب نصفه ناقص دارم اونم این که استقبال مردم از نمایشگاه خیلی بیش از کتاب‌فروشی‌هاست. احتمال دیده‌شدن کتاب‌ها در نمایشگاه خیلی بیش‌تر از فروشگاه‌های کتابه که البته خودم هنوز نتونستم دلیل قانع‌کننده‌ای واسه این مهم  بیارم. شاید رفتن به نمایشگاه کتاب و دیدن این همه جمعیت نوعی تفریح محسوب می‌شه. خوب البته در سرزمین ما كه جوان‌ها از چنين چیزایی... برای تفریح استفاده می‌کنن استفاده از نمایشگاه کتاب اونم تنها به جهت تفریح‌کردن و نه خوندن و یا حتا خرید کتاب اصلاً جای تعجب نیست. فقط ای کاش کسی پاسخ بده چرا این‌جا هیچ چیز سر جاش نیست. منم فک نکنم حالاحالاها هوس رفتن به نمایشگاه به سرم بزنه یه جورایی خجالت می کشم از اون همه کتا ب نخونده و اون همه ناشر تنها اونم در دولت اصلاحات!!
حداقل می‌ذارم تا دوره‌ي اصول‌گرایان سری به نمایشگاه بزنم اون موقع توجیه‌های بهتری برای جمع‌شدن کتاب‌های دارای مجوز دارم، اون موقع حداقل می‌تونم درک کنم گروهی به نام لباس شخصی چه‌طور می‌تونه به باسابقه‌ترین انتشارات کتب پزشکی حمله کنه اونم در حضور مامورین. بعید می‌دونم در هیچ دوره‌ای از نمایشگاه به بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس فقط 12 متر فضا داده باشن (سال گذشته 40 متر بود) یا مثلاً برای اولین‌بار بود که امسال جای خالی اتحادیه‌ی نوپایه‌ي ناشران و گرفتن اختیارات آنان این قد مشهود بود. دیگه دنبال رسیدن به اوضاع بهتر نیستیم همین را ازما نگیرین. حرفامم با این جمله تمام می‌کنم.
«قول بدهند و اجرا نکنن
از تساهل با کتاب بگویند و به مرحله‌ي عمل در نیاید
از آزادی قلم و بیان بگویند و هیچ رویداد تازه‌ای رخ ندهد
از سپردن کار به ناشران بگویند و اما نظارت‌ها هم‌چنان برقرار باشه
آیا نباید از مسئولان سؤال کرد چرا؟؟»؟
       *كيميا حيدري   

 

 

 

3 نظرها

  • پیوند نظر  لک غربت نشین لک غربت نشین سه شنبه, 12 خرداد 1394 ساعت 04:49

    خود اهل ادب تهرانی هم از نوشتن به زبان فارسی تهرانی شاکی اند حال خانمی اهل لرستان به این زبان بنویسد جای هزاران تاسف دارد.

  • پیوند نظر هدایت بهرامی هدایت بهرامی سه شنبه, 05 خرداد 1394 ساعت 15:05

    درودبرشما....
    مسوول یعنی کسی که موردسوال است....اما؟!!!!

  • پیوند نظر  معلم معلم دوشنبه, 04 خرداد 1394 ساعت 10:26

    خانم حيدري دست شما درد نكند

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

سایت‌های مفید

سیمره در شبکه های اجتماعی

گستره‌ی توزیع

غرب و جنوب کشور

ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان، خوزستان و همدان. همواره‌ی روزگار با سیمره جاری باشید!

سامانه‏‏‏‏‏‏ ی پیام کوتاه سیمره, منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم.
30009900998293

درباره سیمره

هفته‌نامه‌ی فرهنگی، اجتماعی، ورزشی

سال چهارهم

نشانی: لرستان، خرم‌آباد، خیابان شریعتی، روبه‌روی راهنمایی و رانندگی، اول زیرگذر شقایق

تلفکس: 06633407004